سایر منابع:
سایر خبرها
اعلام گذشت از قاتل زن معتاد
بود که من و مهرانه مواد کشیدیم. او برای ساعتی خانه را ترک کرد اما دوباره برگشت و گفت به پول نیاز دارد. در حالی که مشروب خورده بودم، سر این موضوع با هم درگیر شدیم و ضربه ای به او زدم که فوت شد. وقتی از مرگ او مطمئن شدم، جسد را به اتاقکی که در پشت بام داشتیم منتقل کردم. چند روز گذشته بود و بوی تعفن داشت ساختمان را فرا می گرفت. برای انتقال جسد چاره ای جز مثله کردن آن نداشتم. بعد از مثله کردن قطعات
فرار دختر شجاع از دست دزدآدم ربا
. وی در بازجویی با اظهار پشیمانی گفت: روز حادثه خودروی پدرم را به بهانه اینکه با دوستانم قرار دارم برداشتم و از خانه خارج شدم. چند ساعتی در داخل شهر چرخیدم تا اینکه عصر به رودهن رفتم. در راه برگشت دختر دانشجویی را به مقصد تهران سوار خودرو کردم. بعد از آن تصمیم به سرقت اموالش گرفتم اما متوجه شد و خودش را به داخل خیابان پرتاب کرد. من خیلی ترسیدم و به سرعت از محل گریختم. متهم در ادامه به دستور قاضی مدیر روستا برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
نخستین قاتل سریالی زن در ایران
فقط یکی از آنها در منطقه مینودر، محل وقوع قتل ها، جریمه شده و مالک آن نیز که زنی به نام مهین بود که در همان منطقه سکونت داشت. ساعت 15 پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 88 خانه مهین شناسایی و تحت نظر گرفته شد و ماموران ساعت 30 دقیقه بامداد روز بعد با حکم قضایی وارد منزل این زن شدند و او و شوهرش را بازداشت کردند. مهین حاضر نمی شد مسئولیت قتل های سریالی را برعهده بگیرد، اما سرانجام بعد از دو روز
گزارش کنسول آلمان در تبریز از نسل کشی ارامنه
دادن به نزاع با فرمانده پلیس روانۀ شاتاخ شوند. ایشخان به همراه سه ارمنی دیگر عازم آنجا شد. فرمانده پلیس آن ها را به همراه ضابطین چرکزی همراهی کرد. در میانۀ راه در روستای هیرچ اُتراق کردند. شباهنگام که ارمنی ها به خواب رفتند فرمانده پلیس به چرکز ها دستور داد تا ارمنی ها را به قتل رسانند. صبح روز بعد پیش از آنکه خبر این جنایت فجیع به گوش کسی در وان برسد جودت پاشا دو سرکردۀ دیگر ارمنی را که در وان
سیگار کشیدن مرد جوان کنار جسد همسر
، همین موضوع باعث درگیری من و همسرم بود. زندگی ما رو به تلخی پیش می رفت تا جایی که من مشکل عصبی پیدا کردم و مدتی در بیمارستان بستری شدم. درخواست جدایی متهم در ادامه گفت: هر روز که از زندگی مشترک ما می گذشت، اختلافمان بیشتر می شد تا جایی که تصمیم گرفتیم از هم جدا شویم. چند ماه قبل به شورای حل اختلاف رفتیم و مشکلمان را مطرح کردیم. قاضی بعد از شنیدن حرف هایمان پیشنهاد داد به علت
افزودن دیدگاه جدید
مطمئن شدید نمی توانید؟ شاید حدود دو ماه بعد از عقد کاملا به این نتیجه رسیدم که امکان ادامه این زندگی وجود ندارد. ما کلا 10 ماه عقد کرده بودیم. *چند ماه قبل عقد دوران نامزدی داشتید؟ هیچ! تقریبا تمام مدت خواستگاری و نامزدی ما 10 تا 15 روز هم طول نکشید. *یعنی شما دو ماه بعد از عقد قصد داشتید جدا شوید و مقدماتش را آغاز کردید و 10 ماه بعد جدا شدید؟ نه
قاتل زن معتاد از قصاص نجات پیدا کرد
اما یاسر نیامد. من و سمانه با هم مواد کشیدیم، بعد سمانه از خانه بیرون رفت و چند ساعت بعد دوباره برگشت. این بار گفت پول لازم دارد و من حتما باید این پول را بدهم. قبول نکردم، گفتم من بی دلیل به کسی پول نمی دهم. وقتی سمانه خانه نبود مقدار زیادی مشروب خورده بودم. به همین دلیل حالت عادی نداشتم. متهم ادامه داد: وقتی سمانه اصرار کرد پول بدهم، عصبانی شدم و او را زدم. سمانه جانش را از
قتل برادر به خاطر زن ذلیلی
اختیار کارآگاه نجفی (افسر پرونده) قرار گرفت تا بررسی های بیشتری در این باره انجام شود. متهم این پرونده جنایی در ادامه اعترافات خود گفت: ماجرای اختلاف ما به چند روز قبل بر می گردد. وی افزود: من و برادرم با یکدیگر باجناق هستیم و قرار بود روز جمعه را دور هم باشیم و بعد از صرف غذا والیبال بازی کنیم. آن روز برادرم توپ والیبال خریده بود که در همین اثنا مشاجره لفظی جزئی با این بهانه که تو فقط در
قتل هولناک بعد از شرکت در جشن تولد
روزنامه شرق: متهم که نوجوانی 17 ساله است، به دلیل ابتلا به اختلال شخصیت، از طرف کانون اصلاح و تربیت به بیمارستان منتقل شده و از آنجا برای محاکمه به دادگاه آورده شده بود. نماینده دادستان در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده، به قضات شعبه 84 دادگاه کیفری تهران گفت: متهم دوم اردیبهشت یک سال قبل پسری جوان را که چندسال از خودش بزرگ تر بود، به قتل رسانده؛ او همچنین متهم به خریداری موادمخدر
دستگیری مرد همسرکش بعد از 5 سال
شرق: مردی که پنج سال قبل همسرش را کشته و جسدش را به آتش کشیده بود سرانجام دستگیر شد و به جرمش اعتراف کرد. خانواده زنی 39 ساله به نام مریم 26 مرداد سال 89 به پلیس آگاهی شهرستان لنگرود رفتند و خبر دادند دخترشان به طرز مرموزی گم شده است. تلاش پلیس برای یافتن ردی از این زن بلافاصله بعد از ثبت شکایت آغاز شد تا اینکه یک روز بعد مأموران جسد سوخته زنی را در روستایی در اطراف لاهیجان پیدا و به پزشکی قانونی
قتل برادر بوکسور به خاطر یک شوخی بیمزه/ تو زن ذلیل هستی!
کارآگاه نجفی (افسر پرونده) قرار گرفت تا بررسی های بیشتری در این باره انجام شود. متهم این پرونده جنایی در ادامه اعترافات خود گفت: ماجرای اختلاف ما به چند روز قبل بر می گردد. وی افزود: من و برادرم با یکدیگر باجناق هستیم و قرار بود روز جمعه را دور هم باشیم و بعد از صرف غذا والیبال بازی کنیم. آن روز برادرم توپ والیبال خریده بود که در همین اثنا مشاجره لفظی جزئی با این بهانه که تو فقط در
همسر امام به احمدی ن ژاد: من به شما رای ندادم!
است چرا در انتخابات ریاست جمهوری نام نویسی نمی کنید - متهم به دروغ شده است، می شود ساکت ماند؟ حدس می زدم هرچند در صداقت هاشمی تردیدی نیست اما برای اسکات تهمت زنندگان باید نظر و شهادت دیگرانی از بیت امام را که علی القاعده در این ملاقات حضور داشته اند جویا شوم. دست به کار شدم تا با استفاده از روابطی که با بیت محترم امام داشته و دارم درباره جزئیات این خاطره جست وجویی کنم. از سرکار خانم فاطمه هاشمی
قتل به خاطر پرداخت مهریه
پرداخت 14سکه را نداشتم. چند دقیقه قبل از حادثه بر سر همین موضوع با یکدیگر درگیر شدیم و من درحالی که در اوج عصبانیت بودم از خود بی خود شدم و او را با روسری اش خفه کردم. متهم اتهام قتل همسرش را پذیرفته بود و معمایی در این پرونده وجود نداشت. به همین دلیل ساعتی بعد از جنایت متهم در حضور بازپرس جنایی و کارآگاهان آگاهی صحنه جنایت را بازسازی کرد و چگونگی قتل همسرش را نشان داد . در چنین شرایطی جسد
دختر دانشجو پس از تجاوز در مزرعه دفن شد+ عکس
سایت خبری تحلیلی هنگام Hengamnews.com: زن 24 ساله ایرلندی به نام " کارن بالکی"، که برای تحصیل به اسکاتلند مهاجرت کرده بود، شب قبل از ناپدید شدنش در روز یکشنبه 12 آوریل، با دوستانش تا نیمه های شب به یک مهمانی شبانه رفته بود. "پاکتیو" در دادگاه گلاسگو برای یک جلسه تفهیم اتهام خصوصی حضور پیدا کرد و با وجود مدارک به دست آمده توسط پلیس به جرم تعرض و قتل این زن ایرلندی، متهم شد.
مرد پس از قتل همسرش به کلانتری زنگ زد
به گزارش شهدای ایران ، روزنامه ایران نوشت: شامگاه 31 فروردین ماه سال جاری مردی در تماس تلفنی و با صدای لرزان به مأموران پلیس 110 اعلام کرد همسرش را درخانه شماره 119 واقع در خیابان شیخ صفی به قتل رسانده است. علی 31 ساله در بازجویی ها گفت: چهار سال پیش با ژاله آشنا شدم. با وجود اینکه وی 8 سال از من بزرگ تر بود اما تصمیم به ازدواج با او گرفتم. بعد از عروسی مان ژاله با من
پایان مرگبار سلطه گری های سیاه بر پسر 15 ساله
بودند موضوع را به همه تیم های پلیسی گزارش دادند. دقایقی بعد وقتی مأموران خود را به کیسه رساندند و در آن را باز کردند ناگهان با جسد بی جان پسرجوانی روبه رو شدند که دو تسمه به گردنش بسته شده و بدنش سرد بود. خیلی زود مأموران پلیس ماجرا را به بازپرس ویژه قتل تهران اطلاع دادند و تجسس های قضایی و پلیسی نشان داد قربانی جنایت سهیل نام دارد. هنوز 24 ساعت نگذشته بود که کارآگاهان با
راز جسد سوخته در لاهیجان فاش شد/ شوهر قاتل: به خاطر از بین بردن شواهد جسد همسرم را آتش زدم
/> قاسمی گفت: متهم در ادامه اعتراف اظهار کرد که هنگام بحث و جدل همسرش را هل داده که پس از بر خورد سرش به آسفالت از هوش رفته و دیگر نفس نکشید و سریعاً چند حلقه لاستیک کهنه تهیه کرده و برای از بین بردن شواهد و قرائن جسد را به آتش کشیده و پس از آن متواری شده است. وی با تصریح بر اینکه متهم صحنه قتل را بازسازی کرده است، متذکر شد: متهم با تشکیل پرونده مقدماتی برای سیر مراحل قانونی راهی دادسرا شد. انتهای پیام/
دستگیری جالب جنایتکاری که 3 روز قبل از اعدام گریخت
به خانه مورد نظر اعزام شده اما کسی در آنجا حضور نداشت. آنها با تحقیق از همسایه ها متوجه شدند ساکنان خانه چند روزی است به سفر رفته اند و فقط پسر 16 ساله آنها به نام اصغر در خانه بوده که او نیز به طرز مرموزی ناپدید شده است. ماموران روز بعد با هماهنگی قضایی وارد خانه مورد نظر شده و در بازرسی از آنجا یک چاقوی خون آلود پیدا کردند و در ادامه جسد کودک گمشده را در زیرزمین خانه یافتند. با گزارش این جنایت به
اعلام گذشت از خواهر خطاکار
الناز است. دیروز وقتی به الناز گفتم تو پدرت را با رنو کشته ای خیلی عصبانی شد و به من گفت که پدرم را کشته ام و اگر حرفی بزنی تو را هم می کشم. بعد از آن بود که کارآگاهان الناز را بازداشت کردند. متهم در بازجویی به جرم خود اعتراف کرد و گفت: چند سال قبل با مرد جوانی ازدواج کردم تا اینکه یک سال قبل با هم مشکل پیدا کردیم. پس از آن از خانه قهر کردم و به خانه پدرم آمدم. مدتی بود پدرم رفت و آمد مرا
نگاهی جامع بر سیره امام هادی علیه السلام
. آنگاه خواستم از حضرت پرسشی کنم ،امام بر من پیشی گرفت و فرمود : ما در حال گذر از شاهراهیم و این محل ،برای طرح سوال مناسب نیست ! (بحار الانوار،تهران مکتبه الاسلامیه ،ج 50،ص176 ؛کشف الغمه ،تبریز : مکتبه بنی هاشمی ،ج 3 ص 175 ) این حادثه تنها جلوه ای از اختناق در دوره امام علیه السلام است .امام هادی در برقراری ارتباط با شیعیان که در شهرها و مناطق گوناگون و دور و نزدیک سکونت داشتند ،ناگزیر
از کشف چوب قاچاق تا دستگیری قاتل زن جوان پس از 5 سال
به بهانه صحبت کردن در مورد مشکلات خانوادگی سوار بر موتورسیکلت کرد و به سمت روستای اطراف لاهیجان کشانده و طی جر و بحث با همسرم او را هل داده که پس از برخورد سرش به آسفالت متوجه شده که از هوش رفته و دیگر نفس نمی کشد و سریعا چند حلقه لاستیک کهنه تهیه و برای از بین بردن شواهد و قرائن جسد را به آتش کشید و پس از آن از محل متواری شد. قاسمی خاطرنشان کرد: متهم پس از بازسازی صحنه با تشکیل پرونده