قدرتمندش واگذار شد. ایشان ضمن انجام این کار با راهنمایی حسن شفیع زاده طرح ابتکاری مهمی را به کار برد که بعد از سالیان درازی که از آن می گذرد هنوز به عنوان یک طرح بسیار مهم و تأثیرگذار بر وضعیت جبهه جنگ از آن یاد می شود. اما شاید هیچ آوردگاهی چون عملیات والفجر8 نتوانست شایستگی های گروه 63 را به منصه ظهور برساند. در طی این عملیات سردار شهید حاج حبیب الله کریمی با گسترش گردان های توپخانه سازمانی و
گوشه هایی از خاطراتش باشیم. صباغی در این گفت و گو روایتی شنیدنی از سه رزمنده بسیجی نوجوان برایمان تعریف کرد که ماحصلش را پیش رو دارید. رزمنده کاتیوشا عملیات کربلای 4 تازه تمام شده بود و بچه ها خودشان را برای عملیات کربلای5 آماده می کردند. برادر حسن خالکی فرمانده گردان 40 بعثت(کاتیوشا) از گردان های تیپ توپخانه 63 خاتم الانبیا (ص) بود. گردان ما دو تا آتشبار سه قبضه ای داشت. با تحویل سه
نظامیان کارآمد تیپ 84 خرم آباد و عصاره تجربیات ارزنده صحنه های غرب و جنوب است می گوید: در آن زمان با درجه سروانی فرمانده گردان111 بودم و با گردان انصار سپاه به فرماندهی برادر فراهانی ادغام بودیم. شب عملیات با دو ساعت راهپیمایی، پای سیم های خاردار دشمن رسیدیم و با تلاشی کشنده و طولانی، موفق به گشودن معبر شدیم. گردان های ما و لشکر محمد رسول الله به فرماندهی برادر رضا چراغی، عراقی ها را به عقب رانده و در
مشترک ارتش، سرهنگ فکوری فرمانده نیروی هوایی، سرهنگ نامجوی وزیر دفاع، یوسف کلاهدوز، قائم مقام عملیاتی سپاه پاسداران و محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر در حالی که با یک فروند هواپیمای سی130 از خوزستان به تهران باز می گشتند در اثر سانحه سقوط هواپیما به شهادت رسیدند. با شهادت فرماندهان عالی رتبه، تغییراتی در کادر بالای ارتش بوجود آمد و با انتصاب سرتیپ ظهیرنژاد فرمانده وقت نیروهای زمینی به
کنارم هست و هلی کوپتر کبری هم روی سرم پرواز می کند. همه امکانات را به محل کمین گاه هدایت کردم و گفتم: جاهایی که امکان سنگر بندی هست بزنید. همه زدند؛ توپ 105 زد، توپ 23 میلی متری هم زد، به خلبان هلی کوپتر هم گفتم: باید مدام بروی و مهمات بیاوری و مواضع دشمن را بزنی. چشمم به یک ستوان جوان افتاد که فرمانده یک گروه ضربت بود به او گفتم: گروهت را بردار و از ارتفاع بالا برو و نیروهای ضدانقلاب را
در کنار پیامبر صلّی الله علیه و آله خالصانه و مخلصانه در مقابل کسان و نزدیکان خود می ایستادیم و برای خدا با آنان مبارزه می کردیم. فلمّا رأی اللَّه صدقنا انزل بعدوّنا الکبت و انزل علینا النّصر ؛ وقتی در راه خدا با اخلاص و صادقانه عمل کردیم و خدای متعال این را از ما دید، دشمن ما را سرکوب کرد و ما را پیروز نمود. بعد میفرماید: ما قام للدّین عمود و لا اخضرّ للایمان عود ؛ اگر اینطور نبود، این