بالله) آقا فرمودند: من بقر نیستم، من باقر هستم، شما اشتباه تلفظ کردید، بعد گفت: مادر تو یک کنیزی بداخلاق بوده است، حضرت(ع) فرمود: شما اطلاع ندارید، مادر من کنیز نبودند، مادر من دختر امام حسن مجتبی(ع)است، نسبش به امیرالمؤمنین(ع) برمی گردد، از انساب گرانقدر برخوردار است، ایشان آدم بداخلاقی نبوده، اما اگر شما چیزی شنیدید که جایی بداخلاقی کرده است من از خدای متعال برای مادرم طلب آمرزش می کنم، خدا إن
گونه بود. مصحف، محلی را گویند که اوراق در آن جای می گیرد (راغب) و حتی بر غیر قرآن اطلاق می شود، چنان که مصحف فاطمه3به این نام نامیده می شود. در حالی که امام صادق (ع) می فرماید: از قرآن حتی یک حرف در آن نبود و از حلال و حرام در آن نیامده بود. (اعلمی، 17/162) بنابراین اطلاق مصحف بر قرآن مجرد از تفسیر و توضیح اگر علَم شده باشد، به عنوان علَم بالغلبه و سال ها پس از تدوین قرآن مجرد
بسیار خطرناکی است که اگر با تحصیل علم و معرفت مداوا نشود هلاکت ابدی و رسوایی دائمی و خسارت جبران ناپذیر به دنبال خواهد داشت. *شهوت شهوت به معنا: رغبت شدید و میل به چیزی است که انسان آن را برای به دست آوردنش هدف گرفته است . اگر این رغبت و میل به امور ناپسند و حرام باشد، سبب افتادن در گناه و معصیت و سرانجام کشته شدن روح عقل و در نهایت دچار شدن به عذاب دنیا و آخرت
آزمایش کنید و مرد دانشمندی را که خود قبول دارید بیاورید تا با این جوان بحث کند و صدق گفتار من روشن گردد. عباسیان از میان دانشمندان، یحیی بن اکثم (2) را (به دلیل شهرت وی) انتخاب کردند و مأمون جلسه ای برای سنجش میزان علم و آگاهی امام جواد(علیه السلام) ترتیب داد. در آن مجلس یحیی رو به مأمون کرد و گفت: اجازه می دهی سؤالی از این جوان بنمایم؟ مأمون گفت: از خود او اجازه
علم به مرتبه ای می رسد که نفس به آن اطمینان می کند و در قلب رسوخ می یابد و همان طور که عقل بدان ایمان و یقین قطعی دارد، قلب نیز آن را تصدیق می کند. در این مرتبه است که راه ورود شک، وهم، خیال و سایر خطورات منافی یقین، به ذهن بسته می شود و این حالت، همان است که در لغت و اصطلاح، یقین نامیده می شود. راغب اصفهانی، یقین را چنین تعریف کرده است: یقین ... آرامش یافتن فهم همراه با ثبات