سایر منابع:
سایر خبرها
با پرانرژی ترین مجری رسانه ملی آشنا شوید
روی این مهرماهی بودن خیلی تاکید دارد و باهمین مهرماهی بودن بحثمان به برنامه 90 وارد می شود. می گوید بیشتر برنامه نودی ها به خصوص آقای همه کاره متولد مهر هستند. بنابراین مهرماه فصل تولد گرفتن است. ما در 90 برای همه تولد می گیریم. مراسم تولد هم راس ساعت 21:30 دقیقه دوشنبه شب برگزار می شود. کل جریان هم سه دقیقه اتفاق می افتد و بعد از 3 دقیقه کل کیک ناپدید می شود. ایام هفته برای نودی ها به دو قسمت
برپایی اردوی آماده سازی مقاومت البرز در گیلان
پرداخت و گفت: باشگاه در حد توان و مقدورات خود برای تامین خواسته های ما تلاش کرده و بهتر از فصل قبل تیم را بسته ایم،امیدوارم تا شروع مسابقات فصل جدید با جذب دوسه بازیکن دیگر تیم به شرایط آرمانی برسد و در فصل جدید نمایش خوبی در رقابتها داشته باشیم. گفتنی است لیگ برتر فوتسال کشور از 19 تیرماه آغاز می شود و نماینده البرز در اولین گام در اصفهان به دیدار گیتی پسند اصفهان می رود. 4646
ستاره صبای قم پرسپولیسی می شود!
به گزارش پایگاه 598 به نقل از ورزش سه ، مدافع صبای قم که در فصل گذشته یکی از بازیکنان تاثیرگذار این تیم بود و به واسطه درخشش در ترکیب این تیم به اردوی تیم ملی هم دعوت شده، مورد توجه برانکو ایوانکوویچ قرار گرفته و به دنبال حضور در جمع سرخپوشان است. روزبه چشمی در این فصل در ترکیب تیم محمد خاکپور هم قرار گرفته بود و یکی از فصل های خوب خود را پشت سر گذاشته و به همین واسطه مشتریان زیادی را
به نام عکاسی؛ برای جشنواره و... باقی قضایا!
می کنند گاهی اوقات در این وادی ورود پیدا می کنند و شروع به عکاسی می کنند . عکاسی یا مسابقه دو و میدانی!؟ این عکاس اظهارکرد: در کشور ما سازمان ها برای انجام کارهای و فعالیت هایشان جشنواره برگزار می کنند. به طور مثال شهرداری جشنواره ای برگزار می کند و جایزه ای برای آن در نظر می گیرد اما این جشنواره صرفا برای جمع آوری بیلان کار برگزار می شود و هیچ کمکی به بالا بردن سطح هنری و
اصل داخل است و قدرتمندشدن داخل/استراتژی آمریکا طولانی کردن مذاکرات برای تضعیف ایران است
ببیند. ما دقیقه 90، ذهن سیستمی پیدا می کنیم، اما از قبل ذهن سیستمی نداریم به خاطر اینکه آموزش ندیده ایم. بخش احساس و غرایز ما خیلی قوی تر از بخش فکری عمل می کند. یک نمونه جاری عرض می کنم؛ وقتی که در لوزان تفاهم شد، همه خوشحال شدند و جشن گرفتند، اما دوام آن یک هفته بود. بعد افراد شروع کردند به فکرکردن. به هرحال، توسعه سیستم و دقت می خواهد، و این برای خودش اصولی دارد. یک سری نکات پشت سر آن می آید
ترتیل جزء پنجم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
به گزارش گروه فیلم و صوت باشگاه خبرنگاران ، قرائت جزء پنجم قرآن کریم در روز پنجم ماه مبارک رمضان را با صدای استاد "کریم منصوری" می شنوید. سوره نساء و زنان شوهردار [نیز بر شما حرام شده است] به استثنای زنانی که مالک آنان شده اید [این] فریضه الهی است که بر شما مقرر گردیده است و غیر از این [زنان نامبرده] برای شما حلال است که [زنان دیگر را] به وسیله اموال خود طلب کنید در صورتی که
بلندقدترین بازیکن لیگ در انتظار توافق با پرسپولیس
ریه کا را دارد در پست مدافع وسط به میدان می رود. کرستانوویچ هم که مهاجمی تنومند با یک متر و 96 سانتی متر قد است در صورت حضور در پرسپولیس بلندقامت ترین بازیکن لیگ خواهد شد.او در زادار در لیگ کرواسی شاگرد ایگور استیماچ بوده که در 10 بازی تنها 5 گل به ثمر رسانده است. البته کرستانوویچ 5 فصل پیش عنوان آقای گلی لیگ کرواسی را به خود اختصاص داده است. او که در دیناموزاگرب شاگرد برانکو بود بنابر اخبار قصد داشته این فصل را در لیگ اندونزی پشت سر بگذارد. باتوجه به اینکه هر دوی این بازیکنان توسط برانکو به باشگاه پرسپولیس معرفی شده اند شانس زیادی برای عقد قرارداد با پرسپولیس را دارند. ...
صابر ابر و بابک حمیدیان با 4 فیلم رکورددار اکران بهاری/ 8 بازیگر دو فیلمی
چهره های جدید است که بتواند فروش فیلم را تضمین کنند. این روند در دهه هشتاد با معرفی بازیگرانی چون مهناز افشار ، امین حیایی ، محمد رضا گلزار و اواخر آن حامد بهداد ادامه داشت. اما در دهه نود که نیمی از آن را پشت سر گذاشته ایم نتوانسته ایم که چهره جدیدی را به سینما معرفی کنیم اما کمدین های تلویزیونی همچون رضا عطاران و محسن تنابنده توانسته اند در این دهه نبض مخاطب را در دست بگیرند و
عباس کیارستمی، افتخار جهانی ایران
تیتراژ فیلم قیصر بود که در زمان خود مورد توجه قرار گرفت . او علاوه بر این ، طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلم رضا موتوری را نیز انجام داد . این اواخر نیز تیتراژ فیلم حکم را ساخته است . • دو کتاب به نام های حافظ به روایت کیارستمی و سعدی از دست خویشتن فریاد را منتشر ساخته است ، که موافقان و مخالفان متعددی دارد و در حال حاضر مشغول گلچین کردن غزلیات شمس است . او همچنین مجموعه شعری شبیه هایکو با نام
لقب گذاشتن در ایران چگونه رایج شد؟!/لقب های عجیب و غریب را بشناسید
توصیف یک رخداد، به دومین پادشاه قاجار، پهلو می زند که با علاقه اش به تعدد زنان، چگونه موجب شده، یک لقب تا دهه ها بعد در جامعه ایران رواج پیدا کند یکی از شاگردهای مدرسه دارالفنون که با محمدتقی میرزا آجودان مدرسه معروف به شاهزاده آجودان ، حساب خرده ای داشته است، در این روز از تاریکی استفاده کرده در دالان مدرسه با زدن یک چک حساب خود را با نواب والا بسته است. ... با وجود نظارتی که شاهزاده آجودان در
دربی تلخ را جبران می کنم
محروم است اما اگر از این بابت مشکلی نداشته باشد، حتماً از وجودش در تیم فصل آینده استفاده خواهیم کرد. جاسم از بازیکنان مورد علاقه من است و اطمینان داشته باشید در فصل پیش رو حاشیه ای در استقلال نخواهد داشت. نظر مظلومی درباره حفظ وجذب بازیکن چند سال پیش که در سال اول حضورم به استقلال آمدم شرایط سخت بود، تنها 4 بازیکن داشتیم و خیلی از بازیکنان قراردادشان به پایان رسیده بود. در حال حاضر از نقل و انتقالات عقب هستیم اما باید جبران کنیم. مسئولان وزارت ورزش قول هایی داده اند که مشکلات مالی حل شود اما بدون پول نمی شود باشگاه استقلال را اداره کرد. ...
سرمقاله روزنامه های اول تیر
برخی حامیان یا مدعیان حمایت از تیم هسته ای در اردوگاه موسوم به اعتدال، با سیاه نمایی و وارونه گویی و مستأصل وانمود کردن ملت و دولت ایران، عملاً مذاکره کنندگان را مجبور به توافق بد و به هر قیمت وانمود می کنند و در تکمیل این روند خطرناک، از لزوم محرمانه ماندن عملیات تیر 94 سخن می گویند تا به زعم آنان کار از کار بگذرد و نظام و مردم در مقابل عمل انجام شده قرار بگیرند. این خط، ادامه پنهانکاری خائنانه
دهقانی پوده: مناظره های هسته ای تلویزیون مخرب و آفت مذاکراتند/ توافق مغایر با ارزشهای انقلاب نیست
و اعتماد و با درایت و تیز بینی پشت سر خواهیم نهاد. شدت یافتن دشمنی و کینه توزی و تلاش برای مختل کردن مذاکرات توسط رژیم صهیونیستی و برخی سران کشورهای عربی نشان ما در حال پیمودن راه درستی هستیم. اما جامعه به این سمت رفته است و نهادهای مختلفی این روند را در پیش گرفته اند، از جمله صدا و سیما و مناظره ها. من 100% با مناظره های هسته ای مخالفم. علتش هم اینست که در این مناظرات یکی از
توجه به فقرها و نیازها برای ارتباط با خدا و رسیدن به توحید و رزق
الْمُتَّقینَ فی مَقامٍ أَمینٍ (دخان/51)، آن مقام، مقام امین است که هر کسی آنجا باشد در امنیت است. متقین کسانی هستند که پشت به همه عالم کرده اند و اصلا نگاهی به آن نمی کنند. قدم اولش تقوای نسبت به محرمات است بعد تقوای نسبت به مکروهات و انجام واجبات و مستحبات است اما قدم های بعد این است که آدم متقی نگاه به عالم نمی کند. یکی از مقامات لا اله الا الله نفی الوهیت است و بخاطر همین است که لا اله الا الله
عملیاتی که پیش از موعد مقرر انجام شد
. محسن رضایی میرقائد نیز گفت: ... یک هفته پیش فکر نمی کردیم که امروز آخرین جلسه ما باشد، اما تحولاتی که دشمن در طول 48 ساعت گذشته در مواضع پدافندی منطقه به وجود آورده است، ما را به این نتیجه می رساند که به امید خدا و با توجهات حضرت ولی عصر(عج) فردا شب عملیات رمضان را شروع کنیم و همه فرماندهان باید در این فرصت کم باقی مانده همه کارها را انجام بدهند و تا فردا بعدازظهر همه امکانات باید آماده
هدف اصلی رونالو در فصل آتی همراه با رئال مادرید
هر مسابقه است. در حالی که گفته شده است پاری سن ژرمن اصرار دارد 150 میلیون یورو نیز برای این بازیکن هزینه کند، اما رونالدو می خواهد حداقل یک فصل دیگر در جمع کهکشانی ها باقی بماند و پس از شکستن رکورد برترین گلزن تاریخ باشگاه، به تیم دیگری برود. رکورد بهترین میانگین گلزنی تاریخ لالیگا در حال حاضر هم در اختیار ستاره پرتغالی است: 1.13 گل در هر مسابقه. اگر رونالدو این فصل هم 50 گل به ثمر برساند نفر دوم برترین گلزنان تاریخ لیگا می شود. یعنی پشت سر لیونل مسی که چند سال زودتر از رونالدو گلزنی در لیگا را شروع کرد. ...
ریشه یارانه ای بهار عربی
منطقه را از این جهت عقب تر از بسیاری از مناطق جهان قرار داده است. بنابر گزارش صندوق بین المللی پول در آسیا تعداد محرومان از خدمات اساسی 26 درصد و در آمریکای لاتین 8 درصد است. حمایت اجتماعی قبل از بهار عربی کافی نبود. در همه کشورهای عربی در حال گذار، یارانه های عمومی مانند یک قرارداد میان دولت و مردم است. این یارانه ها معمولا به جایی که نیاز واقعی باشد نمی روند. برای مثال در سال 2008 در مصر 40 درصد
دلایل پیشروی نیروهای تکفیری در سوریه
به گزارش شیعه نیوز ، تحولات روزها و ماه های اخیر در صحنه عملیاتی سوریه به گونه ای پیش رفته است که گروه های تکفیری توانسته اند در بخش های قبال توجهی از خاک سوریه در جبهه شمالی، مرکزی و جنوبی در جنگ با ارتش سوریه پیشروی کنند. این اتفاق در شرایطی در حال رخ دادن می باشد که روند تحولات در دوره پیش از آن کاملا برعکس بود؛ روندی که با شدت بیشتری در جبهه شمالی در حال به وقوع پیوستن است و استان شمالی ادلب
کی روش تیم ایران را متحول کرد
صحبت شده است! این یک سیستم من درآوردی نیست، بلکه یکی از استایل هایی که در دنیای روز فوتبال تدریس و استفاده می شود و در حال حاضر هم از سوی کی روش برای فوتبال ما انتخاب شده است و ایشان هم قطعاً با توجه به داشته های فوتبال ایران این سیستم را برای بازی های تیم ملی انتخاب کرده است. در بازی تیم ملی مقابل شیلی، دو خاصیت مثبت به چشم می آمد. اولین خاصیت مثبت بازی تیمی ما، در انجام بازی در مقابل
مرحله اول تمرینات تیم فوتبال گسترش فولاد تبریز از امروز آغاز می شود
نیز زودتر از سایر تیم ها آغاز می کند. همچنین بر اساس اعلام باشگاه گسترش فولاد تبریز قرار است مرحله اول تمرینات آبی پوشان پشت درهای بسته و بدون حضور هواداران و اصحاب رسانه برگزار شود. گفتنی است علت برگزاری تمرینات تیم گسترش فولاد در ورزشگاه شهید توانا، آماده نبودن زمین چمن ورزشگاه اختصاصی این باشگاه است.
شاو: تور پیش فصل برای بازیکنان تازه وارد منچستریونایتد حیاتی خواهد بود
است تا اد وودوارد - مدیر اجرایی یونایتد - بتواند قبل از شروع مسابقات پیش فصل، چندین بازیکنان دیگر را نیز به طور قطعی به خدمت گیرد. در حالی که 12 ماه از شروع حضور لوک شاو در منچستریونایتد می گذرد، او درباره اهمیت مسابقات پیش فصل برای بازیکنان جدید این تیم می گوید: "این مهم ترین زمان برای شناختن تمام افراد تیم و هماهنگ شدن با گروه است. بازیکنانی که در چندین سال اخیر به باشگاه آمده اند نیز
رمضان در فرهنگ مردم بافق(2)
رسم بود درصورتیکه ماه رمضان در تابستان بود جمعه آخر ماه شعبان یا آخرین روز این ماه را جوانترها در دسته های چند نفری یا به اتفاق اعضاء خانواده به باغ و صحرا بروند و با پختن آش و تهیۀ غذاهای مناسب همچنین خوردن شیرینی و آجیل وهرچه هوس داشتنداز ماه رمضان استقبال کننداین روز به کلوخ اندازو معروف بود . در حال حاضر این رسم منسوخ شده است . 2- روزه چند کُتو 2 سحر رمضون تفریح کنونه صبح
اسم هیچ بازیکنی بزرگتر از پرسپولیس نیست
سوارز بعد از چند هفته برای بارسا گل زد؟ آنها که در اروپا بازی می کردند ولی من از یک قاره دیگر به آنجا رفتم. شما ببینید من در طول این فصل فقط یک بازی 90 دقیقه ای انجام دادم. به من دو، سه هفته پشت سر هم بازی ندادند. تازه در بعضی از بازی ها من پشت فوروارد بازی می کردم. من حتی به این نتیجه رسیدم چون قراردادم با باشگاه دو ساله است و آنها پول ندارند که پول فصل بعدم را بدهند، این کار را کردند تا خودم بروم
از نوازندگی برای تاج اصفهانی تا عضویت در لیگ برتر واترپلو؛ یک گپ خواندنی با آقای مشاعره
. سین: به نظر شما زبان و ادبیات فارسی میتواند تجاری شود؟ جیم: به نظر من اگر زبان و ادبیات فارسی تجاری نشود من را نقد میکنند و اگر هزینه ای درباره چیزی پرداخته نشود مفید نیست و اگر نهادهای فرهنگی کمک کنند و دستمان به سمت دولت دراز نشود بله می توانیم زبان و ادبیات فارسی را تجاری سازی کنیم، در حال حاضر دانشگاه ها به سمت تجاری سازی می روند. امروز مراکز زبان فارسی ما باید تلاش کنند
ماجرای گریه هاشمی برای عزل بنی صدر/ هلوکاست رسانه ای علیه مهناز افشار/ احمدی نژاد با نظر رهبری مخالف بود ...
/> نماینده مردم تهران در مجلس بررسی و تصویب کلیات طرح هسته ای مجلس در جلسه امروز را تدبیر رئیس مجلس برای جلوگیری از فضاسازی ها عنوان کرد. یک گاف تاریخی در پایتخت 4 چهارمین فصل سریال پایتخت از اولین شب ماه رمضان روی آنتن رفته است و طی همین دو قسمتی که پخش شده شباهت های آن به کمدی هایی نظیر ایران برگر و اخراجی ها 3 مورد توجه قرار گرفته است.به گزارش باشگاه خبر نگاران، با این مقدمه
وقت اعتماد به مربیان جوان است
او توانست تیمش را تا هفته های پایانی جزو مدعیان قهرمانی نگه دارد. استقلال؛ امیر قلعه نویی استقلال این فصل به هم ریخته بود. انتخاب های بدی که از سوی وزارت ورزش و جوانان برای استقلال و پرسپولیس انجام شد این دو تیم را به سمت ناکامی سوق داد. قلعه نویی که بعد از یک فصل ناکامی به دنبال جبران بود نیز موفق نشد. مدیران این باشگاه به سرمربی با کارنامه خود اعتماد کردند اما اعتماد آنها جواب
ستایش نامادری
به نام پروردگار عالم که چوپان من است ستایش نامادری نویسنده:سیروس قزلباش تقدیم به بانو (میم) ستایش برای جشن تولد 7سالگی اش لحظه شماری می کرد مادرستایش پیشنهاد داده بود تا جشن را در ویلای شخصی خودشان در ده بالای یزد برقرارکنند ومقداری وسایل جشن تولد وبادکنک وتزئینات آماده کرده بودند وچون ستایش گیتار زدن را دوست داشت مادر کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود . ستایش دختری باموهای فر وجثه ای کوچک که دماغی گرد وچشمانی درشت داشت و دماغش با صورت گردش تناسب داشت وبشتر شباهت به مادر میداد. پدرستایش یک بازاری سرشناس بود که دارای چند کارگاه تولید ترمه بود که حتی به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میکرد ترمه بافی از چند نسل به او رسیده بود وی علم ترمه بافی را به روز کرده بود ودستگاهای جدید ونقش های کامپیوتری باعث شده بود که نه تنها در یزد بلکه درکشور هم به عنوان یک کارآفرین خوب وتولید کننده عالی شناخته شود. شهرتش اول ترمه باف بود که فامیلی خود را به دانافر تبدیل کرده بود.اقای دانافر مردنسبتا خوبی بود قدی تقریبا بلند با موهای صاف ولاغراندام وکمی سبزه با دماغی کشیده والبته انقدر ابروی پرپشتی داشت که ستایش گاهی به شوخی می گفت: – بابایی می خواهی ابروهاتو ببافم هاها – توکه بلد نیستی بگومامانت بیا ببافه هاهاها – شما پدرودختر چی میگن پشت سرمن. – هیچی بابا دخترت هوس کرده ابروهای بابایی را ببافه – راستی خوب گفت یادت باشه این ابروهای پرپیچ وخمو واسه جشن کوتاه کنی – باشه بابا باشه خانوم جون – البته بابایی یک روز قبل از جشن کوتاه کن چون زود دوباره در میان هاهاها – هاهاهاهاها دخترکم یکی ی دونه بابا ان خانواده خوشبخت بودند اما کسی که از فردای خودش خبر ندارد. آخرهفته بود آنها وسایل جشن تولد را در صندوق عقب ماشین شاسی بلند وسفیدخود جا دادند وبه همراه همسایه خود تصمیم گرفتند به ویلا بروند همسایه آنها اصالتا اهل شهرستان بافق بودکه سالیان سال به یزد مهاجرت کرده بودند دختر بزرگ همسایه سمیه نام داشت وهنوز ازدواج نکرده بود اما خواهرهای دیگرش ازدواج کرده وخانواده تشکیل داده بودند . قرار بود صبح زود ستایش وپدر ومادرش زودتربروند وهمسایه انها چند ساعت بعد حرکت کنند وبه ویلا بروند تا در چیدمان جشن تولد ستایش به انها کمک کنند. صبح اقای دانافر باهمسروستایش حرکت کردند وشهرستان تفت را پشت سر گذاشتند ودرحال بالا رفتن ازگردنه ده بالا بودند.ستایش عقب نشسته بود وکمربند را بسته بود پدر هم ازترس جریمه کمربندرا بسته بود اما مادر ستایش که زنی گوشت الود وچاق بود بابستن کمربند احساس خفگی میکرد بنابرین عادت نداشت کمربند را ببند. انها درحال رفتن به سمت ده بالا بودند باد نسبتا سردی در حال وزیدن بود پاییز نزدیک بود اخرهفته همیشه جاده تفت بخصوص ده بالا شلوغ واتومبیل های زیادی به ان سو در حرکت هستند وبه ندرت اتومبیلی از ده بالا می اید پلیس راهنماورانندگی هم قبل ازصبحگاه تا ساعت 9 صبح در جاده مستقر نمی شود جاده باریک وهر خودرویی سعی می کند از دیگری گوی سبقت را برهاند وپدر ستایش هم مرتب سبقت بیجا میگرفت وخوشحال می شد که با هر گاز دادنش ده ها ماشین را جا میگزارد مجری رادیو یزدگرچه لعن جدی به خود نمیگرفت اما گاهی رانندگان را به صبوری واحتیاط دعوت میکرد. اقای دانا فرباز درحال سبقت بود که کامیون خاورنارنجی رنگی که شاید متعلق به 40 سال پیش بوداز سمت ده بالا دود کنان باسرعت به سوی اتومبیل هایی که روبرویش بودند می تازاند.صدای اهنگ قدیمی راننده خاور را تا ده اتومبیل میشنید راننده درحالی که زیرشلورراهرایی برپا وزیرپوش رکابی برتن داشت یک پا روی گاز وپای دیگر جمع شده روی صندلی ودستها را در فرمان براق وبزرگ فروبرده بود وبا بازوهایش فرمان را مهار می کردهمانطور میگازاند وبالا خره بی احتیاطی وغرور راننده کامیون که دوست نداشت کسی در لاین او حرکت کند قرعه بدشانسی را برای خانواده ستایش ورق زد.در حرکتی ثانیه ای در حالی که پدر ستایش باز درحال سبقت بود وفکرمیکرد یک ماشین دیگر را هم می تواند رد کندهدف خاور تندروشد صدای برخورد دواتومبیل خرد شدن شیشه ها جاری شدن خون فریاد وجیغ وبا حسین ویا ابوالفضل در جاده میپیچید وچون کلید اربگ اتومبیل اقای دانافر در حال آف بود اربگ ها هم عمل نکرده بودندوکمربند خانم دانافرهم که بسته نبود جان ان زن مهربان گرفته شد هنوز صدای ترانه دلخراش خاور که معلوم نبود چی میخواند درحالی که اب از جلوبندیش می ریخت وبخار بالا گرفته بود در حال پخش بودوراننده خاور هم براثر دیررسیدن آمبولانس ووقانونهای دست وپاگیر که تا ساعتی طول کشید همسفر مادر ستایش شد... ستایش شوکه شد واز ترس بیهوش شده بود وپدرش حتی حس بازکردن کمربند را نداشت . بیمارستان ،سردخانه ؛بازداشت اقای دانافر،ازهمه بدتر مشکلات روحی روانی ستایش را رها میکنیم وبه یک سال بعد میرویم تا خواننده هم مثل من زیاد غم ها را مرور نکند... یکسال بعد ستایش با وجود عمه ها وفامیل وبخصوص سمیه دختر همسایه قبول کرده بود مادرش فرشته شده وبه اسمان رفته .سمیه خود را به انها خیلی نزدیک کرده بود ستایش را به پارک وسینما وبازارمیبرد وعمه ستایش هم به خانه انها امده بود واز ستایش نگهداری میکرد پدر ستایش افسرده شده بود ساعت ها در اتاق به عکس زن مرحومش خیره می شد خواهر ش تا می توانست با کمک سمیه همسایه انها از ستایش وپدرش مراقبت میکردند .خانه اقای دانا فر دریکی از جاهای خوب صفائیه بود . سمیه خود را در دل ستایش جا کرده بود وعمه ستایش هم مناسب میدید که برادش با سمیه ازدواج کند پدر ستایش میلی به ازدواج دوباره نداشت اما صحبت های دوست وفامیل وخواهروبرادر واشتیاق ستایش،بالاخره پذیرفت. وازدواج ارام وبی سروصدایی انجام شد ورسما سمیه همسر اقای دانافر شد ... چند روز گذشت که پدر ستایش در خواب کابوس میدید درخواب سمیه را میدید که با چشمان خونی باچاقو ستایش رادنبال میکند وقتی از خواب میپرید زود به اتاق دخترش میرفت دختر را که سالم میدید اهسته کنار تختش مینشست و انگشت هایش را در موهای خودش فرو میبرد واهسته اشک میریخت زنش هم وقتی قصد همدردی داشت اورا دور میکرد امازن چیزی در اب میریخت وبه پدر ستایش میداد خیلی در کارش وارد بود معلوم نبود چه دارویی به اومیدهد که تا صبح اورا خواب میکند .گاهی هم ستایش نیمه شب بیدار میشد ونامادری را میدید که به حیاط خانه میرود ووقتی برمیگردد چشمانش سرخ است... درهرتقدیربا وجود خوابهای وحشتناک که پدرمیدید بیشترموقع که سرکاربود به بهانه مختلف سراغ ستایش را میگرفت گاهی که بیرون میرفتند انها را تعقیب میکرد وبیشتروقتها ازخواهرش میخواست انجا بیاید اما خواهرش که عمه ستایش باشد به پدرستایش میگفت چون تصادف ومرگ همسر وفوت راننده کامیون برایش سخت بوده باعث کابوس وتوهم می شود ومیگفت که فشارروحی روانی باعث خواب بد دیدن ومشکوک شدن است ... به هرحال سال مادر تمام شده بود وستایش به نامادری عادت کرده بود .جشن تولد ستایش همان روزها بود اما به دلیل سال مادر ومراسم دیگرتولد اورا کمی عقب انداختند یک هفته نشده بود که ناگهان ستایش براثردل درد شدید راهی بیمارستان شد وبستری گردید ستایش را به اتاق عمل بردند تا دکتر معالج ستایش که یکی از نزدیکان انها بود اورا عمل کند .نامادری فرصت رامناسب دید با اتومبیل مشکی رنگ هاچ بک درحالی که عینک دودی زده بود وارد حیاط بیمارستان شد قبل از پیاده شدن در ایینه ماشین نگاهی به خودش انداخت تصمیم عجببی گرفته بود باید کار ستایش را تمام میکرد اهسته از ماشین خارج شد از دری که پرستاران ودکتران وارد میشوند وارد بیمارستان شد خیلی زود به اتاق دکتری رفت روپوش پزشکی برتن کرد دستکشی پوشید تا اثری ازخون روی دستش نماند ماسکی بر صورت زد به طوری که اصلا معلوم نبود او همان نامادری است کمی استرس داشت اما درنگ نکرد وقتی متوجه شد ستایش بیهوش است کنارتختش رفت استرس عجیبی داشت پیشانیش عرق کرده بود بوی اتر والکل ومواد ضد عفونی مرتب به مشامش می رسید صدای بوق بوق دستگاه پزشکی به گوشش می رسید نفس عمیقی کشید چاقویی برداشت واصالت بافقی بودنش را نشان داد باچاقو شکم دخترک بی مادر را پاره کرد دستکش هایش به خون اغشته شد روده دختر را بیرون کشید وتکه کرد وسوی انداخت نفس درسینه حبس شده بود چهره همسرش را پشت پنجره حس می کرد گاهی به چهره دخترک نگاه میکرد اما وقتی کارش تمام شد سراسیمه از اتاق بیرون رفت دراتاق کناری دستکش را درسطل زباله انداخت روپوش را اویزان کرد سراسیمه انجا را ترک کرد وبا ماشینش به بیابان رفت کنار بیابان ایستاد بیرون امد داشت گریه میکرد ازته دل فریاد می زد وعقده های دلش را خالی میکرد گاهی چهره مادرستایش را میان ابرهای سپید حس میکرد که به اولبخند میزند معلوم نبود چرا اینقدر اسم پروردگارعالم را می اورد معلوم نبود چه چیز ازخدای مهربانش می خواهد معلوم نبود چرا چهره مادر ستایش را با خنده حس میکرد ... از سوی دیگر تیم پزشکی بیمارستان که متوجه وضعیت بیمارشده بودند اقدام لازم را بعد از ان کار انجام دادند تکنسین بیهوشی با دستگاه کار میکرد پرستاران خون شکم را پاک کردند وکارهای لازم انجام شد وشکم دختر بخیه زده شد وتیم هرکاری ازدستشان برمی امد انجام دادند وستایش با مراقبت های ویژه بهبود یافت .نامادری وقتی فهمید خطر رفع شده دیوانه وار خنده میکرد مثل ادم های روانی رقص وشادی عجیبی میکرد وخود را به بیمارستان رساند ستایش هنوز بیهوش بود اما دیگر خطری تهدیدش نمی کرد ... چند روز بعد ستایش را به خانه اوردند عمه وبچه های عمه تا چند روز کنار ستایش بودند تا اینکه ستایش کاملا خوب شد ونامادری تصمیم گرفت با اینکه یک ماه از تولدش گذشته جشن مفصلی برایش بگیرد نامادری به پدر ستایش میگفت با جشن تولد روح مادرش شاد می شود بنابراین با کمک اقوام وسایلی تهیه وچون ستایش به گیتار علاقه داشت وکلاس گیتار میرفت نامادری هم مثل مادرستایش کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود... جشن تولد در ویلای شخصی در ده بالا گرفته شد زیرا مادر ستایش خیلی انجا را دوست داشت . نامادری لباس زیبایی مثل پرنسس ها با کلایی مخروطی گرفته بود که ستایش خیلی در ان برازنده شده بود .مهمان زیادی حتی فامیل های نامادری هم از بافق برای تولد ستایش امده بودند. هشت تا شمع روی کیک گیتار را ستایش چند بارفوت کرد تا خاموش شدند این بار همه تولدت مبارک را خواندند نامادری گل های زرد فصلی را در گلدانی قرار داده بود که درعکس بسیار زیبا معلوم می شدند . هدیه ها یکی پس از دیگری باز میشد وستایش با هرهدیه لبخندی میزد بعد ازاینکه اخرین هدیه بازشد ستایش وپدر کمی درگوشی صحبت کردند وبعد ستایش جلو امد وبه نامادری گفت : – مادریک هدیه میخوام بهت بدم – عزیزم الان موقع گرفتن هدیه است نه دادن. – این فرق میکنه ی نامه هم نوشتم اگر بد خط نوشتم ببخشید – عزیزم دخترگلم مگه نمیدونی من هم خطم بده. همه خنده ای کردند وستایش پاکت را به نامادری داد وازش خواست بازش کند نامادری نگاهی به پدرستایش انداخت که با سرعلامت دادیعنی بخوان وچشمکی هم زد که ابروی شلوغش پایین بالا شدن .نامادری که ناخن بلندی داشت ولاک زرد خوش رنگی هم روی ناخن هایش برق میزد پاکت را باز کرد وگردنبندی زیبا از طلا در پاکت بود گردنبتد را در دست گرفت وشروع به خواندن نامه کرد بعد خواندن اشک سردی رد سپیدی که از ارایش صورتش تشکیل شده بود برگونه ها افتاد ارایش چشم با اشکها پاک شد نامه را کنارگذاشت دست را دراز کرد سوی ستایش واوهم خود را به بغل نامادری انداخت . مهمانان واقوام کنجکاوشدند وازپدر ستایش خواستند اگر اشکال نداره متن نامه ستایش را بخواند پدرهم جلورفت درحالی که با یک دست شانه همسرش را ماساژ میداد شروع به خواندن با صدای بلندکرد. به نام خدا مامان عزیزم .فرشته خوبم توجای خالی مادرم را که در اسمان فرشته شده را پرکردی این گردنبند مادرم است که باید به گردن تو اویزان شود راستشو بخواهی اول ازت خوشم نمی امد اما وقتی منوبا خودت همه جا میبردی وقتی در درس کمکم میکردی وقتی به مدرسه میبردیم وتا تعطیل میشدم تو حاضربودی موهاموهرروزصبح به ارامی مادرم شانه میکردی ومیبافتی .وقتی شب تو اتاقم می امدی فکرمیکردی خوابم وبوسم میکردی وهرموقع شب حیاط میرفتی ازپنجره نگاه میکردم که دستاتو بالا میگرفتی ودعا میکردی واشک می ریختی ...جای مامانمو پرکردی وازهمه مهمتر تو با مهارتی که داشتی اپاندیس مرا عمل کردی وروده عفونی مرا بریدی ومرا نجات دادی .تا ابد ازت ممنونم. توقابل ستایش هستی توهم بهترین مامان هم بهترین دکتر دنیایی .مامان دکتر.مامان خوبم... وقتی نامه تمام شد احساس مهمانان جریحه دارشد واشک ریختند .نامادری بهتربگویم خانم دکتر که چشم هایش ازاشک قرمز شده بود ستایش را به اغوش گرفت وپدرستایش هم هردو را بغل کرد واول بزرگترها بعد بچه ها شروع به دست زدن کردند .قاب عکس مادر اصلی ستایش درحال لبخند رضایت کننده روی دیوار بود . پایان ...
زدم زیر گوش بنی صدر!
آخوندها رو نخور، تو مگه می تونی حکومت عوض کنی؟ برو دنبال لذتت. قیافه ات رو ببین چه وضعی شده. خلاصه! تا می توانست مغز مرا شست وشو داد به خیال خودش. بعد صحبت هایش را که گفت و تمام شد، دوتا برگه داد و گفت: یکی اش برای عفو گرفتن از شاه و یک برگه دیگر را امضا کن تا تو را مسؤول کاخ جوانان شاه در شمال تهران کنیم . بعد شروع کرد به توضیح دادن کاخ جوانان شاه؛ بهترین شراب، بهترین شهوت و از این جور تشکیلات
سریال پایتخت 4 به مشهد نمی رود
تصویربرداری سریال پایتخت در فصل چهارم کماکان در استان مازندران ادامه دارد. : به گزارش سایت خبری بینانیوز ، سریال پایتخت 4 به کارگردانی سیروس مقدم و به تهیه کنندگی الهام غفوری که توسط محسن تنابنده طراحی می شود و خشایار الوند و حسن وارسته نویسندگی آن را برعهده دارد در حالی این روزها بدون وقفه در حال تصویربرداری است که هر شب ساعت 22 روی آنتن شبکه اول سیماست. :
منصوریان: نگذاشتم قلعه نویی جای حجازی را بگیرد (1)
... من هم فکر کردم سر کارم و شروع کردم به بازی کردن با او؛ اما یک دفع گفت مگر تو همانی نیستی که در بازی تکل زدی؟ تا گفت تکل، گوشی را گرفتم گفتم آرش، امیر قلعه نوییه!! پرسید می آیی استقلال گفتم بله که می آیم. گفت از پول خبری نیست ها! گفتم پول نمی خوام، می آیم. گفت فردا ساعت دو کارخانه یخ باش. بعد هم آدرس داد. من اصلاتاحالا نصرالله عبداللهی را از نزدیک ندیده بودم. گفتم با کی بروم؟ رفتم میدان