سایر منابع:
سایر خبرها
ببخش تا بخشده شوی !
این گزارش که در روز پانزدهم تیر 1394 هجری خورشیدی به قلم فاطمه یارمحمدی انتشار یافته، می افزاید: اولیای دَم مقتولی، قاتل جوان فرزندشان را به حرمت حضرت علی اکبر(ع) می بخشند، تا بتواند گذشته خود را جبران کند. مادر مردجوانی که دردرگیری کشته شده است، طناب دار را از گردن قاتل او درمی آورد و می گوید که نمی خواهد مادر دیگری عزادار شود. والدین مرد جوان، پول دیه فرزند کشته شده خود را به ساخت مدرسه
ورود عشق علی به خانه های شیعیان علی
مهدی خلیلی گروه مقالات: گفته اند رهگذری شبانه چند بار بیهوشی مستانه حضرت علی (ع) را در حالت راز و نیاز می بیند و سراسیمه به فاطمه، همسر مهربان و بزرگوارش خبر می آورد که علی از دنیا رفت و فاطمه که آشناترین همسایه ی روح علی است با تبسمی پاسخ می دهد: این قصه ی هر شب اوست. رسول اکرم درباره ی ایشان می فرمایند: علی دوست خداست. علی آیه های قرآن است. علی راه مستقیم است. تجلی گاه نور
حلقه عرفان؛ از خداشناسی تا به شیطان رسیدن
خوابیدم و درسم را هم رها کرده بودم چون حال روحی من بد بود و نمی توانستم در کلاس حاضر شوم؛ 5 ترم مرخصی گرفتم؛ در طول 24 ساعت خوابم خیلی کم شده بود؛ افسردگی شدید گرفته بودم و از صبح تا شب فقط گریه می کردم. کنترل گریه دست خودم نبود، دچار حالت تهوع بودم و گفته می شد که جن و ارواح سرگردان در حال خروج از بدن تو هستند؛ من در حال خود نبودم و بیشتر اوقات قرص آرام بخش مصرف می کردم، یعنی نه غذا می خوردم نه
روایتی دردناک از کودکان بخوری
کنند، چرا که متاسفانه در کشور ما شیوه های فرزندپروری به جوانان آموزش داده نمی شود. بنابراین ما به شکل غیررسمی از پدر، مادر یا معلم خود می آموزیم. ارشد گفت: اگراین گروه از زنان در خانه های کوچک که توجه محله را جلب نمی کند فرزندان شان را بزرگ کنند و از حمایت های مشاوره ای بهره مند شده و زندگی متعارفی داشته باشند، به تدریج خواهند توانست به این سبک زندگی ادامه دهند. مدیر عامل زنان
برای درمان فرزندانم درمانده ام/ نارسایی کلیوی؛ پسرم را از ادامه تحصیل بارداشت
شدیم و پس از چند روز که او را نزد پزشک بردیم معلوم شد که او نیز کلیه اش مشکل پیدا کرده و نیاز به عمل دارد. این پدر مستاصل می افزاید: عمل علیرضا و پسرم کوچک در اصفهان انجام شد و تا یک سال حالشان بهتر شده بود ولی ناگهان بیماری هر دو فرزندم دوباره عود کرد و پس از مراجعه به پزشک متخصص متوجه شدیم که هر دو، کلیه های خود را از دست داده اند و باید تحت عمل جراحی قرار گیرند. وی می گوید
به هربهانه ای به گلزارشهدامی روم/مسئولین نشانی خانه ما را گم کرده اند!/چشم انتظاری مادرشهیدگمنام اردکانی ...
به گزارش یزد رسا ، عصر یک روز گرم رمضان، مهمان خانواده شهید رضا کارگر شدیم. با همه هماهنگی ها ولی نیم ساعتی دیر رسیدیم. وقتی به خانه ی مادر شهید رسیدیم با کسی مواجه شدیم که انگار عادت کرده است به چشم انتظاری و از تاخیر ما چیزی نگفت اما خواهرش که به قول خودش همدم تنهایی هایش هم هست و مادر یک شهید از اینکه تاخیرمان زیاد شده بود دل خوشی نداشت. صحبت را با آنها شروع کردیم و همان اول دریافتیم که
روحانی به نام ما و به کام دیگران شد/ مرگ؛ هدیه مرد عراقی به همسر ایرانی/ علیخانی بغض کرد، رامبد خندید
بدتر از خودش که مجبور است برای زنده نگه داشتن عزیزش پول جور کند بفروشد!!! هر چقدر هم که خودت را به ندیدن و نشنیدن بزنی هر قدر هم که رویت را آنطرف کنی که نبینی چه اتفاقاتی در زیر پوست شهری که زندگی می کنی جریان دارد، باز هم نمی توانی فراموش کنی، نمی توانی راحت و آسوده سربربالین بگذاری در حالی که می دانی آن بیرون یکی دست به دعا برداشته تا مشتری ای برای کلیه اش جور شود چون تنها مدت کمی به ازدواج فرزندش
2400 یتیم زیر 18 سال تحت حمایت کمیته امداد خراسان جنوبی
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند ، هیچ لذتی بالاتر از آن نیست که باری از دوش مردم برداری، غم را به شادی تبدیل کنی، نور امید در دل های نامیدان و محرومان ایجاد کنی و غم از چهره غمگساران دور گردانی و لبخند شادی و امید برلبان یتیمان جاری کنی. رسیدن به بلندی عزت وآسایش دنیا وآرامش عقبی در گرو گشودن آغوش خدمت ورحمت به سوی بی پناهان، نیازمندان و کشیدن دست پرمهر ونوازش برسریتیمان است.
ماجرای 2 جاسوس معاویه برای امام حسن
خویش را بر وصیت خود گواه گرفت و آنگاه کتاب و سلاح را به امام حسن(ع) سپرد و به او فرمود: پسرم! رسول اکرم(ص) به من فرمان داده تا تو را وصی خود قرار دهم و کتب و سلاحم را به تو بسپارم، همان گونه که رسول خدا(ص) مرا وصی خود قرار داد و کتب و سلاح خویش را به من سپرد و به من دستور داد به تو فرمان دهم هرگاه نشانه های مرگ را در خود دیدی این امانت ها را به برادرت حسین بسپار. حضرت در نامه ای نوشته است: شما و
مشوّقات ازدیاد جمعیّت در متون دینی
عقیق :محمد مصطفوی در وبلاگ "گلی از گل های بهشت" نوشت: خلاصۀ مقالۀ مشوّقات ازدیاد جمعیّت، در آیات و روایات: 1) مباهات پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله و سلّم به کثرت جمعیّت امّت اسلام 2) فوائد و برکات فرزندان برای پدر و مادر الف: فرزند صالح: مایۀ سعادت والدین ب: فرزند صالح: گیاهی سبز و معطّر از گیاهان سبز و معطّر بهشت ج: فرزند صالح: مایۀ انس و آرامش والدین د
کتابی برای نامیرایی حتی با دست های بسته
روزهای ما. میزان دید پایین آمده. مسیر راست و چپ مشخص نیست. در این فضای غبار آلود ربیع و سلیمه دست در دست یکدیگر از این سو به آن سو می روند. زوج جوان جویای حقیقتی که در آغوش خانواده هایی بزرگ پرورش یافتند و دلداده هم شدند. ربیع با وجود یتیمی دل به دختر عمر بن حجاج، سردار اسلام بست تا با حمایت او به خونخواخی پدر برخیزد. به دنبال شخصیت های کتاب کوچه پس کوچه های کوفه و قبیله های بنی کلب و مذحج را گز
گپی با خانواده شهید امیر درتومیان غواص در عملیات کربلای 4
کنی که آهنگ لبخندش تلخ تر از مویه های شبانه اش است. کهولت سن گاهی او را مجبور می کند بریده و شمرده سخن گوید. سخن از فرزندش، پسری که در چشم مادر 18 بهار را بیشتر تجربه نکرده بود. خدیجه نودهی وقتی اسم امیر را بر زبان می آورد گویی طعم شیرین خنده بر لبانش نقش می بندد اما تداعی خاطرات و نبود فرزند، اندوه تنها حسی است که سال ها با او عجین شده است. مکث می کند، جز حس گرمای وجود یک مادر دریا دل برای ثانیه
چطور به مادرم کمک کردم از کره شمالی فرار کند؟
. تمام منطقه در بن بست بود. آن مرزبان به مین هو گفت که همان جا بماند و همراهش نیز جایی نرود تا او دیده بانی دهد. در آن لحظه مادر گفت شب به خیر و دور شد. مین هو گفت که آن ها دوباره تا قبل از سحر تلاش خواهند کرد. مین هو و مادرم به چانگبای برگشتند و من هم به هتل رفتم. انگار به سرعت خوابم برده بود، زیرا با صدای زنگ گوشی بیدار شدم. مین هو بود: ساعت شش آنجا خواهیم بود. من یک دقیقه بعد جلوی هتل
نامه پر از خشم یک کارگردان تئاتر خطاب به دیگر اهالی هنر: پای حرف هر کدام تان نشستم، دو به هم زنی کردید
تمام شده، دوست دارم شاعر سرگردانی شوم که از کشوری به کشور دیگر آوارگی می کند، دوست دارم جغرافیای ویژه ای نداشته باشم! با اینکه می دانم هر کسی که رفته است میزان بسیاری از نبوغ و خلاقیتش را از دست داده! چون هرچه دارد را از خاک و ریشه هایش گرفته! اما با ایمان به همه این حرف ها می روم و قبل از رفتنم همه چیز را می سوزانم! تا آنجا که از دستان کوتاهم برمی آید! می سوزانم: هر که و هرچه ناحق است! این کار را
مسئولیت پذیری از نتایج زندگی در مسیر الهی است
ویژه شهدا برای شناسایی رفته بود در جبهه ی سردشت بر اثر اصابت ترکش، به آرزوی همیشگی اش یعنی شهادت رسید. پیکر مطهّرش پس از انتقال به زادگاهش مشهد، درتاریخ 1362/4/9 و با حضور باشکوه مردم تشییع و در بهشت رضای مشهد به خاک سپرده شد. مادر بزرگوار شهید پس از شنیدن خبر شهادت فرزندش چنین می گوید: هنگامی که ازشهادتش مطّلع شدم، گفتم: فرزندم فدای امام حسین(ع). از خداوندطلب صبر نمودم و خداوند نیز به من
زیرکی پسر 11 ساله برای آشتی دادن پدر و مادرش
حرف ها را از پسرم شنیدم بشدت شوکه شدم. نمی توانم باور کنم یک مادر چند سال فرزندش را آزار بدهد. برای همین به دادگاه آمده ام تا هرچه زودتر حضانت فرزندم را از مادرش بگیرم. در این لحظه زن جوان به قاضی گفت: آقای قاضی باور کنید من هیچ وقت پسرم را آزار ندادم. من یک مادرم مگر می شود پسر خودم را آزار بدهم و او را کتک بزنم. روزی که از شوهرم جدا شدم با کلی گریه و التماس و عذاب توانستم حضانت فرزندم