سایر منابع:
سایر خبرها
آشنایی با عملیات کربلای پنج ؛ سنگین ترین و گسترده ترین عملیات دفاع مقدس
خط چهارم و پنجم، قرارگاه دشمن، خصوصا قرارگاه تاکتیکی سپاه سوم (مقر فرماندهی لشکر11)، دارای مواضع مستحکمی بود و پدافند مستقل داشت. پس از خط جاسم تا کانال زوجی، مرکز توپخانه، لجستیک و عقبه لشکر 11 قرار گرفته بود و رده ششم و هفتم دشمن شامل کانال زوجی و مثلثی های غرب کانال زوجی بود. در منطقه شلمچه، دشمن زمین را به شکل پنج ضلعی درآورده بود. که از استحکامات بسیار پیچیده ای برخوردار بود .
سپاه بدر چگونه شکل گرفت/ هادی العامری کیست؟
باید این توان نظامی سازماندهی شود شهید دقایقی مسئولیت آن را برعهده گرفت. آیت الله شهید سید محمد باقر حکیم در جوار امام خمینی (ره) شهید دقایقی یکی از عناصر انقلابی ایران بود که برای به ثمر رسیدن انقلاب به مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی پرداخت و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سپاه مشغول شد و در 28 دیماه 1365 در عملیات کربلای 5 براثر اصابت خمپاره به شهادت رسید. شهید دقایقی نفر
عکس / ابتکار چند جوان، برای یادآوری شهدا
: اینها پسرهای شهدا نیستند، بچه های سمپادی اصفهانند. اما عکس بالایی عکس چه کسانی است؟ چند نفرشان شهید شده اند؟ دو نفر از رزمندگان حاضر در این سند تاریخی، به شهادت رسیده اند: نفر پنجم از راست، شهید حاج حسین خرازی فرمانده دلاور لشکر 14 امام حسین (ع) و نفر سوم از چپ، شهید قربانعلی عرب معاون عملیاتی لشکر. حالا دیگر فرقی نمی کند این افراد پایینی فرزند شهید هستند یا نه. سنگینی افراد بالایی کار خودش را کرد. این عکس، یادآوری بود و مأموریتش را خوب انجام داد. انتهای پیام
تاملی در یافته های جدید اقتصادی روحانی / حجاریان: به دولت بگویید دولت حسین قلی خانی / تحلیل"العهد"درباره ...
از مداح موج الحسین تصویری که پیش رو دارید، نمایی است از حاج حسین سازور مداح آستانِ اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) که در سال های دفاع مقدس (احتمالا در حدفاصل سال 1364 تا 1365 شمسی و در شبهه جزیره ی فاو ) به ثبت رسیده است. حسین سازور در زمان برداشت این عکس، یکی از پاسدارانِ گردان میثم تمار از لشکر 27 محمد رسول الله (صلوات الله علیه) بود. حاج حسین سازور را به شاگردی وفادارانه و
یک عکس نمادین دیدنی: جوانان به جای پدران شهید
تواند الگویی باشد برای چنین شبیه سازی هایی در شبکه های مجازی. عکس های دسته جمعی و زیبای فراوانی از شهدای دفاع مقدس وجود دارد که جوانان حزب اللهی و علاقه مند به شهدا، با هدف زنده نگاه داشتن در فضای مجازی، می توانند اقدام به شببه سازی نمادین آنها کنند. حرکتی که می تواند نمایشی از پیوند ارزشی دو نسل باشد که امروزه ادعا می شود از هم فاصله گرفته اند. دو نفر از رزمندگان حاضر در این سند تاریخی، خلعت شهادت پوشیده اند: نفر پنجم از راست، شهید حاج حسین خرازی فرمانده محبوب و دلاور لشکر 14 امام حسین(صلوات الله علیه) و نفر سوم از چپ، شهید قربانعلی عرب معاون عملیاتی لشکر. ...
روایتی دیگر از شخصیت شهید "سیدحسین علم الهدی"
علیه رژیم شاه می رفتیم مانع نمی شد. با جبهه رفتن ها هم کنار آمده بود و خود او مشوق هم می شد. مادر ما در طول 8 سال جنگ تحمیلی در اهواز ساکن شده بود و حاضر نمی شد به شهر یا استان دیگری برود. قبل از شهادت حسین ما برای زیارت به قم رفته بودیم و در آن سفر به منزل آیت الله جنتی که آن موقع امام جمعه اهواز بودند رفتیم. آیت الله جنتی به مادرمان می گوید به شما مژده می دهم که بچه های
نوحه های بدون سانسور آهنگران چاپ شد
دوکوهه می دویدیم به خاطر دارم که می خواند: اباالفضل با وفا علمدار لشگرم مه هاشمی نسب امیر دلاورم و مهدی کوچیکه رزمنده ای که علمدار گردان میثم بود و پشت سر حاج مختار سلیمانی فرمانده گردان می دوید و می خواند: برادر چرا به خون فتاده است پیکرت/ز ضرب عمود کین شکسته چرا سرت چنین قطعه قطعه شد چرا جسم اطهرت/که نعش تو غرق خون فتاده برابرم در آن صبح های زیبا می
گفت وگوی جالب با بانوی پولادین ایران
شوید و شش ماه در سخت ترین شرایط به تنهایی زندگی کنید. به فنون نظامی هم آشنایی کامل دارید. امام می دانند در مواقع بحرانی دچار ترس و رعب نمی شوید و بهترین تصمیم را می گیرید. این سفر هم ممکن است پر از مخاطره باشد. امام می دانند چه کسانی را انتخاب کرده اند. هیأت ایرانی 13 دی ماه 67 عازم شوروی شد و پیام امام را به گورباچف ابلاغ کرد. 26 سال از آن روزها می گذرد. مرضیه دباغ به واقع نشان داد که یک آدم سیاسی هر چقدر هم که پیر و فرسوده شود، دست از مسیر و راهی که انتخاب کرده برنمی دارد . می گوید: هنوز یک آرزو دارم. تنها از خداوند می خواهم مرگم را شهادت قرار بدهد. ...
تنبیه یک نابغه / بدنی که تکه تکه شد
علی بن محمد لذت هدایت و به حق امام حسن عسکری لذت سرباز و رزمنده اسلام بودن و به حق امام مهدی لذت فرماندهی بر سپاه اسلام را عنایت کن. در کنار شهید یاسینی حال چند کلامی از خودم. من برای همسر و فرزندانم شوهر خوبی نبودم. چون خودم را مدیون انقلاب و اسلام می دانستم ولی همه را دوست داشتم. نفر چهارم از سمت راست به خاطر خدا اگر نتوانستم وقتم را صرف آنها بکنم به
هدیه ای که از ایتالیا برای رهبری فرستاده شد
از قرائت قرآن، طبق قرار قبلی، دو نفر از برادران رادیو و تلویزیون برای مصاحبه به سنگرهای رزمندگان برویم. رفتیم پشت پل بهمنشیر، ایستگاه هفت. به زحمت خود را به سنگرها رساندیم. همان موقعی که در سنگر بودیم، از طرف دشمن شلیک می شد، یا توپ و خمپاره. در سنگر مصاحبه ای به عمل آمد. با برادران رزمنده گفتگو کردیم. چند سنگر دیگر را هم دیدیم. در همه جا به اذن الله وعده ظفر و پیروزی دادیم. قبل از اینکه
گفت وگویی منتشرنشده با شهید حاج حمید تقوی
را به کجا ختم کرد. من با شهید زین الدین در منطقه دشت آزادگان و علی الخصوص سوسنگرد که مرکز آن محسوب می شود، آشنا شدم. آن هم زمانی که سوسنگرد برای بار دوم یا به تعبیری از نظر این جانب سوم دست دشمن افتاده بود. سوسنگرد برای بار دوم در تاریخ 23/8/59 که الان فرصت توضیح و مجال این بحث نیست مجددا با تلاش های مسئولین نظام و حضرت امام(ره) و نماینده محترم ایشان حضرت آیت الله خامنه ای در شورای عالی