سایر خبرها
فرجام خواستگاری که پدر دختر را به آتش کشید
دراین ماجرا که دوم اردیبهشت سال 93 اتفاق افتاد، مرد 75 ساله ای به نام غلامحسین جان باخت و جوان کینه جو به نام رضا - 22 ساله - نیز به اتهام دستگیر شد. او در بازجویی به کارآگاهان گفت: از مدت ها پیش خواستگار دختر آن مرحوم بودم اما آنها هربار به من جواب رد می دادند. روز هم سر همین موضوع با برادران دختر مورد علاقه ام درگیر شدیم و وقتی پدر بهار خواست ما را از هم جدا کند من ناخواسته بطری
اثر انگشت قاتل، هویتش را فاش کرد
و من هم ضربه ای به سمتش پرتاب کردم که به سینه اش خورد. سریع متواری شدم و در بیمارستان زخم هایم را درمان کردم. وقتی فهمیدم او فوت کرده، مخفی شدم و با اسم جعلی زندگی کردم تا این که به جرم حمل مواد مخدر به زندان افتادم، که شناسایی شدم. متهم در آخرین دفاع خود نیز گفت: من قصد قتل نداشتم. می خواستم چاقو را به دستش بزنم. در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند تا رای نهایی را صادر کنند.
متهم به قتل: ازمرگ می ترسم به من حبس ابد بدهید/ مقتول،مزاحم همسرم شد
شنیدن سر و صدا به خیابان رفتم تا مانع کتک خوردن دوستم شوم و او را به خانه بیاورم که با چند نفر از آنها ناخواسته درگیر شدم. این افراد مرا کتک زدند و حتی یکی از آنها با چوبدستی ضربه ای به سرم زد که بیهوش شدم. زمانی که به هوش آمدم سرم شکسته و در بیمارستان بودم. اما نمی دانم مرد جوان را چه کسی با چاقو کشته است. از سوی دیگر خانواده مقتول با حضور در دادسرای جنایی تهران خواهان قصاص متهم اصلی شدند
یک هفته و چند چهره؛ بدنسازان عصبانی و فریاد بر رئیس جمهور
ها مادر یا همسر فداکار بودند و اگر در سال های بدی فمینیست شدند و معترض و حقشان را خواستند، حالا همان موج دوم هم خوابیده زنان دیگر از افه و ژست معترض هم سیر شده اند. آن ها حالا موقعیت های برابر و مطلوب را عملا و عینا می خواهند. برای این موج سوم باید فکری کرد، شاخک های جامعه زنان حالا دست روی موضوعات عمیق تری می گذارند، توجه به ماجرای نعمتی که این را نشان می دهد. روحانی یا (رئیس جمهور هفته
مرد جوان: من سرقت نکردم
شد و گفت: با چشمان خودم تو را دیدم. بعد از آن نوبت به متهم ردیف دوم رسید. او در دادگاه گفت: من با امیر همدست نبودم و اتهامم را قبول ندارم. من قبلا سارق بودم، اما زمانی که از زندان آزاد شدم توبه کردم و دیگر این کار را ادامه ندادم، اما چون مدتی پیش امیر به من یک عینک سرقتی داد همه فکر می کنند من هم با او همدست بودم چون قبلا هم سابقه سرقت داشتم. در پایان قضات برای تصمیم گیری درباره این پرونده وارد شور شدند.
داماد 3 روز قبل از جشن عروسی، دخترخاله اش را به خاطر یک مرد دیگر طلاق داد
کتک هایشان مجبور شدم اجازه دهم پسرخاله ام برای خواستگاری به خانه مان بیاید. خانواده ام مرا تهدید کردند اگر با پسرخاله ام ازدواج نکنم بلایی بر سر مرد مورد علاقه ام می آوردند. من هم از ترس این که به او آسیبی برسد، قبول کردم و شش ماه پیش به عقد پسرخاله ام درآمدم، بدون این که علاقه ای به عنوان همسر به او داشته باشم. مرد مورد علاقه ام با شنیدن خبر ازدواجم شوکه شده بود. دلداری اش دادم که این ازدواج به
رئیسی:برخی با “سایه جنگ” هم تجارت می کنند
مقام معظم رهبری. اوایل که به مشهد رفتم و مشغول شدم فرمودند اینها را برای خودتان کمک بگیرید، اما تا امروز که یک سال است در آستان قدس هستم، با وجودی که از مشورت هایشان استفاده می کنم، صرفاً به عنوان کسی که نظری دارند... *هیچ کار اجرایی دست دامادهایم نیست ابوالقاسم طالبی: یعنی الان باغی چیزی... رئیسی: مطلقاً هیچ کار اجرایی دست دامادهایم نیست. ابوالقاسم طالبی
قتل در زندان اوین / قاتل در زندان آرایشگر بود و با قیچی لقمان را زد و ...
خواهم مرا زودتر قصاص کنید. او سال 73 دردادگاه وقت محاکمه و به قصاص محکوم شد. این حکم تائید و به شعبه 13 اجرای احکام دادگاه عمومی جزایی ارسال شد. متهم برای ادامه محکومیت به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. در حالی که وی 78 ساله شده بود، پیش از اجرای حکم قصاص 25 آبان سال 84 به دلیل بیماری و کهولت سن در زندان فوت کرد. بنابراین برای این پرونده قرار موقوفی صادر شد . با گذشت 24 سال از وقوع این
4 ماجرا از 2 جوان خلافکار در پاکدشت / دختر جوان از آزار شیطانی گفت و ...+عکس
دادگاه کیفری استان تهران قرار گیرد. در جلسه دادگاه، چهار شاکی حضور داشتند. یکی از آنها پسری جوان بود که روز سرقت، خودرویش در یک واژگون شده و سارقان در آن شرایط از او سرقت کرده بودند. او گفت: با سرعت زیادی در اتوبان در حال حرکت بودم که ناگهان کنترل ماشینم را از دست دادم و در شانه خاکی جاده واژگون شدم. وقتی از ماشین پایین آمدم، سارقان با یک دستگاه پراید به من نزدیک شدند. از آنها خواستم چند
رفت و آمد های شیطانی کامبیز به خانه زن جوان / او حتی به صاحبخانه این زن هم رحم نکرد!
جدایی همسرش روبه رو شد. او درباره طلاق همسرش می گوید: همسرم وقتی فهمید من مجرم هستم به دادگاه خانواده رفت و دادخواست طلاق داد. هر چه اصرار کردم فرصتی دیگر به من بدهد فایده نداشت و جدا شد. دستگیری او با تیراندازی همراه بود و ماموران در جریان یک تعقیب و گریز او را دستگیر کردند. او می گوید: روز دستگیری از شهرستان به تهران برمی گشتم که در ترافیک گرفتار شدم. ماموران به من مشکوک شدند و ایست
وقتی زنم را داخل شاسی بلند آن مرد دیدم به همه چیز پی بردم!
وجدان گرفتم و خودم را به پلیس معرفی کردم. با ثبت اعترافات متهم، کیفرخواست پرونده صادر و برای رسیدگی در اختیار دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. در جلسه دادگاه، پدر و مادر مقتول درخواست قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و با تاکید بر مهدورالدم بودن همسرش، گفت: همسرم با مردان غریبه ارتباط داشت و من خودم یک موردش را با چشم دیدم. همان روز که در کوچه کمین کرده بودم و رفتارش را با
حمله به دختر و پسری که آلاچیق پارک تندرستی جنت آباد خلوت کرده بودند
روانگردان شیشه شدم. روز حادثه، در پارک تندرستی جنت آباد مشغول مصرف شیشه بودم که مقتول را با دختری دیدم. آنها در آلاچیق نشسته بودند. یک لحظه به دختر نگاه کردم که باعث عصبانیت مقتول شد. با هم درگیر شدیم و من با چاقویی که از آن برای سرقت کابل های برق استفاده می کردم، ضربه ای به سمتش پرتاب کردم که به سرش خورد. سپس متواری شدم و به اراک گریختم، اما مدتی بعد به جرم سرقت کابل برق دستگیر شدم. من پشیمانم، هرچند می دانم مقتول دیگر زنده نمی شود. در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند و متهم را به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کردند. این اخبار را از دست ندهید: اخبار زیر را از دست ندهید: ...
اعتراف به قتل پس از 5 ماه سکوت
دوستم سعید چاقو به دست داشت و در جریان درگیری مقتول را هدف قرار داد . این در حالی بودکه سعید در آخرین گفته های خود بناچار سکوت خود را شکست و گفت: من با مقتول دعوا کردم و نمی خواستم او را بکشم. ضربه چاقو را ناخواسته به او زدم.خیلی پشیمانم و از اولیای دم می خواهم به جوانی ام رحم کنند. حاضرم تا آخر عمر در زندان بمانم اما مرا قصاص نکنند. بعد از آخرین دفاع در جلسه بازپرسی از متهمان پرونده، سعید به اتهام مباشرت در قتل عمد، ایراد صدمات غیرموثر در قتل و شرکت در نزاع و همدستش به اتهام شرکت در نزاع به زندان بازگشتند و پرونده آنها با صدور جلب به دادرسی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. ...
ماجرای دوستی شوم زن شوهردار با علیرضا / در حمام پنهان شده بودم که مزاحم فریبا به قرار شبانه آمد و ...
آنجا عضو بود من نیز عضو شدم. این شد آغاز آشنایی مان. بعد چه شد؟ ما دو ماه در با هم دوست بودیم. اوازوضع زندگی اش برایم گفت. من هم اززندگی و سختی هایی که کشیده بودم برایش گفتم. کم کم به هم علاقه مند شدیم. قرار بود او بعد از آن که از شوهرش جدا شد با من ازدواج کند و همراه بچه هایمان برای ادامه زندگی به ایتالیا برویم. فریبا در کرج مدیر یک باشگاه ورزشی بود که مقتول مدام به آنجا می
بازجویی از فرنوش دختر 20 ساله به خاطر مرگ مرموز دانشجوی نخبه در خیابان آفریقا
ماشین پیاده شدم. پسر جوان بیهوش روی زمین افتاده و لباسش خونی بود. فکر کردم به خاطر تصادف لباسش خونی شده است، به همین دلیل بلافاصله او را به بیمارستان رساندم. او در ادامه گفت: من از ضربات چاقو روی بدن مقتول چیزی نمی دانم و در این اتفاق نقشی ندارم. در ادامه تحقیقات، مأموران دریافتند که مقتول از شهرستان برای تحصیل به تهران آمده است و در خانه ای که اجاره کرده بود، با همکلاسی اش زندگی می کند. بنابراین
تصادف مقتول بعد از مرگ
. پایم را روی ترمز گذاشتم و با سرعت بسیار کم با او اصابت کردم. هنگامی که از ماشین پیاده شدم، دیدم مرد جوان غرق خون است. خیلی ترسیده بودم انتظار نداشتم با این سرعت آسیبی دیده باشد. با پلیس تماس گرفتم و پس از انتقال او به بیمارستان و پزشکی قانونی متوجه شدم قبل از اینکه با او تصادف کنم او را با چاقو زخمی کرده بودند. در ادامه مأموران برای کشف علت مرگ مشکوک این جوان هم اتاقی اش را مورد بازجویی قرار
قاتل: 9 سال با هویت جعلی زندگی کردم
به گزارش جام نیوز ، بیست و نهم اردیبهشت ماه سال87، مأموران پلیس ورامین از قتل پسر جوانی باخبر و راهی محل شدند. جسد متعلق به داوود 37 ساله بود که با ضربات چاقو کشته شده بود. یکی از شاهدان گفت: ساعتی قبل داوود و دوستش کامبیز با هم درگیر شدند. در جریان درگیری کامبیز با چاقو چند ضربه زد و فرار کرد. بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی، کامبیز تحت تعقیب قرار گرفت، تلاش ها برای بازداشت او ناکام ماند. 9
با دسته چاقو به سر دخترم زد
پرونده و اعترافات متهم در مراحل بازجویی پرداخت و سپس متهم 38 ساله مقابل دوربین قوه قضائیه ایستاد تا جزئیات قتل رقیه را شرح دهد. در این هنگام، قاضی کاظم میرزایی با تفهیم مواردی از قانون آیین دادرسی کیفری، از متهم خواست مواظب اظهارات خود باشد و حقیقت ماجرا را بیان کند. با تذکر و ارشاد مقام قضایی، ناپدری دختر پنج ساله پس از معرفی کامل خود، می گوید: پاییز سال گذشته وقتی که اعظم از همسرش طلاق گرفت، او را
درخواست قطع دست مربی کشتی
ارتکابی از سوی متهم از مصادیق سرقت حدی است و خواستار صدور حکم قطع دست برای او هستم. سپس متهم گفت: من مربی کشتی بودم اما دوستم فریبم داد. یک مرتبه با او به سرقت رفتم و او پول زیادی به من داد. من هم وسوسه شدم و در سرقت های دیگر هم او را همراهی کردم. همدستم اموال مسروقه را می فروخت و سهم من را می داد. در پایان این جلسه قضات دادگاه برای تصمیم گیری وارد شور شدند.
شوهرم در حال خودش نبود / دوستانش با بی حیایی فکر پلید خود را با من عملی کردند و ..!
زن جوان وقتی توسط دوستان هم منقلی شوهر معتادش مورد تجاوز قرار گرفت، برای انتقام از شوهرش، او را کشت. این تجاوز توسط دو مرد در حالی صورت گرفت که شوهر این زن پس از استعمال مواد در اتاق کناری محل تجاوز خمار افتاده بود و توجهی به فریادهای همسرش نکرده بود. زن جوان که به حکم دادگاه در انتظار اجرای حکم قصاص است در گفتگو با مددکار اجتماعی پلیس استان مرکزی سرنوشت شوم خود را تعریف کرد. وی گفت
نقشه شوم مادر و دختر برای عروس کرمانی شان / راز 21 ساله لو رفت!
صبح دیروز زن میانسالی به دادسرای امور جنایی تهران رفت و برای پیدا کردن دختر 21 ساله اش از قاضی مرشد لو، بازپرس شعبه هفتم درخواست کمک کرد. او گفت: 21 سال قبل دخترم را در یکی از بیمارستان های شمال تهران به دنیا آوردم، اما خواهر شوهر و مادر شوهرم نوزادم را دزدیدند و مدعی شدند که بچه ام فوت کرده است. چهار ماه قبل، اما متوجه شدم که دخترم زنده است به همین خاطر به دادسرا آمدم و از مادر شوهر و خواهر
معمای 21 ساله یک نوزاد
ادامه زندگی به انگلیس برویم. اما من همیشه با این موضوع مخالف بودم. من کشورم را دوست دارم و هیچ وقت به زندگی در خارج از کشور راضی نشدم. البته همسرم بالاخره تسلیم خواسته خانواده اش شد و به انگلیس رفت. الان همسرتان در انگلیس زندگی می کند؟ بله. البته من 9 سال پیش از او جدا شدم. او می خواست با هم از کشور خارج شویم و من قبول نکردم. در نهایت هم او به انگلیس رفت. من هم غیابی از او طلاق
دوستم رازی را در مورد زنم بر ملا کرد که خشکم زد!
احساس می کردم او ستاره بخت و اقبال من است و بالاخره روزی با او ازدواج می کنم اگرچه گردونه چرخ روزگار به گونه ای چرخید که بالاخره سال گذشته آن دختر از همسرش طلاق گرفت و من او را به عنوان همسر دوم به عقد موقت خودم درآوردم اما حرف هایی درباره او شنیدم که از شدت عصبانیت با او درگیر شدم که در این گیرودار دختر 5 ساله اش را کشتم و اکنون... مرد 38 ساله ای که به اتهام کودک آزاری و قتل دختر 5
اولین گفتگو با برد پیت بعد از جدایی از آنجلینا
"عجیب و غریب" می گذارد. او در حال گفتگو لحظه ای کاملاً بی حرکت و لحظه ای بعد کمی عصبی و درمانده به نظر می رسد، چون به مسافری رفته بود که قصد نداشت برود، اما قبول می کند که این کار "خود کرده" بود. بدترین اتفاق سپتامبر گذشته در حضور مردم افتاد. وقتی او با هواپیمای خصوصی به لوس آنجلس پرواز می کرد، مشاجره ای بین او و یکی از شش فرزندش، مدوکس 15 ساله، گزارش شد. یک ناشناس با مقامات تماس گرفته
سوگند می خورم از بغدادی تبعیت می کنم!
، به همراه دختر دو ساله اش نزد قاضی جمعه علی رفته اند. او در مورد همسرش ریحان می گوید: زیباترین زن موصل بود. وقتی داشتیم از یک اردوگاه پناهجویان به خانه مان در مناطق آزاد شده شرق موصل برمی گشتیم، او به ضرب گلوله یک تک تیرانداز کشته شد. همسر نوح باردار بود. او می گوید که می تواند همه چیز را اثبات کند. او مادر خودش و دو نفر دیگر را هم به عنوان شاهد به دادگاه آورده است. دولت عراق قول داده
درگیری مرگبار مستاجر و صاحبخانه
درگیری مستاجر با صاحبخانه به دلیل مسائل غیراخلاقی به قتل صاحبخانه منجر شد. مهر 94 وقوع یک فقره نزاع منجر به جرح به ماموران پلیس تهران اطلاع داده شد. چهار مرد جوان با هم درگیر شده و یکی از آنها پس از اصابت چاقو به بیمارستان منتقل شده بود. او پس از چند ساعت جان باخت تا پرونده یک قتل پیش روی کارآگاهان قرار گیرد. برادر مقتول گفت: در خانه خوابیده بودم که صدای داد و فریاد شنیدم. مستاجرمان و
بولتن سینما و تلویزیون: واهمه تلویزیون از مردم/ مورد عجیب عاشقانه/ این فیلم زنان جهان است
دست شکارچیان گرفتار می شود. او به نقطه ای دور انتقال پیدا می کند. در راه دختر بچه ای او را پیدا می کند و از او نگهداری می کند. بعد از چندین سال یک پرنده شناس بلو را می بیند و از دختر می خواهد که بلو را به آزمایشگاه او ببرند.... **** فیلم سینمایی مجرد چهل ساله به کارگردانی شاهین باباپور ، جمعه 22 اردیبهشت ماه ساعت 17:30 از شبکه دو سیما پخش خواهد شد. این فیلم زندگی
قاتلی که از ترس اعدام کاری کرد که به زندان بیفتد!/ قاتل زن ثروتمند از قصاص گریخت
دریافتند مقتول ساعتی قبل با پسری به نام یوسف -26 ساله- درگیر شده و ضارب پس از قتل گریخته است.یوسف 9 سال تحت تعقیب پلیس قرار داشت تا اینکه اوایل سال قبل ردپای او در یکی از زندان های استان تهران شناسایی شد. یوسف پس از انتقال به اداره آگاهی و در بازجویی به قتل فرهاد اعتراف کرد. محاکمه این زندانی صبح دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری که به ریاست قاضی زالی و قاضی اسلامی- مستشار دادگاه- تشکیل جلسه
خفاش شب شوش دستگیر شد/ اثر انگشت مرد زندانی راز قتل را برملا کرد
او فوت کرده، مخفی شدم و با اسم جعلی زندگی کردم تا این که به جرم حمل مواد مخدر به زندان افتادم، که شناسایی شدم. متهم در آخرین دفاع خود نیز گفت: من قصد قتل نداشتم. می خواستم چاقو را به دستش بزنم.در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند تا رای نهایی را صادر کنند. دستگیری خفاش شب شوش مرد شیطان صفت مشهور به خفاش شوش که چهار زن را در جاده شوش اهواز ربوده و مورد آزار و اذیت
قاتلی که در زندان مخفی شده بود
رفتم اما یک روز بعد فهمیدم که او به قتل رسیده است. به همین دلیل از ترس به سوادکوه فرار کردم و در ادامه مدام محل زندگی ام را تغییر می دادم تا اینکه به اتهام قاچاق مواد مخدر دستگیر شدم اما خودم را با نام دیگری معرفی کردم و هیچ کس متوجه نشد که من به خاطر قتل تحت تعقیب هستم. تا اینکه چند ماه قبل بالاخره با انگشت نگاری رازم برملا شد. با پایان دفاعیات متهم ختم جلسه اعلام شد. =