سایر منابع:
سایر خبرها
فال روزانه پنجشنبه 13 فروردین 94
خبرهای خوب هیجان زده شوید یا شاید حتی این قدر آماده ی پرواز باشید که دیگر برای تان مهم نباشد در اطراف تان چه می گذرد. به طور معمول دوست دارید که کارهای تان را قدم به قدم پیش ببرید. اگرچه به دنبال ثبات هستید، اما این روزها بنیادتان کمی متزلزل شده است. ذهن تان را باز کنید و افق های دیدتان را گسترش دهید. به جای این که برای احساس امنیت به عقب برگردید، گذشته ها را کنار بگذارید و به آینده نگاه کنید.
کاپیتان های تیم ملی چطور خداحافظی کردند/ازحبیبی،قلیچ خانی،پروین و دایی تا نکونام
بلبشوی آن روزها البته چاره ای غیر از این نمی ماند. او در بازی های انتخابی 1980 برای آخرین بار با تیمش به میدان رفت و فوتبال ملی برایش به پایان رسید. بدون بازی خداحافظی بزرگ. سیروس قایقران: قایقران یکی از دوست داشتنی ترین های تاریخ ملی است. پسری که همهملی پوشان سال های دهه 60 از او و دریاچه آزادی خاطراتی دارند. پسر خوش اخلاقی که هنوز یکی مثل احمد عابدزاده را 18 سال پس از مرگ دردناکش به
خرید زنانه از فروشندگان مرد/ مردان حواسشان به همه جا هست غیر از فروش + تصاویر
. خرید از فروشنده مرد برایم عادی شده (م.ر) دختر جوانی است که در مورد خرید لباس مورد نیازش از فروشنده مرد می گوید: تا چند سال پیش اگر پایم را در مغازه ای می گذاشتم که جنس زنانه اش را مردی عرضه می کرد، حتما متعجب می شدم از این که چرا با او برخوردی نمی شود اما حالا آن قدر تعداد این دست مغازه های زیاد شده که تقریبا همه با وجه ناخوشایند آن کنار آمده اند. اگر هم چنین نباشد، انتخاب
دفتر ساواک، ساختمان سپاه شد
پرسیده و این سؤالات بر اساس توالی زمانی انتخاب شده است. ناشر کتاب معتقد است بسیاری از ناگفته ها در این اثر بازگو شده است. بسیاری از پرسش هایی که در آن زمان وجود داشته و تاکنون مطرح نشده است، در گفت وگو با رفیق دوست آمده که وی پاسخ های مستدل و صریحی را به رویدادهای تاریخی داشته است. با هم دو بخش از این کتاب را مرور می کنیم: اوایل اسفند - احتمالاً 9 اسفند - آیت الله بهشتی
چهره ها در شبکه های اجتماعی (93)
شماره سال 94 را شروع میکنیم با عکس خیره به افق تینا خانم آخوند تبار که در آن از مضرات ترس و فواید شجاعت و اراده در زندگی قلم رانده است. صحبت های تینا را بخوانید و به خاطر بسپارید، شاید جایی به درد بخورد. هدی زین العابدین اولین سلفی خود در سال 94 را در داخل ماشین گرفت تا اندک امیدمان برای تغییر نوع عکس ها با ورود به سال جدید به یأس تبدیل شود. همچنان همه چیز همان است. همان آش و همان کاسه
آیا شما هم در میان جمع اضطراب می گیرید؟
(دوست دارد شغلی داشته باشد، ولی حتی فکر ارتباط با افراد غریبه و ارزیابی شدن از طرف آن ها برایش عذاب آور است) و نمی تواند به تنهایی خرید کند. چند بار هم قرار بود برای سارا خواستگار بیاید، ولی خانواده نتوانست او را راضی کند. وقتی سارا در یکی از این موقعیت ها قرار می گیرد، همه چیز به هم می ریزد: صورتش قرمز می شود، صدایش می لرزد، قلبش به تپش می افتد، تمرکزش را از دست می دهد و بدتر از همه این که احساس
آیا سیزدهم فروردین نحس است؟!
، قال الحسن: بلی یا مولای دیگر چنین مگو و روزها را در کار خدا دخیل ندان و حسن بن مسعود گفت: چشم مولای من [7] این حدیث صریح است در این که سعد و نحس ربطی به زمان و وقت ندارد و اشاره به این است که اگر روزها هم تأثیری داشته باشند به فرمان خداست، هرگز نباید برای آن ها تأثیر مستقلی قائل شد و از لطف خداوند خود را بی نیاز دانست، وانگهی نباید حوادثی را که غالباً جنبه ی کفاره ی اعمال نادرست انسان را
واکنش عزت الله انتظامی، شکیبایی و اکبر عبدی به گریم های متفاوت/ بخش آخر گفت و گو با عبدالله اسکندری
خاصیت و حس و حال او را داشته باشند. خدا در وجود اکبر عبدی چیزی گذاشته که هم بچه ها او را دوست دارند هم پیرمرد 80 ساله. من هم او را خیلی دوست دارم، او از آن کسانی بود که جلوی آینه، وقتی من ظاهرش را گریم می کردم، او درون خود را گریم می کرد و برای نقش آماده می شد. آقای انتظامی هم احتمالا باید همین طور باشند. سال 56 که با آقای انتظامی کار می کردیم خیلی به گریم اعتقاد نداشتند، اما بعد
امیر جعفری: بیمه حق طبیعی بازیگران است
است یا هنوز به آن نرسیده ام. کاراکترهای زیادی در ذهن داشتم که دوست داشتم آن ها را ایفا کنم اما به دلایل مختلف نشد. به همین دلیل تصمیم دارم اول در بازیگری به آن نقطه ای که می خواهم برسم و بعد به سراغ دیگر حرفه ها بروم. - آرزویتان در سال 94 برای سینما و تلویزیون چیست؟ امیدوارم در سال جدید اجازه دهند هر قشری در آرامش کار خودش را انجام دهد و آزادی عمل بیشتری به هنرمندان بدهند
راهکاری برای برهنه نشدن در هیئت ها
تری داشته باشند. -ما شاهد بودیم چند سال اخیر حضرت آقا راجع به شاخصه های مدح و مداحی و در حوزه مناجات اشاره داشتند به صحیفه سجادیه خصوصا که می گفتند که صحیفه خود شعر آیینی است. به نظر شما چرا این شاخصه ها به شایستگی توسط مداحان مورد توجه قرار نگرفته است؟ بحث مفصلی را می طلبد و متاسفانه الان آن چیزی هم که بیش تر استقبال می شود شورخوانی است، انوع سی دی هایی که می بینید در بازار
این 10 نفر به روایت علی پروین: خودم ، مامان نصرت ، کروش ، محمدمون، امیر قلعه ، محمد مایلی و دیگران!
این روزها رامسر است. مثل همیشه. مثل همه عیدها . کل فامیل دورش را گرفتند و بساط کباب و بازی. دور هم جمعند ، گل می گویند و می شنوند و والیبال بازی می کنند و تا می توانند جر می زنند. امسال خانواده احتمالا کمی تعدادش بیشتر هم شده چون برای خانواده علی پروین اتفاقاتی خوشایند در پیش است و محمد تصمیماتی برای آینده زندگی اش گرفته. علی پروین عاشق این دور همی هاست. او اساسا عاشق دو چیز است ، گعده و کاسبی
خاطرات امامعلی حبیبی از تختی تا محمدرضا پهلوی
. وقتی کشتی شروع شد من ظرف یک دقیقه با یک سرزیر بغل که همان فن ملاباجی بود او را ضربه فنی کردم. این شروع کشتی ملی من شد. از همان جا توانستم در دل مرحوم بلور جا بگیرم. دیگر همه شهر هم اسم مرا می شناختند و شدم ورزشکار ملی شهر. چند وقت بعد هم کارمند شهرداری قائمشهر! حالا چرا شهرداری؟ در آن سالها تیم فولاد تهران برای یکسری مسابقه دوستانه آمد استان مازندران .تقریبا غیر از زنده یاد
مراسم گرامیداشت استاد دکتر عبدالحسین جلالیان
حسین معلم، معلم و نویسنده درود بر منتقد سرشناس یزدی، آقای محمدرضا شوق الشعرا! به دلیل وجدان معلمی و باورهای معلمی ناگزیرم چند کلامی در رابطه با گرامیداشت استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" به آگاهیتان برسانم: در جریان تالیف کتاب "حافظ به زبان ساده" برای جوانان و صحبت های پیاپی با استاد دکتر "جلالیان" و نشست های پیاپی در جمع شاعران (انجمن شعر حافظ) که پایه گذارش خود دکتر است... و نیز مطالعه، بررسی و وارسی بسیاری از آثار (از جمله آثار استاد بهاءالدین خرمشاهی، دکتر محمد معین، دکتر قاسم غنی، دکتر محمد استعلامی، دکتر سعید حمیدیان و...) و نیز آثار متعدد دکتر "جلالیان" (از جمله آخرین اطلاعات ناب و منحصر به فردشان در مورد فرخی یزدی و وحشی بافقی...) متوجه شدم که ایشان برجسته ترین و سرآمد شاعران معاصر فارسی زبان جهان است! (اینجا منظورم از معاصر در قید حیات است) و حتی از نامدارانی که به دلیل پرهیز از اصطکاک معذورم نامشان راببرم بزرگ تر، برتر و در سرودن و شناخت شعر به ویژه غزل چیره تر و قوی تر است. توضیح: 1-...ایشان به هیچ وجه حاضر نبوده و نیست که کسی برایش مراسم گرامیداشت بگیرد (حال چه طور شده که به او قبولانده اند! خودم هم نمی دانم؟! و این که چرا سرانجام پذیرفته است بسیار شگِفت زده ام؟!) 2- استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" از آن یزدی های اصیل (میبدی) است که ذاتا دل در گرو بالندگی فرهنگ و ارتقای انسان ها دارد و با زحمات طاقت فرسا و مغزسوز خود به باورش جامه عمل هم پوشانده است... . 3- استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" بدون آن که به قول خودت اَدا درآورد و بخواهد فقط نمایشش را بدهد، خیرخواه، دلسوز، دل بزرگ و لوتی صفت است (به طوری که مثلا اگر کوچکی چون این جانب هم به سراغش برود و هر بار وقتش را بگیرد تا چیزی یاد بگیرد، کتابی هم هدیه می گیرد) منظورم این است که هم برای یادگیرنده احترام قایل می شود، هم برای امر مقدس یاددهی- یادگیری ارزش قایل است. رفتارش هم آن چنان که پیش از این اشاره کردم ساختگی، باسمه ای و تصنّعی نیست... . (تنها موردی که می ماند برخی- و اگر دقیق تر بگویم؛ تعداد بسیار اندکی مصراع - از شعرهای کتاب "پله های سنگی" است که قضاوت پیرامون آن ها وقت، گفتار و نوشتار گسترده می طلبد... و فعلا به هیچ وجه نمی توان تلگرافی و پیامکی در موردش قضاوت نمود و حکم صادر کرد.) اما! الف- تا آن جا که این کوچک آگاه هستم در حال پالایش، بازنویسی و نیز کامل کردن اشعار همین کتاب بحث برانگیز است... . ب- چنانچه حکم هم صادر کنیم و فرض کنیم این چند مصراع بدِ بدِ بد هم هست! خب! حتی در این صورت هم خردمندان و منطقیون می گویند: اصلاح باید شود، نه تخریب!؟ به سخن ساده تر: نادیده گرفتن تمام زحمات و تخریب کل آثار و به تبَع آن تخریب یک شخصیت زحمت کش، شریف، مستقل، آزاده و دانشمند که افتخار دیار است کار عاقلان نیست . 4- ایشان انسانی بسیار سالم و درستکار است: نه سیگاری است، نه تریاکی! (نه صیغه ای، نه دوده ای...) نه بیکاره و مفتخور. کوچک ترین ناهنجاری و بزهکاری نه داشته، نه اکنون که بیش از 80 سال دارد، دارد. همیشه در این دیار نجیب و سرفراز، زحمت کشیده و برادرانه و پدرانه، گمنام و فروتنانه دلسوزانه در خدمت پزشکی و درمان دردمندان بوده است و هیچ چشم داشت مادی یا غیرمادی از کسی نداشته است. و آن چنان که اشاره کردم هرگز در پی مراسم و گرامی داشت و خودنشان دادن و خودنمایی و... نبوده، تا چه رسد به آن که بخواهد الگو برای کسی شود (و این در حالی ست که شوربختانه کسانی در این دیار زحمتکش الگوی مردم عامی، جاهل و بی سواد شده اند- حتی الگوی برخی به اصطلاح باسوادها و مدرک ستانده ها- که در تمام عمرِ دروغ و فریبِ خود، حتی یک روز قصابی، بقالی، نجاری، کارگری... نکردند و شوربختانه تر این که؛ الگو هم شده اند و برایشان گرامیداشت ها هم برگزار شده است!؟ 5- شرح دیوان حافظ را که استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" نوشته اند، بارها خوانده و با بسیاری از شرح های دیگر که پیشتر اشاره ای کردم مقایسة تطبیقی کرده ام. و خدا را گواه می گیرم که راست می گویم: شرح ایشان اگر نگویم از تمام شرح ها بهتر است، که قطعاً کامل تر است. مثلاً در مورد بیتِ: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرّس شد حتّی برجسته ترین و مشهورترین حافظ شناس و حافظ پژوه؛ استاد بهاءالدّین خرمشاهی در موردش سکوت کرده اند!؟ ولی استاد جلالیان ضمن توجّه به فرمایش تمام صاحب نظران پیش از خود، قاطعانه در موردش اظهار نظر کرده و تکلیف همه را روشن نموده است. *آشکار است که اشاره ام به سرور ارجمندم استاد بهاءالدّین خرمشاهی و حافظ نامه ی ایشان اصلا و ابدا زبانم لال کوچک کردن آن فرهیختة دین باور نیست و صرفاً خواستم شاهد مثال آورده باشم (وگرنه استاد بهاءالدّین خرمشاهی حق پدری و معلّمی بر این کوچک دارند و حتّی رفت و آمد خانوادگی داریم و همه می دانند که حرف اوّل و آخر را در مورد حافظ ایشان می زنند...). برادر فاضل، هوشیار و منتقد دردمند، جناب شوق الشعرا! تردید ندارم که بهتر از این کوچک(معلّم) می دانید؛ در دیاری که مثلاً به جای گرامیداشت علّامه دهخدا و فردوسیِ بزرگ مراسم گرامیداشت برای دیگرانی بسیار بسیار ناچیزتر برگزار می شود، نه افتخار که مایه ی افسوس و شوربختی ست. ...در دیار نجیب یزد هم باید دست کم نام مراکز درمانی اش نام"ابوعلی سینا" یا "زکریای رازی ، یا مجیبیان ، هراتی ، و مرتاض باشد که بحمدلله برخی هست یا باید به نام دکتر"عبدالحسین جلالیان" باشد... . جناب شوق(عزیز دل!) آهنگم از نوشتن این چند سخن چیزی جز پروردگار و در دیدگاه پروردگاربودن، نبود(بر این باورم که اگر نمی گفتم و نمی نوشتم به روز رستاخیز برای سکوت خود پاسخی نداشتم). ختم کلام! جناب محمدرضا شوق الشعرا! بارها در حضورتان و در غیابتان گفته و نوشته ام که؛ دست کم بخشی از ارزش ها و خوبی های یزد مدیون جرأت، جسارت، همّت، دقّت و قلم پرتوان شماست (خدای شما هم شاهدم بوده است که هر از گاهی به مسوولان خُرد و کلان شهر از جمله فرماندار گفته ام که باید از شما تجلیل و قدردانی نمایند). اکنون هم به عنوان برادری کوچک از شما درخواست دارم با قلم خود به یکی، دو نفر که نادانسته(و صرفاً به خاطر چند مصراع) به انتقاد نه که سرزنشِ استاد جلالیان می پردازند چند نکته را یادآور شوید: مرحوم علامه دهخدا در امثال و حکم ضرب المثلی دارد که می گوید: اومد لب بوم قالی تکون داد، قالی خاک نداشت خودشو نشون داد! به سخن ساده تر؛ به این یکی دو نفر بفرمایید درست نیست که نود و نه درصد خوبی ها را نادیده بگیرید و سبکسرانه یک درصد کاستی را بزرگنمایی کنید و با همین مستمسک به یکی از خدمتگزاران سالم، آزاده، مستقل و اندیشمند دیار بتازید(اگر این یک درصد کاستی این قدر شما را برآشفته، چرا آن نود و نه درصد تکانتان نداده است؟!) خوب به یاد دارم که روزی یکی از دانش آموزانم پیامکی برایم فرستاده بود، نزدیک به این مضمون: اگر آجری در دیواری شکسته است، باید با دقت و ظرافت آن آجر را تعویض کرد. تخریب کلّ دیوار ابلهی ست! اگر کسانی دوست دارند در رسانه های امروزی که به برکت تکنولوژی کافرها!! به دیار ما هم رسیده است، به انتقاد بپردازند، اوّلاً یادآور شوید که؛ انتقاد به معنی تخریب و سرزنش نیست، به معنی بیان خوبی ها و بدی هاست...، ثانیاً؛ در همین روز و روزگار و در همین دیار کم دردهای آزاردهنده است که می توان از آن انتقاد کرد؟! چه طور شده که همه را رها کرده و بر موج سوار شده و یقة یکی از افتخارات دیار را چسبیده اند؟! (مثلاً شورای شهر که از صدر تا ذیلش انتقاد دارد، یعنی از زمانی که حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی از میان دیگر اصل های معطّل ماندة قانون اساسی این اصل را صرفاً برای پیشبرد مسائل سیاسی و حزبی خودش بیرون کشید و آش شله قلم کاری پخت که چند وجب روغن روی ان است...، یا عملکرد معاون سیاسی امنیتی استاندار در بیرون راندن افغانستانی ها...، یا شناسایی و دستگیری دزدان و ادمکشان همچون قاتل پزشک نجیب، زحمت کش و برجستة یزدی دکتر محمّد بامشاد که سال ها، بله سال ها! از قتلش می گذرد و به قول معروف دَمش را در نمی آورند؟؟...) جناب شوق! عزیزم! آزادی بیان و انتقاد، حتی انتقاد از استاد جلالیان اشکالی ندارد و دست کم خود شما خوب می دانید که خود من هم 20 سال پیش از برخی کاستی های ایشان انتقاد کرده ام(روزنامه اش هنوز موجود است) امّا! این هم خیلی بد است که ندانسته و نا آگاهانه صرفاً از روی توهّم و یا حداکثر از روی برخی کاستی های جزئی کل را زیر پرسش ببریم. آیا کل را به خاطر جزء زیر پرسش بردن در شآن انسان(بما هو انسان) است؟! آرزو دارم پروردگار بخشاینده و مهربان تک تک ما را یک آن به خود وامگذارد. و به تک تکمان (و از جمله این کوچک) ادب، تربیت، انصاف، منطق، بزرگواری، گذشت، جنبه، ظرفیت، جوانمردی، راز داری و عیب پوشی، قدردانی، چشم و رو داشتن، احترام بزرگتر و کوچکتر نگه داشتن و همشهری دوستی هدیه کند . دلخش باشی عزیزم(غزلی از حافظ هم برای پایان خوش): منم که شُهره شَهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری ست رنجیدن به پیر میکده گفتم که چیست راهِ نجات؟! بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن ز خط یار بیاموز مِهر با رخ خوب که گِرد عارض خوبان خوش است گردیدن مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن ...
دوست دارم در سال جدید فیلم دلخواهم را بسازم
سیروس الوند، کارگردان سینما گفت: در سال 93 برای من اتفاق خاصی پیش نیامد و همه چیز معمولی بود. وی در ادامه افزود: امیدوارم در سال 94 بتوانم فیلم دلخواهم را بسازم و خانه سینما نیز با قدرت به کار خود ادامه دهد. الوند اظهار داشت: بهترین عیدی ام را سال گذشته از دست همسرم گرفتم و در سال 94 آرزو می کنم احساس خوشایندی به سینما داشته باشم. وی خاطرنشان کرد: بهترین خاطره ام از ایام نوروز اکران فیلم "فریاد زیر آب" در سال 57 بود.
12 فروردین 58 چه خبر بود؟+تصاویر
به گزارش شریان نیوز ، پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357، به دعوت امام خمینی همه پرسی حکومت جمهوری اسلامی ایران در روزهای 10 و 11 فروردین 1358 در سراسر ایران برگزار شد و 98٫2 واجدین شرکت در همه پرسی با دادن رای آری ، با برقراری حکومت جمهوری اسلامی موافقت کردند. در روز 12 فروردین نتایج اعلام شد و این روز را روز جمهوری اسلامی نامیدند. طبق اعلامیه دولت موقت، در رفراندم
12 فروردین، روز آری به جمهوری اسلامی
برترین ها: روز 12 فروردین 1358، روز اعلام نتایج همه پرسی در مورد نوع حکومت پس از انقلاب اسلامی بود که طی آن 98.2 درصد مردم ایران به " جمهوری اسلامی " رای آری دادند. در روز 12 فروردین نتایج اعلام شد و این روز را روز جمهوری اسلامی نامیدند. طبق اعلامیه دولت موقت، در رفراندم 20 میلیون و 288 هزار تن (98 و دو دهم درصد آراء) به حذف سلطنت و برقراری نظامی اسلامی بله و 241 هزار تن نه گفته بودند
روزی نیست که به شاهنامه بایسنقری نگاه نیندازم/ هنری با طعم پاپ
. همچنین در کنار آن من 2 سال نزد مرحوم محمود اولیا شاگردی کردم که ایشان هم از شاگردان بلافصل کمال الملک و طراح بسیار قابلی بود، مرحوم اولیا نیز تأکید بسیاری روی طراحی داشت که این دوره نیز بر دقت و تأکید من در طراحی بسیار تأثیرگذار بود. از سوی دیگر در دوران تحصیلم در آمریکا نیز من در مراکز آکادمیک و هنری از جمله انستیتو پرات نیویورک و انستیتو هنر شیکاگو تحصیل کردم که این مراکز نیز بسیار روی
دستغیب: نمایندگان روشنفکری ما اشتباه کردند/کتاب دیجیتال بهتر از کتاب کاغذی است
و تهران را بدون آلودگی هوا تجربه کنید؟ حقیقتش نه. در شیراز راحت ترم و فعلا چند ماه پس از عید نیز در همین شهر خوش آب و هوا می مانم و شاید تابستان به تهران برگردم. برای تعطیلات نوروز چه کتابی را به مخاطبان پیشنهاد می کنید که بخوانند؟ حقیقتاً کتاب کاغذی پیشنهاد نمی کنم. این روزها در فضای مجازی و در فیس بوک و حتی رسانه های سایبر آن قدر کتاب و مطلب هست که تمام تعطیلات می توان از
روزت مبارک پیرمرد؛ روز جمهوری اسلامی
پیرمرد این روزها را دیده بود. حتما دیده بود که جنگ که تمام شد بسیجی ها را دور خودش جمع کرد و گفت کارتان تمام نشده است، تازه شروع شده است:" باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. 67/2/9 جماران - تهران" ** پیرمرد
طبایی: شیراز آمیخته به شعر است/اگر به فارس می روید گلستان بخوانید
/> جمال میرصادقی گفت: در سال های جوانی تعطیلات نوروز به مسافرت می رفتم اما در دوران سالمندی و پیری دیگر سفر کردن برایم سخت است. به همین دلیل مثل هر سال در تهران می مانم و به مطالعه می پردازم. پیشنهادم به ... میرعباسی: تهران خلوت را بیشتر دوست دارم/ توصیه به خواندن رمانی با ترجمه فرزانه طاهری کاوه میرعباسی گفت: دوست ندارم وقتی به مسافرت می روم با ازدحام روبه رو باشم و برای گرفتن
آنچه نو شدنش دشوار است!
زمین می گمارد تا همچون ملائک پیوسته در عبادت بودند و به دور از هرگونه کژی و انحراف و پلشتی و ظلم و تعدی و فسق و فجور! اصلاً چه می شد پایان کار همه تنها و تنها بهشت بود و جهنمی خلق نمی شد تا آدمها مجبور نمی شدند هر سال در هنگامه سال تحویل با دنیایی از نیاز رو به بی نیاز کنند و زمزمه حول حالنا الی احسن الحال داشته باشند! حکیمی می گفت: ای بی خبر جواب تو در همین نق زدنها و کنکاشها و پرسیدنها نهفته است
محمدرضا عارف؛ امید اول اصلاح طلبان (3)
دریغ نمی کند. از معدود اصلاح طلبان حاضر در متن قدرت است. چرا که سال هاست عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی را در کارنامه سیاسی خود دارد. حتی اصولگرایان و محافظه کاران هم آنگاه که سخن از او به میان می آید با کمال احترام و ادب از او یاد می کنند. هرچند با رحلت مرحوم حسن حبیبی، معاون اول دولت اصلاحات شد و ایرانیان بیش از همیشه با نام و تصویر و صدای او آشنا شدند اما بی
می خواهد قال تان بگذارد!
می کند؟ همه آدم ها در نظرشان فرد ایده آلی را دارند که دوست دارند همسر آینده شان شبیه او باشد اما همیشه نمی توان نمونه کپی شده ای از این ایده آل ذهنی را پیدا کرد و تنها می توان فردی شبیه به او را از میان گزینه های پیش رو انتخاب کرد. اگر نامزدی که مدت ها پیش شما را با وجود تفاوت هایی که با این تصویر ذهنی داشته اید انتخاب کرده، این روزها با بسیاری از افراد مقایسه تان می کند، به
طاهری: روزها در راه حاوی تلخی ها و فراز و فرودهای زندگی مسکوب/کتابی که مترجم کارور پیشنهاد می کند
شود. همان طور که اشاره کردم زبان و ذهن نویسنده در این کتاب بی نظیر است. مسکوب بر خلاف بسیاری از دوستانش خودش را جدی نمی گرفت و بی رحم ترین منتقد خودش بود. کتاب روزها در راه نوشته زنده یاد شاهرخ مسکوب حاوی یادداشت های از سال 1357 تا 1997 میلادی است که از سوی انتشارات خاوران منتشر شده است. * در این باره بخوانید: امرایی: خلوتی تهران در نوروز جان می دهد برای مطالعه
برکات نماز حضرت زکریا
واژه عبادت در اصل به نظر بسیاری از واژه شناسان به معنای خضوع است و طبری در تفسیر جامع البیان می گوید: اصل عبودیت که به نظر او شامل عبادت نیز می شود، نزد همه عرب به معنای ذلت و خاکساری است. ابوعلی سینا معتقد است: العبادة هی غایة الخضوع و التذلّل؛ عبادت نهایت خصوع و فروتنی است و شهید مطهری در تعریف عبادت آورده است: پرستش آن حالتی است که در آن، انسان یک توجهی می کند که از ناحیه باطن خودش
فرزاد فرزین: ستاره موسیقی ما سواد موسیقی ندارد
موسیقی جهان می شنود و سطح سلیقه بازار جهانی را نمی داند و همین باعث شده قضاوت هایش خیلی مطلق و مبتنی بر احساس باشد. مخاطب داخلی هیچ ارتباطی به هنرمندی که دوست دارد فضای کاری اش را گسترش بدهد، ندارد. مخاطب داخلی مشکلات ریشه ای و متعصبانه مختص خودش را دارد و قطعا سطحش با مخاطب بین المللی فرق دارد . همان طور که آرتیست های داخلی مقایسه شان با هنرمندان بین المللی واقعا مقایسه دور از انصافی است
تبریک ویژه عید به حاج قاسم/ خدا مردانگی بده به آنها که والدینشان در خانه سالمندانند
گروه ورزشی مشرق، پیمان نصیری که این روزها در کرمان مشغول تمرین است، در زمره طرفداران ویژه حاج قاسم است. به همین خاطر، عید را هم به وی تبریک ویژه می گوید. گپ نوروزی مشرق با این دونده معلول کشور را در زیر می خوانید: سال تحویل کجا بودی؟ در کرمان و در کنار خانواده. دوست داری اولین تبریک عید را به چه کسی بگی؟ تبریک عمومی به همه عزیزانم؛ ولی دوست دارم که به حاج
زلاتان: تماشاگران ایرانی فوق العاده بودند
من فوتبال برای همه است و همه حق دارند از دیدن فوتبال لذت ببرند. فوتبال یک مذهبی است که همه باید به آن دسترسی داشته باشند. اینکه شما زن باشی یا مرد یا از کدام منطقه و کشور باشی اهمیتی ندارد و همه باید به فوتبال دسترسی داشته باشند. مهاجم سوئدی که بهترین گلزن تاریخ کشورش است ادامه داد: در صحنه گل همکاری خوبی با ارکین داشتم و او پاس خوبی برای من فراهم کرد. البته شاید حق داشته باشید که
حسینی زاد: تعطیلات عید را در نوشهر سپری می کنم/ تاریخ بیهقی بخوانید
/> صاحب کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد ادامه داد: از همه مهم تر قبل از توصیه کتاب نیز دوست داشتم بگویم که ما در سال جدید صرفاً باید مطالعه کنیم. بارها گفته ام که پیشنهادم این است که حتی اگر به سبزی فروشی می رویم و سبزی را لای روزنامه می پیچند ما آن روزنامه را بخوانیم. آن قدر بخوانیم و بخوانیم تا به مطالعه عادت کنیم. آن وقت می توانیم خودمان به سلیقه ای دست پیدا کنیم و کتاب های مورد نظرمان را انتخاب
دهقان: ترکیه از شکست خود در سوریه عبرت بگیرد
نصیب آنان نکرده و ترکیه را کشوری شکست خورده در این تجاوز به سوریه به جهانیان نشان داده است. دهقان با بیان اینکه اعزام تروریست به سوریه یکی از اشتباهات فاحش ترکیه بوده که در سال های گذشته مرتکب شده است، گفت: انتظار ما از حکومت و دولت ترکیه که کشور دوست ماست و تمایل داریم با دولت این کشور روابط خوبی داشته باشیم، این است که با توجه به عبرت ها و درس هایی که از سوریه گرفت و شکستی که در سوریه