سایر منابع:
سایر خبرها
پس از ناکامی جودو در آسیا جواد محجوب: با این نتایج سرم را نمی توانم بالا بگیرم
خراب بود. هر وقت که وزن زیادی کم می کنم مثل بچه می شوم و روی تاتامی نمی توانم اصلا کاری انجام بدهم و نابود می شوم. من برای مسابقات گرندپری ترکیه 12 کیلو وزن کم کردم و برای حضور در این رقابت ها نیز 9 کیلو کاهش وزن داشتم که باعث شد فشار زیادی به بدنم وارد شود. باید یا به سنگین وزن بیایم و یا با استفاده از رژیم خاص همیشه در وزن پایین باشم تا در مسابقات مجبور نشوم کاهش وزن زیادی داشته باشم. بدن من در
مگر آنکه زیاد بهتر باشد
به کار روزنامه نگارهاست. برخلاف خیلی از شغل ها، این طوری نیست که شما از سر اجبار بروید محل کارتان، کارهایی انجام دهید و برگردید. طراحی همان کاری است که ما دوستش داریم و با علاقه انجامش می دهیم. خیلی از طراحان بزرگ دنیا مثلا خانم پاولا شر می گویند وقتی طراحی می کنند گویی به نوعی بازی می کنند. آیا ما طراح ها، کاری جدی انجام می دهیم یا اینکه کار ما به شکلی همان بازی است؟ طراحان با همدیگر
سرمقاله روزنامه های امروز/ 30 اردیبهشت
نظارت و عدم مدیریت صحیح برداشته های مالی کشور، سبب شده تا هر چند روز یک بار خبری از رو شدن پرونده های فساد مالی در سراسر کشور باشیم که بخش قابل توجهی از آنها مربوط به بانک ها و تسهیلات اعطایی می باشد. خالی از لطف نیست اشاره کوچکی به عملکرد یک بوم و دو هوای بانک ها در ارائه تسهیلات به مردم داشته باشیم. اخیراً اعلام شده که مبالغ وام های خرد افزایش پیدا کرده و مردم می توانند از این تسهیلات استفاده
حق الناس بودن رای مردم فقط در صندوق ها نیست
توان برای هر مساله کوچکی نخست وزیر را به مجلس احضار کرد در حالی که وزیر با یک امضای نماینده باید به مجلس برود. ابزار نظارتی در آن نهاد وجود نداشت؟ قبل از انقلاب هیچ گونه امکان نظارت روی نهاد امنیتی وجود نداشت و مستقیما زیر نظر شاه بود اگر چه قانونا زیر چارت نخست وزیری بود. ما این دلشوره و نگرانی را برای بعد از انقلاب هم داشتیم که ممکن است در یک مقطع زمانی کاملا این نهاد تبدیل
هفت نکته آموزنده از زندگی خصوصی دکتر مصدق
مصدق چطور مصدق شد؟ محمد مصدق پسر میرزا هدایت الله آشتیانی بود که در دوره ناصرالدین شاه به وزیر دفتر معروف بود. کسی که ناصرالدین شاه روی او حساب ویژه ای داشت و به همین دلیل بعد از مرگ میرزا هدایت الله در سال 1271 شغل او را به پسر 10ساله اش محمد داد و او را مصدق السلطنه نامید. نامی که بعدها به محمد مصدق تغییر پیدا کرد و تا زمان مرگ روی او ماند. محمد، بعد از تحصیلات مقدماتی که
آقای وزیر! بیماری EB در ایران وجود دارد
های ما خبر نداره.... درد ما زیاده؛ حسرت در آغوش کشیدن پاره های تنمون، حسرت بازی کردن، لباس دلخواه پوشیدن، پارک و میهمانی رفتن، غذا خوردن، خواب راحت داشتن و... سوال من از وزیر بهداشت اینه که با همه این مشکلات آیا بیماری ای بی خاص نیست؟! پانسمان ها و پمادهایی که برای این بچه ها لازمه واقعا گران و نایاب هستن و در توان همه خانواده ها نیست که اونا رو تهیه کنن... از طرف دیگه این بچه ها چون هر روز
شیلا خداداد: دکتر، مخالف بازیگری من نیست!
دشوار بود، آن هم کار بازیگری که زمان مشخصی ندارد و شما نمی توانید برنامه ریزی دقیقی برای آن داشته باشید. از طرفی من از قبل هم، همیشه می گفتم که وقتی ازدواج کنم، کار نمی کنم، مخصوصا در سال های اول زندگی ام؛ چون معتقدم بهتر است بیشتر به روابط شخصی با همسرم بپردازم و پایه های زندگی مشترکم را محکم تر کنم. به همین خاطر، ترجیح دادم که زندگی زناشویی ام را سامان بدهم. • زندگی در کنار
حسین! تو شهید نمی شوی
می شوم. نگهبان سر جای خودش رفت و خوابید، به این امید که من بیدار شده ام و الان به سر پستم خواهم رفت اما با خوابیدن او من هم خوابم برد. چند لحظه بعد یک دفعه از جا پریدم. به ساعتم نگاه کردم. بیست و پنج دقیقه گذشته بود. با عجله بلند شدم. نگاهی به بچه ها انداختم. همه خواب بودند. حسین یوسف الهی و محمدرضا کاظمی هم که اهواز بودند. با خودم فکر کردم خب الحمدلله مثل اینکه کسی متوجه نشده است. از
گفتگویی بی پرده با بانوی گلستانی تنها مدال آور بازی های آسیایی قطر + تصاویر
( مدرسه رو نزدیک محل تمرینمون انتخاب کردیم تا راحت تر باشیم). * بعد از اینکه شما بزرگتر شدید پدر با ورزشتون و نوع فعالیت ورزشی تون مخالفت نمی کرد؟ تهمینه: نه؛ پدرم خودش والیبالیسته، اتفاقا خیلی هم حمایتمون میکنه. * میشه همین ابتدای صحبتمون از عناوینی که تا حالا کسب کردید بگید؟ تهمینه: من تو رشته پرتاب وزنه از 88 چهار سال پیاپی اول استان شدم و تو پرتاب
کم خرج ترین ورزش از نگاه رهبر معظم انقلاب/ غ مثل غنی سازی / پیامبر: من یمنی ام
بیند. حال [بنگر ]چگونه است حال آنکه در خواب شاد است و آنکه در آن دچار ترس و هراس است؟ این است مرگ؛ پس خود را برای آن آماده سازید. دقت داشته باشیم که لذت های و درد و ترس های ما در خواب بسیار شدید تر هستند از لذتها و رنج های دنیا یعنی در عالم برزخ اگر خدایی ناکرده قرار باشه عذابی متحمل بشیم فشارهای اون مثل اون فشارهاییه که گاهی از خواب بیدار میشم و بعدش خدا رو هزار مرتبه شکر
غرضی: آقا فرمودند: امام نبود، اعدامت کرده بودند
و دادگستری دزفول بر عهده اش بود، عقل سیاسی نداشت. فکر می کرد باید این ها بیایند شکایت کنند، مدرک بیاورند و بعد بررسی شود. من به او گفتم شما باید بروی بدانی چه کسی تیر انداخته است. او را گرفتم و به زندان انداختم. شهید بهشتی با من تماس گرفتند و گفتند: غرضی چکار کرده ای؟. جریان را برایش توضیح دادم. گفت: حالا چرا زندانیش کردی؟ گفتم: چاره ای نبود. شهید بهشتی فرمودند: خوب پس او را در ماشینی بگذارید و به
تاثیر اقتصاد بر ازدواج در کره جنوبی
روزنامه شهروند: یک تحقیق نشان می دهد که در کره جنوبی میزان بالایی (59درصد) از زنان مجرد را خانم های 29-25 سال تشکیل می دهند. این درصد به تدریج و با بالارفتن سن کاهش می یابد و خانم های گروه سنی 34-30 سال در مجرد بودن سرعت کمتری نسبت به خانم های 29-25 سال دارند. درواقع در سال های اخیر تغییری بزرگ در رابطه با ازدواج در کره وجود داشته است. اکثرا طلاق را انتخاب می کنند و مجرد بودن را ترجیح
چی کار کردی که یارانه ات قطع شد؟ (طنز)
اش رو می بینی. من: درست می گی. حالا که فکر می کنم می بینم یک ماه پیش واسه خنده به یکی از دوستامون که عاشق یه دختره شده بود گفتیم دختره ام اس داره، آخرش رفیق مون سکته کرد دختره هم ازدواج کرد رفت. وزارت کار: واقعا کار زشتی کردین. با این کار شنیع انتظار داشتین یارانه تون هم قطع نشه؟ من: حق با شماست. من از دولت ممنونم که اینقدر پاسخگو است. از قول من از همه ارکان دولت تشکر
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
! اما تعجب تان هنگامی بیشتر خواهد شد که ببینید این جملات را مقامات ارشد یک دولت گفته اند نه مسئولان دو دولت مختلف! قبل از انتخابات سال 92 و تا مدتها بعد از آن عده ای در گفت وگو ها و تبلیغات انتخاباتی، علی الدوام از رشد نقدینگی به عنوان علت العلل گرانی و تورم نام می بردند، آن را عامل رکود اقتصادی می دانستند و سبب نابودی صنعت و کشاورزی کشور معرفی می کردند. و طبعا بانیان این افزایش خیره
روایت دیدار رهبری با خانواده شهید ارمنی
انداخته اند؟ نه بابا، تیپ شان به این حرف ها نمی خورد. خیلی مؤدب اند. تازه یکی شان بی سیم داشت. خب پس راست می گویند. حالا چرا رنگت پریده. قدمشان روی چشم، بیایند. اینکه هول شدن ندارد. لوسیک انتهای آرامش است. آن قدر که گاهی آرامشش مرا آزار می دهد! دستم را می گیرد و می گوید: می دانی که من فارسی بلد نیستم. آبروی ما را نبری. راحت باش و راحت صحبت کن؛ بگو که هراند چه پسر ماهی
وقتی شکست عشقی به جنون می کشد!
این تصمیم رسیده است که نمی تواند با شما زندگی مشترکی داشته باشد. به دیگر سخن بهتر است تا دیر نشده، بپذیرید تحمل ناراحتی نه شنیدن، بسیار راحت تر از تحمل دشواری های یک ازدواج ناموفق است. با افکار منفی تان مبارزه کنید درست است دل شکسته و ناراحت هستید، اما هرگز اجازه ندارید این مساله کوچک را به بحرانی شدید و حل نشدنی تبدیل کنید. شکست عشقی باعث هجوم افکار منفی به ذهنتان می شود، از
فضایل شعبان در بیان آیت الله جوادی آملی
جانبه؛ ضیف یک جانبه این است که انسان به وسیله حج یا عمره و مانند آن به سرزمین وحی می رود آنجا که رفت، جزء ضیوف الرحمان است یا بدون مقدمات ماه رجب و شعبان وارد ماه مبارک رمضان می شود جزء ضیوف الرحمان است در ماه مبارک رمضان از لحاظ زمان مهمان خدا است در سرزمین وحی از نظر مکان مهمان خدا است اما به ما گفتند که شما هم مهمانی بدهید مضایفه بهتر از ضیف یکجانبه است؛ شما هم خدا را مهمان کنید خب مستحضرید
قصه ها پر از امید است
خود را می گذراند. نرگس فیلم نرگس که آن همه فاجعه بر سرش آمده، خشونت دیده و زجر کشیده، حالا کار می کند و سیسمونی بچه اش را با وامی که خودش گرفته به شکل قسطی می پردازد. با وجود آنکه صورتش به دست مرد سوخته و از شکل افتاده قبول کرده که به شرط ترک اعتیاد شوهرش، از او شکایتی نکند. خب، به نظر شما روشنی بیش از این در کجاست؟ منزلت انسانی را دیگر کجا باید ببینیم؟ سارای فیلم خون بازی اعتیاد را ترک کرده و
قربانی: آندو هم بود گل می زدیم
حمدی نژاد من را به میدان بفرستد. آماده این بازی بودی؟ بله خدا را شکر تمرینات خوبی تا قبل این بازی انجام داده بودم و از نظر فنی و بدنی آماده بودم و وقتی رفتم همه تلاش خودم را کردم که بتوانیم قهرمان بشویم اما نشد و آن چیزی که مستحقش بودیم رخ نداد. تا قبل از اینکه به میدان بیایی و 3 بر یک عقب بودید، روحیه نیمکت چطور بود؟ شاید فکر کنید بعد 3گل همه بچه ها و
در ایران که همه چپ هستند !/ یک گفتگو با محمدعلی سپانلو درباره چند ادعای مسعود کیمیایی، و همچنین تعریف و ...
فروغ فرخزاد نبود، ده ها اسم زنانه است که شروع کردند به بدن نمایی، یعنی بی پروایی و مشکل شخصی شان را می گفتند. در حالی که سیمین بهبهانی مشکل عمومی را بیان می کرد. با اینکه مشکل شخصی خودش نبود، این را من می دانم اما با آنها همدرد می شد و حرف شان را می زد و خب این نقش مهمی بود که او داشت. بعد هم ما یکی را احتیاج داشتیم که حرف روز را بزند. مثلا یک وقت که یکی از آقایان گفت روشنفکرها بزغاله اند، سیمین هم
یک روز زندگی حمید عسگری چگونه می گذرد؟
برنامه ای برای اجرای کنسرت داشته باشم به تمرین می پردازم. گاه پیش می آید تا صبح درگیر کارم و وقتی به خودم می آیم می بینم صدای جاروی رفتگر محل از کوچه می آید و یا بچه ها در حال مدرسه رفتن هستند، آنجاست که متوجه عمق فاصله سبک زندگی ام با آنها می شوم. دلم برای زندگی عادی تنگ می شود وقتی کارهای اداری دارم یا بنا به دلیلی مجبور هستم صبح زودتر بیدار شوم، با خودم می گویم کاش من هم مثل
هم خانواده و هم اشتغال
سال های اخیر، توجه زیاد به گرفتاری های زنان شاغلی شده که در سطوح بالای حرفه ای کار می کنند. مثلا شریل سندبرگ، از مدیران فیس بوک حالا درگیر ماجرای مرگ تراژیک همسرش است، قبلا کتابی درباره زنان شاغل نوشته به نام تکیه کردن اما همه واقعیت مثل کتاب او نیست و برای کسانی که سعی کنند پا جای پای او بگذارند و مسیر رو به بالای او را طی کنند، واقعیت های ناراحت کننده تری وجود دارد. نتایج تحقیقات
ضیاءالدین دری به دنبال رقابت با فاطما گل!
پیشگیری را هم رعایت نمی کنند لذا در تمام داستان هایشان دختران جوان یک بچه حرامزاده دارند. یک آقایی هم هست که داوطلبانه آماده است تا با آن خانم ازدواج کرده و برای بچه نامشروع پدری کند. خب این یعنی چی؟ شما در سریال های اروپایی هم چنین وضعی را نمی بینید. از آن طرف در همین سریال ها تظاهر به مذهب هم می کنند؛ پشت سر مسافر آب می ریزند، قرآن به دست شان می گیرند (مثل ما)، اما دختر خانواده به شکل حرام
پاراگراف کتاب (36)
شود، مرد را له می کند. اما درست در همین لحظه، درست در همان آخرین لحظه، چیزی درون مرد باز می شود. چیزی کوچک و روشن مثل پنجره ی کوچک ِ گمشده و مرد از لای آن می گریزد و حالا رفته...! داستان هایی برای شب و چند تایی برای روز | بن لوری | مترجم: اسدالله امرایی | چاپ دوم دوست پدرم یک مرتبه هر دو زن را طلاق داد و بچه ها را هم به زور از آن ها گرفت. بله، درست به همان آسانی
محمد علی سپانلو از شعر و ادبیات تا سینما و فوتبال (2)
می کنند که مثل خودشان بوده و می گویند او از همه بهتر بوده. کسی هست که از نظر شما کشف نشده باشد هنوز؟ یعنی اینکه بعدا بروند پیداش کنند و در ادبیات ما ماندگار شود؟ - الان ظلم می شود که من بخواهم اسم کسی را ببرم اما خب این اواخر من یک کنفرانس کوچکی دادم با وجود این کمردرد، راجع به روجا چمنکار... در آخرین کتاب هایش دارد به یک نوع جهان بینی می رسد... و علیرضا آبیز که شفاهی به بچه
زنی که بعد از 42 سال خانواده اش را پیدا کرد
. چند سال بعد، در یکی از مناسبت هایی که همه فامیل دور هم جمع می شوند، از این و آن شنیدم که واقعا بچه این خانواده نیستم. از همان روز که در این باره به قطعیت رسیدم تلاش های من برای پیداکردن خانواده ام شروع شد. خانواده ای که با آنها زندگی می کردی چه کردند؟ هر کمکی که از دستشان بر می آمد انجام دادند. سال 72، با همسرم که پسرخاله ام به حساب می آمد ازدواج کردم. او همان موقع
گفت وگوی خودمانی رهبر انقلاب با اصحاب نشر
آهنگ و ترانه هم. مؤمنی از کتاب های سوره مهر گفت: اینها کتاب های بیداری اسلامی است. آقا پرسیدند: فروش اینها چطور است. مؤمنی گفت: خیلی خوب. حالا جلوتر در پرفروش ها توضیح می دهم. برخلاف حرف هایی که می زنند این کتاب ها هم فروش می رود، هم خوانده می شود. بعد کتابی را نشان داد و گفت: یک کار علمی و پژوهشی نشان داده این کتاب را 2 میلیون نفر خوانده اند یعنی سه برابر تیراژ. (فکر کنم کتاب دا بود). کتاب آن بیست
بالاترین ذکر از دیدگاه آیت الله بهجت+ فیلم و صوت
، نوشتند. شروع نامه هم این بود که بنده انتصاب حضرتعالی را به سمت مقام ولایت و رهبری تبریک عرض می کنم.... بعد آقا به آیت ا... مصباح فرموده بودند که تا حالا خیلی ها از مردم و مسؤولین با من بیعت کردند ولی هیچ کدام دلم را آرام نکرد که من در این جایگاه باید باشم یا نه؛ الا این نامه که خیالم را راحت کرد. چون می دانم ایشان اصلا بر مبنایی که دیگران ممکن است بنویسند و حرف بزنند، نمی نویسند و
بیوگرافی محمد نادری + عکس محمد نادری
کمدی خوب بلد است. شما در شمعدونی نقش پدری را دارید که سرزنده است، تلاش می کند با بچه هایش رابطه خوبی داشته باشد ولی در عین حال حماقت های خاص خودش را دارد. خب نمونه چنین پدری در کارهای مختلف وجود داشته. نمونه بارز آن همین سریال هفت سنگ بود که ماه رمضان سال گذشته از تلویزیون پخش شد که آن هم کپی نعل به نعل سریال آمریکایی مدرن فامیلی بود. در مدرن فامیلی هم فیل یا همان پدر خانواده
وقتشه عاقل شم!
منزل زحمت بکشد، بشورد، بسابد، غذا بپزد و تازه حرص وجوش آدم های قدرن شناسی مثل ما بچه ها را هم بخورد واقعا منطقی نیست اما خب این که اسمش را هم بگذاریم اختلال، واقعا بی انصافی است. هرچند بنده خودم اگر مادر یا پدر بودم و فرزندی مثل خودم داشتم؛ خفه کردن آن بچه را کار غیرعقلانی و جنون آمیزی نمی دانستم اما با این وجود شاید آنچه ما عشق صدایش می کنیم و در سطح عجیجم! عجقم! قوبونت بلم! بوچ بوچ! پایین می آوردمش