زندان لس آنجلس هم سلولی من که بار دوم و یا سوم به زندان آمده بود و 5 سال در آن زندان که زندان افراد منتظر محاکمه بود حضور داشت به شدت مقابل دولت آمریکا ایستاده بود و حتی ادعای دریافت جریمه از دولت آمریکا داشت. وی ادامه داد: جرم وی این بود که با یک دختر 16 ساله در فیلیپین ازدواج کرده بود. البته طبق قانون فیلیپین براساس قوانین اسلامی و با رضایت نامه پدر دختر این ازدواج صورت گرفته بود ولی
شک برانگیز نیست که از روایت فتح آمده باشند. مادر و خواهر شهید هم که اینجا هستند، امروز صبح برای معالجه مادر شهید به تهران آمده بودند. اولین جمله همسر شهید این است: کاش خبر داده بودین که به پدر شهید هم می گفتیم بیان تهران. تو روحیه شون خیلی تاثیر داشت. یاد چند دقیقه قبل می افتم که تعریف می کرد پدر شهید، پاسدار بوده و از روز اولِ جنگ به جبهه رفته؛ با تفنگ برنو و ام یک . تا آخر
مصرف هستند. وی با چهره ای غمگین بیان می کند: دامادم دخترم را در خانه حبس کرده و او را کتک می زند و می خواهد که دخترم فرزندی دیگر به دنیا بیاورد تا مطمئن شود که همسرش سرگرم بچه داری شده و کاری به کار او و دوستانش نخواهد داشت. این پدر نگران ابراز می کند: آمده ام تا از مشاوران کمک بخواهم تا راهنماییم کنند که چطور می توانم به دخترم کمک کنم. خانم 30 ساله دیگری که در حال پر
من خواسته به دریا برم و با قایقی که اونجا هست سفرم رو تا یه جزیره ادامه بدم . اون عقاب منو راهنمایی می کنه . مواظب اون دوتا خانم باش . ممکنه من نتونم برگردم . امشب هستم . فردا صبح زود راه می افتم . طلسم نابودی شاه راوانا توی اون جزیره س ، به محض شروع حرکت ، تا زمانی که برگردم ، برای بدست آوردن اون طلسم باید با هفت آزمون مرگبار داکشا روبرو بشم . - من با تو میام - ممکن نیست