سایر منابع:
سایر خبرها
حقوقی که هرروز پایمال می شود!
جلوی ماشین کردم و دیدم بَه، این تاکسی هم که تاکسیمتر داره، "تاکسیمتر نگو، بلا بگو"! نفس عمیقی کشیدم و به خودم کمی قوت قلب دادم و نگاهم را دوختم به تاکسیمتر، که یکهو از خوشحالی خنده ام گرفت! نجواکنان در دلم گفتم: "خدایا شکرت که این قدر منو دوست داری، می دونم جواب صبوری منو در مقابل راننده دیروزی، دادی، خدایا شکرت"، آری، من خوشحال بودم، چرا که تاکسیمتر خاموش بود! و مثل یک دکوری در جلوی
روایت خواندنی حسین فرکی از تیم ملی، ماجرای موتورگازی، کروش، سپاهان و خودش
، روی اینها حساب کرده بودم و بعد این اتفاق افتاد. اینها هم انتظاراتشان بالاست، به هر حال سپاهان است و شاید این انتظارات خیلی هم غیرطبیعی نباشد. ولی من در مورد کار خودم فرصت و زمان همیشه برایم مهم بوده است. بازی با تراکتور روحیه را به تیم برگرداند؟ آمدن محرم بعد از عید و بعد بازی با تراکتور و اتفاقاتی که آخر بازی افتاد و بعد هم بازی با پرسپولیس، همه اینها موثر بود. البته ما هم در
مظلومی: می رفتم که پرویز خمسه پمسه شوم!
/> با بقیه کاری ندارم ولی من اینطوری هستم. بالاخره 35 سال با استقلال زندگی کرده ام. افتخار داشتم که عدد 4 را به جا بگذارم. تیم را هم با قهرمانی حذفی تحویل دادم و رفتم. هواداران خوشحال شوند، من هم خوشحالم. پیش بینی شما از بازی فردا چیست؟ ان شاءا... که استقلال ببرد ولی پیش بینی سخت است. بازی رفت را پیش بینی کرده بودم می بریم ولی باختیم. الان شرایط استقلال و پرسپولیس برابر است. مهم
گفتگوی آزاده نامداری با خاله سارای تلویزیون
دوران را گذرانده ام. این جنس کارها را خیلی دوست دارم. در دوران مدرسه دانش آموز درسخوانی نبودم و وقتی تصمیم گرفتم رشته هنر را انتخاب کنم، در دانشگاه سراسری قبول شدم و در نهایت فوق لیسانس کارگردانی نمایش عروسکی را گرفتم و الان بزرگ ترین آرزویم این است که تئاتر بازی کنم. برای تئاتر بازی کردن باید خیلی تلاش کنم. بازیگران تئاتر حرفه ای ما بسیار افراد خبره، با سواد و ریشه داری هستند و به این
یک فنجان چای داغ با کمال الملک سینمای ایران
و اگر نقشی داشت به ما هم می داد. من به موسیقی و تئاتر علاقه مند بودم و دوست داشتم نوازنده ویولن شوم اما در شهر محل سکونتم فردی نبود که آموزش ببینم. پدرم من را یک سال در مدرسه شبانه روزی البرز ثبت نام کرد که تجدید شدم و به مادرم گفتم به پدر بگوید دوست ندارم این جا تحصیل کنم. پدرم دوندگی کرد و 3 کلاسی که در شهرمان نداشتیم تشکیل شد. سپس به دبیرستان نظام و دانشکده افسری رفتم اما با روحیه ام
مظلومی: نمی توانند عدد 4 را از ما بگیرند
خبر آنلاین: سرمربی سابق استقلال معتقد است بازی دربی می تواند قشنگ شود چون دو تیم نه شانس سهمیه دارند و نه شانس قهرمانی. او امیدوار است آبی ها برنده بازی باشند.گفت و گو با پرویز مظلومی را در ادامه می خوانید: دربی در پیش است. پیش بینی شما از نتیجه بازی جمعه چیست؟ اول از همه دوست دارم استقلال برنده باشد. آرزو دارم بازی خوبی انجام شود. شرایط دو تیم مثل همدیگر است ولی من پیش بینی
حاضرم ماشینم را بدهم، داربی گل بزنم!
استقلال از هر چیزی مهم تر است و امیدوارم که همه چیز ختم به خیر شود. شکست شما آن هم قبل از داربی یک اتفاق عجیب بود. توی این همه سال که در استقلال بازی کرده بودم اینجوری نباخته بودیم و به همین دلیل این روزها حال و احوال خوبی ندارم. برای استقلال این خیلی بد است که توی زمین خودش و در استادیوم آزادی چهار گل بخورد. این اصلا پذیرفتنی نیست و به همین دلیل حسابی اعصاب ما را به هم ریخت. به هرحال
میداوودی: دعا می کنم استقلال دربی را ببرد
نود که انگار مزه دیگری دارد... بازی خیلی خوبی بود. کلا ما روی بازی مسلط بودیم. استقلال خوزستان هم خیلی خوب بازی کرد اما ما در همان 5، 6 دقیقه اول 2 گل زدیم که به حریف شوک وارد شد. البته آنها این 2 گل را جبران کردند اما گل دقیقه 90 آقای صادقی خیلی خوب بود. امیدوارم استقلال خوزستان بعد از این بازی نتیجه بگیرد چون دوست دارم استقلال خوزستان در لیگ برتر بماند. فکر می کردید این بازی را
کمک داوری که برای بیماری از فوتبال کنار رفت می خواهد نماینده مجلس شود
وبسایت رسمی برنامه نود - حسن کامرانی فر به گفته خودش پرافتخارترین کمک داور فوتبال کشور است؛ حرفی که البته چندان هم بی راه نیست. به گزارش وب سایت نود و به نقل از خبرآنلاین، این کمک داور مشهدی وقتی رفت روی سن مراسم انتخاب برترین های فوتبال خراسان رضوی بغض کرد، سرش را پایین آورد جلو میکروفن و گفت: من از همین جا خداحافظی رسمی خودم را از داوری اعلام می کنم. و بعدش اشک ریخت و با رد دعوت
رضاییان: ای کاش مرفاوی در 90 حداقل یک عذرخواهی می کرد
تیم برای برد آمده بودند و خدا را شکر این مسابقه 6 امتیازی به نفع راه آهن تمام شد. تیم پیکان خیلی موقعیت داشت و ما هم خلق موقعیت های زیادی روی دروازه آنها داشتیم که خدا را شکر روند خوب مان با فرهادخان اینجا جواب داد و در کسب نتیجه در این مقطع حساس موفق بودیم. یعنی در این بازی دویدید و نمردید و توانستید پیروز شوید؟ (خنده) بله گفته بودم که نمی میریم در این دو بازی بدویم که خدا را شکر
کفشگری:دیشب تا صبح نخوابیدم
پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 0 شنیدیم مصدومیت تو جدی تر از این حرف هاست؟ بله، متأسفانه دربی را از دست دادم. (با صدایی گرفته و ناراحتی شدید ادامه می دهد) نمی دانم چرا این طور شد. جلوی گسترش فولاد بازی نکردم که سه اخطاره نشوم و حالا... چه شد که آسیب دیدگی ات تشدید شد؟ یک مقدار درد داشتم که پس از تمرین کردن این درد تشدید شد ولی فکرش را نمی کردم مشکل کشاله پایم به اینجا
دو گفتگو با محمدعلی سپانلو، که اخیرا فوت کرد، درباره سینما: از خاطرات اش از همکاری با تقوایی و حاتمی، تا ...
-من هیچ مشکلی با فضای سینما نداشتم و اصلا اگر فضایی را دوست نداشته باشم در آن کار نمی کنم. البته فضای سینما، ادبیات و تئاتر آن روزها یکدست نبود. گاه گشایش بود و گاه بن بست. من آن روزها جوان بودم و هر آدمی در آغاز جوانی دوست دارد شعر بگوید، بازی کند، آواز بخواند، و برای آینده اش بکوشد. من هم این بلند پروازی را داشتم که کارهای ایدئال انجام دهم. خب از بچگی شیفته سینما بودم اما خیلی خوب می دانستم نمی
سینا حجازی روی زمین آمد!
آن که انتخابی نداشتم و از زمانی که می توانستم انتخاب کنم رفتم دنبال دایراستریتس. موسیقی ایرانی دوست نداشتی؟ راستش موزیک ایرانی بهم لذت نمی داد. البته شاید من جزو بچه های آن نسلی بودم که خیلی چیزها حالشان را بد می کرد و ناخودآگاه به این فکر می کردم که این موسیقی هم برآمده از همان فضا است. به همین دلیل به سراغ موسیقی دیگری رفتم. از بچگی عاشق موسیقی رگه بودم. به سمت موسیقی های
الناز حبیبی: می خواستند مرا از ایران ببرند!
و پس از رضایت ایشان در 11سالگی وارد دنیای بازیگری شدم. پدرم به شدت طرفدار هنر است و از موسیقی تا سینما همه هنرها را دوست دارد، در زمینه بازیگری هم همیشه مشوق و همراهم بود و حتی تا 16سالگی سر کارهایم حاضر می شد. بازیگری شغل نیست عشق است بازیگری هرگز برایم شبیه شغل نبوده و نیست. من همیشه عاشق بازیگری بوده ام. به جرات می توانم بگویم اگر عاشق بازیگری نباشید حتی یک روز هم در این کار
گفت وگوی خواندنی با یک غسال قدیمی
. * پس اینکه برخی می گویند غسال ها درآمد میلیونی دارند حقیقت ندارد؟ نه، دروغ می گویند. کجا ماهی چند میلیون می دهند؟! * روزی چند ساعت کار می کردید؟ از 7 صبح تا 7 شب. البته چون شغل ما از مشاغل سخت است، زودتر از موعد در سال 81 بازنشسته شدم. * به نظرتان پول مرده شوری، پول بابرکتی است؟ واقعا برکت دارد. من بچه هایم را با سرافرازی بزرگ کرده ام
رحمانی: بازی تراکتور 400هزار تماشاچی دارد!
ورزشگاه می روم و جو فوتبال را دوباره از نزدیک می بینم، اذیت می شوم برای همین در این مدت دوست داشتم از فضای استادیوم دور باشم چون خودم نمی توانستم بازی کنم. اما دلم همیشه با بچه ها بود، وقتی آن همه هوادار و ابراز احساساتشان نسبت به خودم دیدم واقعا دگرگون شدم. جمعه حساس ترین اتفاق در تبریز می افتد صددرصد تراکتورسازی شانس اول قهرمانی است و من فکر می کنم 400هزار نفر برای این بازی
این مجری حرف هایش را با کسی هماهنگ نمی کند
لطف دارند؛ منتها زمانی که هنوز آقای نهاوندیان نرفته بودند، من رفتم و نخواستم به آن وادی وارد شوم. کار روابط عمومی اتاق، اولین پست جدی من بود. قبل از آن هفت هشت سالی دانشگاه امام صادق بودم، منتها آنجا را هم دوست نداشتم. روابط عمومی دانشگاه بودید؟ پنج شش سالی مدیر مرکز خدمات رسانه ای بودم. دانشگاه مجموعه ای داشت که در آن کارگاه های کامپیوتری و مونیتورینگ ماهواره و ضبط و پخش
یک گفت و گو با مورگان فریمن، بازیگر بزرگ 77 ساله: گاهی به گذشته نگاه می کنم اما به آینده امیدوارم...
به آن اشاره کردم. این اتفاق زمانی می افتد که با بازیگری همکاری کنید که دوستش دارید. من عاشق دایان هستم. همه فیلم های او را ندیده بودم که کاملا تحسین اش کنم، پس باید علاقه نشان می دادم. من گمان کنم هفت سال پیش او را ملاقات کردم و دایان همین طوری است. همان آدم است. چنین احساسی نسبت به او دارید. با یکی دو نفر در مقطعی همکاری کردم که در دوران فیلمبرداری من را دلسرد کردند. پس اشکالی ندارد. به کارم ادامه
سامان نریمان جهان: از این به بعد عدد 4 مال ماست!
کنم اما واقعا سراپا انگیزه بودم برای یک بازی خوب. اولا که همه تیم هم قسم شده بودیم برای بردن این بازی. ولی خودم واقعا انگیزه داشتم. انگیزه ام از بازی با پرسپولیس هم بیشتر بود. باید حتما در این بازی خودم را نشان می دادم. دلیل خاصی داشت که بازی با استقلال برایت مهمتر از پرسپولیس بود؟ نه از آن بابت. شرایط جدول این بازی را حساس کرده بود. به هر حال بازی با استقلال و پرسپولیس همیشه
گفتگوبا قهرمان مسابقات اوپن مادرید / ماری : ازدواج جواب می دهد!
بودم روی خاک رس شکستش دهم. ولی در بازی اخیر در مادرید تمرکز بیشتری داشتم. البته در ست دوم رافا بهتر بازی کرد ولی من توانستم فرم خوبم را حفظ کنم و با شروع اشتباهات رافا ،از موقعیت استفاده کردم وبازی را به سود خودم خاتمه دادم. **از وقتی در ماه آوریل ازدواج کرده اید تابحال باختی نداشته اید .فکر می کنید این نوار پیروزی تا چه زمانی ادامه پیدا می کند؟ یه نظرم ورزش و زندگی خصوصی
به خاطر عشق به پرسپولیس وارد فوتبال شدم
وارد ورزش شد؟ - فکر می کنم تقریبا یک سال و نیم پیش بود آقای خادم پیشنهاد داد که هیات مدیره باشگاه پرسپولیس دارد تشکیل می شود و شما در آن شرکت کنید. من به آقای خادم نظر دادم که یک جلسه با دیگر اعضا داشته باشیم تا با هم آشنا شویم و ببینیم همخوانی داریم یا نه. * از قبل انگیزه ای برای ورود به ورزش داشتید؟ - مدت ها بود دوست داشتم به عرصه ورزش ورود پیدا کنم اما فرصت آن
آل نعمه: خیلی دوست داشتیم سهمیه بگیریم
حساب باز کرده بودیم، متاسفانه از کورس قهرمانی که خیلی وقت پیش عقب افتادیم و شانسمان برای گرفتن سهمیه کمرنگ شده. ما تیم قهرمان سال گذشته لیگ برتر هستیم و دوست داشتیم حداقل با همه این اتفاقاتی که افتاد، سال بعد در لیگ قهرمانان آسیا شرکت کنیم. گرچه هنوز هم برای گرفتن سهمیه شانس داریم. مدافع فولادخوزستان با اشاره به اینکه بازی آنها و پدیده مشهد بدترین بازی لیگ بوده گفت: به نظرم این دیدار
با شکست عاطفی چه کار نکنیم؟
سیاهی که خبر نامزدی اش را شنیدم، یک سال می گذرد. مدت ها خواب به چشمم نمی آمد. شب و روز به سقف اتاق خیره می شدم و با خودم فکر می کردم که چه کار باید می کردم تا او را به دست بیاورم. از این که می دیدم نامزدش هیچ مزیتی بر من ندارد، حرص می خوردم. سطل آشغال اتاقم پر از ته سیگار بود و عکس هایش را همه جای اتاقم چسبانده بودم. نمی دانم چه طور شد که از آن حال در آمدم و بهتر شدم. شاید اگر مراقبت های
شوخی مرضیه برومند با ایرج طهماسب و حمید جبلی
بسیار شیطان بودم. همیشه تحرک داشتم، در کوچه بازی می کردم، از درخت بالا می رفتم و کارهای پسرانه می کردم. البته بازی های دخترانه را هم دوست داشتم در قابلمه های کوچک کته درست می کردم یا کرم ابریشم نگه می داشتم. رامبد جوان خندوانه وی افزود: حتی گاهی نقشه می کشیدم کسی را اذیت کنم و بخندم. اما همه چیز حدی داشت. یک بار برادرم را روی دوشم گذاشتم و چادر سرمان کردیم و رفتیم در خانه همسایه. صورت
25 کیلو کاهش وزن برای میکائیل
کارهایش تبدیل شود به اخراجی ها ، نابرده رنج یا دوئل . چون مگر چند بار در سینما دوئل ساخته می شود؟ روزهای اولی که وارد سینمای حرفه ای شده بودم، این مسئله خیلی برایم مهم بود که چطور باید برنامه ریزی کنم و چقدر وسواس داشته باشم که فقط در کارهای پربیننده بازی کنم ولی از یک جایی به این طرف احساس کردم که ما کماکان انتخاب شونده هستیم. بازیگر فکر می کند که حق انتخاب دارد اما از یک جایی به بعد
محمدرضافروتن: دوست دارم با رامبدجوان کارکنم
گروه سینما و تلویزیون این بازیگر در جمع دانشجویان دانشگاه تبریز با ابراز خوشحالی از حضور در این جمع گفت: در طول دوران بازیگری تنها یک بار در کار تئاتر با عنوان "رومئو و ژولیت" به کارگردانی دکتر علی رفیعی بازی کردم ولی در نظر دارم در آینده نزدیک در کار تئاتر دیگری نیز بازی کنم. به گزارش بولتن نیوز، وی که در جشنواره ی فیلم فجر اخیر با شیفت شب نیکی کریمی حضور داشت درباره ی غیبت چند سال
از کارگری تا بازی مقابل عزت الله انتظامی/ چهره ای نزدیک و نامی دور
وارش نیوز سکینه نوری تیرتاشی: وقتی اردیبهشت آمد مازندران بوی بهار نارنج گرفت و رزهای سرخ سر بلند کردند و به اطرافشان نگاهی انداختند فارغ از اینکه در اریبهشت زیبای بهاری که گروههای هنر ی خود را برای اردیبهشت تئاتر آماده می کنند هنوز پاییز در می زندوآنچه بیشتر از همه در لابلای فعالیتهای هنری بازیگران تئاتر نمایانگر می شود پاییز تئاتری مازندران است هنری که نه تنها در مازندران بلکه در تمام کشور به سکسکه افتاده است و تکلیف آن هنوز مشخ
پیشروی به عقب
مطرح کنیم) شهرونگ: آقا شما در این 10 سال عزیزی رو از دست ندادید؟ آقای مصاحبه شونده: چرا... پدرم، مادرم، خواهرم... همه رو در همین 10 سال از دست دادم. (فین فین می کند) دارم از دلتنگی جر می خورم. شهرونگ: دوست دارید دوباره ببینیدشون؟ دوباره در کنارتون داشته باشیدشون؟ (بغض آقای مصاحبه شونده ترکیده و با سر جواب می دهد: بله ) شهرونگ: خدا رحمتشون کنه. با این احتساب، شما
جهانبخش: هیدینگ گفت این تازه شروع کارت است
هیدینگ، سپس پدر و مادرم و بعد مدیر برنامه هایم و البته مدیر نایمخن. واقعا خوشحال بودم. بخصوص بعد از این همه تلاشی که انجام دادم و به این موفقیت رسیدم. دوری از خانواده، غربت و تمرینات طاقت فرسا. با این جایزه همه این سختی ها را فراموش کردم.
اگر جای وزیر بودم، به مردم کتاب هدیه می دادم/ شعر هایم عاشقانه اجتماعی است
باران می بارد" شعرهای سپید را شامل می شود که موضوع آن ها عاشقانه و نگاهی بر روابط اجتماعی است. محمودی گفت: با توجه به کم شدن کتاب و کتاب خوانی و کم شدن تیراژ کتاب ها بهتر است سالی چند بار نمایشگاه کتاب داشته باشیم تا مردم بیشتر به کتاب توجه کنند. وی ادامه داد: اگر جای وزیر ارشاد بودم خیلی از کتاب ها را رایگان می کردم، کتاب را از ناشر می خریدم و به مردم هدیه می دادم.