نجیمه و داستان من قاتل پسرتان هستم یکی است و آن نه پیدا کردن چادری برای زندگی که سؤتفاهم در علت شهادت فرزندِ یک پدر است. احمد دهقان پرداخت این سؤتفاهم دراماتیک را از نامِ اثر آغاز می کند و از زبان کسی که گمان به قتلِ رفیقش دارد، لحظه لحظه ما را با داستان همراه می کند. همه ی آنچه را که دهقان در روایت خود نقل می کند بخشی از روندی است که ما را به سمت گره گشایی می برد، همان چیزی که در نمایشنامه ی ذاکری
داشتند، فلسفه، صنایع دستی، گرافیک، نقاش، جامعه شناس، طراحی صنعتی و... که قرار بود اجماعی از این آدم ها یک اثر را تولید کنند که در نخستین کار حرفه ای صحنه ای من، با عنوان هشتمین خان این اتفاق نمود پیدا کرد، مثلاً در هنگام تمرین دوتا نقاش مشغول نقاشی بودند، ویدئو داشتیم و تمام هنرها روی هم تأثیر می گذاشتند. تلاش می کردیم همه گرایش ها را به هم نزدیک کنیم و مسیری بین آنها پیدا کنیم که آن موقع با واقعیت
مرتبط پرداخته است. به هرحال، بر این باورم که در بسیاری از فیلم های جشنواره امسال، جایگاه و حضور زن بسیار پررنگ بوده است. به عنوان مثال فیلم ویلایی ها کاملاً به زنان در دوره دفاع مقدس پرداخته و فیلمی است که سال ها در انتظارش بودیم و خلأ موجود در سینمای ایران را در ذیل ژانر فیلم جنگی یا دفاع مقدس پر کرده است. تاکنون مظلومیت ها و حماسه آفرینی ها و مقاومت های زنان در دفاع مقدس را به این
افسانه بافی را عبارت می دانیم از حالتی که در آن فرد با سر هم کردن مقداری از مسائل بی سر و ته و روی هم کردن توهمات و خیالات سعی دارد چیزهائی را که واقعیت ندارند ساخته و به صورت قصه و داستانی آن را مطرح نماید. آنچه را که او می گوید زائیده تخیل و اوهام و حتی شبیه نوعی هذیاناست. ولی او آنها را به عنوان امور واقعی و جدی عرضه داشته و به خورد دیگران می دهد. او گاهی خود
می دهم که راستی فلانی ازدواج کرد؛ بعد طلاق گرفت بعد سر فلان کار رفت.این فیلم هم دقیقا همینطور است؛ اتفاق ها بی هیچ بار دراماتیک در حال بیان شدن است. اما چه شده که شخصیت ساخته نشده است؟ در جواب باید بگویم شاید فارق از بازی های بد شخصیت محوری مخصوصا در دوران جوانی اش، آنچه می توانست انسان عام قصه را شخصیت کند پرداختن به چگونگی تغییرش از کودک احساساتی به قهرمان مشت زنی بود؛ یعنی بخشی که
جشنواره به آن رسیدم این است که یک بازنگری در فیلم و تدوین آن باید انجام دهم. به نظرم الان یکسری سکانس ها اضافه است و باعث می شود به آن عاشقانه ای که ما در فکرش بودیم لطمه بزند. فکر می کنم اگر یک روتوشی روی فیلم صورت بگیرد می توانیم بگوییم یادم تو را فراموش با تعبیر من یک فیلم عاشقانه است. نکته مهمی که درباره فیلم شما وجود دارد قصه و مضمون اصلی آن است که داستان زندگی ناصر محمدخانی و شهلا
هم در این مراسم با بیان اینکه این جلسه تداعی کننده تجلیل از وی و حجت الاسلام زکریا اخلاقی در کنگره هشت سال پیش شعر و قصه طلاب کشور بود، ابراز کرد: در دی ماه سال جاری دو اتفاق مهم و شیرین برای بنده رقم خورد؛ نخست اینکه هشتم دی ماه در جشنواره دین و پژوهش های برتر یکی از کتاب های بنده به عنوان تنها اثر داستانی برگزیده این جشنواره انتخاب شد و مهم تر از آن، سعادت دیدار با مقام معظم رهبری در 16 دی ماه