سایر منابع:
سایر خبرها
بولتن تئاتر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ تئاتر وهنرهای نمایشی (24 دی)
سنگین و اتهام به قتل حکم اعدام گرفته اند. تلاش این افراد برای به دست آوردن آزادی با تحریک وکیل بند زندان به یک اغتشاش می انجامد و در نهایت این اقدام تبدیل به یک تسویه حساب شخصی می شود. وی ادامه داد: در این نمایش همه داستان ها و شخصیت ها حقیقی هستند و تنها اتفاق غیرواقعی ملاقات زندانی ها با خانواده شان است چون این هشت زندانی در حیات زندان روی نیمکتی در مقابل ملاقاتی شان قرار می گیرند و برای
بولتن موسیقی ؛ مجلۀ خبری روزانۀ موسیقی (24 دی)
شد و ما از عزیزان نیروی انتظامی نهایت تقدیر و تشکر را داریم که حرف های ما را گوش کردند. عالم قاسم اف هم بعد از ورود به سالن که در ابتدای اجرا خالی از حضور ارکستر بادی تهران تهران بود خطاب به تماشاگران گفت: صدای دختر من خسته است و امشب روی سن نمی آید. امشب آهنگ های زیادی دارم و امیدوارم خدا یاری کند که بتوانم همه قطعات را اجرا کنم. این کنسرت به رهبری جاوید مجلسی و سرپرستی
زندگی در یک قدمی داعش
خاک کشورم را بردارم و در کوله پشتی ام قرار دهم تا اگر هم بمیرم بخشی از خاک کشورم همراه من باشد اما به محض ورود به خاک عراق آنچه از مردم عراق دیدم با آنچه در ذهن خود داشتم کاملا تفاوت داشت. می توانم بگویم مردم عراق مردمی دوست داشتنی، مهربان و خونگرم هستند. در همه خانه ها به رویم باز بود به نحوی که من در سفر اولم به عراق حتی یک شب هم در هتل نخوابیدم بلکه مهمان مردم بودم و مردم عراق خودشان مرا این
سیب سیاه مرگ
شده است، کجا بودی؟ در خانه کتاب های چاپ سنگی هم داشتیم و آنها را تماشا می کردم. هرمجله خارجی به دست می آوردم، جلد می کردم و خیلی خوب از آن محافظت می کردم. گوشه صندوقخانه را به من داده بودند و همه آنها را در آنجا نگه می داشتم. آن موقع خیلی آرزو داشتم یک جعبه آبرنگ داشته باشم. کلاس هفتم بودم و نمی دانستم رنگ آبرنگ را می توان حاضروآماده خرید. با بدبختی پودر رنگ تهیه می کردم و رنگ می ساختم. پدرم مهندس
آپارات چگونه شکل گرفت؟
سر کلاس آزمایشگاه فیزیک درس را رها کردم. موضوع سختی درس نبود، مهم انگیزه بود که برای ادامه تحصیل نداشتم، سر کلاس زجر می کشیدم اما برای کارم روزی 17 تا 18 ساعت وقت می گذاشتم و لذت می بردم. آن موقع فقط می خواستم تمرکزم را روی برنامه نویسی بگذارم و برنامه نویس خوبی شوم. • کار را چگونه شروع کردید؟ حدود دی ماه سال 83 اورکات که شبکه اجتماعی معروف آن زمان بود در ایران بسیار گل کرده
بی تو به سر نمی شود
پولی می آید سراغ زندگی مان باید چکار کرد؟ دکتر سپیده شبان، روانشناس خانواده به این سؤال پاسخ می دهد. مثبت اندیشی کافی است؟ یک جاهایی مثبت اندیشی برای زندگی لازم است. در حقیقت وقتی انسان در سخت ترین شرایط قرار گرفت نباید امیدش را برای بهبود وضعیت از دست بدهد. خوشبختانه در کشور ما طی سال های اخیر با فعالیت گسترده بخش هایی از گروه های مرجع ازجمله روحانیون، این موج مثبت اندیشی
وقتی ریالی پول به خانه پا نمی گذارد
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : پرهام پرستار در ایران نوشت: خودم، خودم را دعوت می کنم؛ به اطراف آن شهر. چند خانواده؟ سی؟ سی و پنج؟ چهل؟ هم کمتر، هم بیشتر. برای من که خبرنگارم، به دست آوردن اطلاعات دقیق از نان شب واجب تر است. حالا مگر می شود بشمری؟ رئیس اش سپرده: حتماً یک خانم همراه تان باشد؛ همسر، خواهر یا دخترتان وگرنه محل تان نمی گذارند، یعنی اعتماد نمی
مشکلات قانونی، فردی و اجتماعی ازدواج سفید چیست؟
فرهنگ است. درحالیکه اگر ما بحرانهای جوامع غربی را که اتفاقا بسیاری از آن مربوط به این سبک زندگی است تبیین کنیم امیدواریم که کارگشا باشد. موسوی چلک: مهمتر از همه چیز این است که ما الان در جامعه پذیری افراد دچار مشکل شده ایم. الزاما تحصیلات بالا داشتن به منظور جامعه پذیر بودن نیست. در جامعه پذیری امروزه خانواده نقش جامعه پذیری را دارد به محیط محول میکند، قبلاً مدرسه و مکتب خانه این نقش را
وقتی پسرم زنده می شود!
شهید می گوید همه عمرم را با آن روزهای خدایی جبهه عوض نمی کنم. بهترین خوشی های دنیای الان، در برابر آن روزهای سخت ذره ای نمی ارزد و این مراسم برای چند ساعت هم که شده ما را به همان دنیای زیبای جبهه می برد؛ همان جایی که بهترین ها را برای زنده بودن انتخاب کردند و ما را برای مردن. می گوید برگزاری این مراسم برای شهدا لیاقت می خواهد. می گوید نیت پاک و خالص پدر، این توفیق را به خانواده داده است.
31 سال انتظار یک مادر برای به آغوش کشیدن فرزندشهیدش / شهیدی که هیچ گاه نمازش در مسجد ترک نشد
او می خواهم از برادر شهیدش بگوید اشک در چشمانش حلقه می زند و می گوید: برادرم همیشه می گفت دوست ندارم اسیر شوم و برای همین سالهاست که مفقود الاثر است وبعد از 31 سال که از خبر شهادتش می گذرد هنوز پیکرش مفقود الاثر است . وی ادامه می دهد :زمانی که به ما خبر مفقود الاثری را دادند چند ماهی ازشهادتش می گذشت. و بعد از 22 سال در مراسم تشیعع پیکر شهدا روح شهید را تشیع کردند. یوسفی
رونمایی داعش از "کودک قاتل"! +عکس
ساکن بودم. مدتی در آنجا بودم بعدا مرا به فرودگاه فرستادند. داعش: آیا آنها هم جاسوس بودند؟ مامایوف: بله، بله. داعش: آیا جای امنی بودی؟ مامایوف: بله خانه امنی بود. داعش: آیا غیر از تو جاسوس دیگری هم بود؟ مامایوف: بله یک روس و یک ترک هم بودند که هرکدام کیف های حاوی پول همراه داشتند. داعش: آنها هم جاسوس بودند؟ مامایوف: مثل اینکه بودند
کارمند آسمان هستم
به دست آوردم، از او در رابطه با سارا پرسیدم و شماره پدر سارا را از خانم معلم گرفتم و چند روز بعد به همراه خانواده ام راهی خانه سارا شدیم. خانه ای کاهگلی و فقیرانه که زندگی در آن خیلی سخت است. نخستین باری که پا در خانه سارا گذاشتم، گریه کردم و دلم لرزید. ای کاش توانایی مالی ام درحدی بود که برای آنها خانه بخرم اما متأسفانه... سکوت می کند، معلوم است که می خواهد بغضش را فرو دهد اما سکوتش
چندنکته در باب یک سنت رو به فراموشی
اصل خود بازگردیم و فرهنگ قرض الحسنه را بار دیگر زنده کنیم، زنده و فعال. بیاییم حتی مقدار خیلی کم هم شده به هم قرض بدهیم. اگر زوج جوانی برای تشکیل زندگی دچار مشکل است ، پدر زحمت کشی به سختی چرخ زندگی خودرا می چرخاند ، در خانواده ای بیماری هست که هزینه درمانش سنگین است ، خانواده آبرومندی گرفتار بدهکاری شده است و... قبل از اینکه دست نیاز به سوی کسی دراز کند یا آبروی خود را در دست گیرد
داستان های خواندنی از زبان مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی
/> *حلالم کن یکی از علما چند شب در هیأتی منبر رفت. شب آخر، پاکت چند شبی را که منبر رفته بود از صاحب مجلس گرفت. شخصی جلوی عالم را گرفت و گفت: حاج آقا! بی زحمت یک دعا در گوش من بخوانید . آن عالم دعا را خواند. بعد آن شخص گفت: آقا! من را حلال کنید . حاج آقا گفت: حلالت کردم . چند دقیقه بعد آن عالم رفت تا برای خانه اش خرید کند. وقتی خواست پول اجناس را به صاحب مغازه بدهد، دست کرد داخل جیبش و دید
آهنگران: ما که عاقبت به خیر شدیم، اما خیلی ها وضعیت خوبی ندارند/ افسوس می خورم چرا پرسپولیس تیم ندارد
گده، چراغپور و ... فیکس تیم ملی امید بودم و زمان حسن حبیبی باید از داشته هایم بهره می بردم، اما خط خوردم. بعد به تیم کشاورز تهران رفتم که مرحوم سیروس قایقران هم آنجا بود. در تیم گسترش کارگران هم توپ زدم و سه سال برق تهران بودم. وی ادامه داد: از سال 79 هم به فوتسال آمدم. آن موقع تیم ملی دست محمدحسن انصاری فرد بود، چند سال با این تیم بودم و بعد به چینی همگام شهرکرد رفتم و دوباره به
رونمایی از "کودک قاتل" داعش(تصاویر، متن و فیلم)
از طرف سرویس امنیت فدرال روسیه (FSB) برای جمع آوری اطلاعات درباره داعش استخدام شده بودند. در ادامه این ویدیو در مکانی که مشخص نشده کجاست، یکی از اعضای داعش در کنار پسربچه ای دیده می شود که سلاح کمری در دست دارد. دو فرد متهم هم با لباس خاکستری پشت به آنها روی زمین زانو زده اند. عضو داعش با خواندن آیاتی از قرآن دستیگری این دو نفر را لطف خداوند می داند و بعد با اشاره او پسر بچه، دو "متهم
گفتگوی حاج قاسم و حاج محسن درباره حاج احمد
این چولان ها عبور می کردند و حمله می کردند یا کار اطلاعاتی می کردند که آن جا را به احمد نشان دادم و گفتم که شما بروید آنجا. او رفت و بعد از مدتی برگشت و گفت اینجا کار ما نیست، یک جایی را بدهید دست من که به درد بخورد. در چه سالی؟ در سال 59، نه احمد سال 84، می گفت یک جایی به من بده به درد بخورد و بتوانم استفاده کنم. رفتم پیش کلهر در فیاضیه و گفتم بیا اینجا. یک جایی هم بود نزدیک به عراقی
با استیضاح وزیر ارشاد موافقم!
امید حرف می زنیم لابد نیست. کاهانی ادامه داد: "استراحت مطلق" را من به جشنواره نفرستادم بلکه توسط دوست نازنینی با پادرمیانی به جشنواره ارسال شد، برای اینکه کمک کند فیلم پروانه نمایش بگیرد. پروانه ای که از اواخر مهر درخواست دادیم و تا به الان پاسخی ندیدیم. چیزی که برای من حیرت انگیز است، حرف هایی بوده که قبل از اعلام فیلم ها مطرح شده؛ جلساتی در وزارت فرهنگ و ارشاد و دبیر خانه جشنواره فیلم با
می خواستیم بیننده میخکوب شود
خانه باید به قسمت های مختلف تقسیم می شد، از چگونگی فیلمبرداری و نورپردازی ملبورن می گوید. ایده ملبورن از کجا شکل گرفت؟ نیما جاویدی: ایده اولیه ساخت این فیلم برمی گردد به خاطره ای که نزدیک به هفت سال پیش رخ داد. طی سفری با دوستانمان، یک روز صبح همه تصمیم گرفتند بیرون بروند و چون من خسته بودم خانه ماندم و آنها بچه ای را که خواب بود به من سپردند. در کنار خانه ای که ما حضور داشتیم
نظارت الکترونیک بر عملکرد شهرداری/ تصویب یک فوریت افزایش 35درصدی نرخ کرایه تاکسی ها در شورا
را از دست داده ایم. وی در ادامه خطاب به ریاست شورای شهر تهران گفت: موضوع دیگری که در چندین نوبت به آن اشاره داشتم و تذکر دادم در خصوص تغییر عضویتم به کمیسیون برنامه و بودجه است که متأسفانه سیاست شورای شهر به صورت ممیزی در این زمینه رفتار کرده است و موضوع جابه جایی بنده را مطرح نکرده است. وی گفت: بحث تغییر کمیسیون بنده به کمیسیون برنامه و بودجه با امضای 27 عضو به هیأت رئیسه
سینمای اجتماعی و خطوط قرمز، گزارش یک مناظره
بیشترین تعامل را با هم دارند. من چند سال با مردم دنیا ارتباط داشتم و زندگی کردم و متوجه شدم که خصلت گفت وگو را باید از مزیت ها و امتیازهای کشورمان به حساب بیاوریم، بعد از انقلاب هم گفت وگوها درباره ی مسائل مختلف پا گرفته است و به نقطه مشترک هم می رسیم. "رنگ خدا"، پرفروش ترین فیلم های شبکه خانگی آمریکا بود وی ادامه داد: تاریخ نشان می دهد ملت ما در مقابل هجوم خارجی واکنش خوبی
واکنش های توییتری به مراسم توپ طلا
، دوستان، هم تیمی ها و همه کسانی که مرا حمایت کردند که آنجا باشم. هیچ چیز تنهایی به دست نمی آید. رنه ایگوییتا: ستاره کلمبیایی بهترین گل سال را زد. تبریک به خامس رودریگز. تو افتخار سرزمین ما هستی. رائول میرلس: تبریک به رونالدو برای بردن توپ طلا. تو مستحقش بودی دوست من. همیشه بهترینی. خامس رودریگز: خوشحالم که جایزه پوشکاش را بردم. ممنونم. کارلو آنچلوتی: فوق
همه چیز دربارۀ سریال هزار دستان و علی حاتمی (+عکس)
درونی داشت و اغلب با توکل به خدا فیلمبرداری فیلمهای خود را شروع می کرد. علی حاتمی: فرهنگ اسلامی ما مقوله مرگ را برای همه مان دل پذیرکرده علی حاتمی همواره توجه ویژه ای به فرهنگ اسلامی داشت وحتی تلقی او از مرگ براساس اندیشه های اسلامی بود. درزیر بخش هایی از یک مصاحبه با علی حاتمی در سال 74 می آید: علی سلیمی: به نظر من مرگ در آثار شما خیلی زیبا تصویر شده، چگونه به
این روایت ها را جای دیگری پیدا نمی کنید/ خوابی که مادر شهید ارمنی برای آقا تعریف کرد + بخشهایی از کتاب
صحبت می کنند چندان مهم به نظر نیاید، اما همین بخش به ظاهر فرعی نشان دهنده تلاش یک مقام بلندپایه نظام اسلامی برای شکستن فضای سنگین دیدار است تا اهالی خانواده ای مسیحی که از دیدن بلندرتبه ترین مقام کشور و مرجع شیعیان در خانه شان بهت زده شده اند، به قول معروف یخشان آب شود و احساس راحتی کنند. و البته به همه اینها اضافه کنید سخنان حضرت آقا درباره حضرت مسیح(ع) و یا سفارش ایشان به پدر یک شهید ارمنی برای
تئاتر را ما درست کردیم، مدیران می آیند و می روند
، تئاتر ملی ایران، هویت شرقی، و تئاتر ملل مسلمان را محور قرار دهیم. من اعتقاد دارم تئاتر یک خانواده جهانی است و ایران هم عضوی از این خانواده به حساب می اید به همین دلیل در فراخوان از لفظ خانواده تئاتر ایران استفاده کردم. وی با بیان اینکه خانواده تئاتر طی یک سال گذشته با تمام مشکلاتی که وجود داشته تلاش خودش را کرده است، اظهار داشت: خانواده تئاتر دعوت تئاتر فجر را پذیرفتند. خوشبختانه کمبودها
تدریس اقتصادسیاسی به کودکان در انیمیشن لگو+تصاویر
که می توان این ویژگی را نماینده دو بعدی بودن روح انسان دانست که همواره در درون او میان نیروهای خیر و شر، کشمکشی بی پایان و دائمی برقرار است اما رییس جمهور تجارت توانسته بخش خیر و روحانی وجود آدمیان را پاک کرده و بخش بد آنان را در راستای سودآوری بیشتر خود به کار گیرد. ارباب بیزینس هنگام تصمیم به انجام آزمایش اولیه سلاح چسباننده خویش بر روی پدر و مادر این پلیس دو چهره و واگذاری این تکلیف
کاهانی: فریب رضاداد را خوردم
. سیمرغ های زیادی نیز از فیلمهای من حذف شده؛ بنابراین نبودن ما هم در جشنواره بهتر است. این روزها فیلم هایی با هزینه های بالا ساخته می شود اما یکی مثل من باید نگران یک لنز 40 باشم و یا حتی باید مبارزه کنم با خانه سینما تا بتوانم از یک فیلمبردار جوان در کارم، استفاده کنم. تا امروز 7 فیلم حاضر در جشنواره امسال را دیده ام و من هم مثل هیات انتخاب از این فیلم ها شگفت زده ام ولی از این
این همه عقب نشینی خیلی خطرناک است
جشنواره ارزشی برای من ندارد و جایزه های آن قابل حدس است که آنچه باعث بزرگ شدن یک فیلمساز می شود نبودن در جشنواره هایی همچون فجر است. وی ادامه داد: من نگران کسانی می شوم که همیشه در همه جشنواره ها حضور دارند زیرا این امر نشانه دولتی بودن آن ها به معنای منفی آن است. وی ادامه داد: هیچ جای دنیا درباره نبود یک فیلم در جشنواره این همه حرف زده نمی شود اما در ایران اینگونه است. متاسفانه اعضای هیات
تصاویر منتشر نشده از سردار شهید
خواند و عصای دست پدر و مادربزرگ اش می شود؛ اما فوت مادربزرگ دوباره خانه را سیاه پوش کرد. مادری که خدا برای حمدالله فرستاد کاک یدالله می دانست که بچه مادر می خواهد، از طرفی هم نگران ناسازگاری او با نامادری بود. مدتی پدر و پسر تنها ماندند، بالاخره کایدالله مجبور شد پسرش را دست کسی بسپارد و سرکار برود.حمدالله هفت ساله، نگاه های مضطرب پدر را که می بیند می گوید:حالا که مادرم مرده، این
دبیر جشنواره فیلم فجر فریبم داد/ با استیضاح وزیر ارشاد موافقم
زیاد صحبت می کنیم به این معنا است که آن مساله وجود ندارد، ادامه داد: وقتی که از اعتدال و امید به این میزان صحبت می شود، حتما هیچ اعتدال و امیدی وجود ندارد. من استراحت مطلق را به جشنواره ندادم. این فیلم توسط دوست نازنینی که اسمش را نمی برم، با پا درمیانی به جشنواره ارائه شد تا کمک شود پروانه نمایش فیلم صادر شود. کارگردان فیلم سینمایی اسب حیوان نجیبی است با اشاره به اینکه از اول مهرماه سال