سایر منابع:
سایر خبرها
زندگینامه حضرت خدیجه
نماز ایستاد و پیشانی بندگی بر خاک سایید. تاریخ نویسان از یکی از همسران پیامبراعظم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند که می گفت: من همواره از علاقه پیامبر به خدیجه در شگفت بودم؛ چرا که حضرت بسیار از او یاد می کرد و اگر گوسفندی می کشت، به سراغ دوستان خدیجه می رفت و سهمی برای آنها می فرستاد. روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که خانه را ترک می کرد، نام خدیجه را بر زبان آورد و از او
3 ساعت وحشت و دلهره در مشهد
تصریح کرد: متهم این پرونده که سابقه فرار از زندان را نیز دارد توسط نیروهای انتظامی دستگیر شده است و پرونده وی روال قانونی خود را در دادسرا طی خواهد کرد. سرپرست مجتمع قضایی شهید بهشتی مشهد اضافه کرد: در حالی که این زن چند روز آخر بارداری خود را می گذراند به خاطر فشار نوک چاقو به شکم وی، یکی از انگشتان جنینش نیز آسیب دید. این مقام قضایی خاطرنشان کرد: با توجه به اهمیت و حساسیت این ماجرا، دستور آماده باش به نیروهای تکاوری نیز صادر شده بود اما پس از 3 ساعت تلاش در نهایت زن و کودک 2 ساله نجات یافتند و حال عمومی آن ها نیز رضایت بخش است. ...
سه سین یا معمای سه سعید/سعید امامی براساس نظرسعید حجاریان،سعید شاهسوندی را ازاد کرده است؟
گیجی و هرج و مرج بر طرف مقابل یعنی سران حکومت حاکم بود ، هیچ کس نمی دانست خبرها ضد و نقیض بود ، گاهی می گفتند : آری ، گاهی می گفتند : نه ، تا این که قبل از نیمه های شب اگر اشتباه نکرده باشم چون بعد از این همه سال حافظه من هم کند شده ، تأیید شد که آقای بهشتی هم جزو کشته شدگان است که آن موقع در همان خانه احساس شادی و شعف به وجود امد.''(7) شاهسوندی هم چنین درمطلبی که درسایت بی بی سی فارسی
ماجرای پزشکی که 600 نفر را از مرگ نجات داد
دنیا وجود دارد و ما هم در آن زمان این گونه آموزش می دیدیم . فردای آن روز که من خون دادم و به همراه استاد خود برای سرکشی به بخش زنان و مامایی رفتیم، وقتی وارد بخش شدیم و شرایط بیماران را بررسی می کردیم، چشمم به طور تصادفی به همان بیماری افتاد که با اهدای خون من، زنده مانده بود. آن زن بعد از یک مقدار مکث، نگاهی به من کرد و از گوشه هر دو چشمش اشک جاری شد. در آن زمان یک احساس مخفی و الهی به من دست داد
مهریه های عجیب اما واقعی دختران ایرانی!!
نقاشی برای همسرش. باید 100 تابلو نقاشی کند تا مهریه همسرش را بپردازد. زهرا و مهران شش سال قبل در نمایشگاه نقاشی مهران با هم آشنا شدند. زهرا ابتدا عاشق نقاشی ها و بعد مهران شد. او شاعر بود و عاشق منظره هایی سبز. زمانی که تصمیم به ازدواج گرفتند نوعروس مهریه عجیبی تعیین کرد. او صد تابلوی نقاشی از منظره را به عنوان مهریه تعیین کرد. حالا که کارشان به طلاق کشیده شده، زن جوان مهریه اش را اجرا گذاشته است
ترفند عجیب یک زن برای گرفتن طلاق
های بی مورد خانواده هایمان شروع شد . زن جوان تصریح کرد: اوایل با توجه به احترامی که برایشان قائل بودیم و گمان می کردیم خیر و صلاحمان را می خواهند، به آنها اجازه دادیم در زندگی امان دخالت کنند اما متاسفانه همین اشتباه باعث شد هرکدام از ما تحت تاثیر خانواده هایمان قرار بگیریم. شوهرم دیگر حاضر نبود من سر کار بروم اما من می خواستم همچنان سر کار بروم. خانواده ها هم به جای کمک، هر روز آتش اختلاف
متن کامل اظهارات جدید حجاریان:اشتباه ما برگزاری انتخابات مجلس هفتم بود
مغز او خواهان توقف پیشروی او بودند؛ برای صحبت از دوم خرداد و فراز و فرودهای آن، نشریه ی دانشجویی آوا، ارگان رسمی انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه شیراز با حجاریان گفتگویی کرده است که در ادامه منتشر می شود: آوا: آقای دکتر حجاریان! پیش از انتخابات سال 76 این طور استنباط می شد که حامیان اصلاحات، که در حال حاضر به نوعی ذیل عنوان اصلاح طلبی طبقه بندی می شوند، در نظر داشتند که
وسوسه شدم،آدم کشتم/ عشق قدیمی از من قاتل ساخت
بودم، وارد خانه شان شدم. پروانه رفت طبقه سوم پیش بچه هایش و من با میله آهنی که در دست داشتم پیام را در خواب به قتل رساندم. جنازه را داخل روفرشی پیچیدم و داخل خودروی خودم قرار دادم و به طرف خارج از شهر حرکت کردم. در بزرگراه تهران قم جسد را داخل رودخانه ای رها کردم و خودروی مقتول را هم در منطقه واوان رها کردم و برگشتم. فردای آن روز برای آن که پلیس به ما شک نکند، پروانه به اداره
حضرت خدیجه(س) الگوی زنان مسلمان در وفاداری، پایداری و مقاومت
در روستای اسپندان گفت: هر روز از شش صبح تا ساعت 12بعد ظهر میوه می چینیم، کار می کنیم تا بتوانیم گوشه ای از مشکلات مالی زندگیمان را برطرف کنیم. سید زهرا پیرزن 65ساله با چین وچروک های روی صورت و پیشانیش می توان گذر زمان و رنج های کشیده حس کرد او اهل روستای اسپندان است و می گوید من دوشادوش همسرم از اول بهار تا فصل سرما که استخوان سوز است کار می کنم تا کمک خرج شوهرم باشم . این قصه
معجزه ای در چاه
به گزارش گروه جامعه خبرگزاری میزان،سال 1377 به عنوان رئیس پلیس آگاهی کاشان در حال خدمت بودم. یک روز عصر پس از دستگیری دو سارق تحت تعقیب، به اداره بازگشتم. قصد داشتم راهی خانه شوم که سرباز وظیفه وارد اتاق شد و گفت: زن و مردی اصرار دارند شما را ببینند. به سرباز گفتم راهنمایی شان کند و زن و مرد گریه کنان وارد اتاقم شدند. زن جوان گفت: امروز همراه پدرم و دختر 9 ساله ام به نام فاطمه، برای
گفت و گو با دزدان مسلح پشت میله های بازداشتگاه
بار به موسسه فرشتگان دستبرد زدیم اما تنها 500 هزار تومان گیرمان آمد چون رئیس بانک (موسسه) گفت: این بانک نیست شما اشتباه آمده اید؟ ما پولی نداریم! من هم که ترسیده بودم همان 500 هزار تومان را گرفتم و از بانک بیرون آمدم. آن روز مصطفی خیلی مرا تشویق کرد که کارت عالی بود اما من همچنان مات و مبهوت بودم. کمی از پول ها را برداشتم و به خانه رفتم. چرا باز هم به سرقت های مسلحانه ادامه دادید؟
10 دقیقه تا ابد/ آرزویی که به دل دخترها ماند
همسر شهید مرتضی کریمی شالی *فرصتی که نبود وقتی رفت به این فکر می کردم که طی 13-14 سال بعد از ازدواج شاید یک روز هم زندگی سیر نداشتیم... مرتضی تماماً خودش را وقت انقلاب کرده بود. آموزش، مانور، مأموریت، رزمایش و ... آنقدر از او زمان می گرفت که زمان بسیار بسیار کمی برایش باقی می گذاشت. *رضایت تلفنی تا قبل از پرواز، چند مرتبه از فرودگاه تماس گرفت. می خواست
یک گزارش خواندنی / تلخ اما واقعی زیر پوست همین شهر
حضانت بچه ها را به من داد. راهی خانه پدری شدم و ناچار راهی زیرزمین خانه، چون برادرها در هر دو طبقه ساکن بودند. وام گرفتم و زیرزمین را سرو سامان دادم و با علی و یاسمن در زیرزمین ساکن شدیم. آن زمان در آرایشگاه کار می کردم و خرج زندگی سه نفره مان را در می آوردم و این میان برادرها هم خیلی لطف داشتند که حتی یک نان هم به من و بچه هایم نمی دادند ! البته من هم از آنها کمکی نمی خواستم، چون
راز قتل زن آمریکایی در تهران
مشخص نبودن همه اولیای دم و مسیحی بودن مادر مقتول دلایلی بود که به خاطر آن هیأت قضات رسیدگی به پرونده زن آمریکایی که توسط دو جوان ایرانی به قتل رسیده است، را به تعویق انداختند. به گزارش شرق، این زن که ماری نام دارد، پنج سال قبل در تهران به قتل رسید و تحقیقات پلیس با شکایت شوهرش به جریان افتاد. این مرد به مأموران گفت: همسرم به ایران سفر کرده بود و آن طورکه همسایه ها گفته اند
علی امینی انقلاب را پیش بینی نکرد/چرا جبهه ملی از علی امینی حمایت نکرد؟
خودم در دربار بودم. دخترخاله ام زن شاهپور غلامرضا بود. البته مدتی بعد،بین آنها طلاق اتفاق افتادو ایشان دختر سرلشکر جهانبانی را گرفت. در دوره ای که دخترخاله ام زن شاهپور غلامرضا بود، زیاد به دربار می رفتم، یعنی سه چهار شب در هفته، یا خانه شاهدخت شمس بودم یا ملکه مادر یا شاهدخت اشرف! آن موقع پدرم وزیر دارایی بود. *بعد از 28 مرداد؟ بله،بعد از 28 مرداد. در آن دوره، دو سال به
دختر سه ساله ام را "دوست" دارم اما دفاع از ...
دستانش را برای همیشه برای ما تکان داد و رفت. مجتبی بعد از 11 روز در 25 مهرماه در شهر حلب سوریه با اصابت ترکش زیر چشم و سرش به شهادت رسید. *چطور از شهادت همسفر زندگی تان مطلع شدید؟ شب ششم ماه محرم بود. من و خواهر شوهرم برای شرکت در مراسم عزاداری امام حسین(ع) رفته بودیم حسینیه. تازه وارد هیات شده بودیم که برادر آقامجتبی، من و خواهرشان را صدا کردند که برویم خانه. با دیدن چهره برادر
پدرم انتخاب شد تا در صف نماز به لقاء الله بپیوندد
جمعه ها پرونده هایی به خانه می آورد و مشغول به کار می شد. اگر به او اعتراض می کردم، می گفت: اینان زن و بچه دارند، گرفتارو یا درکارشان ضعیفند و می خواهم کمکشان کنم وگرنه اخراج می شوند. همسر شهید ذکریا در ادامه خاطراتش می گوید:یک روز همسرم با یک صندوق انار به خانه آمد و گفت که یکی از همکارانم از من قول مردانه گرفت و من به گمان آنکه مرخصی می خواهد به او قول دادم؛ اما بعد متوجه شدم که یک صندوق
3 ساعت وحشت درگروگانگیری خانوادگی مردشیشه ای
مشهد و در حالی که به مواد مخدر صنعتی آلوده بود، دچار توهم های ناشی از مصرف شیشه شده و به اختلافات خانوادگی خود دامن می زد. وی تصریح کرد: متهم این پرونده که سابقه فرار از زندان را نیز دارد توسط نیروهای انتظامی دستگیر شده است و پرونده وی روال قانونی خود را در دادسرا طی خواهد کرد. سرپرست مجتمع قضایی شهید بهشتی مشهد اضافه کرد: در حالی که این زن چند روز آخر بارداری خود را می گذراند
زن مهریه اش را به اجرا گذاشت،شوهرش عکسهای او را در شبکه های مجازی منتشر کرد
مرد کینه جو که به خاطر نپرداختن مهریه همسرش زندانی شده بود در اقدامی انتقامجویانه عکس های همسرش را در فضای مجازی منتشر کرد. به گزارش ایران، مرد 35 ساله چند روز قبل به پلیس فتا در خراسان جنوبی رفت و اظهارداشت: به دلیل اینکه با همسرم اختلاف داشتم او مهریه اش را به اجرا گذاشت و من برای مدتی به زندان افتادم اما متوجه شدم که همسرم در حالی که هنوز حکم طلاقی برایش صادر نشده عکس های خصوصی و
عشق خیابانی به یک مرد مرا به زن خیابانی تبدیل کرد
بالاخره ازدواجمان سرگرفت و راهی دیار غربت شدم. در حالی به خانه شوهرم رفتم که خانواده ام مرا طرد کردند. زن جوان ادامه داد: دلم خوش بود که شوهرم مثل کوه پشت سرم می ایستد و با توجه به وعده هایی که داده بود، خوشبختم می کند اما این وعده و وعید ها سرابی بیش نبود. او اضافه کرد: شوهر بیکار و مفت خوری داشتم که چشمش به دست برادرانش بود، معتاد هم از آب د رآمد. چون خیلی دوستش داشتم موضوع
به خاطر یک بز آدم کُشتی؟/فرزندانم را به خاطر شکار از دست دادم/شکار را در منطقه ما هنر می دانند
آورد. برداشته بودم و نگاهش می کردم. یعنی من بعد از مدتها برگ درخت بلوطی که باد از بالا آورده بود را غنیمت می دانستم و مدتها به آن نگاه می کردم. او با اعلام اینکه در زندان با صرف زمان بسیار کتابی به نام لاله های واژگون نوشته یادآوری می کند: من سیزده روز بود که عقد کرده بودم و می خواستم ازدواج کنم، بعد با گذشت سه ماه از حادثه حکم اعدام گرفتم. خودت می دانی از یک فضای باز و پر از گل و آبشار
راز 2 جنایت در سینه قاتل رانندگان مسافربر
سرنوشت شوهرم ندارد.این زن گفت: شوهرم که با خودرویش مسافرکشی می کند یک روز پیش برای کار از خانه خارج شد و منتظر ماندم که طبق معمول تا ساعت 9 شب به خانه برگردد. ولی هرچه منتظر ماندم از شوهرم خبری نشد و وقتی به موبایلش زنگ زدم دیدم خاموش است. بدین ترتیب تیمی از مأموران پلیس برای ردیابی مرد گمشده وارد عمل شدند و ابتدا شماره پلاک خودروی پژو این مرد در شبکه سراسری پلیس ثبت شد ولی سرنخی از
اشعار آیینی ویژه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
ماست مادر فاطمه است، مادر ماست مادرم! ای امام مادرها به فدایت تمام مادرها گرمی آشیان پیغمبر همسر مهربان پیغمبر یاد تو در روان پیغمبر نام تو بر زبان پیغمبر خاطرات تو گرمی شب اوست یاد تو آه حسرت لب اوست زن، ولی مردتر ز هر مردی جگر کفر را درآوردی قد علم کرده پیش هر دردی
مادر اسلام؛ گذری بر زندگی امّ المؤمنین خدیجۀ کبری (سلام الله علیها)
زائد از تیره و قبیله عامر بن لویّ است.( 3)آنچه مشهور شده است اینکه خدیجه 68 سال پیش از هجرت و به عبارت دیگر، 15 سال قبل از عام الفیل در شهر مکه به دنیا آمد(4) و در دوران جوانی از جمله ثروتمندترین افراد قریش شد.( 5) تاریخ نگاران بارها از او با عناوینی چون امراه حازمه لبیبه ؛ بانوی دوراندیش و خردمند و امرأه عاقله ؛ یعنی بانوی عاقل یاد کرده اند. وی با مدیریت و درایتی قوی، به دور از رسم تجار زمانه که
نه بلند به یک تفاوت! / "ما متفاوت نیستیم!"
کردند و من وارد شدم. روبرویم دو خانم جوان با چادرهای سفید گل گلی ایستادند، یکی از آنها گوشی همراه دستش بود، به طرفم آمد و سلام و احوالپرسی کرد. به نظر می رسید مربی دختران باشد. خانه دو طبقه بود. طبقه پایین خالی بود و از همان ابتدا راه پله ها به سمت طبقه دوم موکت شده بود. به دلیل اینکه در شب گذشته عقد یکی از دختران بود، کارگری در طبقه پایین مشغول نظافت بود. کفش هایم را درآوردم و با زن جوان
من پاهای زن جوان را گرفتم و شوهرم او را خفه کرد
دوست دارم از خودت بگو. میترا، بیست و دو ساله. اتهامم معاونت در قتل و مشارکت در سرقت است. دیگه نمی دانم چه باید از خودم بگویم. متهم به معاونت در قتل چه کسی هستی؟ زن مورد علاقه همسرم. او را کشتیم تا بتوانیم نفس راحتی در زندگی مشترک بکشیم اما بدتر گرفتار شدیم. همسرت قاتل بود؟ بله. من پاهای زن جوان را گرفتم و شوهرم او را خفه کرد.
پدران و ازدواج اجباری دختران
اجباری دختران را از واقعه ای که سال ها قبل در لبنان دیده، وام گرفته است. او همچنین ماجرای زایمان داخل آب را از یک زن صبّی ایرانی آموخته است و آنقدر به این موضوع اعتقاد ورزیده که دو فرزندش را به همین روش در استخر خانه به دنیا آورده است (توضیحاً اینکه صبّی یا صابئی قومی در خوزستان هستند که خود را پیرو حضرت یحیی(ع) می خوانند). دیوان حافظ در فیلم، جزو کتب مورد علاقۀ بانو است و او نهایتاً آن را به نیلوفر
به خاطر استرس المپیک دو روز بستری شدم/از تختی دستان بزرگش را در یاد دارم
هر روز تمرینات مستمر را داشتم. * فارس: خیلی از ورزشکاران رشته ژیمناستیک را به عنوان یک رشته پایه شروع می کنند، اما در ادامه رشته دیگری را دنبال می کنند، شما چطور فقط ژیمناستیک را ادامه دادید؟ در آن زمان رشته های بانوان به صورت امروزی نبود. البته در شمشیربازی هم یک ورزشکار داشتیم که موفق هم بود. فارس: به این فکر می کردید که بخواهید به صورت حرفه ای این رشته را دنبال
گفت وگوی جالب با عکاس برتر کهگیلویه و بویراحمد
شوند چون کسی به دنیا می آید و کسی از دنیا می رود، ثروتی افزوده می شود، فقری به وجود می آید خشکسالی می آید و عوامل بحرانی اجتماعی یا انسانی حاکم می شود و به دنبال آن شرایط آدمها تغییر می کند و شما باید کار را تکمیل کنید. ما شاخه ای به نام مردم نگاری در تاریخ عکاسی داریم یا داشته ایم؟ ج: ما تک نگاری و تیپ نگاری داشتیم و اگر بخواهیم شاخص مثال بزنیم می شود یوجین اسمیت را نام برد
7 نکته برای ایجاد عشق در ازدواج
/> وقتی چنین رویکردی داشته باشید، راه های لذت دادن به همسرتان را هم علاوه بر راه های عصبانی کردن او یاد می گیرید. یادتان نرود برای نشان دادن عشق همیشه و هر لحظه زمان مناسبی است. وقتی به خانه می آیید همسرتان را بغل کنید و بگویید از دیدنش خوشحالید. در یک روز تعطیل بارانی او را با چای در رختخواب غافلگیر کنید. بگذارید ایرادهایش به چشمتان نیاید، روی نقاط مثبت او تمرکز کنید. شب ها قبل از اینکه بخواهید از