سایر منابع:
سایر خبرها
رویا میرعلمی چطور از شمعدونی سر درآورد؟
برایم فرستاد و گفت نقش زیبا را برایم در نظر گرفته از این موضوع استقبال کردم چون در کنار فیلمنامه خوب درگیر نقش شده بودم؛ ضمن اینکه می دانستم نتیجه کار با سروش صحت به یک کار خوب تبدیل می شود. وقتی پایم از 9 نقطه شکست از همان ابتدا سروش به من گفت پیش تولید این کار مدتی زمان می برد. من هم از این فرصت استفاده کردم به سر تمرین نمایش شایعات رفتم. یک روز در حین اجرای نمایش شایعات و در
اتفاق عجیبی که در عملیات کربلای 4 افتاد
اطلاعات عملیات لشکر 31 عاشورا بود و سال 89 به دلیل جراحت های شیمیایی به شهادت رسید. **** مرخصی ام بیشتر از بیست روز طول نکشید. احمد گفته بود برو استراحت کن؛ ولی چه استراحتی! من خستگی ام در جبهه از تنم در می رفت. روزهای مرخصی به خون دل خوری از دیدن وضعیت بی تفاوت های مفت خور و مرفه پشت جبهه (تبریز) می گذشت و شب هایش به حضور در پایگاه مقاومت محل (مسجد شهید بهشتی- خیابان آبرسان) که
وصیت نامه ابوحامد و درخواست هایش از رهبری/ موشک کورنت صهیونیست ها در دستان جبهه النصره
منافقان در میان رزمندگان مدافع، نحوه انجام عملیات ها با همکاری نیروهای مقاومت، دیدار با سردار سلیمانی، حقوق و مزایای مدافعان حرم و ترور مدافعان حرم در سوریه گفت، که مشروح ان در ذیل آمده است: دفاع پرس : لطفا معرفی اجمالی از خود داشته باشید و بفرمایید چند سال است که در ایران زندگی می کنید و چطور شد برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) تصمیم گرفتید به سوریه سفر کنید؟ حدود 5 سال است که
دفتر رهبر انقلاب خط اول جنگ در سوریه است
تا قبل از اینکه جوانان حزب الله به منطقه زینبیه(س) بیایند و تشکیلاتی راه اندازی شود، جوانان دسته دسته به اینجا می آمدند و به ما می گفتند برای دفاع آمادگی داریم. به ما اسلحه و امکانات بدهید. البته یک مقدار زمان برد. یکی از علل آن هم این بود که می گفتند الان برای ما اولویت حمص و جاهای دیگر است و اینجا نزدیک شهر هست که دولت هست، ولی بعد بحمدالله تشکیلات درست شد و گروه های مختلفی اینجا هستند و دفاع می کنند.
عشق در دل ماند و یار از دست رفت ...
در دومین سفرش به محل جدید خدمت در مرز، به همراه چهار سرباز وظیفه به گروگان گرفته شد و بعد از یک سال بی خبری در فروردین ماه 94 پیکرش در کوه های اطراف مرز پیدا شد. حالابیش از یک سال می گذرد از روزی که شبکه العربیه فیلمی را پخش کرد که در آن جمشید و چهار سرباز وظیفه به اسارت گروهک تروریستی جیش العدل درآمده بودند. آخرین صدایی که از جمشید شنیده شد، همان صدایی بود که در فیلم می گفت: بسم الله
ریشه های تاریخی تبعیض در صدر اسلام
آن را تغییر داد. (ر.ک به: قاضی ابویوسف، کتاب الخراج، ص 43) 18. همان، ص 44؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 8 ، ص 111. 19. همان، ج 7، ص 43؛ ثقفی، الغارات، ج 1، ص 75. ابن ابی الحدید این گونه آورده که طلحه و زبیر در پاسخ به سؤال علی(علیه السلام) که پرسیده بود چه خلافی مرتکب شده که آنان سر ناسازگاری گذاشته اند، گفتند: در تقسیم (عطایا) با شیوه عمر بن خطاب مخالفت کرده ای! .
شاه نوه ای که بنیانگذار چتربازی و اسکی رزمی در سپاه شد/همسرم را سه بار ترور کردند
همه خانواده شهید، ما هم یکی از آن ها. دستش را بالا برد و با خوشحالی گفت: خدایا شکرت که خانمم هم به شهادت من راضی شد. چشمانم را درشت کردم و گفتم: من کی گفتم راضیم؟! یک هفته بعد که خبر شهادت بهرام را شنیدم به یاد آن روز افتادم. نام دخترمان را قبل از شهادتش اعلام کرد دو ماهه باردار بودم که همسرم به شهادت رسید. نیم ساعت قبل از شهادتش به منزل پدری اش تماس گرفت و با مادرش صحبت کرده
شرح مناجات شعبانیه
محض است، گاهی امکان داردکه انسان به دلیل انجام گناهان و غوطه ور شدن در خطاها، سبب قطع نور رحمتالهی گردد. در اینجا، غضب همان خاموش شدن چراغ رحمت خداوند است کهآدمی به این ترتیب در ظلمت عقاب و بلا و عذاب گرفتار می شود. اکنون برای اثبات این نکته که منظور از غضب الهی همان عقاب و عذاباوست به ذکر دو روایت، در ذیلِ یکی از آیات قرآنی اکتفا می کنیم. در قرآن کریماین گونه آمده است: وَ لا
شهدایی که دست بسته به شهر آوردند
رسیدند و به خط دشمن زدند.... وقتی به خط زدند متوجه شدند از همان عده محدود غواصی که از میدان مین رد شده بودند تنها عده ای انگشت شمار باقی مانده اند! اینها همه را گفتم تا بگویم نسل ما این روایت ها را با تک تک سلولهایش، عجین کرده است و امروز چقدر خوشحالیم که شما مهمان شهرمان شده اید. شهرمان قرار است با حضور شما رنگ زندگی و حیات بگیرد و شهر بی شما چقدر کمرنگ است و اگر روزی باشیم ولی
تحولی که ده سال دنبال آن هستم،اینجا اتفاق افتاد/ کمال تشکر را از رهبر معظم انقلاب داریم/ ایشان حواسشان ...
به شمال می برند و دیگر استان ها را به مشهد. من رفتم نهاد در دانشگاه که اصلاح کنم، مسئولین نهاد گفتند همسرتان می توانستند جابجا کنند اما دیشب تمام شده است. گفتم قسمتمان شده که این بار برویم زیارت و به قطع می توانم بگویم خدا خواسته و امام رضا(ع) طلبیده است. من تحولی که ده سال پانزده سال در زندگی ام دنبالش بوده ام برایم اتفاق افتاد ملکی: من تحولی که ده سال پانزده سال
واکنش نمایندگان و شخصیت های سیاسی به اغتشاش در سخنرانی های حرم امام (ره)
سیدحسن خمینی قصد سخنرانی داشت، از همان ابتدا، عده ای تلاش هایشان را برای قطع سخنرانی او آغاز کردند. آنها که گویا با اخلالگران سال 1394 از یک جنس بودند، شعارهای مرگ بر منافق و ... سر می دادند. سیدحسن خمینی در آن سال، در پاسخ به جمعیتی که شعار ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند ، سر می دادند، گفته بود که قطعا همین طور است ؛ واکنشی که او در جریان اخلال در سخنرانی امسالش هم تکرار کرد. در آن سال، تلاش های
نباید از جنگ با آمریکا ترسید
مناطق واقع در جنوب و شرق بیروت در دو سمت ساحل و همچنین منطقه الجبل را به شدت مورد حمله قرار دادند . شاه عربستان مرد ؛ فهد جایگزین شد ملک خالد امروز در سن 69 سالگی بر اثر حمله قلبی درگذشت . دربار سعودی با انتشار بیانیه کوتاهی ضمن اعلام این خبر بدون هیچ گونه توضیحی تاکید کرد فهد بن عبدالعزیز جانشین ملک خالد شده است . خالد بن عبدالعزیز در سن 62 سالگی در سال 1354 شمسی در
جهانگیر الماسی: با شارلاتان بازی مجوز فیلم گرفتم!
است که بیمه شما را قطع کردند؟ از سال 78 بیمه من را قطع کردند و هرچه هم اعتراض کردم آن را درست نکردند. گفتم چه شده و به بچه های خانه سینما اعتراض کردم، همه خندیدند. برای چی؟ بیمه من قطع شده! الان خیلی از بچه ها با بیمه ای که من برای شان درست کردم، بازنشسته شده اند، اما من الان دو سه سال است تازه بیمه خویش فرما شده ام، یعنی خودم پول بیمه خودم را می دهم که بیمه باشم. هرچند این بیمه هم فایده ای
تحلیل ابراهیم اصغرزاده از کارنامه دولت روحانی: دموکراسی تنها در صندوق رأی خلاصه نمی شود
سیاست خارجی کشور خلأ ناشی از تعامل اصولی و دوسویه با خود آمریکا را پر کند. حتی همین کشورهای دوست و نزدیک به ایران و همین همسایگان ما هم برای حمایت از ایران نیازمند تعامل ما با ایالات متحده، بزرگ ترین اقتصاد روی کره زمین هستند. همان طور که در پاسخ قبل گفتم از منافع مشترک به بهانه مواضع نامشترک نمی شود گذشت. همان گونه که گفت وگو و مذاکره با غرب از موضع ضعف باعث تحقیر و سرشکستگی ملی می شود، همان مقدار
روایت حال و هوای رزمندگان عملیات های کربلای 4 و کربلای 5
به دفاع از خاک ایران اسلامی می کردند و از سوی دیگر دلواپس اوضاع خانواده خود و سلامتی آنها باشند. خود شما هم در زمان جنگ در دزفول بودید؟ بله، من به همراه خانواده خود تا پایان دوران دفاع مقدس در همان دزفول ماندیم زیرا پدرم معتقد بود زندگی و کاشانه ما همین جا خواهد بود و برای نگه داشتن این زندگی باید بمانیم و با تمام وجود مقاومت کنیم که البته همینطور هم شد و مردم صبور جنوب کشور
بنیاد در آینه مطبوعات
درد آورد. کاری هم برایشان کردید؟ در حد همان وسایلی که با خودمان با قطار برده بودیم. دو تا بالشت را برایشان گذاشتم؛ اما در برابر تمام صحبت هایی که در مورد زندگی داشتیم، تنها جواب آقا تقی این بود: جنگ واجب تر است! هیچ مادری از نبود پسرش راضی نیست از شهادت فرزندتان ناراحت نشدید؟ چه کسی از رفتن و شهادت پسرش ناراحت نمی شود، مسلما من هم به خاطر از دست دادن پسرم ناراحت
بخش های خواندنی کتاب دیدم که جانم می رود
، حضرت عالی ناز می کنی؟ که چی صبح من رو جلوی بچه ها ضایع کردی؟ هرچی گفتم بذار یه عکس تکی ازت بگیرم، گفتی باشه بعداً وقت زیاده، اصلا ازت توقع نداشتم. یک دفعه پرید صورتم رو بوسید و با خنده گفت: اصلا ناراحت نشو، فکرش رو هم نکن. من امروز بعد از ظهر می خوام برم! تعجبم بیشتر شد. گفتم: خب کِی می خوای تشریف ببری؟ با همان شادی، دست هایش را به هم مالید و گفت: - من... امروز... شهید می شم
ناوهای بیگانه که با مشاهده ناوگروه البرز پا به فرار گذاشتند/"ایران شاهد"،خود شاهد انتقال کمک های ایران ...
/> مشکینی: پیش بینی اولیه 7 روز بود اما بعد از حرکت وقتی از کاپیتان پرسیدیم کی می رسیم؟ ایشان گفتند انشاا... حدود 10 روز تا رسیدن به الحدیده طول می کشد. دفاع پرس: ارتباط شما با فعالان ضد جنگ چگونه بود؟ حسینی: ما در کشتی مثل یک خانواده بودیم، سه کانکس در کشتی وجود داشت که یکی از آنها به کارکنان هلال احمر و فعالان ضد جنگ اختصاص داشت و یکی از دیگر هم در اختیار خبرنگاران قرار داده شده
ما شهادت را دودستی می گیریم و رها نمی کنیم
به گزارش شهدای ایران به نقل از تسنیم، شگفتی های فراوانی در جریان رزم، شهادت و تشییع شهدا وجود داشته و دارد، شگفتی های منظمی که برای جنگ با همه خشونت و ناملایماتش یک وجه ساختارشکن به نام زیبایی های جنگ می سازد که فقط در نبردهایی همچون جنگ هشت ساله ما رؤیت شده است، موقعیت هایی که از جنگ ما چیزی به نام هشت سال دفاع مقدس ساخت. اسدالله جرعه نوش جانباز و رزمنده هشت سال دفاع مقدس در روایتی در دفتر اول
مرعشی ترسید و سخنرانی نکرد/ دولت تدبیر و امید، دولت اصلاحات نیست !
تاثیر گذار باشیم. - از روز اولی که من آمدم گفتند استاندار دارد میرود! من که نباید به همه اینها جواب بدهم. کسانی که شایعه پخش می کنند همان هایی هستند که نمی خواهند این دولت موفق باشد. عده ای هدفشان متزلزل کردن برنامه های دولت است که باید با هوشیاری مانع از موفقیت آنها شویم. - هفتاد و پنج امام جمعه در استان داریم که تریبون هستند علیه دولت. ببینید آقای ذوالانوار چه صحبت هایی کرده
آیا حجاب اجباری از اول اشتباه بود؟
که برای تو ممنوع است و هرگز مال تو نمی شود! هیچ همسری هم دوست نداشت شریک زندگی اش در خیابان به واسطه پوشش غریبه ها تحریک شود و روزبه روز تنوع طلب تر! جذبِ چنین همسری مدام سخت تر می شد. کسی راضی نبود شریک زندگی اش در محل کار آن قدر تحریک شود که از پا بیفتد و کارش به ارتباطات خارج از خانواده و خیانت بکشد. حکومت باید می آمد وسط! ما حکومت تشکیل داده بودیم! و حکومتمان از جانب ما
سردار شهید رضا قائمی در یک نگاه
که قطع نخاع شده بود و بدنش حسی نداشت، گویی جان دوباره به پاهایش برگشته و از فرزندمان عباسعلی می خواست تا پایش را ماساژ دهد. حاج رضا اما بلند شد و به سمت حرم امام رضا (ع) تعظیم کرد و لحظاتی بعد در حال ادای سلام به ثامن الائمه (ع) به شهادت رسید، مهاجر الی الله شد، در حالی که لبخند شیرینی بر لب داشت. مختصری از زندگی سردار شهید رضا قائمی رضا قائمی فرزند ابوالفضل در سال 1329در
رقص عاشقانه علی در حجله خون / عروسی که داماد را به جشن عروسی نرساند
شهید علی حیدرزاده نگینی از منطقه دودانگه مرکز مازندران که در سال 1343 به دنیا آمد و عاقبت در بیست ودومین روز از خردادماه سال 1366 جام شهادت را سر کشید؛ پدر و مادرش می گفتند: بچه ها را با هزار سختی و مشقت بزرگ کردیم، دام داری در آن دوره یک کار طاقت فرسا بود، ییلاق و قشلاق کردن و به دنبال چراگاه چرخیدن و از طرفی تربیت بچه ها به راه درست و خداپسند، دغدغه اصلی ما محسوب می شد؛ در ادامه گفت وگوی کوتاه
شهیدی که طبق قول به پدر جنازه اش 45 روزه به خانه برگشت/گذر از میدان مین به سلامت با یک سجده
مانده ایم باید کاری سجادی و زینبی کنیم. و اکنون میدانی دیگر به پهنای تاریخ، در پیش روی ماست. زمانی می گفتند: "هر که دارد هوس کرببلا بسم الله/ هر که دارد به سرش عشق و صفا بسم الله" و شهدا با این زمزمه رفتند تا بیکرانها، کبوترانی که عقاب وار پریدند و عاشقانه به دوست لبیک گفتند. و امروز، رهروان، را مِیدانی دیگر پیش رو و ندایی دیگر در گوش است؛ میدان حفظ ارزشها و پاسخگویی به ندای "هل من
شهید حیدری در تبعیت محض از ولایت درنگ نمی کرد
اعزام شد. من 14 سال داشتم و اسماعیل 19سال. مهریه مان هم به درخواست خانواده ها 250هزار تومان بود. در نهایت 28 دی ماه 1366 ازدواج کردیم. 27 ماه در جبهه های جنگ تحمیلی جضور داشت. حاصل ازدواج من و اسماعیل سه فرزند؛ دو دختر و یک پسر است. علاقه زیادی به بچه ها داشت. به اسم بچه ها عشق می ورزید، فاطمه، زینب و حسین. بی نهایت به بچه ها محبت می کرد. زمان حضور در جبهه شهید چند سال داشت؟
روایتی شنیدنی از سال های ابتدایی جنگ و آرپی جی زن 15 ساله
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا ، هادی شریفی از رزمندگان باسابقه جبهه و جنگ اهل قم که علاوه بر قطع پا، مصدومیت شیمیایی و کلکسیونی از مجروحیت ها و ترکش های مختلف دارد خاطره ای را از سال های اول حضورش در جبهه و کمک آرپی جی زن سالخورده اش را بازگو می کند. بنام حق سال 1360 به همراه 500 نفر از نیروهای آموزش دیده از پادگان امام حسن علیه السلام در تهران به سمت جبهه جنوب و شهر اهواز