سایر منابع:
سایر خبرها
عموهای فیتیله ای ناجی یک اعدامی شدند
، درخواست کرده برای جلب رضایت اولیای دم تلاش کنیم. نامه دختر خردسال با این مضمون بود: من پدرم را دارم از دست می دهم و بجز خدا و شما، راهی برای نجات او ندارم. شما بچه ها را دوست دارید پس کاری کنید تا پدرم قصاص نشود و من بی پدر نشوم . بعد از اطلاع از این نامه، راهی شهر گرگان شدیم. وی ادامه داد: اولیای دم فقط قصاص می خواستند و زمانی که متوجه حضور ما شدند، اجازه دادند وارد خانه شان شویم و با آنها
سرمقاله روزنامه های امروز / 23 فروردین
پیروز شود و در برابر حزب الله شکست خورد؛ مطمئنا عربستان سعودی در منطقه 150 هزار کیلومترمربعی در مرزهای خود با انصارالله شکست جدی خواهد خورد. زیرا ارتش عربستان فاقد سیستم آفندی بومی است. همه آگاه هستند که سعودی، ارتشی اجاره ای و عاریتی دارد و نیروهای هوایی متجاوزان از پدیده طیاره ها و خلبانان چند کشور تشکیل شده و برای قتل عام مردم مظلوم و بی پناه یمن کمر بسته اند. برای نیروی زمینی چنین
نامه دختر 8 ساله به فیتیله ای ها
فیتیله ، درخواست کرده برای جلب رضایت اولیای دم تلاش کنیم. نامه دختر خردسال با این مضمون بود؛ من پدرم را دارم از دست می دهم و بجز خدا و شما، راهی برای نجات او ندارم. شما بچه ها را دوست دارید پس کاری کنید تا پدرم قصاص نشود و من بی پدر نشوم . بعد از اطلاع از این نامه، راهی شهر گرگان شدیم. وی ادامه داد: اولیای دم فقط قصاص می خواستند و زمانی که متوجه حضور ما شدند، اجازه دادند وارد خانه شان
سرقت مسلحانه قاتل نجات یافته به خانه ها
قتل رساندم که بازداشت و پس از محاکمه به قصاص محکوم شدم. چند سالی در زندان بودم تا این که سرانجام توانستم رضایت خانواده مقتول را بگیرم و مدتی پیش آزاد شدم. بعد از آزادی چون کار و پولی نداشتم دوباره جرایم خود را از سر گرفتم و این بار سراغ دو نفر از دوستان سابقه دارم رفتم و سرقت هایمان را شروع کردیم. ابتدا با سلاحی که تهیه کرده بودم، در خیابان راه یک راننده را سد کرده و با زور و تهدید به مرگ، خودروی
قصاص قاتل پسر دانش آموز در ملأ عام
مردی که بعد از ربودن پسری 9 ساله، او را مورد آزار و اذیت قرار داده و به قتل رسانده بود، صبح دیروز در ملأ عام اعدام شد. خانواده پسر 9 ساله که محمدرضا نام داشت، شامگاه هفتم آبان سال گذشته وقتی از تأخیر فرزندشان در بازگشت به خانه ناامید شدند، از پلیس مهریز درخواست کمک کردند و از همان زمان تحقیقات برای یافتن این پسربچه آغاز شد. پدر محمدرضا به کارآگاهان گفت پسرش به مناسبت ایام
پرونده عجیب ناموسی - جنایی زوج افغانی
بود سر کار می رود، در حالی که وقتی در خانه نبود وقتش را با من می گذراند و از من پول می گرفت و به عنوان حقوقش به احمد نشان می داد. این مرد ادامه داد: به من گفتند چون با مهرناز رابطه داشته ام باید خودم اقدامی بکنم. من هم گفتم می توانم آدمکش اجیر کنم که او را بکشد. به یکی از هموطنانم به نام غلام پول دادم و او مهرناز را به قتل رساند و بعد هم جسدش را بیرون انداختیم تا لکه ننگ از خانواده پاک
مقتول پیشنهاد قتل داد!
اعتراف کرد. به عنوان نماینده دادستان اعلام می کنم از آنجایی که پرونده یک ولی دم صغیر دارد رئیس قوه قضاییه از سوی او درخواست قصاص کرده است. همچنین با توجه به درخواست اولیای دم خواستار صدور حکم قانونی هستم. در ادامه اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و برای متهم درخواست قصاص کردند. مادر مقتول گفت: دخترم سال ها قبل ازدواج کرد و در حالی که فرزند داشت شوهر اولش فوت شد. بعد با مردی دیگر آشنا شد. آنها
قصاص قاتل بی رحم پسربچه 9 ساله در محل پیدا شدن جسد
این جنایت هولناک که مرد م شهرستان مهریز یزد را شوکه کرد، آبان سال گذشته رخ داد. شامگاه هفتم آبان بود که همزمان با ناپدید شدن پسر 9ساله ای به نام محمدرضا در شهرستان مهریز، تحقیقات پلیس برای یافتن او شروع شد. آن شب قرار بود محمدرضا به همراه پدر و مادرش برای شرکت در مراسم عزاداری راهی حسینیه شوند اما پسربچه 9ساله که نمی خواست منتظر پدر و مادرش باشد تصمیم گرفت جلوتر از آنها به حسینیه برود.
حوادث کوتاه از کشور
راکب موتورسیکلت مشخص شد، وی دارای سابقه سرقت از شهرستان تهران است. قصاص قاتل واحد مرکزی خبر - دادستان مهریز روز شنبه گفت: پس از رسیدگی به یک پرونده قتل در دادگستری مهریز و دادگاه کیفری یزد حکم قصاص قاتل در دیوان عالی کشور تائید و این حکم صبح دیروز در چهارراه دانشگاه مهریز با حضور اولیای دم، جمعی از مردم و مسئولان این شهر اجرا شد.محمدرضا حدادزاده افزود: این فرد مجرم پارسال یک
یلماز گونای:فیلم برای من ابزار مبارزه است/ سیدو جان
چنین افرادی واقعا حس می شد. او با فیلم هایش واقعیت مردم کُرد را که حاکمان در ترکیه می خواستند آن را پنهان کنند، بر همگان آشکار کرد و با هنرش آیینه تمام نمای زندگی واقعی کُردها و بویژه کُردهای ترکیه شد. یلماز گونای دارای اندیشه و ایدئولوژی بود ولی نه یک ایدئولوژی محدود. همه طبقات جامعه فیلم های او را دوست داشتند، تماشا می کردند و هنوز هم این روال ادامه دارد. می توان گفت که هنر او به دل همه
پرونده عجیب ناموسی - جنایی زوج افغانی
مقتول حضور داشتند، رسیدگی به پرونده به تعویق افتاد تا اینکه پدر مهرناز اعلام کرد بعد از اینکه متوجه شده احمد و پدرش به افغانستان رفته اند از آنها شکایت کرده و متهمان مطابق قوانین افغانستان به 20 سال حبس محکوم شده اند. بااین حال چون قتل در ایران اتفاق افتاده و متهمان دیگر نیز در ایران هستند، خواستار مسترد کردن متهمان به ایران و رسیدگی به این پرونده شده. با توجه به تکمیل تحقیقات و مشخص شدن سرنوشت متهمان فراری، پرونده برای رسیدگی به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و متهمان به زودی پای میز محاکمه می روند. ...
خودشیفتگی، سینمای ایران را به یک قدمی ورشکستگی مطلق کشانده
محو شدند و رفتند و کسی که کل زندگی اش را روی هم یک میلیون تومان هم نمی خریدند می نشست خانه و می گفت مردم به خیابان ها بریزید و قیامت می شد. آنها رسانه داشتند، کتاب چاپ می کردند، در تلویزیون بودند اما کسی تره برای حرفشان خرد نمی کرد. این همان روح ملی است . الان آقای سیستانی را در عراق نگاه کنید. در یک لحظه می تواند همه چیز را به هم بریزد. و می دانیم که در عراق هم به اندازه ایران، آنقدر روشنفکر هست که
فریدون و حامد از یدالله می گویند/ سپهر سحابی از پنجره خانواده
برگشت من از انگلستان، عزت زندان بود. پدر و مهندس بازرگان و مرحوم صدر، عضو شورای مرکزی نهضت بودند و ما شاخه جوانان خارج از کشور را اداره می کردیم. بعد از برگشت، ما با شورای مرکزی ارتباط مستقیم نداشتیم، ولی دستوراتشان را اجرا می کردیم. برخورد و مجالست سیاسی با هم نداشتیم ولی همه در یک راه حرکت می کردیم. طوری که در جلسه هیأت اجرایی و شورای نهضت، پدر تعجب کرد که من هم آنجا هستم . بعد به یاد می آورد که پدر
انکار قتل مادرزن در دادگاه
موجود در پرونده، اعترافات متهم و سایر قرائن موجود خواستار رسیدگی به این پرونده و صدور حکم شایسته هستم . در ادامه اولیای دم در جایگاه حاضر و خواستار مجازات قصاص برای متهم شدند. فرزند مقتول که جسد مادرش را پیدا کرده بود، در توضیح آنچه دیده بود، گفت: وقتی به خانه رفتم دیدم مادرم به حالت دمر افتاده است. اول فکر کردم سرش گیج رفته چون سابقه این حالت را داشت اما وقتی دست و پایش را مالیدم و
قتل به خاطر یک نگاه
جوانی که متهم است در درگیری خیابانی و فقط به خاطر یک نگاه مرتکب قتل شده، بازداشت شد. به گزارش خبرنگار ما، ساعت 1:30 بامداد 20 اسفند سال گذشته قتل جوانی 30ساله به نام میثم از طریق بیمارستان به کلانتری فرجام اعلام و تحقیقات در این خصوص آغاز شد. دوست مقتول که شاهد قتل بود، پس از حضور در اداره دهم پلیس آگاهی به کارآگاهان گفت: پس از خوردن شام همراه میثم از منطقه فشم در حال بازگشت
دستگیری قاتل فراری شرق تهران
یکی از اراذل و اوباش مشهور شرق تهران که در یک درگیری، پسری جوان را با ضربه مهلک چاقو از پای درآورده بود از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شد. نیمه های شب بیستم اسفندماه امسال کلانتری 136 فرجام از وقوع مرگ مشکوک پسری جوان در یکی از بیمارستان های تهران باخبر شده و به سرعت تیمی از کارآگاهان را به محل اعزام کردند. با حضور ماموران در محل مشخص شد پسری جوان به دلیل خونریزی شدید ناشی از
ایثار خانواده کرمانی و عفو قاتل به خاطر فرزندانش
: زمانی که هنوز قاضی نبودم، فکر می کردم اخذ رضایت از خانواده مقتول نسبت به صدور حکم آسان تر است، اما حالا می دانم اخذ رضایت صد ها برابر دشوار تر از صدور حکم است. وی بیان می کند: خانواده مقتول حاضر به رضایت نبودند، اما با اصرار زیاد از آن ها خواستم تا به حرف هایم گوش دهند و به این خانواده گفتم برای جلب رضایت خداوند از قصاص قاتل منصرف شوند. سیدی خاطرنشان می کند: در نشست هایی که
حکم قصاص برای قاتل عاشق پیشه
پسر جوان که مدعی است دختر مورد علاقه اش را بر اثر توهم شیشه به قتل رسانده، با حکم پنج قاضی جنایی به قصاص محکوم شد. به گزارش جام جم، شانزدهم اسفند سال 90 زنی به نام فرزانه به بیمارستانی در غرب تهران منتقل شد که پزشکان پس از معاینه زن جوان متوجه مرگ او شدند. با اطلاع موضوع به پلیس، ماموران پسر جوانی که فرزانه را به بیمارستان منتقل کرده بود، بازداشت کردند. عزیز در ابتدا مدعی شد
دزدی از جیب پدر تا سرقت خودرو
آرش 27 ساله که بیش از 200 سرقت خودرو مرتکب شده بود اصلا تصور نمی کرد روزی از سرقت پول از جیب پدرش، به سرقت خودرو برسد و پس از دستگیری به جرم سرقت جوانی خودش را پشت میله های زندان بگذراند. گفت وگوی کوتاه خبرنگارما با وی در زندان تقدیم می شود. از اولین سرقتت بگو کی و چگونه بود؟ من در یک خانواده نسبتا مرفه بزرگ شدم و همیشه در ناز و نعمت بودم و هیچ وقت برای کسب درآمد سختی
تیرخلاص قضات دادگاه کیفری در معمای پیچیده یک جنایت
ترسیدم و با اورژانس تماس گرفتم. با این اظهارات وی روانه زندان شد و پرونده پس از گذشت 3 سال و تکمیل تحقیقات به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد. صبح دیروز هیأت قضایی دادگاه کیفری جلسه رسیدگی به این پرونده را برگزار کردند. در ابتدای این جلسه، نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و پس از آن خانواده مقتول درخواست قصاص کردند. پسر جوان در حالی وارد جایگاه شد که اظهارات عجیب و
پول خانه و مغازه را مواد کشیدیم
خواهد با پسری که مدتی از آشنایی اش با او می گذرد، ازدواج کند. او را نصیحت کردم و گفتم تو از دو شوهر قبلی ات تجربه خوبی نداری و بهتر است این کار را نکنی که از حرفم ناراحت شد و تلفن را قطع کرد. او دیگر با من تماس نگرفت و در طول این سال ها هنوز منتظر تماس او هستم. حالا هم از این مرد که دخترم را از من گرفته شکایت دارم و می خواهم قصاص شود. در ادامه، بهمن، متهم پرونده در جایگاه حاضر شد و گفت دو سال
چشم تو چشم به قتل منجر شد
به گزارش خبرنگار ما، بامداد بیستم اسفند ماه 93 کارآگاهان پلیس آگاهی از طریق یکی از بیمارستان ها در جریان قتل مرد جوانی قرار گرفتند و بلافاصله خود را به آنجا رساندند. دوست مقتول که شاهد صحنه قتل وی بود، در توضیح ماجرا گفت: امروز من و میثم به فشم رفته بودیم بعد از خوردن شام در حال بازگشت به خانه بودیم که در تهرانپارس نرسیده به خیابان سراج، برای خرید شارژ تلفن همراه مقابل مغازه ای ایستادیم
گفته ها و ناگفته های شنیدنی فیلم محمد(ص)-ناگفته های شنیدنی آهنگساز فیلم محمد(ص) و خبرهای مرتبط با فیلم ...
توانمندی اش، فراهم شود، فیلم با شکوه و بی بدیل محمد (ص) خلق می شود. اگر مجیدی باشد و ابزار کارش مهیا شود، فیلم بچه های آسمان هم هست، آواز گنجشک ها هم هست، پدر هم هست، بید مجنون هم هست ولی اگر مجیدی نباشد، و همه ابزار و امکانات باشد، هیچ اتفاق مهمی نمی افتد. هزارعامل دست به دست هم داده اند تا یک مجیدی پدید آمده، تاریخ سینمای ایران و جهان، یک مجیدی دارد، تاریخ موسیقی ایران و جهان، یک شجریان
چه قومی “خونخواران تاریخ بشریت” لقب گرفته اند؟ + تصاویر و فیلم
“پورت سعید ” مصر یکی از وحشتناک ترین جنایت های یهود اتفاق افتاد. مردی یهودی از قاهره به شهر پورت سعید آمده و خانه ای را در غرب شهر اجاره و با فروشنده یونانی همان منطقه رفت و آمدهای خود را آغاز می کند. تا اینکه روزی این فرد یهودی به همراه دختر کوچک هشت ساله ای به نزد فروشنده می آید. فرد یهودی شروع به نوشیدن شراب می کند و دختر کوچک را نیز به این کار مجبور می سازد. این کار باعث تعجب مرد یونانی
بزرگ تشیع انگلیسی هیچ وزانت علمی در حوزه ندارد
دریای علم تو سیراب شدم ای کاش تو را زودتر دیده بودم”؛ این سخنان را عالم سنی می گوید و عالم شیعه که علامه شرف الدین است که آقایان کتاب وی را قبول دارند، با تعابیری مثل “مولای عظیم الشأن، من به مصر برای استفاده از فیض حضور شما آمدم” پاسخ وی را می دهد. یعنی بسیار مؤدبانه برخورد می کنند؛ آنقدر اینها نسبت به هم ابراز محبت کردند که انسان تعجب می کند؛ سیره علما از سلف تا خلف همه همینطور بود
فراستی: فجر 33 بدترین جشنواره فجر بود
. نه انتقاد شونده ناراضی باشد و نه به کسی بر بخورد.رابین وود هست که اکثرا شنیده ایم: سینما یعنی جزییات ؛ این جمله نصف حقیقت است، نصف دیگرش این است که جزییاتی که کلیات بسازد.منبع: روزنامه اعتماد این وسط البته کاراکتر محسن کیایی را داریم. آن شخصیت هم خرده بزهکاری است که قاتل می شود. این شخصیت هم از نظر فیلمساز تابع و مولود شرایط است. این تصویر مخدوش و سازشکاری از مردم
3 بانویی که روح الله در دامان آنان خمینی کبیر شد
کردند و بانو صاحب به همراه بانو هاجر در حضور مظفرالدین شاه سخنانی در دفاع از خون شهیدشان و اصرار بر قصاص قاتل آقا مصطفی داشتند، و در نهایت با پیگیری های مداوم خانواده امام شاه و صدراعظم مجبور می شوند دستور قصاص قاتلین سیدمصطفی را صادر کنند، چنانچه قاتل را به حکم دولت وقت در قلعه یوجان، دو فرسخی خمین، دستگیر نموده و به زندان تهران انتقال داده و در میدان توپخانه تهران به حکم علما و مجتهدان عصر قصاص
روایت جالب معاون دادستان کرمان از یک عفو
به گزارش ایرنا علی سیدی روز شنبه در جمع اصحاب رسانه افزود: در پی یک مورد وقوع قتل در شهرستان بم قاتل دستگیر، روانه زندان و حکم اعدام وی نیز صادر شد. وی گفت: خانواده مقتول که ساکن بم بودند به دلیل جدیت و قاطعیت خود برای قصاص قاتل فرزندشان و رهایی از صحبت افراد به گرگان نقل مکان کرده بودند و مصرانه درخواست اعدام قاتل را داشتند. وی اظهار کرد: در این حادثه که در پی یک مورد تصادف رانندگی
برده داری مرد جوان در کشور ملکه
/> این مرد خبیث پس از به قتل رساندن قربانی جسد او را قطعه قطعه کرده و سر او را از تنش جدا کرد و سپس اجزای بریده را به همراه بقیه وسایل مقتول در 2 چمدان قرار داد. پلیس بیرمنگهام زمانی بقایای قربانی را کشف کرد که یک قایقران که از کانال آب عبور می کرد ،یکی از چمدان ها را که شامل اجزای بدن آقای " اسپالدینگ" و شناور بر روی آب بود، پیدا کرد. غواصان پلیس ، دومین چمدان را که شامل سر مقتول
نقشه زیرکانه قاتلان راننده اتوبوس برای فرار از اتهام قتل
شناسایی و یکی بعد از دیگری دستگیر شدند. آنها در بازجویی ها خود را بی گناه دانستند و گفتند: ما با مقتول اختلاف داشتیم اما دست به جنایت نزدیم. متهمان در توجیه دلیل فرارشان از روستا نیز گفتند: وقتی در جریان قتل قرار گرفتیم، ترسیدیم که به عنوان قاتل دستگیر شویم و برای همین فرار کردیم. حتی وکیل آنها فیلم دوربین مداربسته یک کارگاه کارتن سازی در حوالی پاکدشت را در اختیار پلیس قرار داد که نشان می