سایر منابع:
سایر خبرها
یک شبانه روز با عشایر دشت مغان/تولید زباله درمیان عشایر صفر است مثل درصد بیکاری شان
برای دو گوسفند دست های خورشید از پشت سبلان بالا آمده و دزدیده به دشت پهناور مغان نگاه می کند. صبحانه آماده است. شیر داغ، کره خالص، پنیر اعلا، عسلِ ناب و بوی نانی که منصوره لحظه ای قبل روی ساج پخته. چشم های سگ ها سنگین شده از شب بیداری. به قواره پلنگ دراز کشیده اند. چای آماده است. صبحانه آنقدری باید باشد که جانِ خسته رمق کار تا ناهار را داشته باشد. در این اوبا 3 خانوار ساکن هستند. چند تپه
حرفهای تلخ دو سارق مسلحی که به بانک دستبرد زدند
حسابی وسوسه شده بودم. پیش خودم می گفتم یک بار دزدی می کنیم پول حسابی در می آوریم و بعد دیگر تمام اما...وقتی از اولین سرقت، پول کمی گیرمان آمد باز هم طمع بیشتر پول به جیب زدن در جان مان بود. مصطفی زمان سرقت چه می گفت. آیا خودتان دو نفر بودید؟ بله مصطفی مرا تشویق می کرد که به دزدی هایمان ادامه دهیم.او می گفت اگر قبل از دزدی شیشه مصرف کنیم شجاع می شویم و ترسی به دلمان نمی افتد. برای
دردنامه فرزند یک بیمار سرطانی؛ مسولین از این مشکلات آگاهند؟
مشکلات جانبی نشأت می گیرند. مثل مسائلی که در یادداشت پیش روی از زبان فرزند یکی از بیماران مبتلا به سرطان خواهید خواند. دردهایی که گاه دردناک تر از درد بیماری هستند و می توانند جز بیمار، خانواده وی را هم از پای درآورند: مادرم 57 ساله است. حدودا 2.5 سال است که با سرطان دست و پنجه نرم می کند؛ در این 2.5 سال به معنای واقعی کلمه داشتن یک بیماری خاص را درک نمودم. درد را از هر طرف که بخوانی
یک گفتگو با فرزند حبیب محبیان، و روایت او از بازگشت پدرش به ایران: پدر من در فامیل به تصمیمات لحظه ای اش ...
مجبور به آزادی وی شدند چون هیچ دلیلی برای این کار نبود. یکی از رسانه های محلی نوشت که حبیب در حال ضبط ویدئو کلیپی غیر مجاز بازداشت شده است. بعد به یک روز نکشید که همه رسانه ها در ایران این موضوع را بازتاب دادند... - افرادی در دوروبر حبیب قرار گرفتند که باعث شدند او نتواند روند رسمی فعالیت هایش را طی کند. قطعا خیلی ها از اینکه حبیب در ایران کار کند، متضرر می شدند و همین باعث شد از هر کاری
جزئیاتی از زندگی شخصی سحر زکریا! معیارهای ازدواج در 42 سالگی!
بزرگ شدید؟ پدرم مهندس برق بود و کارش طوری بود که او را به شهرهای مختلف منتقل می کردند. به همین دلیل من تا سال پنجم دبستان زندگی در شهرهای مختلف ازجمله همدان، ملایر، کرمانشاه، فومن، لاهیجان، رشت و بسیاری مناطق دیگر را تجربه کردم. از سال پنجم دبستان به شهر تهران آمدیم و زندگی را در اینجا ادامه دادیم. این نقل مکان ها برای شما آسان بود؟ حقیقتش خیلی سخت بود. در زندگی ما
درد در پیکرِ بنی آدم و جوج زدنِ دگر عضوها در شمال
بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار به بیتِ دوم دقت کنید. این شعر رو شاید هر ایرانی چندصد بار شنیده باشد، اما واقعا در جامعه امروز ما چقدر به این حرفِ سعدی عمل می شود؟ و چقدر این بیت سرلوحه ی کارِ ما قرار دارد؟ یعنی اگر عضوی به درد آورد روزگار، آیا دگر عضوها بی قرار می شوند و به کمکش می شتابند یا این که بی خیالش
دست قهرمان به سبد نمی رسد
. یک بار با مادرم زندگی می کردم و او مریض بود، رفتیم بیمارستان آسانسور خراب بود، مادرم را کول کردم و بالا بردم ولی از وقتی بچه هایم به دنیا آمده اند نتوانسته ام آن ها را بغل کنم و حتی به پارک بروم. این مسائل خیلی به من فشار می آورد. 4 سال بعد از بسکتبال افسرده شدم الان هم این جوری شده ام و نمی توانم حرکت کنم. شده نا امید شوی؟ خیلی پیش آمده، نباید دل مان به بنده های خدا خوش باشد، الان
آقای"ص" یار غار آقای "ف" تو ماجرای صرافی است/چرا هیچکس پاسخگو نیست؛سازمان های ناظر کجاهستن؟
بیت المال و نظام می کنند را از دم تیغ گذراند. ببینیم بعد از ششماه کل دست اندازی به بیت المال جمع خواهد شد یا نه . اگر میخواهیم این مملکت از لوث تمامی مفاسد و مظالم و نابرابری ها پاک شود و عدالت و قوانین شریعت و اسلام در تمامی بخش های کشور و اجتماع حاکم شود باید بند "م" وصیت نامه امام اجرایی شود وگرنه انقلاب و نظام به ورطه سقوط و اضمحلال خواهد رفت بخدا من و خانومم هردو کارمند
کسی عاشق یک غساله نمی شود
پدر دارد. اما نوزادهایی هم هستند که در کوچه وخیابان رها می شوند و همانجا تمام می کنند. شستن آنها خیلی سخت تر است. نوزادانی که هنوز چشم های شان را به این دنیا باز نکرده اند درد و زجر را تجربه می کنند و جان می سپرند. غسل دادن حمیده خیرآبادی و عسل بدیعی دوتا از سنگ های غسالخانه که نسبت به بقیه جلوتر هستند گودی ندارند. آنها را برای سدر و کافور زدن به جنازه و کفن کردن ساخته اند
دولت یازدهم سیاست فرار از تحریم ها را نادیده گرفته است
این کارگروه ها اختیار عمل ندارند و در حد شنیدن مشکلات بنگاه ها و واحد های صنعتی است. اکنون دولتمردان به این نتیجه رسیده اند که باید بخش معدن مورد توجه قرار گیرد، اگر همان زمان تأمل بیشتری می شد و برنامه ها ادامه می یافت، شاید صنعت و معدن دچار بلا تکلیفی نمی شد. آن تصوری که برخی از آقایان مدعی ژنرالی داشتند، وقتی وارد گود شدند دیدند که در چه شرایط حساسی قرار گرفته ایم؛ بعضی از مشکلات به بی
اولین گفتگو با حبیب “حبیب محبیان” پس از بازگشت به ایران
تدبیر24 : حبیب محبیان خواننده، آهنگساز، نوازنده و ترانه سرای 63 ساله ی ایرانی که پس از سالها مهاجرت مدتی است به ایران بازگشته برای اولین بار بعد از بازگشتش گفتگویی را انجام داده که در ادامه میخوانید. از همسرش که می گفت بغض به گلویش نشست و نتوانست حرف هایش را ادامه دهد. وقار، آرامش و متانت نمی گذاشت صدایش بالا برود؛ آن هم کسی که به قول خودش اوج صدایش دست نیافتنی است. اینها شرح حال حبیب
طرح تحول سلامت و افزایش خدمات چهار بیمارستان دولتی درگنبدکاووس
فوق تخصصی با هزینه 20 میلیارد ریال، راه اندازی یا بهسازی و تجهیز درمانگاه های تخصصی چشم، زنان و زایمان، قلب، اطفال، پوست، سونوگرافی و ماموگرافی انجام شده است. وی گفت: تنها برای راه اندازی بخش ماموگرافی یک دستگاه دیجیتالی با هزینه 10 میلیارد ریال خریداری شده است یا برای تجهیز زایشگاه بیمارستان (زایمان بدون درد) نیز سه میلیارد ریال هزینه شده است. دکتر رجبی، راه اندازی بانک خون بیمارستان
شنیدنی ترین خاطرات کاربران طرفداری از جام ملت های اروپا
خوشحالی نمی دونستم چی کار کنم. و چند لحظه بعد که مسئولان هتل مو نشون میدادن و به هم می گفتن "این یارو دیوونه است..." Hosein Gh: یورو 2000. فرانسه- ایتالیا. پتو به دست جلو تی وی نشسته بودم. همه دست و پام عرق سرد کرده بود. دلوکیو امید تو دلمون کاشت. پاس های طلایی توتی، دلپیرویی که با خراب کردن فرصت ها دل آشوبمونو تا دقیقه 94 ادامه داد، اون ویلتورد لعنتی امیدمون رو کشت! پتو رو سفت با دستام
چرا خدا به بعضی نعمتی را داده و به بعضی نداده است؟ و شبهات دیگری مربوط به عدل خدا
نگیریم بلکه رنج بی بچّگی و لذت بچّه دار بودن و نتایج بعدی آن را در نظر بگیریم، آنگاه قضاوت کنیم. همین طور دید ما نسبت به دنیا و مشکلات آن باید دیدی کلّی و همه جانبه باشد. از یک روزنه باریک به دنیا نگاه نکنیم، مانند کسی که از پشت دیوار و از شکاف آن قافله ای را نگاه می کند؛ او ابتدا سر شتری را می بیند و بعد گردن شتر را، امّا اگر از پشت دیوار بیرون آید، قافله شتر را می بیند. حضرت