فال حافظ / در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - غزل شماره 294
سایر منابع:
سایر خبرها
فال حافظ امروز 22 بهمن 1404
یا حرف دیگران شما را از لذت و تمرکز روی اصل مسیر دور نکند. در وفایِ عشقِ تو، مشهورِ خوبانم چو شمع شب نشینِ کویِ سربازان و رندانم چو شمع روز و شب خوابم نمی آید به چشمِ غم پرست بس که در بیماریِ هجرِ تو گریانم چو شمع رشتهٔ صبرم به مِقراضِ غمت بُبْریده شد همچنان در آتشِ مهرِ تو سوزانم چو شمع گر کُمَیتِ اشکِ گُلگونم نبودیِ گرم رو کِی شدی روشن به گیتی رازِ پنهانم چو شمع؟ در میانِ آب و آتش همچنان سرگرمِ توست این دلِ زارِ نزارِ اشک بارانم چو شمع در شبِ هجران، مرا پروانهٔ وصلی فرست ...
فال حافظ / چو گل هر دم به بویت جامه در تن - غزل شماره 389
چو گل هر دم به بویت جامه در تن کنم چاک از گریبان تا به دامن تنت را دید گل گویی که در باغ چو مستان جامه را بدرید بر تن من از دست غمت مشکل برم جان ولی دل را تو آسان بردی از من به قول دشمنان برگشتی از دوست نگردد هیچ کس دوست دشمن تنت در جامه چون در جام باده دلت در سینه چون در سیم آهن ببار ای شمع اشک از چشم خونین که شد سوز دلت بر خلق روشن مکن کز سینه ام آه جگرسوز برآید همچو دود از راه روزن دلم را مشکن و در پا مینداز که دارد در سر زلف تو مسکن چو دل در زلف تو بسته ...
فال حافظ / دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد - غزل شماره 117
دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد سر ما فرونیاید به کمان ابروی کس که درون گوشه گیران ز جهان فراغ دارد ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم تو سیاه کم بها بین که چه در دماغ دارد به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله به ندیم شاه ماند که به کف ایاغ دارد شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن مگر آن که شمع رویت به رهم چراغ دارد من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد سزدم چو ابر بهمن که بر این چمن بگریم طرب آشیان بلبل بنگر که ...
فال حافظ / اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول - غزل شماره 306
حضرت تو که طاعت من بیدل نمی شود مقبول به درد عشق بساز و خموش کن حافظ رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول تعبیر غزل شماره 306 حافظ: اگر می خواهید به آرزوها و اهداف خود دست پیدا کنید باید صداقت پیشه کرده و ایمان داشته باشید. درست است که روزهای سختی را می گذرانید و ناامیدی بر شما چیره شده اما باید بر خود مسلط شوید. یاس و ناامیدی را کنار گذاشته و روحیه خود را حفظ کنید، مطمئن باشید هرآن چه صلاح باشد برای شما پیش خواهد آمد، روزهای شادی و غم می گذرد و هیچ یک باقی نخواهد ماند. ...
فال حافظ / زبان خامه ندارد سر بیان فراق - غزل شماره 297
شکیب قرین آتش هجران و هم قران فراق چگونه دعوی وصلت کنم به جان که شده ست تنم وکیل قضا و دلم ضمان فراق ز سوز شوق دلم شد کباب دور از یار مدام خون جگر می خورم ز خوان فراق فلک چو دید سرم را اسیر چنبر عشق ببست گردن صبرم به ریسمان فراق به پای شوق گر این ره به سر شدی حافظ به دست هجر ندادی کسی عنان فراق تعبیر غزل شماره 297 حافظ: امید کلید همه موفقیت ها و پیروزی هاست، اگرچه تاکنون از سختی های زیادی گذشته و مشکلات فراوانی را تحمل کرده اید اما همچنان امیدوار باشید و صبوری پیشه کنید تا به اهداف خود برسید. این روزها نیز خواهد گذشت و شادی و خوشبختی جای غم و اندوه را خواهد گرفت. قلب مهربان و بخشنده ای دارید اما گاهی با زبان تیز دیگران را می رنجانید. سعی نکنید خواسته ای را به زور به دست آورید، با توکل بر خدا تلاش کنید و همه چیز را به خداوند بسپارید. ...
فال حافظ / خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود - غزل شماره 208
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی آنچه در مذهب ارباب طریقت نبود خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق تیره آن دل که در او شمع محبت نبود دولت از مرغ همایون طلب و سایه او زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود تعبیر غزل ...
فال حافظ / چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد - غزل شماره 135
چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد به یاد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت بنای عهد قدیم استوار خواهم کرد صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گل فدای نکهت گیسوی یار خواهم کرد نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد تعبیر غزل شماره 135 ...
فال حافظ / چراغ روی تو را شمع گشت پروانه - غزل شماره 427
چراغ روی تو را شمع گشت پروانه مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه خرد که قید مجانین عشق می فرمود به بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد هزار جان گرامی فدای جانانه من رمیده ز غیرت ز پا فتادم دوش نگار خویش چو دیدم به دست بیگانه چه نقشه ها که برانگیختیم و سود نداشت فسون ما بر او گشته است افسانه بر آتش رخ زیبای او به جای سپند به غیر خال سیاهش که دید به دانه به مژده جان به صبا داد شمع در نفسی ز شمع روی تواش چون رسید پروانه مرا به دور لب دوست هست پیمانی ...
فال حافظ / روزگاریست که ما را نگران می داری - غزل شماره 450
روزگاریست که ما را نگران می داری مخلصان را نه به وضع دگران می داری گوشه چشم رضایی به منت باز نشد این چنین عزت صاحب نظران می داری ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار دست در خون دل پرهنران می داری نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ همه را نعره زنان جامه دران می داری ای که در دلق ملمع طلبی نقد حضور چشم سری عجب از بی خبران می داری چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ سر چرا بر من دلخسته گران می داری گوهر جام جم از کان جهانی دگر است تو تمنا ز گل کوزه گران می داری پدر تجربه ای ...
فال حافظ / در خرابات مغان گر گذر افتد بازم - غزل شماره 335
جز تیغ غمت نیست کسی دمسازم گر به هر موی سری بر تن حافظ باشد همچو زلفت همه را در قدمت اندازم تعبیر غزل شماره 335 حافظ: بسیار غمگین و اندوهگین هستید و دوست قابل اعتماد و رفیق شفیق پیدا نمی کنید تا با او درد دل کرده و خود را خالی کنید به همین دلیل افسرده شده اید. از ناامیدی و خودخوری دست کشیده و به توانایی های خود اعتماد کنید. اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و با ایمان به هدف به تلاش و کوشش خود ادامه دهید.
فال حافظ / به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد - غزل شماره 144
...> به فیض بخشی اهل نظر توانی کرد ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهی طمع مدار که کار دگر توانی کرد دلا ز نور هدایت گر آگهی یابی چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد گر این نصیحت شاهانه بشنوی حافظ به شاهراه حقیقت گذر توانی کرد تعبیر غزل شماره 144 حافظ: با هوشیاری و دقت به زودی به مقصود خود خواهید رسید. اما ممکن است نیاز به مشورت با افراد آگاه پیدا کرده و تمام تلاش و سرعت عمل خود را به کار بگیرید تا به آن دست پیدا کنید. حوصله به خرج دهید. گمشده تان به زودی پیدا می شود، برای مسافرت زمان خوبی است. روزهای جوانی را غنیمت شمرده و از آن لذت ببرید. اگر در معامله دچار خسران شده اید از به هم زدن آن نگران نباشید زیرا به سود شماست. ...
فال حافظ / فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم - غزل شماره 368
خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم زاد راه حرم وصل نداریم مگر به گدایی ز در میکده زادی طلبیم اشک آلوده ما گر چه روان است ولی به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد مگر از مردمک دیده مدادی طلبیم عشوه ای از لب شیرین تو دل خواست به جان به شکرخنده لبت گفت مزادی طلبیم تا بود نسخه عطری دل سودازده را از خط غالیه سای تو سوادی طلبیم چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد ...
فال حافظ / به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است - غزل شماره 50
به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است بکش به غمزه که اینش سزای خویشتن است گرت ز دست برآید مراد خاطر ما به دست باش که خیری به جای خویشتن است به جانت ای بت شیرین دهن که همچون شمع شبان تیره مرادم فنای خویشتن است چو رای عشق زدی با تو گفتم ای بلبل مکن که آن گل خندان برای خویشتن است به مشک چین و چگل نیست بوی گل محتاج که نافه هاش ز بند قبای خویشتن است مرو به خانه ارباب بی مروت دهر که گنج عافیتت در سرای خویشتن است بسوخت حافظ و در شرط عشقبازی او هنوز بر سر عهد و وفای خویشتن است تعبیر غزل ...
فال حافظ / اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش - غزل شماره 273
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش حریف خانه و گرمابه و گلستان باش شکنج زلف پریشان به دست باد مده مگو که خاطر عشاق گو پریشان باش گرت هواست که با خضر همنشین باشی نهان ز چشم سکندر چو آب حیوان باش زبور عشق نوازی نه کار هر مرغیست بیا و نوگل این بلبل غزل خوان باش طریق خدمت و آیین بندگی کردن خدای را که رها کن به ما و سلطان باش دگر به صید حرم تیغ برمکش زنهار وز آن که با دل ما کرده ای پشیمان باش تو شمع انجمنی یکزبان و یکدل شو خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش کمال دلبری و حسن در ...
فال حافظ / شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وصال - غزل شماره 303
شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وصال بیا که بوی تو را میرم ای نسیم شمال اَحادیاً بجمالِ الحبیبِ قِف وانزِل که نیست صبر جمیلم ز اشتیاق جمال حکایت شب هجران فروگذاشته به به شکر آن که برافکند پرده روز وصال بیا که پردهٔ گلریز هفت خانه چشم کشیده ایم به تحریر کارگاه خیال چو یار بر سر صلح است و عذر می طلبد توان گذشت ز جور رقیب در همه حال به جز خیال دهان تو نیست در دل تنگ که کس مباد چو من در پی خیال محال قتیل عشق تو شد حافظ غریب ولی به خاک ما گذری کن که خون مات حلال تعبیر غزل شماره ...
فال حافظ / چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری - غزل شماره 443
چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری ز کفر زلف تو هر حلقه ای و آشوبی ز سحر چشم تو هر گوشه ای و بیماری مرو چو بخت من ای چشم مست یار به خواب که در پی است ز هر سویت آه بیداری نثار خاک رهت نقد جان من هر چند که نیست نقد روان را بر تو مقداری دلا همیشه مزن لاف زلف دلبندان چو تیره رای شوی کی گشایدت کاری سرم برفت و زمانی به سر نرفت این کار دلم گرفت و نبودت غم گرفتاری چو نقطه گفتمش اندر میان دایره آی به خنده گفت که ای حافظ این چه پرگاری تعبیر غزل شماره 443 ...
فال حافظ / آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت - غزل شماره 82
طبیب از سر حسرت چو مرا دید هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه زان پیش که گویند که از دار فنا رفت تعبیر غزل شماره 82 حافظ: فراق یار سخت است اما بیش از این اندوهگین و نگران نباشید که سرانجام دوری و فراق تمام می شود و دوباره او را خواهید دید. ناامید نباشید، هرزمان برای رسیدن به اهداف و مقصود خود تلاش کنید به آن ها دست خواهید یافت، هیچوقت دیر نیست. با توکل به خداوند قادر، گام در راه گذاشته و دعا را فراموش نکنید. نذر خود را ادا کنید، از شنیدن خبر بد ناراحت نشوید، مسافرتان به زودی خواهد رسید. ...
فال حافظ / ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر - غزل شماره 253
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر تا کی می صبوح و شکرخواب بامداد هشیار گرد هان که گذشت اختیار عمر دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر اندیشه از محیط فنا نیست هر که را بر نقطه دهان تو باشد مدار عمر در هر طرف ز خیل حوادث کمین گهیست زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر بی عمر زنده ام من ...
فال حافظ / رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد - غزل شماره 139
رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد سیل سرشک ما ز دلش کین به درنبرد در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد یا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار کز تیر آه گوشه نشینان حذر نکرد ماهی و مرغ دوش ز افغان من نخفت وان شوخ دیده بین که سر از خواب برنکرد می خواستم که میرمش اندر قدم چو شمع او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد جانا کدام سنگ دل بی کفایت است کو پیش زخم تیغ تو جان را سپر نکرد کلک زبان بریده حافظ در انجمن با کس نگفت راز تو تا ترک سر نکرد تعبیر غزل شماره 139 حافظ ...
فال حافظ امروز 23 بهمن 1404
بست دلم با سرِ زلفت پیوند تا ابد سر نَکشَد، وز سرِ پیمان نرود هر چه جز بارِ غمت بر دلِ مسکینِ من است برود از دلِ من وز دلِ من آن نرود آن چُنان مِهر توام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود، از دل و از جان نرود گر رَوَد از پِی خوبان دلِ من معذور است درد دارد چه کُنَد کز پِی درمان نرود هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان دل به خوبان ندهد وز پِی ایشان نرود تعبیر: تو در عمق وجودت پیوندی محکم با چیزی یا کسی داری که هیچ سختی ای نمی تواند آن را بگسلد؛ این غزل نشان می دهد که عشق یا هدفی که در دلت ریشه دوانده، پایدارتر ...
فال حافظ / یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود - غزل شماره 204
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می کشت معجز عیسویت در لب شکرخا بود یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود یاد باد آن که رخت شمع طرب می افروخت وین دل سوخته پروانه ناپروا بود یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی در میان من و لعل تو حکایت ها بود یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود یاد ...
فال حافظ / کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد - غزل شماره 116
کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد محقق است که او حاصل بصر دارد چو خامه در ره فرمان او سر طاعت نهاده ایم مگر او به تیغ بردارد کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانه که زیر تیغ تو هر دم سری دگر دارد به پای بوس تو دست کسی رسید که او چو آستانه بدین در همیشه سر دارد ز زهد خشک ملولم کجاست باده ناب که بوی باده مدامم دماغ تر دارد ز باده هیچت اگر نیست این نه بس که تو را دمی ز وسوسه عقل بی خبر دارد کسی که از ره تقوا قدم برون ننهاد به عزم میکده اکنون ره سفر دارد دل شکسته حافظ به خاک خواهد برد ...
فال حافظ / قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود - غزل شماره 209
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود ور نه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود من دیوانه چو زلف تو رها می کردم هیچ لایق ترم از حلقه زنجیر نبود یا رب این آینه حسن چه جوهر دارد که در او آه مرا قوت تأثیر نبود سر ز حسرت به در میکده ها برکردم چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود نازنین تر ز قدت در چمن ناز نرست خوش تر از نقش تو در عالم تصویر نبود تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم حاصلم دوش به جز ناله شبگیر نبود آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود آیتی بود ...
فال حافظ / گل در بر و می در کف و معشوق به کام است - غزل شماره 46
گویی که مرا نام ز ننگ است وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است با محتسبم عیب مگویید که او نیز پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است حافظ منشین بی می و معشوق زمانی کایام گل و یاسمن و عید صیام است تعبیر غزل شماره 46 حافظ: مژده بر شما که ایام فرخنده و طالع نیکو در انتظارتان است. به زودی به مقصود خود خواهید رسید و ایام به کامتان خواهد شد. او همیشه یار و همراه شماست، از او غافل نشوید. مراقب باشید که شادکامی این روزها با خطا و اشتباهات از بین نرود و پایدار بماند. روزهای بهاری با خبر خوشی که دریافت می کنید، لذت بخش تر خواهد شد. شکر خداوند را به جای آورید که نظرکرده او هستید. ...
فال حافظ / گر دست دهد خاک کف پای نگارم - غزل شماره 325
نتواند که برد باد غبارم حافظ لب لعلش چو مرا جان عزیز است عمری بود آن لحظه که جان را به لب آرم تعبیر غزل شماره 325 حافظ: در دوستی از جان مایه می گذارید و هرچه بتوانید برای دوستان انجام می دهید، اما لازم است از یکرنگ بودن آن ها نیز مطمئن شوید که آیا در همه لحظات با شما همراهی می کنند یا فقط شریک شادی و خوشی این روزها هستند. دست به خیر داشته باشید تا بعد از مرگ نیز نام نیک شما به جا بماند. از یاد خدا غافل نشوید و او را عبادت کنید که آرامش دل نزد اوست. ...
فال حافظ / بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم - غزل شماره 345
بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم آه کز طعنه بدخواه ندیدم رویت نیست چون آینه ام روی ز آهن چه کنم برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیر کارفرمای قدر می کند این من چه کنم برق غیرت چو چنین می جهد از مکمن غیب تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم مددی گر به چراغی نکند آتش طور چاره تیره شب وادی ایمن چه کنم حافظا خلد برین خانه موروث من است اندر این منزل ویرانه نشیمن چه کنم تعبیر غزل ...
فال حافظ / ای هدهد صبا به سبا می فرستمت - غزل شماره 90
ای هدهد صبا به سبا می فرستمت بنگر که از کجا به کجا می فرستمت حیف است طایری چو تو در خاکدان غم زین جا به آشیان وفا می فرستمت در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست می بینمت عیان و دعا می فرستمت هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر در صحبت شمال و صبا می فرستمت تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب جان عزیز خود به نوا می فرستمت ای غایب از نظر که شدی همنشین دل می گویمت دعا و ثنا می فرستمت در روی خود تفرج صنع خدای کن کآیینهٔ خدای نما می فرستمت تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند قول و غزل به ساز و ...
فال حافظ 21 بهمن
به گزارش رکنا، در فال حافظ ، بعد از انتخاب یک شعر تصادفی با استفاده از گلچینی از کلمات، پاسخ به سوالات مطرح شده را پیدا می کنند. فال حافظ به عنوان یک روش پرطرفدار برای پیش بینی آینده و شناخت بهتر خود مورد استفاده قرار می گیرد. فال حافظ به شکل روزانه در پایگاه خبری رکنا منتشر می شود. لازم به ذکر است که فال حافظ به تفسیر دقیق نیاز دارد. کافی است نیت کنید و فاتحه ای برای شادی روح حضرت حافظ بخوانید. سپس فال حافظ امروز را در ادامه مطالعه کنید. برای اینکه فال حافظ امروزتان را بدانید این مطلب را از دست ندهید. در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع شب نشین کوی سربازان و ...
فال حافظ / سلامی چو بوی خوش آشنایی - غزل شماره 492
سلامی چو بوی خوش آشنایی بدان مردم دیده روشنایی درودی چو نور دل پارسایان بدان شمع خلوتگه پارسایی نمی بینم از همدمان هیچ بر جای دلم خون شد از غصه ساقی کجایی ز کوی مغان رخ مگردان که آن جا فروشند مفتاح مشکل گشایی عروس جهان گر چه در حد حسن است ز حد می برد شیوه بی وفایی دل خسته من گرش همتی هست نخواهد ز سنگین دلان مومیایی می صوفی افکن کجا می فروشند که در تابم از دست زهد ریایی رفیقان چنان عهد صحبت شکستند که گویی نبوده ست خود آشنایی مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع ...
فال حافظ / مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو - غزل شماره 407
ریا خرمن دین خواهد سوخت حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو تعبیر غزل شماره 407 حافظ: در راه رسیدن به مقصود ممکن است شکست هایی خورده باشید و به آن چه در دل دارید نرسید اما امید خود را از دست ندهید. هر چیزی که امروز بکارید فردا درو خواهید کرد. از کبر و خودخواهی برحذر باشید، عقل و منطق خود را به کار بگیرید و از اشتباهات و شکست های گذشته استفاده کنید تا به مراد دل دست یابید. روزهای خوشی هم مثل ایام غم می گذرد.