سایر منابع:
سایر خبرها
خاطرات خواندنی رهبر انقلاب از شهید نواب
به سخنرانی کرد. سخنرانی نواب، یک سخنرانی معمولی نبود. بلند می شد می ایستاد و با شعار کوبنده و [با لحنی] شعاری شروع به صحبت می کرد. من محو نواب شده بودم. خودم را از لابه لای جمعیت به نزدیکش رسانده بودم و جلوی نواب نشسته بودم. تمام وجودم مجذوب این مرد بود و به سخنانش گوش می دادم. او هم بنا کرد به شاه و به دستگاه های انگلیس و… بدگویی کردن. اساس سخنانش این بود که اسلام را باید زنده کرد
کشف 4کیلو مواد مخدر در مترو راه آهن / مرگ کارگر جوان میان شعله های آتش / قاچاق گازوییل در بطری دلستر / ...
خبر اینجا کلیک کنید راز جسد سوخته با دندان های ترمیمی رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی با تشریح جزئیات این پرونده جنایی گفت: بیست و دوم شهریور امسال، مردی با مراجعه به پلیس آگاهی گفت: سر کار بودم که همسرم در منزل را به روی پسر خردسالم قفل کرده و رفته و هنوز به خانه بازنگشته است. سرهنگ کارآگاه حسین بیدمشکی افزود: در حالی که تحقیقات کارآگاهان دایره فقدانی برای به دست آوردن
خاطره ای از حضور فرزندان مقام معظم رهبری در جبهه
شهادت می رسند. ماجرای دست به یقه شدن حاج عباس ورامینی با حاج همت شهید علیرضا نوری جانشین لشکر بود. یک دستش هم در والفجر یک قطع شده بود. او چند سال قبل از انقلاب استخدام راه آهن شده بود. چهار پنج روزی از عملیات گذشته بود که از عقب آمد جلو و یقه من را گرفت و قسم داد که بگذار امشب به خط بروم. من این صحنه را سال 62 در عملیات والفجر 4 دیده بودم که عباس ورامینی(آن وقت رئیس ستاد
جزییات جنایت وحشیانه اصفهان از زبان پدر مقتول
این کار، نقشه ربودن پسر احمد و اخاذی از او را طراحی کردم و روز حادثه وقتی همه سرگرم مراسم پاتختی بودند متوجه مهدی شدم که در داخل کوچه در حال بازی است . از خانه خارج شدم و به او پیشنهاد موتورسواری دادم. او را روی باک موتور نشاندم و از محل دور شدم. مهدی را به بیابان های اطراف شهر بردم و خواستم او را در جایی مخفی کنم که او شروع به سر و صدا کرد. آنقدر گریه کرد که برای ساکت کردنش، دستم را
من به قصد حاجتی چشمم به صاحبخانه خورد شعله ی عشقی مرا تا آتش عشق تو برد
حق با کیست، گیجِ گیج بودم تا اینکه مشخص شد همین آقای برادر بزرگ! چشمش دنبال من بوده و مثلا دوستم داشته، با وجود اینکه چهارده سال از من بزرگ تر است، با وجودی که همیشه در گوشمان خوانده بودند همه تان خواهر و برادرید، باید پشتیبان هم باشید، با وجود اینکه با هم راحت بودیم، حتی در مورد همسرم با هم درددل می کردیم و با وجودی که قرار بود همیشه به چشم خواهرش بهم نگاه کند، نه چیز دیگر.. اما این قرارها
همسر شهید قشقایی: صبری که خدا عطا می کند را با تمام وجود حس کردیم
اتومبیل شهید احمدی روشن بود . امسال در آستانه این روز، گفتگویی داریم با همسر شهید رضا قشقایی . - خانم علی کاهی لطفاً برای شروع از خودتان بگویید؛ متولد چه سالی هستید؟ چندسالگی ازدواج کردید؟ سال 63 در خانواده ای متوسط در ورامین به دنیا آمدم. ازدواج ما نیز در سال 79 بود؛ یعنی حدود 14 سال پیش . - چطور با شهید قشقایی آشنا شدید؟ آشنایی ما از طریق خواهرش
افشای راز جسد سوخته زن جوان با دندان های ترمیمی
به گزارش خراسان، رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی روز گذشته با تشریح جزئیات این پرونده جنایی گفت: بیست و دوم شهریور امسال، مردی با مراجعه به پلیس آگاهی گفت: سر کار بودم که همسرم در منزل را به روی پسر خردسالم قفل کرده و رفته و هنوز به خانه بازنگشته است. سرهنگ کارآگاه حسین بیدمشکی افزود: در حالی که تحقیقات کارآگاهان دایره فقدانی برای به دست آوردن سرنخی از زن گمشده ادامه داشت، بعدازظهر چهاردهم
خودزنی پسر شرور با ضربه چاقو پایان یافت
نیز بلافاصله تحت بازجویی قرار گرفت. این پسر در بازجویی ها با اعتراف به قتل به ماموران گفت: مقتول با برادرم درگیری داشت و پرونده ای هم در دادسرا داشتند. آن روز وقتی پرونده آنها در دادسرا به نفع برادرم تمام شد، مقتول به در خانه ما آمد و شروع کرد به دعوا و درگیری و داد و بیداد. وی ادامه داد: او مرتب فحش می داد و ناسزا می گفت و حتی با چاقو خودزنی هم کرد. او به سمت ما هم حمله ور
پایان خودزنی پسر شرور با ضربه چاقو
درگیری با مرد دیگری با چاقو ضربه خورده و جان خود را از دست داده است. بنابراین جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و متهم نیز بلافاصله تحت بازجویی قرار گرفت. این پسر در بازجویی ها با اعتراف به قتل به ماموران گفت: مقتول با برادرم درگیری داشت و پرونده ای هم در دادسرا داشتند. آن روز وقتی پرونده آنها در دادسرا به نفع برادرم تمام شد، مقتول به در خانه ما آمد و شروع کرد به دعوا و درگیری و داد
استاد موسیقی ایران را می شناسید؟
شما استاد کمال پورتراب تشکر کنم. من در تمام دورانی که پیش آقای پورتراب بودم اگر اشتباهی می کردم گرچه با صراحت این اشتباه را به ما گوشزد می کرد اما هیچ وقت این اعتراضات تحقیرآمیز نبود. او سعی می کرد که تمام کارهای من را گوش کند و من از او تشکر می کنم که به من این شجاعت را داد تا دنبال کاری که خودم دوست دارم و آن را حس می کنم بروم. حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی نیز در این مراسم با
همه همسران رؤسای جمهور ایران
یکدیگر ازدواج کردند. خواهر داماد (پروین احمدی نژاد) در مورد وصلت این دو که خود زمینه ساز آن بود می گوید: هر دوی آنها در آن زمان دانشجوی علم و صنعت بودند و ما هم در رفت و آمدی که به دانشگاه داشتیم خانم فراحی را می دیدیم . در مورد ایشان با برادرم صحبت کردم، دیدم نظرشان مثبت است. بعد آدرس گرفتیم و رفتیم خواستگاری. ازدواج آن ها به سادگی برگزار شد؛ چون هر دو دانشجو بودند ، پدرم برای آن ها خانه ای در حوالی