سایر منابع:
سایر خبرها
ورود عشق علی به خانه های شیعیان علی
مهدی خلیلی گروه مقالات: گفته اند رهگذری شبانه چند بار بیهوشی مستانه حضرت علی (ع) را در حالت راز و نیاز می بیند و سراسیمه به فاطمه، همسر مهربان و بزرگوارش خبر می آورد که علی از دنیا رفت و فاطمه که آشناترین همسایه ی روح علی است با تبسمی پاسخ می دهد: این قصه ی هر شب اوست. رسول اکرم درباره ی ایشان می فرمایند: علی دوست خداست. علی آیه های قرآن است. علی راه مستقیم است. تجلی گاه نور
حلقه عرفان؛ از خداشناسی تا به شیطان رسیدن
خوابیدم و درسم را هم رها کرده بودم چون حال روحی من بد بود و نمی توانستم در کلاس حاضر شوم؛ 5 ترم مرخصی گرفتم؛ در طول 24 ساعت خوابم خیلی کم شده بود؛ افسردگی شدید گرفته بودم و از صبح تا شب فقط گریه می کردم. کنترل گریه دست خودم نبود، دچار حالت تهوع بودم و گفته می شد که جن و ارواح سرگردان در حال خروج از بدن تو هستند؛ من در حال خود نبودم و بیشتر اوقات قرص آرام بخش مصرف می کردم، یعنی نه غذا می خوردم نه
روایتی دردناک از کودکان بخوری
آرام کردن و خواباندن کودک خود از متادون یا سایر مخدرها و محرک ها استفاده می کند، عنوان کرد: در چنین شرایطی مادر نیز همچون فرزند خود از سرما، گرما، گرسنگی و ... در رنج است و این عمل را راهکاری برای آرام کردن کودک خود می داند، اما اگر مادر تحت درمان قرار گرفته و با فرزندش در اماکن امن به سر برد، فرزند او نیز از شرایط مناسبی برخودار خواهد شد. مرجع: ایلنا
برای درمان فرزندانم درمانده ام/ نارسایی کلیوی؛ پسرم را از ادامه تحصیل بارداشت
1394/4/14 - 16:44 470505 اکبر زاهدی، پدر دانش آموزی که نیاز به پیوند کلیه دارد در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در بندرعباس می گوید؛ اصولا آدم قانعی هستم و خانواده ام نیز این گونه اند. با داشتن هفت فرزند، در شرکت مخابرات به صورت قراردادی و با حقوق ماهیانه 800 هزار تومان مشغول به کارم. وی ادامه می دهد؛ روزگار بر وفق مراد بود و با کم و کاستی های زندگی کنار آمده بودیم تا
به هربهانه ای به گلزارشهدامی روم/مسئولین نشانی خانه ما را گم کرده اند!/چشم انتظاری مادرشهیدگمنام اردکانی ...
به گزارش یزد رسا ، عصر یک روز گرم رمضان، مهمان خانواده شهید رضا کارگر شدیم. با همه هماهنگی ها ولی نیم ساعتی دیر رسیدیم. وقتی به خانه ی مادر شهید رسیدیم با کسی مواجه شدیم که انگار عادت کرده است به چشم انتظاری و از تاخیر ما چیزی نگفت اما خواهرش که به قول خودش همدم تنهایی هایش هم هست و مادر یک شهید از اینکه تاخیرمان زیاد شده بود دل خوشی نداشت. صحبت را با آنها شروع کردیم و همان اول دریافتیم که
2400 یتیم زیر 18 سال تحت حمایت کمیته امداد خراسان جنوبی
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند ، هیچ لذتی بالاتر از آن نیست که باری از دوش مردم برداری، غم را به شادی تبدیل کنی، نور امید در دل های نامیدان و محرومان ایجاد کنی و غم از چهره غمگساران دور گردانی و لبخند شادی و امید برلبان یتیمان جاری کنی. رسیدن به بلندی عزت وآسایش دنیا وآرامش عقبی در گرو گشودن آغوش خدمت ورحمت به سوی بی پناهان، نیازمندان و کشیدن دست پرمهر ونوازش برسریتیمان است.
ماجرای 2 جاسوس معاویه برای امام حسن
نیزه را از دست وی گرفت و شکمش را با آن پاره کرد. ظبیان بن عماره یکی دیگر از یاران حضرت بینی آن مرد را برید و در اثر آن جان داد. فرد دیگری که به جراح کمک می کرد، دستگیر و به قتل رسید و بدن مجروح امام مجتبی(ع) را بر تختی به مدائن انتقال دادند. 13- امام برای آخرین بار با سپاهیان سخن گفت و برای آگاهی از مقاصد یارانش با آنان اتمام حجت کرد. حضرت فرمود: خواری و ذلت و تعداد اندک سپاه، ما را از
مشوّقات ازدیاد جمعیّت در متون دینی
عقیق :محمد مصطفوی در وبلاگ "گلی از گل های بهشت" نوشت: خلاصۀ مقالۀ مشوّقات ازدیاد جمعیّت، در آیات و روایات: 1) مباهات پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله و سلّم به کثرت جمعیّت امّت اسلام 2) فوائد و برکات فرزندان برای پدر و مادر الف: فرزند صالح: مایۀ سعادت والدین ب: فرزند صالح: گیاهی سبز و معطّر از گیاهان سبز و معطّر بهشت ج: فرزند صالح: مایۀ انس و آرامش والدین د
کتابی برای نامیرایی حتی با دست های بسته
روزهای ما. میزان دید پایین آمده. مسیر راست و چپ مشخص نیست. در این فضای غبار آلود ربیع و سلیمه دست در دست یکدیگر از این سو به آن سو می روند. زوج جوان جویای حقیقتی که در آغوش خانواده هایی بزرگ پرورش یافتند و دلداده هم شدند. ربیع با وجود یتیمی دل به دختر عمر بن حجاج، سردار اسلام بست تا با حمایت او به خونخواخی پدر برخیزد. به دنبال شخصیت های کتاب کوچه پس کوچه های کوفه و قبیله های بنی کلب و مذحج را گز
گپی با خانواده شهید امیر درتومیان غواص در عملیات کربلای 4
کنی که آهنگ لبخندش تلخ تر از مویه های شبانه اش است. کهولت سن گاهی او را مجبور می کند بریده و شمرده سخن گوید. سخن از فرزندش، پسری که در چشم مادر 18 بهار را بیشتر تجربه نکرده بود. خدیجه نودهی وقتی اسم امیر را بر زبان می آورد گویی طعم شیرین خنده بر لبانش نقش می بندد اما تداعی خاطرات و نبود فرزند، اندوه تنها حسی است که سال ها با او عجین شده است. مکث می کند، جز حس گرمای وجود یک مادر دریا دل برای ثانیه
مسئولیت پذیری از نتایج زندگی در مسیر الهی است
ویژه شهدا برای شناسایی رفته بود در جبهه ی سردشت بر اثر اصابت ترکش، به آرزوی همیشگی اش یعنی شهادت رسید. پیکر مطهّرش پس از انتقال به زادگاهش مشهد، درتاریخ 1362/4/9 و با حضور باشکوه مردم تشییع و در بهشت رضای مشهد به خاک سپرده شد. مادر بزرگوار شهید پس از شنیدن خبر شهادت فرزندش چنین می گوید: هنگامی که ازشهادتش مطّلع شدم، گفتم: فرزندم فدای امام حسین(ع). از خداوندطلب صبر نمودم و خداوند نیز به من
زیرکی پسر 11 ساله برای آشتی دادن پدر و مادرش
حرف ها را از پسرم شنیدم بشدت شوکه شدم. نمی توانم باور کنم یک مادر چند سال فرزندش را آزار بدهد. برای همین به دادگاه آمده ام تا هرچه زودتر حضانت فرزندم را از مادرش بگیرم. در این لحظه زن جوان به قاضی گفت: آقای قاضی باور کنید من هیچ وقت پسرم را آزار ندادم. من یک مادرم مگر می شود پسر خودم را آزار بدهم و او را کتک بزنم. روزی که از شوهرم جدا شدم با کلی گریه و التماس و عذاب توانستم حضانت فرزندم