سایر منابع:
سایر خبرها
فیلم های سینمایی و تلویزیونی آخر هفته
صبح در قالب برنامه سینما صبحانه از شبکه دو سیما پخش می شود. در خلاصه داستان این انیمیشن به تهیه کنندگی لیزا استوارت محصول سال 2013آمریکا می بینیم: یک حلزون باغچه آرزو دارد، روزی تبدیل به یکی از شرکت کنندگان مسابقه سرعت شود. او در این میان سختی های زیادی را تحمل می کند و افراد زیادی به او حرف می زنند، اما... فیلم سینمایی شکار روباه به کارگردانی مجید جوانمرد، پنجشنبه 20 فروردین ماه ساعت
انگیزه های جنایت های خانوادگی
و جنایت قرار گرفته اند تنها نشان می دهد که انگیزه های جنایی در محله های بالای شهر نسبت به مناطق فقیرنشین متفاوت است. سال 88 بود که مردی تحصیلکرده در دانشگاه های آمریکا وقتی برای تقسیم سهم ارثیه پدری اش دچار اختلاف با اعضای خانواده شد، دست به کشتار دسته جمعی زد. این حادثه که در خیابان مقدس اردبیلی منطقه زعفرانیه تهران رخ داد، یکی از جنایت های خانوادگی عجیب در پرونده های مشابه است. در
تولد منجی قرن
شروع به خواندن قرآن کرد و با خودش نیت کرد که نام فرزندش را از قرآن بیابد و روح اللّه اولین کلمه ای بود که توجه او را جلب کرد. سید مصطفی هنوز، مشغول خواندن قرآن بود که صدای گریه نوزادی در خانه پیچید، با خوشحالی برخاست، قرآن را بوسید و روی ترمه طاقچه گذاشت و به طرف اتاق هاجر رفت. در این روز تاریخی قابله، نوزاد را در آغوش پدر گذاشت و گفت: مبارک باشد پسر است. حاصل ازدواج سید مصطفی با
سختگیری هایی که ازدواج را به تاخیر می اندازد
شمال نیوز: یک سال دیگر که بگذرد 40 سالش تمام می شود و دیگر آن دختر دم بختی که خانه شان محل برو و بیا و آمد و شد خواستگاران کوتاه و بلند و چاق و لاغر و رنگ و وارنگ بود، نیست. جام جم در ادامه نوشت: خانه اما هنوز برهوت و کویر خالی از سکنه هم نشده؛ تک و توک خواستگارانی وعده می گیرند برای شب های جمعه که با دسته گلی و جعبه شیرینی و پدر و مادر و بزرگ فامیلی مصدع اوقات شوند به امید وصلتی
عیددیدنی مرگبار پدر و پسر
راز گم شدن نگهبان کارخانه را تنها پسرکوچک او که برای عید دیدنی به محل کار پدر رفته بود می دانست. به گزارش همشهری، هرچند او سعی داشت با دروغ پردازی خود را بی گناه نشان دهد اما شهادت یک آشنا و آثار درگیری روی دستان وی، معمای جنایت خاموش را فاش کرد.10فروردین ماه سال جاری پسرجوانی به اداره پلیس پاکدشت رفت و از ناپدید شدن پدرش خبر داد. وی به مأموران گفت: پدرم نگهبان کارخانه ای در شهرک صنعتی
یک بام و هوای دولت؛ از ضرب و شتم مطهری تا تعرض به 2 نوجوان
چطور آقای هاشمی که همواره نسبت به تعامل با نظام عربستان سعودی از خود اشتیاق نشان می دهد و خود را تأثیرگذارترین و نزدیکترین فرد به سعودی ها می داند، در باره این اتفاق شنیع ساکت است. ایشان که درگیری چند نفر با علی مطهری در شیراز را عملی شنیع می دانست چرا در برابر این رفتارهای شنیع ساکت است؟ آیا آن دو نوجوان، فرزندان ما نیستند؟! آقای مطهری شما که خود را وکیل فتنه گران در مجلس می دانید چرا پیگیر این اهانت شنیع نسبت به حجاج ایرانی نیستید، چرا ساکتید؟!
غربت پاسپورت ایرانی
مذکور در لباس مأموریت پلیس و در محل کار خود بوده اند؟ یک کاروان و والدین آنها منتظر این دو نوجوان بوده اند تا از اتاق تفتیش بدنی بیرون بیایند و طبیعی بوده که آنها بعد از اینکه چنین رفتاری با آنها صورت می گیرد، در حالتی طبیعی به جمع کاروان و نزد پدر و مادر خود بازنمی گردند! و ده ها دلیل دیگر که قابل تصور است. اکنون در تعجبم چطور رئیس جمهور محترم که با فضاسازی تبلیغاتی و نامه نگاری و تجزیه و
دعا کردم تا مفقودالاثر شوم
به گزارش فضای مجازی دفاع پرس ، در سال 1337 در روستای طوسکلا از توابع نکا، فرزندی متولد شد که نامش را محمدحسن نهادند. او که اولین فرزند خانواده بود در آغوش پر مهر مادر قد کشید تا این که در پاییز 1345 وارد مدرسه شد. محمدحسن برای ادامه تحصیل به نکا رفت و تا سوم راهنمایی را در مدرسه فردوسی گذراند. سپس به ساری رفت. پدر محمدحسن، حاج محمدعلی طوسی می گوید: تقریبا سال سوم دبیرستان
روستازاده ای که توانست 5بار به فضا سفر کند
. پادالکا به خوبی درک می کرد گرچه تحمل دوری از خانواده برای او سخت است؛ اما برای همسرش ایرینا که سال هاست همیشه در کنار هم بوده اند و دخترانش یولیا و یکاترینا که اصلا عادت به دوری از پدر را ندارند، سخت تر است، به خصوص یکاترینا ی 12ساله که او را کاتیا صدا می زند و عادت دارد هرشب قبل از خواب، چنددقیقه ای در کنار پدر بنشیند تا او موهایش را نوازش کند. متاسفانه امسال او نمی توانست در جشن تولد کاتیا شرکت
ماجرای سجده شکر مقام معظم رهبری چه بود؟
. ولی آن روز که اسلحه شلیک شد مادر همه چیز را متوجه شد. پدر هم به مادر گفته بود که تو همسر منی و باید همراهم باشی، مادر هم قبول کرده بود. تا جایی که با پدر به زابل می رود و پدر او را با یک بچه کوچک و بچه ای در شکم تنها می گذارد. مادر دو ماه در خانه یکی از خانواده های زابلی زندگی می کند و منتظر می شود تا پدر از افغانستان بیاید تا جایی که صاحب خانه می خواست مادر را بکشد. مادر تعریف می کرد که
شکارچی دختر بچه ها دستگیر شد
به گزارش پارسینه به نقل از همشهری ، نخستین شکایت از این مرد 27ساله اواخر بهمن ماه مطرح شد. پدر و مادر دختربچه ای 8ساله، سراسیمه و عصبانی راهی اداره پلیس شدند و گفتند دخترشان توسط مردی ربوده شده و مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. با این شکایت، تیم ویژه ای از مأموران وارد عمل شدند و به تحقیق از دختربچه پرداختند. او گفت: مقابل خانه مان ایستاده بودم که یک ماشین سواری مقابلم توقف کرد
نکاتی درباره تجاوز پلیس سعودی به دو نوجوان ایرانی/ چرا کاردار عربستان را اخراج نمی کنید؟!
اکنون که موضوع خبری شده و ناباورانه می شنوم که برخی از مسئولان با توجیه حفظ رابطه با عربستان به دنبال انکارو توجیه این عمل شنیع هستند، نمی توانم سکوت کنم و با صدای بلند می پرسم چه چیزی را انکار می کنید، خبری را که خودتان تأیید کرده اید! چطور می توان باور کرد که این اقدام بدون طراحی صورت گرفته در حالی که مأموران مذکور در لباس مأموریت پلیس و در محل کار خود بوده اند؟ یک کاروان و والدین آنها
حضور معنوی شهدا, نشاط، شادابی و امید به زندگی را در جامعه توسعه می دهد
جمع خانواده ای متدین و مذهبی و پایبند به اسلام و اهل بیت و از پدر و مادری با ایمان و باتقوا که آتش عشق به امام حسین(ع) و اهل بیت از خانه آنان زبانه می کشید در محله امیریه شهر اردبیل دیده به جهان گشود. این شهید همزمان به تحصیل در رشته هنری تئاتر فعالیت می کرد که در سحرگاه 21 اسفند ماه سال 1363 و زمانی که 17 سال بیشتر نداشت بر اثر بمباران هوایی عراق و اصابت ترکش خمپاره از ناحیه قلب شهد
ازدواج طیب حاج رضایی به روایت فرزندش
کار و کسب طیب رو به راه شده بود. با سفارش خانواده و پادرمیانی مادر و خواهر راضی شد که ازدواج کند.آن موقع دیگر سی ساله بود. برای جوانی در آن زمان سن بالایی به حساب می آمد. عفت خانم همسر طیب خان شد. آنها زندگی خوبی را در محله صابون پزخانه تهران آغاز کردند.بعدها به اطراف میدان خراسان آمدند. در محله ای در نزدیکی میدان میوه که به محل کار پدر نزدیک بود.پدر طی سال های 1320 تا 1325 سخت مشغول
خاتم الفقها لقب چه کسی بود
، و دستور داد تا اضافه بر ماهیانه آن طلبه، مخارج چای را نیز از بیت المال به وی بپردازند تا اینکه با راحتی و آسایش بیشتر به تحصیل خود ادامه دهد. شیخ نه تنها به طلاب حوزه رسیدگی می کرد، بلکه همواره به فکر فقرا و مستمندان نیز بوده است، و شبها همانند رهبر و مولایش امیر المؤمنین (ع) به خانه های مسکونی فقرا سر می زد و مواد غذایی بر دوش گرفته، در بین خانواده های مستمند و بیچاره تقسیم و توزیع می
چوب حراج بر نمادهای فرهنگی مازندران
به گزارش خبرنگار مهر، خانه مینا و پلنگ، خانه نیما پدر شعر نو، خانه ننه مکرمه نقاش و خانه های تاریخی مازندران از جمله جاذبه ها و نمادهای فرهنگی مازندران هستند که بر روی درب برخی از آن قفل خورده، برخی حال ناخوشی دارند و برخی دیگر به دلیل معرفی نشدن، مهجور مانده اند. سرنوشت خانه مینا و پلنگ که دو سال قبل بفروش رفته است نامعلوم است، درب خانه ننه مکرمه همیشه به روی دوستداران فرهنگ باز نیست
چهار روز زندگی دختر کوچک در کنار جسد پدر
کارآگاهان دایره جنایی با بررسی بیشتر برای کشف علت مرگ مرد 34 ساله در محل حادثه حاضر شدند. یکی از کارآگاهان کلانتری 41 خرمدشت علت مرگ عباس را مصرف بیش از اندازه مواد مخدر اعلام کرد، اگرچه هنوز به صورت رسمی مرگ مشکوک این مرد از سوی پزشکی قانونی اعلام نشده است. سرهنگ سیدحقیقی در ادامه اظهار کرد: در بررسی تیم پلیسی مشخص شد 20 روز پیش از کشف جسد پدر خانواده، مادر دختر بچه به دلیل
گفتگویی صریح با مسعود فراستی
نمره می دهم منهای فیلم صفی یزدانیان و تا حدودی ارغوان علی محمدی و بنکدار. فیلم صفی یزدانیان قطعا بهترین فیلم جشنواره است. و خداحافظی طولانی فرزاد موتمن؟ فیلمساز فضا عوض کرده است. رفته حاشیه شهر و قصه یک کارگر را می گوید. این خوب است. اینکه آقاخانی می آید خانه و با زن حرف می زند خوب است اما چرا وقتی بیرون است دل و جگر می خورد و دوباره خانه که می آید نیمرو درست می کند؟ چرا با زنش
دردهایی عمیق در پس خنده های نوجوانی
کرد فردا بتوانی یک دل سیر غذا بخوری و تا چند روز خود را بیمه کنی. در محله های فقیرنشین شهر تبریز همه همدیگر را می شناسند؛ شاید قهوه خانه ای به سبک قدیمی هم در این محلات به چشم بخورد که تو را متعجب می کند؛ اما اهالی محل از دیدن تو به همراه چند نفر دیگر در یک خودروی پژو که همگی ظاهری متفاوت از اهالی محل دارند بیشتر تعجب می کنند و پچ پچ ها به راه می افتد. به هرحال دیدن این صحنه ها
جست و جوی عدالت پس از بدرفتاری در یک مدرسه
اساس آمار وزارت آموزش و پرورش چین در سال گذشته 30 میلیون نفر در سراسر چین در مدرسه های شبانه روزی به دور از خانواده های خود تحصیل می کنند. طرفداران حقوق کودکان از سازمان نجات کودکان هشدار می دهند "خطر بالایی" بدرفتاری در مدارس شبانه روزی چینی بدون ایمنی قانونی مناسب وجود دارد. کودکان پنجساله دور از پدر و مادر خود در این مدارس زندگی می کنند، بدون بررسی پیشینه فعالیت معلمان و نامشخصی چگونگی
راهکارهایی برای ایمنی از آسیب های فضای مجازی
ها آگاهی کافی داشته باشند می توانند این موارد را هم کنترل نمایند. البته در این مورد خانواده باید صمیمیت خود را حفظ کند و فرزند حس نکند پدر و مادرش نقش پلیس در خانه را دارند. 3. ایجاد فضای صمیمی در خانواده جمعی صمیمی که پدر و مادر اصلی ترین پایه های آن را تشکیل می دهند و اصلی ترین عامل نزدیکی اعضاء خانواده به هم محبت است. محبت کیمیایی است که والدین باید آن را مدام به خانواده
از پی گیری اشتغال فرزندان شاهد و ایثارگر تا تجدیدنظر در درصدهای جانبازی/ لزوم ارائه خدمات درمانی به ...
درصد اشاره کرد. باباجانی نیز به میزان افزایش حقوق ایثارگران اشاره کرد و خواستار بررسی این موضوع شد. وی همچنین از وضعیت زندگی یک خانواده شهید زلزله در اهر و زندگی آن ها در یک کانکس اظهار ناراحتی و گلایه کرد و خواستار برخورد با مسئول مربوطه شد. پژمان فر نیز در این نشست بیان کرد: همه ی نمایندگان به عنوان نماینده ی رئیس بنیاد شهید مشکلات ایثارگران رابه صورت میدانی مشاهده
دیدار با والدین پس از 42 سال
/> زهرا هنوز باور ندارد پدر و مادر واقعی خود را پس از این همه سال پیدا کرده است. او بیش از20 سال چشم انتظار پیدا کردن آنها بود و سرانجام به آرزویش رسید. زهرا در گفت وگویی با جام جم، از 42 سال دوری و مادربزرگی می گوید که این سرنوشت تلخ را برایش رقم زد. از خودت بگو؟ اسمم زهراست. 43 سال دارم که حاصل ازدواجم دو فرزند است. دخترم به نام سیما دانشجوی پزشکی است و پسرم محمد هم
دختر سه ساله ام از لحظه شهادت پدرش با خبر بود
، اما وصف او را از زبان مادر و همرزمانش بسیار شنیده ام، طوری که انگار او را خوب می شناسم. من نبود پدر را در مقاطع حساس زندگی به خوبی احساس کرده ام. وقتی که سال اول دبستان رفتم یا در سایر مقاطع نبودش برایم مملوس بوده است، اما همیشه به اینکه فرزند شهید شمشادیان هستم افتخار می کنم و سعی کرده ام لحظه به لحظه زندگی او را از زبان سایرین جویا شوم و از آن با خبر باشم. پیش از اینکه به نحوه عروج شهید
بی تفاوتی مسئولان به تجاوز مأموران عربستانی به دو نوجوان ایرانی!
دستور کار قرار گرفت، ولی کسی از محل مجرمان آگاهی نداشت (!) و به نظر نمی رسید، پایانی برای رنج حاجیان ایرانی رقم بخورد. حاجیان باید به پرواز می رسیدند و بازمی گشتند، در حالی که در مقابل آن همه عذاب، فقط مشتی وعده که رئیس پلیس و سرکنسول برای پیگیری ماجرا و مجازات مجرمان داده بودند، همراه داشتند که تسلای دردهای هیچ کدامشان نبود. همه این ها موجب شد که در پرواز آن شب زائران خانه به میهنمان
عامل جنایت داعش گونه در تهران گیر افتاد +عکس
محل جنایت گفت: حدود چهار سال است که اعضای این خانواده در طبقه سوم ساختمان زندگی می کنند. مادر خانواده چند سال پیش بر اثر بیماری فوت کرده بود. آنها با کسی اختلافی نداشتند و دختر جوان آرین دخت دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک بود. او پیش از این در یک شرکت کار می کرد و با شروع کلاس هایش کمتر سر کار می رفت. پدرش هم پزشک طب سنتی بود و این اواخر برای ویلاسازی به شمال کشور سفر می کرد، اما پسر خانواده بیکار
فراموش شدن سنت های قدیمی ازدواج در بیجار
بزرگی را به راه می اندازند. مجلس عقد وسایل پذیرایی مجلس عقد از خانه داماد به خانه عروس فرستاده می شود و در این مرحله پذیرایی با خانواده عروس است و در ضمن مجلس عقد زنانه و مردانه کاملا از هم جد است. پس از خواندن خطبه عقد توسط عاقد،یکی از بستگان داماد ترجیحا برادر داماد کله قندی را در درون شال قرمزی روی سر عروس و داماد می شکند و سرکله قند را با همان شال به مادر داماد می دهند
قوم لوط در کجا زندگی می کردند؟
ْ کانُوا هُم ْ اَظْلَم َ وَاَطْغی * وَالْمُوْتَفِکَة َ اَهْوی ؛[23] و هم اوست که عادیان قدیم را هلاک کرد؛ و ثمود را ]نیز هلاک کرد[ و ]کسی را[ باقی نگذاشت ؛ و پیش تر ]از همة آنها[ قوم نوح را، زیراکه آنان ستمگرتر و سرکش تر بودند؛ و شهرها]ی سَدُوم و عاموره [ را فرو افکند. دربارة موقعیت جغرافیایی مؤتفکات گفته اند آن ، اردن فعلی 24 است که بلاد قوم لوط بوده است و زمین ِ آن رامقلوبه می خوانند.25
گربه وشاطراسدا...(10نظر)
درمانگاه ببرند اما شاطر با سروصدا همه را دورکرد.مردم هم رفته رفته با ترک کردن انجا باهم پج پج میکردند که چرا گربه ای چنین حرکتی کند وبا نجوا از انجا دور شدند.. پسربچه ای از همسایه های شاطر با دوچرخه زن شاطر را خبر کرد وزن چادر را به دندان گرفته وبا دم پایی با دختر بزرگش که نه سال داشت خود را به نانوایی رساند تعدادی پسربچه از پشت شیشه وازدم در شاطر را نظاره میکردند اما شاطر گاهی با ترس اطراف را
دوقلوهایی که برای ازدواج ایده خاصی داشتند
باز کردم و برادرم را دیدم احساس کردم بخشی از وجودم مقابلم قرار گرفته است. از همان روز احساس ما این بود که یک روح در دو بدن هستیم. دنیای کودکی مان در خانه روستایی پر از خاطرات شیرین بود. باهم به باغ های میوه می رفتیم و به پدر و مادر در برداشت میوه کمک می کردیم. سلمان همه وجودم را در بر گرفته بود. او هم برادرم بود و هم دوست و نزدیکترین کسی که می توانستم به او اعتماد کنم. برای لحظه ای نمی توانستیم از