اما او باهاش بحث میکنه که 100 بار گفتم با اون ماشین نرین جلو! حاجی پور میگه ای بابا تو هم که همش میخوای دعوا کنی! اونهمه مجروح تو راه مونده تو داری اینجا غر میزنی؟ او با جواد راهی میشه که بعد از رفتنش حاجی پور به هاشم میگه بیا روی این تانک نفربر کار کن. او قطعه که باید جوش میخورد را جوش میده و نفربر را درست میکنه وقتی روشن میشه همه خوشحال میشن و صلوات میفرستن.... بیشتر بخوانید: خلاصه
گفتم: این را نگو اعصاب خردکن بود و به علاوه، ما با فیلم های واقعاً عالی روبه رو بودیم. اما وقتی در مراسم اسمم را صدا زدند، من در ذهنم بالای بدنم شناور شدم و خودم را تماشا کردم که به عنوان موجودی که روح از بدنش جدا شده دارم بالا می روم. روز بعد، من از یک فیلمساز مستقل که همه به او نه گفته بودند، ناگهان تبدیل شدم به کسی که همه می خواهند با تو ملاقات کنند. و این می تواند یک سفر خطرناک باشد، اما من
طلسم ساحره ای افسون شده و تنها کسی که حاضر می شود آن ها را به سمت این ساحره هدایت کند، تام فرل (جفرسون وایت) است که دوست دختر خودش، کورا (هانا مارگتسون)، هم گیر ساحره افتاده. با رسیدن به کورا، سروکله ی همان ساحره ای که گروه دنبالش بود و گویا در گذشته سروسری بین او و تامی بوده است پیدا می شود، یعن افی کلب (لیا مک نامارا) که سوار بر اسب از راه می رسد. در اتفاقی غیرمنتظره این اسب، پدر تامی از
زن عموش گفت بوف شاه بدلت عجب دلی داری کی می تونه طاقت بیاره با دست خودش بچه شه تا مرگ ببره نترسیدی بچه تلف بشه دیگه صلاح ندیدم بیشتر با انها دم و گفت کنم نزدیک ظهر شده بود بچه را در گهواره گذاشتم و تکان دادم تا خواب رفت خودم هم پای گهواره از حال رفتم و روز و شبها به سختی گذشت تا بعد از چهل روز که دستش را باز کردیم تا دستش درست شده سجده ی شکر کردم و هدیه خوبی برای ننه زینب فرستادم حالا هر وقت می بینم که داییت رانندگی می کنه، می نویسه یا هرکاری با دست راستش انجام میده خدارا شکر می کنم و برای روح ننه زینب ارامش می طلبم دست مادر بزرگ را بوسیدم و گفتم چه همت و شهامت مادرانه ای ...
در مورد من آدم کینه توزی نبود. تنها اعتراضی که به من کرد را تعریف کنم. نقد من در صفحه بشنو از نی روزنامه اطلاعات با عنوان پرسه ای در حوالی فاجعه منتشر شد که اشاره ای داشت به اسم کتابش با عنوان با عشق در حوالی فاجعه . نگاه من بسته بود و حرف نقد این بود که زن این نیست که تو گفته ای و نگاهت به زن نگاهی بسیار جسمانی است. بعد از این که این مطلب را نوشتم و البته هیچ ربطی هم به این مطلب نداشت، آقای هادی