پیرغلام اهل بیت(ع) با خدای خود سخن گفته است آنجا که می گوید: خواستم، آهی بپویم راه مردان خدا را/ از جفای نفس سرکش، فرصتی پیدا نکردم طاهری عنوان می دارد: مرحوم آهی روحیه افروخته و گداخته ای بعد از رحلت فرزندش محمدرضا آهی داشتند و می سوختند و از آن پس بود که این بیت از مرحوم جودی را در خلوت زمزمه می کرد: داغی که حسین از غم اکبر به جگر داشت/جز خالق اکبر زدل او که خبر داشت ؛ این نشانه
بزرگوار شدیم، مادری که به رغم غم از دست دادن فرزند، هنوز بعد از سی و چند سال استوار ایستاده است و به شهادت فرزند ارشد خود می بالد. و این گونه این اسوه صبر و مقاومت گفت و گوی خود را با خبرنگار سرویس حماسه و جهاد دفاع پرس آغاز می کند: عباس از همان کودکی با فرزندان دیگرم فرق داشت. من از همان دوران کودکی به فرزندان خود می آموختم که برای نماز صبح بیدار شوند و در ایام ماه مبارک رمضان روزه می
آورد. در بیان علت این امر نقل همین داستان بس که روزی مادر شیخ انصاری فقیه بزرگ تشیع هوای دیدار فرزند بر سرش می افتد و برای دیدن او راهی نجف می شود. زنان شهر چون خبر سفر بزرگترین مرجع جهان تشیع به شهرشان را می شنوند برای استقبال پیرزن راه می افتند و او را با عزت و احترام بسیار وارد شهر و خانه شیخ انصاری می کنند. مادر که از این همه احترام تعجب کرده بود از فرزند خود می پرسد: پسرم علت این همه
ندارند. پدر و مادر شهید در کانکس در جاده اهر- ورزقان و پس از سد ستارخان به سمت شمال می رویم و جاده فرعی وارد می شویم. آقاکندی جدید درست کنار جاده است؛ جاده ای که به سوی آقاکندی قدیم و جنگل آباد می رود. در روستای جدید هنوز واحدهای مسکونی 60متری ناتمام به چشم می خورند و به نظر می آید در حدود 10واحد مسکونی که به اتمام رسیده است، زندگی جریان دارد. یک کیلومتر بعد به روستای