سایر منابع:
سایر خبرها
گریم جایگاه سابق خود را از دست داده است
از سینما دیدن نکنند، هنری اتفاق نیفتاده است بخش دیگری از برنامه هفت به نقد فیلم من دیه گو مارادونا هستم اثر بهرام توکلی، با حضور رضا درستکار و مانی باغبانی (منتقدین سینما) اختصاص داشت. رضا درستکار در خصوص فیلم من دیه گو ماردونا هستم گفت: بیننده ای مثل من نسبت به این فیلم و سازنده اش حس متناقضی پیدا می کند به دلیل اینکه تجربه گرایی در سینما و رفتن و آزمودن فرمهای تازه، یکی از
مستند زندگی یک مدیر سینمایی در جشن هنر شیراز!
نمودند.[14] آیت الله محلاتی در مسجد مولا در اول رمضان 1356 در پایان سخنرانی گفت: من دعا می کنم شماها بگویید آمین... خدا لعنت کند مسببین جشن هنر شیراز را، خداوند لعنت نماید برگزارکنندگان جشن هنر را، خدا لعنت کند شرکت کنندگان در جشن هنر را. و همه با صدای بلند آمین گفتند.[15] آیت الله دستغیب نیز در سوم ماه مبارک رمضان در مسجد جامع منبر رفت و از جشن هنر به شدت انتقاد کرد و گفت: خداوند لعنت
بخش های خواندنی کتاب دیدم که جانم می رود
کنه پات قطه شه تا من باهات خیابونای تهرونو آسفالت کنم. خنده ام گرفت. اول خواست مرا ببرد عقب که قبول نکردم. بعد خندید و گفت: - حالا خودت برو عقب. من که گفته بودم. حاجی که رفت، برای دقایقی تنها شدم. بچه های محل مان رسیدند. رضا که آمد، گفتم: - برو داش رضا، ما که همین اول کاری زرتمون قمصور شد. پنج، شش نفر با دو برانکارد بالای سرم آمدند. از هول و هراس شان معلوم بود بدجوری
ازکاهش محبوبیت روحانی و پاسخ مطهری به کوچک زاده تا درگیری لفظی اصولگرایان واصلاح طلبان درشورا و خودکشی ...
برنامه سالی تاک و برنامه بی محتوا و خسته کننده سمت نو ، از سوی مدیریت شبکه مأموریت یافت تا با تولید برنامه ای تازه جلوی ریزش مخاطبان را بگیرد. وی با تغییر قالب و دکور برنامه تکراری جواب با سالومه کوشید مشکل را رفع کند، اما همان طور که انتظار می رفت، در جلب نظر بینندگان شکست خورد و موفق نشد آنان را با خود همراه کند. این عدم موفقیت تا آن جایی پیش رفت که مدیریت تلویزیون من و تو حدود 2 ماه
امام(ره) تا آخرین لحظه عمرش آمریکا را “شیطان بزرگ” می دانست / 80 درصد مشکلات اقتصادی مربوط به سوء مدیریت ...
شیرین بندگی را چشیدن. در آیه 99 سوره حجر آمده است : “آنقدر بندگی کن تا به مقام یقین برسی” و خوشا به حال کسی که به مقام یقین برسد. حجت الاسلام و المسلمین اسماعیلی خاطر نشان کرد: در این ماه باید از خداوند درخواست توفیق برای نیل به پاکی کرد، در مناجات شعبانیه آمده است: “خدایا دلی به من بده که اشتیاقش به تو موجب نزدیکی اش به تو گردد”. خطیب جمعه قرچک با برشمردن صفات مهم مومن برای
عاشقانه های شهاب رمضان در اولین کنسرت بهاری اش اجرا شد
)، رونی باباخانیانس (کیبورد) و محسن حسن نیا (کلارینت، ساکسوفن) اعضای ارکستر شهاب رمضان در این برنامه بودند که نسبت به اجراهای قبلی وی تغییراتی در فهرست آنها به وجود آمده بود. همچنین نیما رمضان نوازنده چیره دست گیتار الکتریک نیز در چند قطعه با گروه همراهی کرد. حضور وهاب رمضان ، برادر شهاب، به عنوان نوازنده گیتار از اتفاقات دیگر این کنسرت بود. کنداکتور جدید شهاب رمضان در نخستین کنسرت بهاری اش
ستایش نامادری
به نام پروردگار عالم که چوپان من است ستایش نامادری نویسنده:سیروس قزلباش تقدیم به بانو (میم) ستایش برای جشن تولد 7سالگی اش لحظه شماری می کرد مادرستایش پیشنهاد داده بود تا جشن را در ویلای شخصی خودشان در ده بالای یزد برقرارکنند ومقداری وسایل جشن تولد وبادکنک وتزئینات آماده کرده بودند وچون ستایش گیتار زدن را دوست داشت مادر کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود . ستایش دختری باموهای فر وجثه ای کوچک که دماغی گرد وچشمانی درشت داشت و دماغش با صورت گردش تناسب داشت وبشتر شباهت به مادر میداد. پدرستایش یک بازاری سرشناس بود که دارای چند کارگاه تولید ترمه بود که حتی به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میکرد ترمه بافی از چند نسل به او رسیده بود وی علم ترمه بافی را به روز کرده بود ودستگاهای جدید ونقش های کامپیوتری باعث شده بود که نه تنها در یزد بلکه درکشور هم به عنوان یک کارآفرین خوب وتولید کننده عالی شناخته شود. شهرتش اول ترمه باف بود که فامیلی خود را به دانافر تبدیل کرده بود.اقای دانافر مردنسبتا خوبی بود قدی تقریبا بلند با موهای صاف ولاغراندام وکمی سبزه با دماغی کشیده والبته انقدر ابروی پرپشتی داشت که ستایش گاهی به شوخی می گفت: – بابایی می خواهی ابروهاتو ببافم هاها – توکه بلد نیستی بگومامانت بیا ببافه هاهاها – شما پدرودختر چی میگن پشت سرمن. – هیچی بابا دخترت هوس کرده ابروهای بابایی را ببافه – راستی خوب گفت یادت باشه این ابروهای پرپیچ وخمو واسه جشن کوتاه کنی – باشه بابا باشه خانوم جون – البته بابایی یک روز قبل از جشن کوتاه کن چون زود دوباره در میان هاهاها – هاهاهاهاها دخترکم یکی ی دونه بابا ان خانواده خوشبخت بودند اما کسی که از فردای خودش خبر ندارد. آخرهفته بود آنها وسایل جشن تولد را در صندوق عقب ماشین شاسی بلند وسفیدخود جا دادند وبه همراه همسایه خود تصمیم گرفتند به ویلا بروند همسایه آنها اصالتا اهل شهرستان بافق بودکه سالیان سال به یزد مهاجرت کرده بودند دختر بزرگ همسایه سمیه نام داشت وهنوز ازدواج نکرده بود اما خواهرهای دیگرش ازدواج کرده وخانواده تشکیل داده بودند . قرار بود صبح زود ستایش وپدر ومادرش زودتربروند وهمسایه انها چند ساعت بعد حرکت کنند وبه ویلا بروند تا در چیدمان جشن تولد ستایش به انها کمک کنند. صبح اقای دانافر باهمسروستایش حرکت کردند وشهرستان تفت را پشت سر گذاشتند ودرحال بالا رفتن ازگردنه ده بالا بودند.ستایش عقب نشسته بود وکمربند را بسته بود پدر هم ازترس جریمه کمربندرا بسته بود اما مادر ستایش که زنی گوشت الود وچاق بود بابستن کمربند احساس خفگی میکرد بنابرین عادت نداشت کمربند را ببند. انها درحال رفتن به سمت ده بالا بودند باد نسبتا سردی در حال وزیدن بود پاییز نزدیک بود اخرهفته همیشه جاده تفت بخصوص ده بالا شلوغ واتومبیل های زیادی به ان سو در حرکت هستند وبه ندرت اتومبیلی از ده بالا می اید پلیس راهنماورانندگی هم قبل ازصبحگاه تا ساعت 9 صبح در جاده مستقر نمی شود جاده باریک وهر خودرویی سعی می کند از دیگری گوی سبقت را برهاند وپدر ستایش هم مرتب سبقت بیجا میگرفت وخوشحال می شد که با هر گاز دادنش ده ها ماشین را جا میگزارد مجری رادیو یزدگرچه لعن جدی به خود نمیگرفت اما گاهی رانندگان را به صبوری واحتیاط دعوت میکرد. اقای دانا فرباز درحال سبقت بود که کامیون خاورنارنجی رنگی که شاید متعلق به 40 سال پیش بوداز سمت ده بالا دود کنان باسرعت به سوی اتومبیل هایی که روبرویش بودند می تازاند.صدای اهنگ قدیمی راننده خاور را تا ده اتومبیل میشنید راننده درحالی که زیرشلورراهرایی برپا وزیرپوش رکابی برتن داشت یک پا روی گاز وپای دیگر جمع شده روی صندلی ودستها را در فرمان براق وبزرگ فروبرده بود وبا بازوهایش فرمان را مهار می کردهمانطور میگازاند وبالا خره بی احتیاطی وغرور راننده کامیون که دوست نداشت کسی در لاین او حرکت کند قرعه بدشانسی را برای خانواده ستایش ورق زد.در حرکتی ثانیه ای در حالی که پدر ستایش باز درحال سبقت بود وفکرمیکرد یک ماشین دیگر را هم می تواند رد کندهدف خاور تندروشد صدای برخورد دواتومبیل خرد شدن شیشه ها جاری شدن خون فریاد وجیغ وبا حسین ویا ابوالفضل در جاده میپیچید وچون کلید اربگ اتومبیل اقای دانافر در حال آف بود اربگ ها هم عمل نکرده بودندوکمربند خانم دانافرهم که بسته نبود جان ان زن مهربان گرفته شد هنوز صدای ترانه دلخراش خاور که معلوم نبود چی میخواند درحالی که اب از جلوبندیش می ریخت وبخار بالا گرفته بود در حال پخش بودوراننده خاور هم براثر دیررسیدن آمبولانس ووقانونهای دست وپاگیر که تا ساعتی طول کشید همسفر مادر ستایش شد... ستایش شوکه شد واز ترس بیهوش شده بود وپدرش حتی حس بازکردن کمربند را نداشت . بیمارستان ،سردخانه ؛بازداشت اقای دانافر،ازهمه بدتر مشکلات روحی روانی ستایش را رها میکنیم وبه یک سال بعد میرویم تا خواننده هم مثل من زیاد غم ها را مرور نکند... یکسال بعد ستایش با وجود عمه ها وفامیل وبخصوص سمیه دختر همسایه قبول کرده بود مادرش فرشته شده وبه اسمان رفته .سمیه خود را به انها خیلی نزدیک کرده بود ستایش را به پارک وسینما وبازارمیبرد وعمه ستایش هم به خانه انها امده بود واز ستایش نگهداری میکرد پدر ستایش افسرده شده بود ساعت ها در اتاق به عکس زن مرحومش خیره می شد خواهر ش تا می توانست با کمک سمیه همسایه انها از ستایش وپدرش مراقبت میکردند .خانه اقای دانا فر دریکی از جاهای خوب صفائیه بود . سمیه خود را در دل ستایش جا کرده بود وعمه ستایش هم مناسب میدید که برادش با سمیه ازدواج کند پدر ستایش میلی به ازدواج دوباره نداشت اما صحبت های دوست وفامیل وخواهروبرادر واشتیاق ستایش،بالاخره پذیرفت. وازدواج ارام وبی سروصدایی انجام شد ورسما سمیه همسر اقای دانافر شد ... چند روز گذشت که پدر ستایش در خواب کابوس میدید درخواب سمیه را میدید که با چشمان خونی باچاقو ستایش رادنبال میکند وقتی از خواب میپرید زود به اتاق دخترش میرفت دختر را که سالم میدید اهسته کنار تختش مینشست و انگشت هایش را در موهای خودش فرو میبرد واهسته اشک میریخت زنش هم وقتی قصد همدردی داشت اورا دور میکرد امازن چیزی در اب میریخت وبه پدر ستایش میداد خیلی در کارش وارد بود معلوم نبود چه دارویی به اومیدهد که تا صبح اورا خواب میکند .گاهی هم ستایش نیمه شب بیدار میشد ونامادری را میدید که به حیاط خانه میرود ووقتی برمیگردد چشمانش سرخ است... درهرتقدیربا وجود خوابهای وحشتناک که پدرمیدید بیشترموقع که سرکاربود به بهانه مختلف سراغ ستایش را میگرفت گاهی که بیرون میرفتند انها را تعقیب میکرد وبیشتروقتها ازخواهرش میخواست انجا بیاید اما خواهرش که عمه ستایش باشد به پدرستایش میگفت چون تصادف ومرگ همسر وفوت راننده کامیون برایش سخت بوده باعث کابوس وتوهم می شود ومیگفت که فشارروحی روانی باعث خواب بد دیدن ومشکوک شدن است ... به هرحال سال مادر تمام شده بود وستایش به نامادری عادت کرده بود .جشن تولد ستایش همان روزها بود اما به دلیل سال مادر ومراسم دیگرتولد اورا کمی عقب انداختند یک هفته نشده بود که ناگهان ستایش براثردل درد شدید راهی بیمارستان شد وبستری گردید ستایش را به اتاق عمل بردند تا دکتر معالج ستایش که یکی از نزدیکان انها بود اورا عمل کند .نامادری فرصت رامناسب دید با اتومبیل مشکی رنگ هاچ بک درحالی که عینک دودی زده بود وارد حیاط بیمارستان شد قبل از پیاده شدن در ایینه ماشین نگاهی به خودش انداخت تصمیم عجببی گرفته بود باید کار ستایش را تمام میکرد اهسته از ماشین خارج شد از دری که پرستاران ودکتران وارد میشوند وارد بیمارستان شد خیلی زود به اتاق دکتری رفت روپوش پزشکی برتن کرد دستکشی پوشید تا اثری ازخون روی دستش نماند ماسکی بر صورت زد به طوری که اصلا معلوم نبود او همان نامادری است کمی استرس داشت اما درنگ نکرد وقتی متوجه شد ستایش بیهوش است کنارتختش رفت استرس عجیبی داشت پیشانیش عرق کرده بود بوی اتر والکل ومواد ضد عفونی مرتب به مشامش می رسید صدای بوق بوق دستگاه پزشکی به گوشش می رسید نفس عمیقی کشید چاقویی برداشت واصالت بافقی بودنش را نشان داد باچاقو شکم دخترک بی مادر را پاره کرد دستکش هایش به خون اغشته شد روده دختر را بیرون کشید وتکه کرد وسوی انداخت نفس درسینه حبس شده بود چهره همسرش را پشت پنجره حس می کرد گاهی به چهره دخترک نگاه میکرد اما وقتی کارش تمام شد سراسیمه از اتاق بیرون رفت دراتاق کناری دستکش را درسطل زباله انداخت روپوش را اویزان کرد سراسیمه انجا را ترک کرد وبا ماشینش به بیابان رفت کنار بیابان ایستاد بیرون امد داشت گریه میکرد ازته دل فریاد می زد وعقده های دلش را خالی میکرد گاهی چهره مادرستایش را میان ابرهای سپید حس میکرد که به اولبخند میزند معلوم نبود چرا اینقدر اسم پروردگارعالم را می اورد معلوم نبود چه چیز ازخدای مهربانش می خواهد معلوم نبود چرا چهره مادر ستایش را با خنده حس میکرد ... از سوی دیگر تیم پزشکی بیمارستان که متوجه وضعیت بیمارشده بودند اقدام لازم را بعد از ان کار انجام دادند تکنسین بیهوشی با دستگاه کار میکرد پرستاران خون شکم را پاک کردند وکارهای لازم انجام شد وشکم دختر بخیه زده شد وتیم هرکاری ازدستشان برمی امد انجام دادند وستایش با مراقبت های ویژه بهبود یافت .نامادری وقتی فهمید خطر رفع شده دیوانه وار خنده میکرد مثل ادم های روانی رقص وشادی عجیبی میکرد وخود را به بیمارستان رساند ستایش هنوز بیهوش بود اما دیگر خطری تهدیدش نمی کرد ... چند روز بعد ستایش را به خانه اوردند عمه وبچه های عمه تا چند روز کنار ستایش بودند تا اینکه ستایش کاملا خوب شد ونامادری تصمیم گرفت با اینکه یک ماه از تولدش گذشته جشن مفصلی برایش بگیرد نامادری به پدر ستایش میگفت با جشن تولد روح مادرش شاد می شود بنابراین با کمک اقوام وسایلی تهیه وچون ستایش به گیتار علاقه داشت وکلاس گیتار میرفت نامادری هم مثل مادرستایش کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود... جشن تولد در ویلای شخصی در ده بالا گرفته شد زیرا مادر ستایش خیلی انجا را دوست داشت . نامادری لباس زیبایی مثل پرنسس ها با کلایی مخروطی گرفته بود که ستایش خیلی در ان برازنده شده بود .مهمان زیادی حتی فامیل های نامادری هم از بافق برای تولد ستایش امده بودند. هشت تا شمع روی کیک گیتار را ستایش چند بارفوت کرد تا خاموش شدند این بار همه تولدت مبارک را خواندند نامادری گل های زرد فصلی را در گلدانی قرار داده بود که درعکس بسیار زیبا معلوم می شدند . هدیه ها یکی پس از دیگری باز میشد وستایش با هرهدیه لبخندی میزد بعد ازاینکه اخرین هدیه بازشد ستایش وپدر کمی درگوشی صحبت کردند وبعد ستایش جلو امد وبه نامادری گفت : – مادریک هدیه میخوام بهت بدم – عزیزم الان موقع گرفتن هدیه است نه دادن. – این فرق میکنه ی نامه هم نوشتم اگر بد خط نوشتم ببخشید – عزیزم دخترگلم مگه نمیدونی من هم خطم بده. همه خنده ای کردند وستایش پاکت را به نامادری داد وازش خواست بازش کند نامادری نگاهی به پدرستایش انداخت که با سرعلامت دادیعنی بخوان وچشمکی هم زد که ابروی شلوغش پایین بالا شدن .نامادری که ناخن بلندی داشت ولاک زرد خوش رنگی هم روی ناخن هایش برق میزد پاکت را باز کرد وگردنبندی زیبا از طلا در پاکت بود گردنبتد را در دست گرفت وشروع به خواندن نامه کرد بعد خواندن اشک سردی رد سپیدی که از ارایش صورتش تشکیل شده بود برگونه ها افتاد ارایش چشم با اشکها پاک شد نامه را کنارگذاشت دست را دراز کرد سوی ستایش واوهم خود را به بغل نامادری انداخت . مهمانان واقوام کنجکاوشدند وازپدر ستایش خواستند اگر اشکال نداره متن نامه ستایش را بخواند پدرهم جلورفت درحالی که با یک دست شانه همسرش را ماساژ میداد شروع به خواندن با صدای بلندکرد. به نام خدا مامان عزیزم .فرشته خوبم توجای خالی مادرم را که در اسمان فرشته شده را پرکردی این گردنبند مادرم است که باید به گردن تو اویزان شود راستشو بخواهی اول ازت خوشم نمی امد اما وقتی منوبا خودت همه جا میبردی وقتی در درس کمکم میکردی وقتی به مدرسه میبردیم وتا تعطیل میشدم تو حاضربودی موهاموهرروزصبح به ارامی مادرم شانه میکردی ومیبافتی .وقتی شب تو اتاقم می امدی فکرمیکردی خوابم وبوسم میکردی وهرموقع شب حیاط میرفتی ازپنجره نگاه میکردم که دستاتو بالا میگرفتی ودعا میکردی واشک می ریختی ...جای مامانمو پرکردی وازهمه مهمتر تو با مهارتی که داشتی اپاندیس مرا عمل کردی وروده عفونی مرا بریدی ومرا نجات دادی .تا ابد ازت ممنونم. توقابل ستایش هستی توهم بهترین مامان هم بهترین دکتر دنیایی .مامان دکتر.مامان خوبم... وقتی نامه تمام شد احساس مهمانان جریحه دارشد واشک ریختند .نامادری بهتربگویم خانم دکتر که چشم هایش ازاشک قرمز شده بود ستایش را به اغوش گرفت وپدرستایش هم هردو را بغل کرد واول بزرگترها بعد بچه ها شروع به دست زدن کردند .قاب عکس مادر اصلی ستایش درحال لبخند رضایت کننده روی دیوار بود . پایان ...
خواننده ای که صدای او به دایی اش رفته است/ دو برادر روی صحنه+تصاویر
عاشقتم اجرا شد و رمضان بعد از اینکه اعلام کرد امشب مهمانان متعددی دارد قطعه چشام تو رو می بینه را اجرا کرد. نخستین مهمانی که توسط این خواننده به عنوان بازیگری بسیار دوست داشتنی معرفی شد، مجید مظفری بود و سپس حاضران در تالار شنونده قطعه مثه پاییزی و میری بودند. رمضان پس از اجرای اولین لبخند در معرفی یکی از اعضای گروهش بیان کرد: اعضای گروه ما تغییر کردند و انوشیروان تربتی تمام
آخرین کنسرت بهاری بابک جهانبخش در شب تولد پدرش
بعد از اجرای این قطعه گفت: این آهنگ دو یادگاری برای من دارد؛ چرا که توفیق این را داشتم تا این آهنگ را یک بار همراه دوست خوب و خونگرمم، رضا صادقی اجرا کنم. البته تلخی آن هم برای من به اجرای مشترک این قطعه در کنسرت دوبی همراه با مرتضی پاشایی بازمی گردد. این دو خاطره به قدری برای من جذاب اند که هیچ گاه آنها را از یاد نمی برم. خواننده آلبوم بی قراری ، بعد از حرف های خود پشت پیانو نشست و ترجیع بند این
سرو خرامان با آواز مجتبی عسگری راهی بازار شد
انتخابی برای این مجموعه شامل چهار تصنیف با عناوین ترانه از هوشنگ ابتهاج، تو خود دانی از مولانا، جان جهان از هوشنگ ابتهاج و سرو خرامان از حافظ بوده که نام اثر نیز به همین عنوان است. همچنین قطعه ای ضربی با عنوان پرند و ساز و آوازی با شعر ارغوان از هوشنگ ابتهاج دیگر بخش های این مجموعه را تشکیل می دهد. فضای موسیقایی اثر نیز در دستگاه های ابوعطا، شور و شوشتری به اجرا در آمده است. سامان صادقیان
بابک جهانبخش و موفق ترین آهنگ هایش
)/ خرداد 1390 یکی از موفق ترین قطعات بابک جهانبخش که کاملا در سبک و استایل هنری آثار او تولید شده، دوسِت دارم است که دی ماه 1389 به صورت تک آهنگ منتشر شد و 5 ماه بعد در قالب آلبوم زندگی من به بازار آمد. بی شک موفق ترین قطعه آلبوم زندگی من هم همین قطعه است. تمامی مراحل ساخت دوست دارم اعم از ترکه، موسیقی و تنظیم، توسط خود بابک انجام شده است. نکته جالب در مورد این قطعه آن
خواجه امیری و جهانبخش ترانه تیتراژ ابتدایی و پایانی ماه عسل 94 را می خوانند
.... تیتراژ پایانی آن سال هم با صدای حامد زمانی تولید شد. فرزاد فرزین در ماه رمضان سال 92 به خانواده ماه عسل پیوست. شروع برنامه با صدای او بود و قطعه ای که با ترانه روزبه بمانی آماده کرد، هنوز هم در کنسرت هایش یکی از آثار پرطرفدار است. قطعه سازش مهدی یراحی هم در آن سال پایان بخش ماه عسل بود. و بالاخره آخرین حضور مرتضی پاشایی در تلویزیون با قطعه نگران منی و تیتراژ ماه عسل 93 مقارن شد. آن اثر یکی از پُردانلودترین تک قطعات سال گذشته بود و در روز 23 آبان که مرتضی پاشایی به آسمان پرکشید، بارها از تلویزیون پخش شد. مهدی یراحی با قطعه بغض تو در تیتراژ پایانی آن برنامه حضور پیدا کرد. ...
تاک شوهای جنجالی ایرانی/ از شب های شیشه ای رشیدپور تا...
قسمت ششم برنامه دیگر حضور نداشته باشد. از اینجا بود که پای احسان علیخانی به این برنامه ویژه ماه رمضان باز شد. سال بعد نام برنامه جزر و مد به ماه عسل تغییر یافت و همچنان عروس و دامادها را به استودیوی خود دعوت می کرد اما رفته رفته رویکرد عوض شد. در سال 86 علیخانی با زاهدی در تهیه کنندگی شریک شد. حضور محسن یگانه که برای تیراژ این برنامه قطعه خیال تو یا همان منو درگیر خودت کن را
آئین بزرگداشت زنده یاد سقایی در خرم آباد برگزار شد
. سقایی اولین ترانه خود را به نام آن نگاه مست تو به زبان لری اجرا کرد. سپس در سال های آغازین دهه 40 با صدای گرم و دلنیشن و وسیع خود ترانه های گندم خر و کفش طلا را اجرا و موسیقی زیبای لری را باشکوهی بی همتا در عرصه هنری ایران معرفی کرد. این خواننده در طول سال های زندگی و فعالیت هنری اش با هنرمندانی همچون علی اکبر شکارچی ، مجتبی میرزاده همکاری داشت. در سال 1356 استاد
موزیک ویدئوی قطعه خالی از عشق از محمد خاکپور
/> ترانه قطعه خالی از عشق را رضا معظمی سروده و موسیقی آن توسط کوهیار کارن ساخته و تنظیم شده است. پل ، به گل قسم و تو ، عنوان آلبوم هایی هستند که در سال های آغازین دهه هشتاد خورشیدی با صدای محمد خاکپور منتشر شده بودند. * دانلود موزیک ویدئوی خالی از عشق با حجم 37 مگابایت * دانلود موزیک ویدئوی خالی از عشق با حجم 79 مگابایت * دانلود موزیک ویدئوی خالی از عشق با حجم 133 مگابایت انتشار
حضور علیخانی در ماه عسل قطعی است
هنرمندانی چون فرزاد فرزین، زنده یاد مرتضی پاشایی و مهدی یراحی خوانندگی تیتراژهای ابتدایی و انتهایی را برعهده داشتند. هوایی رو که تو نفس می کشی ، هر جور می تونی بمون من با تو سازش می کنم ، نگرانِ منی که نگیره دلم و همیشه بغض تو دنیامو لرزوند از جمله این ترانه ها بودند. تا این لحظه نیز حضور علیخانی در ماه عسل 94 قطعی است. البته تنها عنوان ماه عسل بر این برنامه مانده و از اهداف و دلایل اولیه تولیدش فاصله گرفته است. علیخانی اخیرا به خاطر آخرین اجرایش در ماه عسل 93 به عنوان یکی از چهره هایی معرفی شده که به عنوان نامزدهای بخش چهره تلویزیونی سال پانزدهمین دوره جشن حافظ انتخاب شده اند. ...
معرفی نامزدهای سینمایی حافظ، اکران در اربعین اسکاری برای رستاخیز و اکبر عبدی جلوی دوربین تارات
اولین محصول فیلم اولی مرکز گسترش در دوره ی مدیریت سیّدمحمدمهدی طباطبایی نژاد است که با یک برنامه ریزی نامناسب، در ظهر روز اول جشنواره فجر در برج میلاد روی پرده رفت و همین امر، بعلاوه موفقیت ناهید در جشنواره کن سبب ساز شد تا امروز در کنار اصحاب رسانه، نظاره گر این فیلم باشیم. در پایان این مراسم، طباطبایی نژاد با اهدا لوح تقدیر و هدیه نقدی، از آیدا پناهنده به عنوان یک فیلم اولی موفق در
مصدوم نمی شدم ،فوتبالیست می شدم و قید خوانندگی را می زدم!
خوبی از فریدون آسرایی کرده اند. مردم همیشه نسبت به من لطف دارند و مطمئن باشند که روز پنجشنبه دو سانس کنسرت خوب را پشت سر خواهیم گذاشت. بعد از کنسرت تهران من به یزد و سپس به سیرجان می روم. تور کنسرت های من از کرمانشاه شروع شد و پس از آن به دیگر شهرهای کشورمان سفر کردم. دیدار با مردم حس خوبی به من می دهد و البته حضور در این شهرها باعث می شود تا خیلی از مسایل و مشکلات کشورم را از نزدیک ببینم
سرو خرامان در بازار ترانه، رفتن آیینه داران از تهران و تقدیم سه اجرا به 175 شهید غواص
19 خرداد در تالار میلاد نمایشگاه بین المللی تهران برگزار شد. نخستین قطعه ای که شب گذشته اجرا شد، لحظه ها بود که بعد از اجرای این قطعه رمضان خطاب به هوادارانش گفت: خیلی دوستتان دارم. امیدوارم امشب هم برای شما و هم برای من خاطره انگیز شود. راستی می خواهم به شما بگویم که خیلی عاشقتونم در ادامه ترانه هنوز عاشقتم اجرا شد و رمضان بعد از اینکه اعلام کرد امشب مهمانان متعددی دارد قطعه
محله گل و بلبل عمو پورنگ، حذف یارانه در مناظره و مصاحبه فرمانده داعش با ایرانی های مرتد
روز بعد از ساعت 1:20 بامداد خواهد بود. این برنامه قصد دارد با هدف تکریم حجاب و بانوان محجبه، با افرادی که به تازگی موفق به بهره مندی از پوشش چادر شده اند، گفتگو کند. الگوسازی برای جامعه دختران و زنان کشور و نیز ارائه حجاب برتر از اهداف این برنامه است. شبکه دو همچنین در ماه مبارک رمضان پخش مستندهایی جذاب از طبیعت را در دستور کار قرار داده که از آنها می توان به زندگی پرندگان
احکام روزه بر اساس استفتائات رهبر معظم انقلاب
آن است پیش از فرا رسیدن فجر، نیت روزه کند. 2. اگر اول شب نیت کرد که فردا روز بگیرد و پس از آن به خواب رفت و تا بعد از اذان صبح بیدار نشد یا سرگرم کاری بود و از فرارسیدن صبح غافل بود، و پس از آن توجه یافت، روزه او صحیح است. 3. کسی که در ماه رمضان، هنگام فرارسیدن اذان صبح، عمداً نیت روزه نمی کند، اگر در اثنای روز نیت روزه کند، روزه اش باطل است و در عین حال باید تا غروب آن روز
چهره ها در شبکه های اجتماعی (121)
مراسمی که در بالا گفتیم. خدا میداند در منزل چه بر سر استاد کیانیان گذشته، هرچه هست امیدواریم آقا رضا هرچه زودتر سلامتی خود را بازیابد! غیر ممکن است مراسمی با نام اعطای نشان درجه یک سینما برگزار شود و نیکی کریمی در جمع نباشد. در اینجا هم هدیه خانم لوح تقدیر خود را دریافت کرده و دارد برمیگردد سر جایش. مسئولین سالن میلاد به خودشان زحمت نداده اند پس از چند ماه پوستر ها و پاپ آن