سایر منابع:
سایر خبرها
چند روایت از تلاش ها برای جلوگیری از فتنه
میرحسین موسوی توضیح داد: آقای موسوی اولاً اظهار ناراحتی کردند و گفتند: چرا بخشی از این سایت هایی که به من مربوط هست را بسته اند و یا محدود کردند؟ نکته ی دوم هم این بود که هیچ دلیلی برای اعتراضات ذکر نمی کرد و تنها دلیلی که شنیدیم این بود: اگر من اعتراض نکنم این 13میلیون رأی از من عبور می کند. اعتراض من به خاطر این است که یک حالت پیشتازی نسبت به این 13میلیون داشته باشم و بتوانم آنها را پشت سر خودم نگه
توطئه ساواک برای شناسایی سایر افراد گروه
ساعت شش بعد از ظهر به سراغم آمدند و گفتند که به دنبالشان بروم، در حالی که دستی بر دیوار و دستی دیگر بر زانوی پا داشتم؛ لنگان لنگان وارد اتاقی شدم. دیدم که نصیری1 آن جاست. پس از لحظاتی سکوت رو به من کرد و گفت: پیر زن! هیچ فکر کردی که اگر بیرون بروی، شوهرت با تو چه می کند؟ با این سؤال رقه امیدی در ذهنم زده شد، خیلی زیرکانه گفتم: فکر می کنم طلاقم دهد، چون او اصلاً نمی تواند تحمل کند که زنش را به
بلایی که مزاحم تلفنی زن شوهردار بر سر یک خانواده آورد+عکس
توانست رضایت اولیای دم را جلب کند. به این ترتیب دیروز از جنبه عمومی محاکمه شد و از قضات دادگاه درخواست بخشش کرد. در پایان جلسه قضات دادگاه طبق ماده 612 مجازات اسلامی وی را به 7سال با احتساب روزهای بازداشت محکوم کردند تا وی به زودی آزاد شود. گفت و گو با متهم چقدر درس خوانده ای؟ تا چهارم دبستان درس خواندم. شغلت چه بود؟ کارگر ساختمانی بودم.
- ناصریا - ؛ مرد صحنه ها
بودند. پس از اینکه به تهران آمد با همایون نصیری عزیز گروهی داشتند و اولین همکاری من با ناصر دی ماه 81 در سالن میلاد نمایشگاه بود و با هم روی صحنه رفتیم. ابتدا مهران سراجیان رهبر ارکستر بود و در ادامه به مدت هشت ماه من خودم ارکستر را رهبری کردم. سپس دوست و رفیق هنرمندم امید حاجیلی رهبری ارکستر را بر عهده داشت و بعد از او دوستان هنرمند دیگر این وظیفه را برعهده داشتند. بهزاد ابطحی یکی از اولین
مجازات مرگ برای همسرکش سالخورده
تیغ بریده بود که پس از انتقال به بیمارستان از مرگ نجات یافت. مرد 65 ساله پس از نجات از مرگ به قتل اعتراف و ادعا کرد به خاطر سوءظن مرتکب این قتل شده است. مرد سالخورده به پزشکی قانونی منتقل شد که پزشکان اعلام کردند او به اختلال روانی ناشی از سوءظن مبتلاست ولی هنگام قتل جنون نداشته است. با تکمیل تحقیقات، مرد سالخورده در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد که اولیای دم
به اجرا گذاشتن مهریه زن فوتبالیست مشهور تهرانی
در دنیای مستطیل سبز غرق نشده بود، شاید در این روز سرد پاییزی مقابل اتاق دادگاه شعبه 276 ننشسته بود. نخستین دیدار سهیلا با آقای جیم در یک روز بهاری اتفاق افتاد، هرچند پیش از آن عکس های او را در خانه دوستش دیده و توصیف او را زیاد شنیده بود. ملیحه خواهر این فوتبالیست با یک مربی فوتبال ازدواج کرده بود به همین خاطر برادرش هم در شهرستان خودش وارد دنیای فوتبال شده بود. زود پیشرفت کرده و به
گذشت اولیای دم از قصاص مرد رقیب کُش
خواهم با او درباره یلدا صحبت کنم، عصبانی شد و گفت که یلدا را دوست دارد و ارتباطش را با او ادامه می دهد. سر این موضوع با هم درگیر شدیم و من هم ضربه ای به او زدم که باعث مرگش شد. بعد هم موضوع را به خانواده ام اطلاع دادم و خواستم کمکش کنند، اما کار از کار گذشته بود. با توجه به مدارک به دست آمده و اعتراف متهم، کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد
ورزشکاری که خلیج عربی را در یک کشور عربی خط زد
ملی بودم. بعد از انقلاب نیز بازنشسته شدم اما به درخواست ارتش باز هم فعالیت خودم را در بخش هوایی چند سالی ادامه دادم. در این سالها همراه تیم های دوچرخه سواری به عنوان سرپرست در بسیاری از مسابقات حاضر بودم و شاهد موفقیت های ورزشکاران جوان بودم. امکانات دوچرخه سواری نسل جدید بسیار پیشرفته تر از زمان ماست و شرایط تمرین بسیار فرق کرده است جوانان می توانند با این امکانات و رسیدگی ها به نتایج خوبی برسند
چرا مرد جوان می خواست هر چه سریعتر زنش را طلاق دهد؟
پژمان روزی برایش آن قدر دردسرساز می شود که در نهایت هر دو دادگاه خانواده را برای حل مشکلشان انتخاب می کنند. این زوج هفته گذشته درخواست طلاق خود را به قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده تهران ارائه کردند. زن جوان درباره ماجرای زندگی اش به قاضی عموزادی چنین گفت: چهار سال پیش با پژمان آشنا شدم. چند وقتی از آشنایی مان گذشت تا این که یک روز پژمان در حالی که بشدت ترسیده بود، از گذشته تاریکش برایم گفت. او گفت
تفکر احمدی نژادی فسادآور است
حسین انصاری راد، نماینده دوره های اول، پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه نیشابور، یکی از روحانیون سرشناس اصلاح طلب به شمار می رود. نام این مجتهد نیشابوری بیش از همه به خاطر ریاست 4 ساله اش بر کمیسیون اصل 90 مجلس ششم شورای اسلامی بسیار بر سر زبان ها افتاد. انصاری راد 79 ساله، از سن 13 سالگی پا به حوزه علمیه گذاشت و پس از طی مراحلی از تحصیلات حوزوی در ایران، طی سالهای 1346 تا
کسانی که از شیخ نشینان قطری برای ساخت فیلم پول گرفتند چگونه می توانند مدعی حمایت از کارتن خواب ها شوند؟!
است. پناهیان: بله، یکی از حقوق دانان محترم در دانشگاه تهران به من گفت من مخالف این تظاهرات هستم، ولی چرا شما مجازات سران فتنه را اعدام می دانید؟ گفتم به خاطر حرف امام، چون امام اینها را مفسد فی الارض می دانند. گفت واقعاً امام حکم ایستادن در مقابل شورای نگهبان را مفسد فی الارض و اعدام می داند؟ بعد جمله صحیفه امام را آوردیم، گفت خیلی عجیب است، امام نگاه خیلی بلندی داشتند. مردم هم همین را می
همسر شهید: موقع کار در اتاقش نمی نشست، می گفت خجالت می کشم کارگرها زیر آفتاب کار کنند و من زیر کولر ...
خدا بهش دوقلو عنایت کرد تازه فهمیدم چی گفته بود..." (روایت یکی از دوستان شهید) فصل تازه زندگی حاج محمد حاجی با برادرم دوست بود و با هم هیئت می رفتند. خانواده او چند باری مرا دیده بودند. خیلی تمایل داشتند وصلتی صورت بگیرد، اما چون فاصله سنی من و حاجی زیاد بود قبول نمی کردم، من متولد مرداد 67 و حاجی شهریور 56. حاجی در سفری که به کربلا داشته در حرم حضرت عباس(ع) متوسل به این
ده خاطره از ده مادر شهید
کرد. خیلی کمک حالم بود. وقتی رفت جبهه ،همه می پرسیدند چطور دلت آمد بفرستیش ؟ فقط به شان می گفتم آدم چیزی رو که خیلی دوست داره ،باید در راه دوست بده 6)به راننده ی آمبولانس سپرده بود اگه شهید شدم ،حتما باید جنازه م رو به مادرم برسونی.یه برادرم شهید شده یکی هم مجروحه .دلم نمی خواد چشم انتظار من هم بمونه. 7)پسرم که شهید شد، دیدم یک پیرمرد توی مجلس بیش تر از همه ناراحتی می کند
فیلمی که سعید امامی می خواست را نساختم
کنم. کار موافقان و مخالفان قیصر به دادگستری کشید این گفت وگو در روز دیگری ادامه پیدا می کند و کیمیایی از تولد و کودکی و خانه هایی که در آن زندگی کرده می گوید: من در خیابان چراغ برق که امیرکبیر شد کوچه سراج الملک و محله بربری ها متولد شدم. بعد در دو سه سالگی آمدیم کوچه سید ابراهیم و پدرم آنجا خانه خرید. این باعث انبساط خاطر همه شد. بعد آمدیم کوچه دردار که آنجا با اسفندیار
زن جوان برای حفظ آبرویش راز شوهرش را به کسی نگفت!
دیگر بند نمی خورد. زن جوان خودش هم می داند اشتباه کرده است. می داند اگر در مورد همسرش خوب تحقیق می کرد، حالا کارش به اینجا نمی رسید. زن جوان می گوید: من و شوهرم چهار سال پیش با هم آشنا شدیم و روزی که با هم حرف زدیم، هدف هردویمان ازدواج بود و دنبال وقت تلف کردن و خوشگذرانی نبودیم. شوهرم در تهران دانشجو بود، اما در شهرستان نزد خانواده اش زندگی می کرد. یکسال بعد به خواستگاری ام آمد و
منظومه قرآنی در قامت دانش نامه ای روزآمد/ ساختار متفاوت با تفاسیر موضوعی
ملاحظه فرموده اند من اطلاعی ندارم. ایکنا: آیا امکان پذیر نبود که دوازده جلد را در جلد های کمتری کار کرد؟ تعداد جلد ها به خاطر این بوده است که به راحتی مورد استفاده مخاطب قرار گیرد. زیرا حجم هر مجلد به اندازه ای است که استفاده از آن برای مخاطب راحت باشد. ایکنا: آیا این کار از سوی مرکزی حمایت هم شده است؟ بنده هیچ حامی در این زمینه نداشته و کلیه کارهای آن و سایت عرضه کتاب را خودم و برادرم انجام
مسئله دریاچه ارومیه، بدقلق و پیچیده است مراقب باشیم آب همان کاری که با سوریه کرد، با ما نکند | برنامه ...
طبق برنامه بود چون دولت حمایت مالی هم از دستگاه ها کرد. برخی از نمایندگان مجلس قبل آمدند و مخالف احیا بودند. حتی اوایل کار ما یک نماینده گفت کفن پوش جلوی کار را می گیرم. شاید من اولی را که دیدم از تبعات احتمالی اجتماعی نگران شدم ولی بعد دیدم این ها حرفهای عوام پسند است و مسئله عادی شد. وقتی ستاد احیا کار را شروع کرد، متخصصان گفتند اگردریاچه 3 ساله احیا نشود، می میرد. رفتیم از اصل مدیریتی شروع کردیم
قتل وحشیانه نوعروس 16 ساله تهرانی در کنار مادرش
همسرش، پرونده قتل روی میز قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. قاتل در جریان محاکمه به کشتن همسرش اعتراف کرد و در دفاع از خود گفت: من به همسرم سوء ظن داشتم، احساس می کردم او روابط نامشروع دارد. روز حادثه وقتی از سر کار به خانه برگشتم، دیدم او در خانه نیست، به همین خاطر چاقویی برداشتم و به طبقه پایین دویدم که دیدم کنار مادرش نشسته است. بعد هم با چاقو به گردنش ضربه ای زدم و او
عامل جنایت کوهستان، از چوبه دار نجات یافت
در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران، با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. با تائید حکم قصاص پرونده به شعبه اجرای احکام ارسال شد که پس از گذشت بیش از شش سال اولیای دم رضایت خود را اعلام کردند. دیروز سامان از جنبه عمومی جرم در شعبه چهارم دادگاه کیفری پای میز محاکمه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: از کاری که کردم، پشیمانم و دوست ندارم درباره جزئیات قتل توضیح دهم. تکرار آن ماجرا باعث می
ویدا جوان، کتایونِ منفی در ماه و پلنگ
هفته نامه همشهری جوان - سوسن سیرجانی: ویدا جوان بازیگر نقش کتایون از تجربه بازی در سریال ماه و پلنگ می گوید که در آن عهده دار یک نقش کاملا منفی بود. ویدا جوان را مخاطبان بیشتر با دو سریال کمدی پژمان و شمعدونی به خاطر می آورند. او بعد از این دو تجربه کمدی، در سریال اکشن و ماجراجویانه آسمان من هم بازی کرد. جوان در این سریال نقش یکی از ماموران گارد پرواز را داشت. در این سریال مخاطب با نقش
از همسرم طلاق گرفتم و بعد از گرفتن خانه مجردی با چند نفر رفیق شدم!
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز، تا به خودم آمدم، دیدم پایپ در دستم است و مشغول مصرف کردن شیشه هستم از کرده خود بسیار پشیمانم و اگر به حرف های مادر بیچاره و برادرم گوش می دادم و با دوستان ناباب معاشرت نمی کردم الآن شرایطم اینگونه نبود. او خود را اینگونه معرفی می کند؛ فرشته هستم 26 ساله که در یک خانواده مذهبی در یکی از شهرهای زنجان چشم به جهان گشودم. من فرزند آخر خانواده بودم و دو برادر و
افشای قتل هولناک همسر و فرزند پس از دو سال
فاش کرد. جنایتکار 35 ساله پس ازدستگیری، صبح دیروز برای تحقیقات جنایی به شعبه هشتم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و زمانی که در مقابل بازپرس ایلخانی قرار گرفت به قتل همسر و دخترش و اقدام به قتل مادرش اعتراف کرد. دو سال لباس سفید پوشیدم متهم 35 ساله که لیسانس هوا فضا دارد و درتمامی مراحل بازجویی آرام بود پس از پایان جلسه به سؤالات خبرنگارجنایی ایران پاسخ داد.
دایی و خواهرزاده ربایندگان 38 مسافر پولدار بودند
افغان بود نیز در شکایتش عنوان کرد: از بومهن سوار خودروی متهمان شدم. آنها وقتی فهمیدند پولی همراه ندارم با چاقو مرا زخمی کرده و مجبورم کردند با پسرم تماس بگیرم و از او بخواهم 500 هزار تومان به حسابم واریز کند. بعد از واریز پول، آنها حسابم را خالی کرده و با سنگ به سرم زده و مرا از ماشین به بیرون پرت کردند. در حالی که زخمی بودم خود را به کلانتری رساندم و ماموران مرا به بیمارستان منتقل کردند.
100 میلیون تومان فاصله تا اعدام یک قاتل پشیمان
رها شوم، اما ترس باعث می شد که خودم را تسلیم نکنم. سرانجام مخفیگاهم لو رفت و بازداشت شدم. چه زمانی متوجه شدی حکم قصاص گرفتی؟ چند روز بعد از دادگاه بود. خیلی شوکه شده بودم. تا چند هفته خواب و خوراک نداشتم، اما این حکم سزای من بود، چون اعتیادم باعث شد جان فردی را بگیرم. این چنین گرفتار شدم. هر روز کابوس مرگ می دیدم. مدام خواب می بینم پای چوبه دار رفته ام، طناب دار را روی گردنم
این بلا را من سر شوهرم آوردم اما برادر شوهرم ...!+عکس
بودم، چرا که ساعتی قبل از این حادثه با شوهرم برای چندمین بار بر سر مصرف مواد مخدر درگیر شدم. او از اعتیادش دست بردار نبود و هر چه در می آورد خرج خرید مواد می کرد، به همین خاطر به سختی زندگی می کردیم. آن روز از شدت ناراحتی با برادرش تماس گرفتم و کمک خواستم او هم آمد اما متأسفانه با هم درگیر شدند. وقتی دعوا بالا گرفت شوهرم چاقویی برداشت و برادرش خواست چاقو را از دستش بگیرد که ناگهان چاقو به شوهرم
باج گیری از باند - اشکان خرگوش -
وارد گروه آن ها شدم البته در آن گروه افراد دیگری مانند حمید، حسن و جواد هم با 2 موتورسیکلت دیگر سرقت می کردند. در طول یک ماه چند سرقت انجام دادی؟ حدود 20مورد کیف قاپی کردم ولی قاسم تنها 200 هزار تومان به من داد. چرا وارد گروه سرقت های خشن شدی؟ در واقع قاسم مرا اغفال کرد. او خواستگار خواهرم هم بود و به خاطر من با جواد درگیر شد و حتی چاقو خورد... سابقه
همسر فوتبالیست تهرانی درخواست طلاق داد
توصیف او را زیاد شنیده بود. ملیحه خواهر این فوتبالیست با یک مربی فوتبال ازدواج کرده بود به همین خاطر برادرش هم در شهرستان خودش وارد دنیای فوتبال شده بود. زود پیشرفت کرده و به پنالتی زن حرفه ای لیگ دسته دو معروف بود. آقای جیم گاهی به خانه خواهرش در تهران می آمد و از شوهرخواهرش درس می گرفت. در یکی از همین مسافرت ها بود که سهیلا با آقای جیم در حوالی خانه ملیحه برخورد کرد. در آن روز زیبای
رویای برباد رفته پاری سن ژرمن +عکس
بودند. اولین برخورد بزرگان؟ آن موقع حسن حبیبی سرمربی استقلال بود که انتخابم کرد، اما بعد از یک ماه از جمع آبی ها جدا شد و مرحوم پورحیدری هدایت تیم را بر عهده گرفت. بزرگان تیم همیشه به من نگاه حمایتی داشتند شاید هم می گفتند این بچه اینجا چکار می کند . تیم ملی؟ 18 ساله بودم که با استقلال قهرمان شدم و با این که بازیکن جوانان بودم در سال 1364 به تیم ملی
خاطرات اسارت/ روزهای پاییزی(توپ)
بود و بعد دایره گرُ گرفته خورشید. زیاد که نگاهش می کردم، چشم هایم می سوخت. کم کم دنیا دور سرم می چرخید و همه جا تارو مه آلود می شد. در عالم خیال پرت می شدم توی کوچه خودمان. بعد خورشید یک توپ قرمز می شد و می افتاد روی زمین. با بچه های محل دنبالش می دویدیم،و توپمان را به هم پاس می دادیم و باز می دویدیم. تا از نفس می افتادیم و عرق از هفت بندمان راه می افتاد. گرم خیال توپ و بازی و باغچه بودم
زن فوتبالیست مشهور مهریه اش را به اجرا گذاشت +عکس
اتفاق افتاد، هرچند پیش از آن عکس های او را در خانه دوستش دیده و توصیف او را زیاد شنیده بود. ملیحه خواهر این فوتبالیست با یک مربی فوتبال ازدواج کرده بود به همین خاطر برادرش هم در شهرستان خودش وارد دنیای فوتبال شده بود. زود پیشرفت کرده و به پنالتی زن حرفه ای لیگ دسته دو معروف بود. آقای جیم گاهی به خانه خواهرش در تهران می آمد و از شوهرخواهرش درس می گرفت. در یکی از همین مسافرت ها بود که سهیلا با آقای جیم