سایر منابع:
سایر خبرها
تعریف رایج شعر سپید در ایران غلط است/اشعار من سپید نیستند
ها خود را شاعر می خواند، روزی گفت که من حاضر نیستم حتی یک کلمه از شعرم را فدای وزن کنم. آن زمان من برای او نوشتم که دوست عزیز ابتدا ثابت کن که وزن را می شناسی و بعد ثابت کن که می خواهی آن را فدا کنی؛ تو چیزی را که نداری می خواهی ببخشی و فدا کنی. شاعر مجموعه عقل عذابم می دهد در ادامه با اشاره به برخی تجربه های خود در جدیدترین مجموعه شعرش گفت: من ادبیات کلاسیک ایران و جهان از جمله اوستا
زنده یاد سپانلو شعر ابدیت را سرود
، خیابان ها، بیابان ها ، منظومه شاعر گمنام ، تعلق و تماشا ، بازآفرینی واقعیت ، در جست وجوی واقعیت و هزار و یک شعر اشاره کرد. سپانلو به شاعر تهران معروف بود. او در شعرهایش تهران را همچون مادری مهربان توصیف می کند که به همه شهروندانش امکان زندگی کردن داده است. سپانلو از سال 1388 درپی بیماری تنفسی و ریوی به دنبال معالجات بود.
باباچاهی همواره زبان و فرم تازه ای را تجربه می کند
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم رونمایی از جدیدترین مجموعه شعر علی باباچاهی با عنوان اتاق بر آب راه می رود عصر دیروز چهارشنبه 23 اردیبهشت (1394) با حضور علی عبداللهی، علی قنبری، هادی حسینی نژاد و علی باباچاهی در سالن کتاب و هنر، بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برگزار شد. باباچاهی در هر کتاب خود به تجربه های جدید می پردازد علی قنبری، شاعر و منتقد ادبی در
شور و هیجان بچه ها در بازدید از نمایشگاه چشمگیر است
المللی کتاب تهران را یک رویداد بزرگ فرهنگی می داند و می گوید: بسیاری از افراد انتظار می کشند نمایشگاه کتاب شروع شود. مخصوصا افرادی که در شهرستان ها زندگی می کنند در زمان برگزاری نمایشگاه کتاب یک سفر فرهنگی به تهران را در برنامه های خود قرار می دهند و کتاب های مورد نیازشان در طول یک سال را از این نمایشگاه می خرند. وی می افزاید: ناشران هم با شروع نمایشگاه کتاب سعی می کنند رونق تازه ای در
نویسندگان خوزستانی آثار به یاد ماندنی به جا گذاشته اند
خود به جای گذاشته اند که به عنوان نمونه می توان به آثار تولید شده در زمینه دفاع مقدس اشاره کرد. وی با اشاره به تاثیرگذاری و اهمیت راه اندازی غرفه اهواز پایتخت کتاب ایران در نمایشگاه تهران افزود: نباید تنها به راه اندازی این غرفه و حضور در نمایشگاه اکتفا شود بلکه باید زمینه های بیشتری برای فعالیت در جهت رشد و شکوفایی فرهنگ کتاب و کتابخوانی فراهم شود. این نویسنده خوزستانی
طنز نویسی که کتاب مناجات می نویسد
به گزارش مشرق٬ رضا احسان پور شاعر و طنزپرداز جوان کشور این روزها با کتاب چوپان معاصر که از سوی نشر سروش منتشر شده خود را به یکی از پرمخاطب ترین شاعران نمایشگاه کتاب مبدل کند کرده است. این شاعر و طنزپرداز با حضور در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در پاسخ به مهر درباره اینکه آیا پیوند میان طنز و مناجات که موضوع محوری کتاب جدید اوست کمی متناقض به نظر نمی رسد و چرا و چگونه به نقطه اشتراکی
اسدالله شعبانی با کتاب های تازه اش به نمایشگاه کتاب آمد
، توضیحاتی آمده است که خواننده را بیش از پیش با این مکان ها و آداب و سنن آشنا می کند. شاعر این مجموعه در شعر رج آزادی سروده است که: از برج آزادی/ تهران ما پیداست/ این شهر رویایی/ غمگین ولی زیباست/ لم داده بر البرز/ آشفته و خسته/ چون غول زیبایی/ چشمان خود بسته... این مجموعه را سروناز پریشانزاده تصویرسازی کرده و کوروش پارسانژاد هم بر کار هنری آن نظارت داشته است.
چهره ها در شبکه های اجتماعی
سرش آودند که پیش از موعد اتمام تور، با تاکسی به تهران بازگشت و سریع با مسعود ده نمکی قرار داد فیلم جدید را بست تا آب ها به آسیاب برگردد! محمد علی سپانلو هم تسلیم سرطان شد و ناباورانه پرکشید و عاشقانش را با شعر های ماندگارش تنها گذاشت. یادش گرامی. این واقعه تلخ واکنش چهره ها را در پی داشت که در زیر مشاهده میکنید. میترا حجار با به اشتراک گذاشتن یک بیت شعر از ایشان، بهترین راه را
سپانلو فردا به خاک سپرده می شود
به گزارش خبرگزاری خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، محمدعلی سپانلو متولد 29 آبان 1319 در تهران و پدید آورنده بیش از سی عنوان کتاب در زمینه های شعر، داستان، ترجمه و پژوهش ادبی است. علاقه مندان به آثار این فعال ادبی می توانند جهت شرکت در مراسم تشییع، راس ساعت 9 صبح، مقابل در اصلی خانه هنرمندان واقع در خیابان طالقانی،انتهای خیابان موسوی حاضر باشند. پیکر سپانلو در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده خواهد شد.
هزاران میخ آرزو در درخت شفابخش مهاباد
این جا تلخاب است روستایی در 45 کیلومتری جاده مهاباد- میاندوآب، روستایی که در گویش کردی به آن تالاو می گویند. نام این روستا بیش از سه قرن است که به واسطه درخت توت، درخت شفا بر سر زبان ها افتاده است. درختی که ریشه نهال آن در 300 سال قبل، در کشتزاری در ضلع شمالی آبادی کشت شد و داستان ها و افسانه های زیادی درباره آن نقل می کنند. امروز اما بعد از گذشت 300 سال، اثری از قامت پرشاخ و برگ درخت توت
کاکایی: برای نزدیک کردن جریان های عمومی شعر ایران تلاش کنیم/ لزوم توجه به همه افق های شعر ایران
، شعرخوانی است که معمولا در شب های شعر نمود دارد و راه دیگر هم انتشار کتاب است؛ متأسفانه آنچه در شعرخوانی اتفاق می افتد مانند گل ها، عمر کوتاهی دارند و مقطعی هستند و ممکن است یک شاعر یک دفتر خود را برداشته و در استان ها و شهرهای مختلف دوره افتاده و با همان یک دفتر به شعرخوانی بپردازد اما کتاب اینگونه نیست و وقتی شاعر کتابی را چاپ کرد، بعد از مدتی باید آن کتاب را کنار بگذارد و کتاب دیگری منتشر کند
علیرضا قزوه: به جای تاج گل در مراسم ترحیم کتاب اهدا کنیم
قزوه هنگام بازدید از غرفه سوره مهر در بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب به خبرنگار فرهنگی ایرنا گفت: می توان برای ترویج فرهنگ کتابخوانی به مردم سفارش کرد اهدای تاج گل و دسته گل در مراسم های عزاداری را که چیزی جز نمایش ثروت افراد نیست، حذف کرده و به جای آن کتاب هایی را به مردم اهدا کنند. بیست وهشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران تا 26 اردیبهشت ماه در مصلی تهران ادامه دارد.
آخرین فعالیت های ادبی شاعر تهران اززبان خودش
محمدعلی سپانلو محمدعلی سپانلو در گفت وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) عنوان کرد: مجموعه شعر جدیدم شامل 20 شعر کوتاه و بلند است که با نام بیمارستان کافکا منتشر می شود. بیمارستان کافکا بیمارستانی خیالی است که من آن را در این اثر از بیمارستان کنار خانه مان الهام گرفته ام. رئیس این بیمارستان کافکاست. مسوول بیمارستان در حال تخته بازی کردن است که ناگهان یکی را سوسک می کند. شاعر و
گفت وگویی منتشرنشده با محمدعلی سپانلو/ کاش جان داشتم
ادبیات کلاسیک فارسی دیده می شود، اما عناصر ادبیات کلاسیک نیز با نمودی مدرن در شعرهای من حضور دارند. به نظرتان چگونه می توان شعری در مواجهه با وقایع اجتماعی یا سیاسی روز نوشت بی آنکه شعر دچار تاریخ مصرف شود؟ این خصیصه در شعر به ویژگی های مختلفی در ذهن شاعر برمی گردد که او بتواند چیزی بیافریند که هم با زمانه اش مرتبط باشد و هم درعین حال در آینده بتوان آن شعر را به مانند امروز
خاطراتی از ادیبانی ایرانی در فقدان محمد علی سپانلو/ بامداد که آمد شاعر رفته بود
بیایم داخل. مفتون امینی، شاعر: سال های دور آشنایی در سال های دور خیلی دور هم جمع می شدیم و از این در و آن در حرف می زدیم. همان وقت ها سپانلو را هم می دیدم. اما آشنایی اولیه من با این شاعر به سال ها قبل از انقلاب برمی گردد. سپانلو در انجمن دوستی ایران و فرانسه فعالیت داشت، همان وقت ها در کتابی به نام عملیات شاعرانه شعر 11 شاعر را ترجمه کرد که من هم یکی از آنها بودم
عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را...
... چهار مسیر: یک شعر موردی که در قید زمان مکان و شخص خاص است . ولی آنقدر دم دستی و یک بار مصرف که گاهی مخاطب اکراه دارد بگوید این زبانحال من هم هست. دو؛ شعری که موردی باشد ولی همه قشری آن را بپسندند سوم شعر را شروع کنید و مختوم به آن شخص خاص کنید چهارم همین نوع کاربردی و حد اعلای شعر و ما باید آثار خود را در این چهار مسیر بسنجیم. مجتبی
حادثه مرگ دختر مهابادی و چند مثال مشابه/ معاندان چگونه فریبکاری می کنند؟
بیگانگان که مستند به تحقیقات علمی می باشد، سرمایة اجتماعی در میهن اسلامی ما ایران بالا میباشد بطوریکه نواقصمان در بخشهای دیگر را جبران میکند. البته از جامعهای که از فرهنگ زلال دینی برخوردار می باشد نیز انتظاری غیراین نمی رود. جامع های که شاعر پرآوازة آن سعدی به تأسی از آموزه های دینی و احادیث نبوی شعر جاودانة زیر را سروده: بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی بدرد آورد
معرفی کتاب/ کتابهای طنز جیره یکسال خندیدن
احسانپور سروش احسانپور سال قبل با خنده های امپراطور به نمایشگاه آمده بود و اتفاقا کتابش هم در نمایشگاه و هم در طول سال خوش درخشید تا جایی که امسال چاپ پنجم همان کتاب روانه بازار شد. این شاعر و طنزپرداز امسال کتاب طنز چوپان معاصر را به نمایشگاه آورده است. این کتاب پر است از مناجات های طنزی که با زبان امروزی نوشته شده اند. البته طنز بودن و امروزی بودن این نوشته ها باعث نشده تا از
از کتاب و گلاب تا کمال الملک و پیکاسو
روزمره مردمش در خیابان شاهد پرخاش و دعوا و رد و بدل کردن کلمه های ناخوش و خشن باشیم؟ شاید بی دلیل نبود که سهراب سپهری با دریغ از روز فوت پدر در روزی یاد می کند که "پاسبان ها همه شاعر بودند!” این روزها دو اتفاق همراه و همزمان در تهران در حال وقوع است. اول برگزاری نمایشگاه کتاب و دوم تغییر فضای شهر و نصب تصاویر برجسته ترین آثار هنری هنرمندان ایران و جهان روی تابلوهای بزرگ و کوچک شهر. این هر
خواب ابدی شاعرتهران
یازده شب، پیامکی دست به دست در میان دوستداران شاعر شهیر ایرانی چرخید و خبر درگذشتش را در شهر پخش کرد. محمد علی سپانلو از سه شنبه هفته گذشته به دلیل ناراحتی ریوی و تنفسی و بیماری سرطان در یکی از بیمارستان های تهران بستری بود و ظهر دوشنبه مهدی اخوت، دوست و هم خانه آقای سپانلو گزارش داد که وی در وضعیت بیهوشی مصنوعی قرار دارد. اما شامگاه دوشنبه اسدالله امرایی، مترجم آثار ادبی و از دوستان این شاعر در
19 راه کاهش عوارض آنتن موبایل/ابزار افزایش کارایی در گوشی های هوشمند
، جواز ورود به نسل های بالاتر ارتباطی را هم دریافت کردند تا حداقل در زمینه استانداردهای دیگر بتوانیم هم پای دنیا پیش رویم. از همان زمان تبلیغات گسترده و مانور پر رنگ و لعاب بر سر راه اندازی گسترده 3G که نهایتا سرعت 42 مگابیت بر ثانیه را در اختیار مشترکان موبایل قرار می دهد، توسط اپراتورهای بلند قامت ایران شروع شد و با توجه به اینکه ایرانسل پیش از همراه اول توانسته بود مجوز راه اندازی تجاری را
مسابقه مدیران فرهنگی برای دلجویی از ضد انقلاب/ ماجرای جلسه آیت الله هاشمی با خانواده/ شوخی ظریف با صالحی ...
کار یکی از معاونت های دانشگاه آزاد و نهاد زیرمجموعه آن قرار گرفته است. فردا نوشت: گویی اطرافیان هاشمی رفسنجانی حافظه تاریخی خود را از دست داده اند و امروز دوباره به کسانی دل بسته اند که در برهه های حساس همیشه در مقابل وی ایستاده اند، تجربه مقابله با رادیکال ها در دوران سازندگی و تقابل تندروها با دولت، انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری سال 84 به وضوح نشان می دهد که مجیزگویی های عده ای خاص
کامو وار باید نوشت
امروز سپانلو مُرد . اما هیچ نشده، هنوز به تاریخ نپیوسته، عده ای دوره افتاده اند که از او موجودی آرام درست کنند و از کسی چون بچه تهران بود، چون عاشق شهری بود که کم و بیش همه عمر خود را در آن سرکرده بود، چون عشق ها و ناکامی ها و خوشی هایش در این شهر گذشته، چون با درجه یک ترین نویسندگان و شاعران و نقاشان و هنرمندان در این شهر حشرونشر کرده بود، چون درباره این شهر یکه ترین و نغزترین شعرها را سروده بود
ختم منظومه تهران
دارالفنون بود و دانش آموخته دانشکده حقوق دانشگاه تهران. از کودکی و نوجوانی با شعر و ادبیات دمخور بود، اما به گفته خودش اولین روزی که واقعا شاعر شد، روزی بود که با سر شکسته و بارانی سرخ از خون از یکی از تظاهرات دانشکده حقوق در سال 1340 به خانه بازگشت و نخستین شعر جدی اش را نوشت. دو سال بعد یعنی در سال 1342 اولین مجموعه شعرش را با عنوان آه... بیابان منتشر کرد. دومین مجموعه شعرش با عنوان خاک در سال 1344
خداحافظ سپانلوی بزرگ
...، به خصوص در خانم زمان که در بین آثارش شهرت بیشتری دارد. محمدعلی سپانلو در خانم زمان تهران قدیم را در کنار تهران کنونی قرار می دهد. او در این منظومه، تهران را به شکل یک دختر ولنگار و یک مادر مقدس جلوه گر می کند و آن را به شکل شهری که همواره در حال تحول است، نشان می دهد.سپانلو اکنون رفته است. در سوگ نه در شراع رفتن او که یک بزرگ، یک شاعر، یک فرزانه بود چه می توان جز ستایش گفت اما اگر اشک مجالی دهد. اکنون مرگ او را ربوده و پیکرش در انتظار خاک است اما روح بزرگش با شعر شکوهمندش همچنان و همیشه در فضا جاری ا ست. خداحافظ آقای شاعر. خداحافظ سپانلوی بزرگ. ...
سپانلو بودلر ادبیات ماست
نمود را در شعر سپانلو دارد. حتی بیشتر از شعر خودِ اخوان ثالث. ما شاعرانی را که تصویر از زمانه خودشان گرفته باشند، کم داریم. یعنی این سنت در ادبیات ما وجود ندارد. این سنت، سنتِ مدرنی است که احمد شاملو و امثال سپانلو به آن دست یافته اند و نمی توان آن را در شعر ابتهاج یا اخوان ثالث دریافت کرد. این سبک و سیاق در شعر سپانلو نکته ای حیاتی است. این نوع رویکرد در شعر سپانلو و شاملو بسیار مدرن است. به
یاد دوست
در نشر آثارش و پیش از آن دوستی داشته ام. کم کتاب از او به چاپ نرسانده و از این راه بسیار با او نشسته و گپ و گفت داشته ام.سپانلو انسانی چندوجهی بود، شاعر بود و به گفته خودش از معدود شاعران تهران معاصر که سروده های بسیار درباره زادگاهش دارد. قصه نویس بود، نقاد بود، مترجم بود، محقق و پژوهشگر بود و فراتر از اینها انسان بود، دوست بود و مردم دار. خانه اش محل بود وباش بسیاری از جوانان اهل قلم و پیران
شاعر معتبر زمانه ما
چندسال پیش فیلمی هم به کمک او ساختیم بر اساس یکی از اشعارش، که در آن فیلم، غزاله علیزاده بازی می کرد و هوشنگ گلشیری، همین طور خود سپانلو و محمد حقوقی که متأسفانه هنوز این فیلم مونتاژ و پخش نشده است. سالیان سال، با دوستان به خانه او می رفتیم؛ به خانه شاعری که خوش اخلاق بود و دانشمند و شعر ایران و دنیا را به خوبی می شناخت و البته بر تاریخ ایران هم بسیار مسلط بود. سپانلو، یکی از فرهیخته ترین و معتبرترین های زمانه ما بود و صدحیف که این بیماری غریب، این قدر زود او را از ما گرفت. به جمیع شاعران و دوستداران هنر و ادب فارسی و همین طور خانواده سپانلو تسلیت می گویم. ...
هجوم رگبارها در پیاده روها
همسن و سال هایش. نبود تا روی مبل همیشگی اش بنشیند و با صدای رسا شعر بخواند، نبود تا در به روی آنها که با چشمِ غمبار به خانه اش می آمدند، بگشاید و بهارِ حیاط خانه اش، در انتهای بن بستِ سرو، انگار سبز نبود دیگر. صبح روز سه شنبه؛ فردای شبی که شاعر برای همیشه از تهران رفت، مهدی اخوت، رفیق سالیان و همخانه اش، همان حوالی قدم می زد و در خانه سپانلو را به روی میهمانان می گشود. جوان ترها هم آمده
محمد علی سپانلو درگذشت
محمدعلی سپانلو که به شاعر تهران معروف است و حافظه تاریخی خوبی از ادبیات معاصر داشت شامگاه 21 اردیبهشت ماه شعر پایانی زندگی را سرود. به گزارش ایسنا، سپانلو در کنار شعر به پژوهش در حوزه ادبیات و ترجمه نیز می پرداخت و کتاب هایی را در این زمینه ها منتشر کرده بود. محمدعلی سپانلو شاعری است که در سال 1347 و یک ماه بعد از اولین حمله اسراییل به فلسطین، شعری در حمایت از فلسطینی ها