سایر منابع:
سایر خبرها
شلیک مرگ خواستگار کینه جو به دختر عشایری
آن نگاه می کرد. همزمان مأموران گشت پاسگاه دهکویه در صحنه حاضر شدند و به جوان مسلح دستور ایست دادند. داریوش پسر 19 ساله که انگار تصمیمش را گرفته بود وقتی دستش از سوی مأموران هدف گلوله قرار گرفت، در چشم بر هم زدنی به خودش گلوله ای شلیک کرد و به کام مرگ فرو رفت. دقایقی بعد ماجرای این جنایت در برابر خانه دختر عشایری به بازپرس جنایی لارستان در استان شیراز مخابره شد و وی با توجه به
فیلم های آخر این هفته در تلویزیون
موریسون پسر 5 ساله ای است که مادرش باردار است و فکر می کند وقتی مادرش بچه را به دنیا آورد، او باید اتاقش را به خواهر کوچکش داده و خود به خانه خاله پدرش برود. موریسون که می بیند والدینش به دلیل مشغله کاری و وضعیت مادر به او توجه کافی ندارند سرناسازگاری می گذارد تا اینکه مادر یک هفته زودتر بچه را به دنیا می آورد. موریسون تصمیم می گیرد از خانه فرار کند تا به خانه خاله پدرش نرود. این کار او همه را به
معتادانی با حرف های متفاوت
افتادم و نیم ساعت بعد چشمهایم را باز کردم. وی یادآور شد: قبل از آنکه همسرم خانه را ترک کند، یک روز وارد خانه شدم و او در حالی که هفت ماهه باردار بود، گفت: من باید بروم دکتر؛ به او گفتم باشه یک ساعت دیگه میام و می رویم. وی ادامه داد: وقتی بیرون رفتم با خود فکر کردم که اگر او را دکتر ببرم تمام پولم تمام می شود و اینگونه بود که تمام پول هایم را مواد مصرف کردم و وقتی به خانه رسیدم دیدم پدرم، همسرم را
دختر تک تیرانداز ایرانی که با اسلحه اش زندگی می کند
می خوانید: سین: متولد چه سالی و اهل کجا هستید؟ جیم: متولد 10 خرداد 1361 تهران هستم. سین: ازدواج کردید؟ جیم: بله سال 88 ازدواج کردم و یک پسر دو ساله به اسم بابک دارم. سین: میزان تحصیلات شما چقدر است؟ جیم: لیسانس تربیت بدنی دارم. سین: از چه سالی تیراندازی را به صورت حرفه ای شروع کردید؟ جیم: ازسال 90 وارد عرصه
تدبیر عجیب مسئولین در حل مشکل پارک های قم
دراین مطلب می خوانیم: هفته پیش خبری کوتاه اما غافلگیر کننده در رسانه های استان قم منتشر شد ، یک پسر بچه 12 ساله بر اثر برق گرفتگی دریکی از پارک های شهر قم جان خود را از دست داد ، خبری که هرچند در رسانه های کشور بازتاب زیادی نداشت اما نگرانی عمیقی را در بین مردم شهر قم در پی داشت. حسین قربانی نوجوان قمی در یکی از پارک های شهرقم با یک تیر چراغ برق فلزی تماس پیدا می کند و بر اثر برق گرفتگی شدید جان
مصاحبه با قاتل کارگر رستوران
به رستوران دوستم رفتم. نشسته و مشغول خوردن چای و کشیدن قلیان بودم که برادرم زنگ زد و گفت بیا خانه. در راه در اتوبان یادگار یک ماشین از فرعی بیرون آمد و به ماشین من زد و گل گیر و در عقب ماشین را غر کرد. چون راننده آن خودرو مقصر بود منتظر افسر نشدیم. بعد من که هنوز عصبانی بودم به فرحزاد برگشتم و آن پسر را که سر جای پارک با او دعوا کرده بودم با چاقو زدم. چند ضربه چاقو و به کدام قسمت بدن
مرگ در اثر اصابت چاقو در چشم
مسافرکشی می کرد. صبح روز 18 خرداد برای کار از خانه بیرون رفت و دیگر برنگشت. ابتدا فکر کردیم که مسافر به شهرستان برده است اما وقتی روز بعد هم از او خبری نشد به اداره پلیس رفتم و درخواست کمک کردم. وی در ادامه گفت: من از ارتباط شوهرم با نگهبان پاکستانی این ساختمان هیچ اطلاعی ندارم. مأموران پلیس پسر پاکستانی را به عنوان مظنون این حادثه به دستور بازپرس پرونده تحت تعقیب قرار دادند.
پشت پرده آلوده کردن مردم ایران به ایدز توسط فرانسه
برسانند. " فاطمه طیبی " مادر یکی از قربانیان ایرانی به نام " مسعود نعیمی" توضیح می دهد: " او اولین کودک ایرانی بود که به اچ آی وی آلوده شد. در آن زمان هفت ساله بود. من سال 1974. ازدواج کردم و فرزند اولم دختر بود. پس از پنج سال، فرزند دیگری آوردم که پسر بود: نام او را مسعود گذاشتیم. پس از 9 ماه متوجه شدیم که به هموفیلی مبتلاست و کمبود فاکتور هشت دارد. بعد از 6 سال می خواستیم او را ختنه کنیم. پسرم مجبور
خشن ترین سارقان پایتخت درتور پلیس
خورد و از حال رفتم. آن شب از ساعت 12 تا 9 صبح روز بعد، داخل چاه بودم. فکر می کردم دیگر کارم تمام است و داخل چاه می میرم اما یک چوپان رسید و متوجه صدای ناله هایم شد. او طنابی به داخل چاه انداخت و نجاتم داد. سابقه قبلی ات به خاطر چه بود؟ پارسال به خاطر دختر مورد علاقه ام، با جوانی درگیر شدم و او را مورد ضرب و شتم قرار دادم. پسرجوان از من شکایت کرد و من به زندان افتادم.
اعترافات مردی که روی زنش اسید پاشید
وارش نیوز: مردی که برای انتقام گیری از همسر سابق اش روی او اسید پاشیده بود، به جرم خود اعتراف کرد. زن 34 ساله ساکن استان شهرستان خوی، واقع در استان آذربایجان غربی، شامگاه سوم تیر همراه پسر 19 ساله اش در پارکی مشغول قدم زدن بود که مردی او را از پشت ِسر صدا کرد. زن جوان وقتی برگشت شوهر سابق اش را دید. این مرد روی او اسید پاشید. وی قصد فرار داشت، اما پسر نوجوان به هواداری از مادرش در این
مرگ غم انگیز پسر نوجوان پس از گرفتن کارنامه
شامگاه یک شنبه، 31 خردادماه کارکنان بیمارستان رامتین مرگ مشکوک پسر نوجوانی را به مأموران کلانتری 163 ولنجک خبر دادند. تحقیقات نشان داد پیام 14 ساله یک روز قبل و پس از گرفتن کارنامه اش خود را در خانه شان حلق آویز کرده بود. پیکر نیمه جان او ابتدا به بیمارستان لولاگر و بعد به بیمارستان رامتین منتقل شده بود. لحظاتی بعد از تأیید فوت پسرنوجوان، قاضی منافی آذر بازپرس ویژه قتل پایتخت در محل حاضر شد.
جمهوری اسلامی، جمهوری عالیجنابان نیست
یک سال، برویم پیش پدربزرگ در خانه بزرگ شان در شمال غرب تهران، یعنی جنت آباد، تقاطع آیت الله کاشانی. بعد دوباره برگشتیم همان شهرک ولیعصر. من تا 15 شاید هم 16 سالگی در این محل بودم و مشغول دلخوشی با آن همه خاطره خوب از دوران کودکی و نوجوانی، تا اینکه در یک روز گرم تابستان، از جنوب غربی ترین نقطه تهران، کوچیدیم شمال شرقی ترین جای شهر. هنوز که هنوز است، قطرات اشک هنگام خداحافظی از دوستان دوران بچگی
ناگفته هایی از حصر
آغاز سال تحصیلی، یکی از بهترین دوستانم، آقای کاظم صالحی که در رشته ادبی درس می خواند به خانه ما آمده و حرفی زد که زندگی مرا یکسره دگرگون کرد. گفت مرد حسابی تو که از رشته های پزشکی و مهندسی خوشت نمی آید، چرا دنبال ذوق و سلیقه ات نمی روی و در رشته ادبی نام نویسی نمی کنی؟ فردای آن روز به دبیرستان امیرکبیر رفتم تا پرونده ام را بگیرم و به دبیرستان ایرانشهر ببرم. آقای پرورش رئیس دبیرستان از دادن پرونده
اعتراف دو جوان به 8 فقره سرقت، ربودن و آزار و اذیت زنان
نیمه شب پنج شنبه، 6 فروردین ماه امسال زن 22 ساله ای به نام پریسا از دو دو پسر جوان به اتهام آدم ربایی و تعرض شکایت کرد. شاکی که گفت : من کارمند مانتو فروشی در میدان هفت تیر هستم . ساعت 22 کنار میدان منتظر تاکسی بودم تا به خانه مان در شرق در تهران بروم که پراید مشکی جلو من توقف کرد . به جز راننده که پسری جوان بود، پسری حدود 25 ساله هم روی صندلی کناری اش نشسته بود. بعد از گفتن مقصدم سوار شدم و
این افتخار را برای خودم نگه داشتم!
انقلاب و اتفاقات بعد از آن حضور دارد. البته یک فیلم بازی کرده ام به اسم آزاد راه که در آن نقش یک طلبه ی جوان را داشتم و اصفهانی حرف می زدم. وقتی نوجوان هم بودید می خواستید وارد کار سینما شوید؟ بله، ولی آن موقع بیش تر وقتم را با مطالعه پر می کردم. نوجوان که بودم روزنامه ها دو روز بعد از چاپ می رسید اصفهان. یعنی روزنامه ی سه شنبه تازه پنج شنبه به اصفهان رسیده بود. بعد تر که با یک
ویژه نامه میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام؛ مولودی، احادیث، زندگینامه و تصاویر
/> بین نماز ظهر و عصر : حجت الاسلام سیدمحمدباقر علوی تهرانی بعد از نماز عصر : شیخ حسین انصاریان خیابان کارگر شمالی، مقابل پمپ بنزین، مسجد حضرت امیر (ع) روز میلاد از نماز ظهر دانشگاه پیام نور حجت الاسلام استاد داوود صمدی آملی مینی سیتی. بلوار ارتش. خیابان نخل. سازمان مرکزی دانشگاه پیام نور شب های ماه
در قسمت سیزدهم ماه عسل چه گذشت؟
دخترم رنجید و با من قهر کرد و اشک ریخت و شام نخورد. بعد از دو سه روز دخترم از من قول گرفت تفنگم را دیگر به خانه نیاورم. من هم پذیرفتم. تفنگم را با سنگ شکستم بعد از یک ماه تصمیم گرفتم تفنگم را روغن کاری کرده و بفروشم. حدود 3 میلون ارزش داشت. یلدا دوباره آمد و گریه کرد و از من خواست که تفنگ را با سنگ بشکنم تا هرگز، گلوله اش جان حیوان دیگری را نگیرد. من هم قبول کردم. از تفنگم و
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (136)
در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد. ****** 1. پارسال دو روز بعد اعلام نتایج کنکور از "قلم چی" به من زنگ زدن گفتن دو میلیون بهت میدیم برو بگو من "گزینه دو" ثبت نام کرده بودم! 2. طرف رفته برای پسرش زن بگیره به پدردختره گفت: پسرم نه اهل دوده نه ولگرده نه اهل پارتیه نه اهل رفیق بازیه نه اهل اون کارا...
رازگشایی از قتل مرد گمشده در جنگل
پسر نوجوان که با انگیزه سرقت موتورسیکلت صاحبکارش، او را به قتل رسانده بود، پس از پنج ماه لب به اعتراف گشود. به گزارش جام جم، رسیدگی به این پرونده 18 بهمن سال گذشته با شکایت زنی مبنی بر ناپدید شدن شوهرش در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی شهرستان رامیان استان گلستان قرار گرفت. با تحقیق از شاکی پرونده مشخص شد، شوهر 50 ساله اش در کار ساختمانی بوده و بعدازظهر 17 بهمن برای رفتن به
کور کردن چشم برادر به خاطر هیچ
، وسایل کولرم را داخل حیاط ریخت و سر و صدا به راه انداخت. آن روز به علت این که عصبانی بود، چیزی نگفتم. 24 اردیبهشت می خواستم کولر خانه را راه بیندازم. خواستم به پشت بام بروم که دیدم محمدرضا در را قفل کرده است. در حال باز کردن قفل بودم که او سر رسید و مرا دید. بعد هم سراسیمه به داخل ساختمان رفت و با برداشتن یک میله آهنی به سمت من حمله ور شد و بشدت مرا کتک زد. او وقتی متوجه خونریزی چشمم شد، فرار کرد
سیل استعفای مدیران دولتی برای رفتن به مجلس/ تناقض گویی دولت در اعلام نرخ بیکاری
دولت تحت کنترل او به ارتش دستور داده بود برای ممانعت از پیشروی های احتمالی کُردهایی که با تروریست های داعش در سوریه می جنگند، نیروهای خود را در مناطق مرزی مستقر کند. با این حال حریت در گزارشی که روز دوشنبه منتشر شد احتمال داد ارتش ترکیه به بهانه مقابله با تهدید داعش، سوریه را از داخل خاک ترکیه هدف آتش توپخانه قرار دهد. سخنگوی دولت به کدام منبع آماری استناد کرد؟ تناقض گویی در اعلام
تجاوز به دختری در خودروی در حال حرکت +عکس متجاوزان
توانستند ارابه شیطان را شناسایی کنند که متعلق به مرد سن و سال داری بود که مشخصاتش با دو سرنشین جوان همخوانی نداشت.در جریان تحقیقات پلیسی و قضایی مشخص شد که بیشتر اوقات خودروی تیره رنگ در اختیار پسر 25 ساله خانواده به نام فرهاد است که بارها به خاطر سرقت و مواد مخدر به زندان افتاده است. مأموران بلافاصله فرهاد را تحت تعقیب گرفتند و وی را روز یکشنبه 7 تیرماه در غرب تهران بازداشت کردند.این پسر
داستان واقعی نبش قبرشهید محمدی چه بود؟+فیلم
استخوان ها از بین می رود. بگذارید من با دست خاک را کنار بزنم و استخوان هایش را سالم برداریم .آرام آرام با دستانمان خاک را کنار زدیم و به سنگ رسیدیم، وقتی که سنگ اول را برداشتیم، با پیکر سالم شهید مواجه شدیم، من که در همان لحظه از حال رفتم، مادرش هم غش کرد؛ باور کردنی نبود، انگار که این بچه یک دقیقه پیش خوابیده است؛ بعد از 31 سال هنوز زانویش خون می چکید.مادر شهید محمدی، پیکر نوجوان شهیدش را ساعات
مرگ کودک 3 ساله بر اثر مصرف متادون!
بعد از ظهر روز یکشنبه هفتم تیرماه در محل حاضر و مراتب را به بازپرس ویژه قتل اعلام کردند. این گزارش حاکی است ،تحقیقات اولیه پلیس با دستورات تخصصی مقام قضائی حاکی از آن بود که پدر این کودک دارای پرونده مصرف متادون بوده و فرزندش به خاطر نوشیدن این شربت مرگبار دچار مسمومیت شدید شده که پس از انتقال به مرکز درمانی جان خود را از دست داده است. به دستور مقام قضائی جسد طفل معصوم به پزشکی قانونی انتقال یافت تا پس از مراحل قانونی برای به خاک سپاری تحویل خانواده اش شود. تحقیقات درباره چرایی وقوع این حادثه تاسف بار ادامه دارد. ...
مرگ مرموز جوان 32 ساله در پاتوق معتادان
با قرار وثیقه از زندان آزاد شده بود با لباس شخصی همراه وکیلش در جایگاه مخصوص متهمان نشست. پدر و مادر و برادر مقتول نیز حضور داشتند. آنها تقاضای قصاص متهم را تقدیم دادگاه کردند. با دستور رییس دادگاه، نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت کرد. در آن آمده بود که دهم اسفند 90 جسد حلق آویز شده حمید 32 ساله در باغچه خانه متهم در یکی از روستاهای شهرستان رباط کریم کشف شد. پزشکی قانونی علت مرگ را انسداد مجاری
اعضای 4 بیمار مرگ مغزی در زنجان اهدا شده است
: آخرین مورد آن که مراسم خاکسپاری آن صبح روز چهارشنبه (امروز) برگزار می شود، جوان 24 ساله ای است که به دلیل مشکلات پزشکی دچار مرگ مغزی شده بود که پس از جلب رضایت خانواده کلیه هاٰ قلب و کبدش به بیماران نیازمند اهدا شد. قهرمانی دیگر مورد مرگ مغزی ماه رمضان را پسر نوجوان 15 ساله ای اعلام کرد که بر اثر تصادف دچار مرگ مغزی شده و در بیمارستان امدادی ابهر بستری شده بود. وی با اشاره به
پدرخوانده سینمای جهان
(به انگلیسی: Marlon Brando, Jr.) (تولد 3 آوریل 1924 - درگذشته 1 ژوئیه 2004) بازیگر آمریکایی برندهٔ جایزه اسکار و ستایش شده ترین بازیگر تاریخ سینمای جهان است. او پیشکسوت سبک معروف متد اکتینگ بود که بلافاصله پس از او بازیگرانی مانند جیمز دین و مونتگومری کلیفت و سالها بعد پل نیومن، داستین هافمن و رابرت دنیرو با درخشش خود این سبک را در سینمای آمریکا تثبیت کردند. زندگینامه مارلون
جنایت دوم در مسیر فرار مرد جنایتکار
گرفت و این در حالی بود که خانواده دو قربانی اش خواستار قصاص بودند.کامران در بازجویی ها درخصوص نخستین جنایت خود گفت: داریوش با دوستم بر سر یک اسپیکر اختلاف داشت. 23 بهمن سال 92 وی را در خیابان دیدم و سوت زدم تا نزد من بیاید. وقتی آمد به خاطر دوستم با او درگیر شدم و با چاقویی که زیر آستین لباسم مخفی کرده بودم به او چند ضربه زده و پا به فرار گذاشتم. بعد از این قتل به خانه دوستم حسین رفتم و در آنجا مخفی
زن جوان کهگیلویه و بویراحمدی قربانی خشم همسرش شد (+عکس)
وقتی به خانه بازگشتم با جسد همسرم در حالی که با روسری خفه شده بود، روبه رو شدم. ماموران پس از شنیدن اظهارات این مرد، به خانه وی اعزام و با جسد زن 34 ساله به نام اعظم ازراش روبه رو شدند. با گزارش وقوع این جنایت به بازپرس کشیک ویژه قتل دادسرا، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد. رسیدگی به این پرونده در دستورکار ماموران جنایی پلیس آگاهی عسلویه قرار گرفت. کارآگاهان در بررسی
ماجرای درگیری با محافظ بنی صدر
اطلاعاتی می کرد بهنام محمدی نوجوان 13 ساله زبر و زرنگی بود که به او تعلیمات لازم را جهت کسب اطلاعات از دشمن داده بودم، و به عنوان اطلاعات چی در خدمتم بود. یک روز به بهنام گفتم برو پیش عراقی ها و بگو صدام کِی به خرمشهر می آید؟ مادرم یک گوسفند نذر کرده که هر وقت صدام آمد زیر پایش قربانی کند؛ آنوقت آن ها دیگر با تو کاری نخواهند داشت. بعد به آنها بگو که تعداد زیادی تانک از فلان مسیر در حال