سایر منابع:
سایر خبرها
برای از بین رفتن رذائل کار کنید، فضائل خودش می آید
. دید این طوری نمی شود، شیطان به او کمک کرد ( وقتی کسی شیطانی شود، شیطان هم کمکش می کند) و به این فکر افتاد که یک باره چند طاقه بخرد. بعد به آن مغازه دار گفت: من نمی توانم بیاورم، بفرست شاگردت بیاورد. ابن سیرین بیچاره هم خبر ندارد موضوع چیست، پارچه ها را آورد، زن هم در خانه را باز کرد که پارچه ها را درون اتاق بگذارد، تا رفت درون اتاق بگذارد، زن درب حیاط را بست و ابن سیرین یک موقع دید او که با چادر و
هم خانگی با سوسک ها در کیش!
کیش برای خبرنگاران بود که در واقع، همان هتل دو ستاره است. دو ستاره به هتل هایی داده می شود که این شرایط را داشته باشند: خانه داری بسیار خوب، دکوراسیون جذاب و وجود تلویزیون رنگی و تلفن در تمام اتاق ها، مبلمان با کیفیت، رستوران با قابلیت ارائه سرویس در هر وعده غذایی، خدمات رسانی به اتاق ها، ورودی هتل با ظرفیت مناسب، تخت هایی با اندازه معمولی و بزرگ تر، سرویس حمام خوب و زیبا، قفسه های کافی، امکانات
فرمان زندگی را رها نکردم
مادری که دست تقدیر برایش تومور رقم زده بود و ناراحتی حاد قلبی و دیابت و اختلال غده هایی که وزنش را بالا برده بود و به 167کیلو رسانده بود؛ مادری که همسرش را بر اثر سرطان از دست داده بود؛ مادری که با وجود همه این اتفاقات، فرمان زندگی اش را رها نکرده است. روی دیوار خانه قاب عکس دختربچه ای با نوار مشکی جلب توجه می کرد. خانه خیلی کوچکتر از آن بود که چیز خاصی در آن وجود داشته باشد. بعد از یک
مخفی کردن دختربچه ربوده شده در چاهک آسانسور
عکس متعلق به مردی با نام احسان پیدا کردند. دختربچه در حالی که رنگ و رویش پریده بود و به سختی حرف می زد، تحت تحقیق گرفته شد و به تیم پلیسی گفت: روزی که از مدرسه به خانه آمدم وقتی وارد پارکینگ خانه مان شدم دو مرد مرا غافلگیر کرده و یکی از آنها دست هایش را روی دهانم گذاشت تا کسی فریادم را نشنود، سپس مرا به داخل چاهک آسانسور خانه مان بردند و دست و پا و دهانم را با چسب بستند، یکی از آن مردان تا سه
ایران و کاشان در قحطی سال 1288 + تصاویر
خاطرات خود از اوضاع حاکم بر تهران می گوید که نشان دهنده عمق فاجعه در پایتخت است: “از یکی از گذرگاه های تهران عبور می کردم. به بازارچه ای رسیدم که در آنجا دکان دمپخت پزی بود. رو به روی آن دکان، دو نفر زن پشت به دیوار ایستاده بودند. یکی از آنها پیرزنی بود صغیرالجثه و دیگری زنی جوان و بلندقامت. پیرزن که صورتش باز بود و کاسه گلینی در دست داشت، گریه کنان گفت : ای آقا، به من و این دختر بدبختم رحم
ما هم می توانیم شیعه انگلیسی باشیم!
دین است در کشور خود دو اتاق دارد که کل ابزارش را در این اتاق ها قرار داده است. وی در سفری به ایران آمد و گفت: “در زمستان ها سرشب یک ساعت وسایل گرمایی را در خانه روشن می کنیم و با لباس گرم و کاموایی می خوابیم اما در ایران وسط زمستان صاحب خانه از گرمای زیاد پنجره را باز می کند”، یک بخش از اسلام آمریکایی همین است، مشکل در تحریم نیست، مشکل در بیشترین عمل دماغ و بیشترین مصرف انرژی است. منبع: تسنیم+جهان . .
3 گزارش از کارتن خوابی در تهران
فرسوده. جای خالی دندان ها - حاصل 30 سال زندگی با هرویین- صورتش را لاغرتر از آنچه هست نشان می دهد. پوست پشت دست هایش صفحه ای است از ترک های به هم پیوسته که چرک، در شیار ترک ها رسوب کرده است. روزگار از این بازی ها بسیار دارد. انجمن معتادان گمنام هم 10 بار مرا برد برای ترک. مهم بعد از ترک بود. توی این سرما کجا بروم؟ چطور زنده بمانم؟ شاهرخ از کار شبانه برمی گردد. از جمع کردن
پرورش میوه روی دیوارهای خانه +عکس
درون زمین طراحی شده اند که با کشیدن هوا از زمین سمت جنوبی خانه و بیرون دادن آن از سمت پنجره های شمالی، به ایجاد تهویه در فضا می پردازند. فضاهای زندگی ساختمان به جمع و جور ترین شکل ممکن ساماندهی شده اند؛ یک سالن هال، فضای نهارخوری و آشپزخانه در یکسو قرار گرفته و در سمتی دیگر، بوسیله دیواری شامل کابینت، اتاق خواب و حمام جدا شده اند. کمپانی سازنده می گوید: استفاده هوشمندانه از نازک کاری و شکل دادن
خانه سالمندان مخصوص گربه ها! +عکس
از همه جای لندن با گربه هایشان به اینجا می آیند. این مرکز حتی از گربه هایی که از صاحبان خود دور افتاده اند هم مراقبت می کند. تعداد این گربه ها حدودا به 400 عدد می رسد. نکته جالب توجه درباره خانم هیلز این است که او در اصل به سگ ها خیلی بیشتر از گربه ها علاقه دارد و خود در خانه پنج قلاده سگ دارد. او درباره این تناقض می گوید: وقتی تمام روز را با بیش از 400 گربه می گذرانم، احتیاج دارم در
جاذبه های گردشگری گلستان از برج قابوس تا آبشار کبودوال
، طبیعت منطقه کوهستانی چلچلی و شاه وار. کردکوی: آبشار دو آب، آبشار هفت طبقه، ارتفاعات ییلاقی درازنو معروف به بام گلستان، پارک جنگلی امام رضا (ع)، غار گنج خانه، غار جهان نما، طبیعت روستای رادکان، طبیعت روستای کنداب، حاشیه رودخانه رادکان، طبیعت روستای ییلاقی درازنو، منطقه حفاظت شده جهان نما. گرگان: آبشار کبود وال، آبشار شیرآباد، آبشار دوقلوی زیارت، آبشار باران کوه، آب گرم زیارت
سیری در زندگی و شهادت سرهنگ شهید علی عباسقلیزاده
.رفتیم پایین ! دیدم معاون کارواندار لباس احرام بر تن کرده و آماده ایستاده که به نیابت ازطرف من به طواف برود . بعداز رضایت کامل ازطرف ما راهی زیارت شد و به من گفت : خواهرم خیالت راحت باشد من همه اعمال را بی کم و کاست انجام می دهم . بعد از اینکه از زیارت برگشت مرا صدا زد و گفت : همه اعمال حج عمره را بدون کم و کاست انجام دادم شهید تو را حتی لحظه ی فراموش نکردم در همه اعمال حضور کسی را احساس
یاشار کمال برادر بزرگ شرق بود/ نسخه نجات نشر ایران چیست؟/ کتاب باید با دکور خانه جور در بیاید
پخش و نشر ما، دسته دوم را ترجیح می دهد؛چرا؟ چون حجم دارد کتاب و با دکور خانه جور در می آید!بعد در این شبکه های اجتماعی، هی از من بپرسید چرا هر ماه سه بار سکته می کنم؟! کسی که شبیه هیچ کس نبود روزنامه ایران در صفحه آخر یادداشتی درباره یاشار کمال منتشر کرده که در آن بیان شده است: در سال 1943 نخستین کتابش با نام مرثیه ها را که شامل ترانه های فولکلور آناتولی بود منتشر کرد. سال 1950
وقتی هزینه ها برابری می کند، مردم خارج می روند
کرده است. آنچه امروز در این شهر به چشم می آید، ردیف آپارتمان های هم شکل و هم اندازه با بلوارهای خط کشی شده و مرتب است، همه چیز بوی مدرنیته می دهد؛ در این شهر جز بافتی تاریخی که مسجدی در میان دارد و مدرسه ای حوزوی و بازار و کوچه های تنگ و باریک سنگفرشی، هرچقدر فضای شهری بیروح ساخته شده، ساحل و طبیعت جدای از شهر آنتالیا، روح نواز است و زنده. جمعیت زمستان و تابستان آنتالیا باهم
بازار سرمایه بیشتر نگران دخالت های دولت است
مخابره شود، در بازار اثر خواهد گذاشت؛ این در حالی است که همه ما می دانیم که حتی اگر تحریم ها برداشته شود ممکن است اثرات واقعی آن تا سه سال بعد در جامعه دیده شود. اما در بازار براساس اطلاعات آینده تصمیم گیری می شود و اگر اطلاعات و فضای آینده برای من روشن باشد، این خوشبینی مرا به سرمایه گذاری ترغیب خواهد کرد. رویکرد شما نسبت به دولت فعلی چیست؟ به نظر من در شرایط بسیار بدی مسوولیت دولت
انگیزه 3 جنایت در تجریش مشخص شد
کرد و برایم چای آورد و همان موقع بود که وسوسه های شیطانی به سراغم آمد و نقشه سیاهی کشیدم. می خواستم نقشه ام را اجرا کنم اما زن جوان شروع به داد و فریاد کرد و می خواست مرا از خانه بیرون کند. من هر چه تلاش کردم نتوانستم او را ساکت کنم و در یک لحظه سیمی به دور گلویش انداختم و او را خفه کردم. دست و پایم را گم کرده بودم و می خواستم زودتر از آنجا فرار کنم اما وقتی از در خارج شدم مادر دوستم
رانندگی با تانک های آخرین مدل / همه از قایق روی کمر زخمی من می پریدند!
دشمن از بین رفته بود، سر و صدای باران هم، فضای آرام شب را به نفع بچه های رزمنده به هم ریخت. دیگر نگران سروصدای قایق ها و اسلحه ها نبودیم، بچه ها همان اول عملیات، دو رکعت نماز شکرانه به جای آوردند. هر وقت بچه های والفجر هشت، دور هم جمع می شوند، نخستین حرف شان همان اتفاق معجزه گونه باران است، دشمن واقعاً کر و کور شده بود. * باز هم لطف خدا عباس میرزاپور نیز
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (10اسفند)
پارک اصلا بالا نیست اما دو هتل محلی رینکانسل و الیمار هم از این پروژه حمایت می کنند. آنها قرار است اتاق هایی را با دکور سرزمین میانه طراحی کنند تا مجموعه شایر از هر لحاظ خاص شود. قرار است این پارک در دو بخش ساخته شود: پارکو اوربانو برای آن دسته از بازدید کنندگانی که توانایی پیاده روی زیاد را ندارند و زونا دی اونتورا برای بازدید عادی. پیتر جکسون، کارگردان سرشناس و نیوزیلندی هالیوود پس از
بنیاد در آینه مطبوعات
دادم و از قضا رتبه هم آوردم و همان وقت مربی پادگان بسیج شدم. تنها در قسمت ورزشی بسیج فعالیت داشتید؟ نخیر، باید بگویم آن وقت ها بسیج به معنای به پیش بود، اصلا خانه دوم ما محسوب می شد. تمام زندگی ما بعد از خانه و مدرسه در بسیج می گذشت. یادم هست جهادسازندگی برای کمک به روستاییان از مردم خواست در درو کردن محصول شرکت کنند، من آن وقت ها حتی نمی توانستم داس دستم بگیرم و بوته ها را به سختی با دست می
هجوم عجیب OFF ها و ساخت مال ها
دانم که باغ بود. بهار بود و درخت ها شکوفه باران. امروز را هم خوب یادم می ماند. دو طرف خیابان را بستند تا کسی مزاحم غول ها و بارهایشان نشود. آهن ها یکی یکی کاشته شدند. و بعد هم شناسنامه شان؛ پروژه بزرگ ...مال ! یک مجتمع تجاری دیگر. این بار، اما خیلی خیلی بزرگ تر. آن قدر که بتواند معروف ترین برندهای دنیا را دور هم جمع کند. از برند ساعت گرفته تا پوشاک، لوازم خانه، چرم و هر چه که نیاز داشته
مادر خشمگین تهرانی جان کودک 8اش را گرفت
پزشک قانونی برای معاینه جسد به سرد خانه رفتیم. همین که جسد آرش کوچولو را آوردند و صورتش را دیدم بی اختیار اشک از چشمانم جاری شد. در بررسی جسد آثار شیار روی گردن مشخص بود و معلوم بود پسر خردسال با شیئی رشته مانند خفه شده است. بعد از معاینه جسد به خانه شان در جنوب تهران رفتم. خانه دو طبقه حیاط دار که دیگر خبری از شیطنت های آرش در آن نبود. پدر و مادرش را در حیاط ملاقات کردم. مردی شصت ساله که