سایر منابع:
سایر خبرها
حمله پلنگ به خودرو گردشگران
شریان نیوز: "کورتیس پلوم" راهنمای تور گردشگری پارک حیات وحش "کروگر" در افریقای جنوبی پس از آنکه این گربه سان خطرناک را کنار جاده دید خودرو را متوقف کرد تا گردشگران او را تماشا کنند و عکس بگیرند. لحظاتی بعد اما پلنگ که از حضور گردشگران راضی نبود به طور غیرمنتظره ای به اتومبیل حمله می کند و سعی می کند از جلوی آن بالا آمده و داخل شود. گردشگران وحشت زده شروع به جیغ و فریاد می کنند و کورتیس
محسن چاوشی بالاخره به حرف آمد (1)
گیرمان بیاید و بعد هم باید پنج طبقه این پیت های سنگین را می بردیم بالا. فصل گرم سال هم سیلندر گاز یکی از دغدغه های اصلی بود. هر چندروز یک بار سیلند گاز می آوردند که آن هم بساطی داشت برای خودش. حالا که دارم فکر می کنم می بینم از وقتی خودم را شناختم چیزی که بیشتر از همه آزارم می داد دیدن فقر مردم بود. فقر فرهنگی، مالی، اجتماعی و... کودکی چطور می گذشت؟ تنها سرگرمی ما فوتبال بود یا
شهیدی که هنوز نفس می کشد +تصاویر
دعای خیر مردم ایشان زنده ماندند و علائم حیاطی خود را به دست آوردند، که به عقیده من بعد از امام خمینی(ره) که در بستر بیماری مردم خیلی برایش دعا کردند، سید از معدود کسانی بود که مردم آن قدر برای سلامتی ایشان دعا می کردند. دلیل زنده ماندن آقا سید این است تا افراد با دیدن ایشان از راه منحرف بازگردند همسر سید نور خدا موسوی افزود: به عقیده من دلیل زنده ماندن آقا سید می تواند پس دادن
6 روز اسارت معاون بانک ملی در غار
ششم تیرماه امسال روز خوبی برای احمد مجیدی معاون بانک ملی اشنویه نبود. عقربه ها ساعت 7 صبح را نشان می داد که او مانند روزهای قبل از خانه اش بیرون آمد، غافل از این که چند مرد مرموز نقشه هولناکی را برای ربودنش طراحی کرده اند. از خانه که خارج شد هنوز چند قدم بیشتر برنداشته بود که یک تاکسی در مقابل پایش توقف کرد. راننده ماسک فصلی زده بود و سعی می کرد با خونسردی به رانندگی اش ادامه دهد تا
پشت سخن بزرگان مخفی نشوید!
مداقه روی همین رفتار . با این مقدمه کوتاه، بروم سر اصل مطلب. این یکی را گمانم رئیس قوه مقننه با ما هم رای باشد که زنجیره ای ها، مصداق بارز فی قلوبهم مرض اند و الا، عصر اصلاحات، آن همه نامردی نمی کردند در حق سیمای لاریجانی و آن همه کاریکاتور ایشان را آن هم نه در اوج هنر بلکه در نهایت وقاحت نمی کشیدند! رسما فحش می دادند به رئیس وقت تلویزیون! من حالا کاری به عملکرد زنجیره ای ها در بازه
رضایی: اگر صدام یا مسعود رجوی در انتخابات روبه روی من بودند بیش از 30 میلیون رای می آوردم
. *البته گفته می شود رهبری در ابتدا با خروج شما از سپاه موافقت نکردند این حرف درستی نیست. من سه سال بود که از خدمت ایشان تقاضا کرده بودم. ایشان فرموده بودند صبر کن، من خودم شما را خبر می کنم. بعد از سه سال ایشان ما را خبر کردند گفتند حالا بیایید استدلال هایتان را برای من بگوئید، اگر قانع شدم موافقت می کنم و اگر قانع نشدم باید به عنوان فرمانده سپاه باشید. جلسه ما یک ساعت و چهل پنج
ماه مبارک رمضان در الجزایر
/> الجزایری ها امسال به دلیل اینکه ماه مبارک رمضان یک روز قبل از تعطیلات اخر هفته یعنی پنجشنبه و جمعه آغاز شد بسیار خوشحال بودند زیرا اغلب آنها تمایلی ندارند در طول این ماه کار کنند وبیشترشان تا دقایق اخر پیش از اذان صبح بیدار می مانند و نمی تواند صبح برای رفتن به سر کار بیدار شوند. در ماه رمضان فعالیت کاری در الجزایر کاهش می یابد وادارات دولتی و همه مشاغل ساعت کاری خود را تغییر می دهند
اظهارات تکان دهنده 3 قربانی تجاوز در پراید شیشه دودی
؟ از همه ماشین ها می ترسم، حتی از سوار شدن به خودروی پدرم. هنوز باور ندارم که قربانی شده ام. نامزدم همیشه تأکید داشت که سوار خودروهای آرم دار شوم و من هم حرفش را قبول داشتم. هرگز تصور نمی کردم همین یک بار اشتباه تاوان سنگینی داشته باشد. پس نامزد داری؛ او چه گفت بعد از این ماجرا؟ ترکم کرد. دعوایمان شد و هر بار به خاطر اشتباهم مرا سرزنش می کرد. گفت نمی تواند با این
فوتبالیستی که به هیچ پیراهنی تعصب ندارد
/> سال دومی که در استقلال حضور داشتم و مصدوم شدم، برایم سخت گذشت که شاید این بدترین دوران ورزشی ام به حساب می آید. از اسم خاصی خوشتان می آید؟ از اسم خاصی که نه اما اسم خودم را خیلی دوست دارم. کجا را بیشتر از همه جا برای داشتتن آرامش انتخاب می کنید؟ من فکر می کنم در هر مکانی می توان به آرامش دست یافت به همین دلیل نمی توانم مکان خاصی را برای داشتن آرامش نام ببرم.
طنز/ گزارش رسانه ها از مذاکرات وین
. (این بار خود ظریف می آید توی کادر و می گوید توافق شده ولی خبرنگار کیهان با دست راست او را خارج کادر نگه می دارد.) متاسفانه می بینیم بعضی خبرنگارها خودشون رو به شکل وزرای خارجه در میارن و میان اینجا اذیت می کنن. من به ضرس قاطع عرض می کنم که توافقی صورت نگرفته! خدانگهدار! خبرنگار آرمان: با سلام به همه همکاران خوبم در تحریریه. جای همه شما در وین خالی است. واقعا باید بودید اینجا و این صحنه ها
پیشنهاد پناهیان برای آموزش و پرورش+صوت
از دست برود! از بس که حضرت تلاش می کرد این بچه سلامت خود را پیدا کند. کمی بعد، یک دفعه ای از داخل خانه، صدای شیون خانم ها بلند شد و فهمیدیم که بچه از دنیا رفته است. امام(ع) به داخل رفتند و آنها را آرام کردند و برگشتند و با حالتی بشّاش و خنده رو با دیگران برخورد کردند. اصحاب با تعجب پرسیدند: فرزند شما سلامتی خودش را به دست آورد؟ حضرت فرمود: نه! از دنیا رفت. اصحاب گفتند: بعد از آن همه نگرانی و
پیشنهاد سپاهان جدی نشد / من نیمکت نشین نمی شوم
داد: من پرورش یافته مکتب سایپا هستم. بیش از ده سال در این تیم بودم. سایپایی ها مرا می خواستند و چون سرباز شدم مجبور به جدایی شدم و مخالفت نکردند. در غیر این صورت آقای جلالی موافق جدایی من نبود. اخباری در مورد مذاکراتش با سپاهان گفت: پیشنهاد خوبی بود که خیلی جدی نشد. در واقع می توانستم خودم را سرباز نگه دارم ولی پیشنهاد تراکتورسازی جدی بود و من هم تصمیم گرفتم حالا که این تیم در آسیا سهمیه
از عملیات روانی علیه بعثی ها تا تبلیغ با لباس روحانیت
"الخمینیون" در سمنان، چگونگی اعزامش به جبهه و تبلیغ در جبهه ها با لباس روحانیت و ... پرداخت که در ادامه این مصاحبه خواندنی از نظرتان می گذرد: ** ماجرای تشکیل گروه انقلابی الخمینیون در سمنان از چه زمانی روحیه تشکیلاتی در وجود شما شکل گرفت؟ کواکبیان: از ابتدا روحیه تشکیلاتی داشتم و به دنبال ایجاد تشکل و ساماندهی احزاب بودم و قبل از اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی برسد و
روزبه چشمی : آمدن به استقلال بزرگ ترین ریسک ممکن بود
سه شنبه 16 تیر 1394 0 بالاخره روزبه چشمی را بازیکن استقلال بدانیم یا صبا؟ بازیکن استقلال بدانید چون ما همه جوره توافق کردیم و برای نهایی شدن این اتفاق تنها یکسری کارهای اداری مانده است. وقتی باشگاه صبا با استقلال به صورت کتبی مکاتبه می کند و پول می گیرد یعنی رضایت داده که من جدا بشوم. اما صبایی ها مدعی اند تو هنوز رضایتنامه نداری؟ اتفاقاً من روزی با استقلال قرارداد بستم ک
مدیر اماراتی؛ دومین متهم دکل گمشده/ آقای روحانی! صلح امام حسن(ع) را یاران خائن تحمیل کردند/ توافق هسته ...
بررسی آخرین موارد اختلافی برگزار شد و بعد از پایان جلسه، معاونان و سایر اعضا به سرعت کار روی متن ها و موارد اختلافی را از سر گرفتند، اما مشخص نیست آیا در نشست عمومی وزرا راه حلی بر سر موضوع به دست آمده یا نه؟ هیچ منبع خبری تمایل ندارد موارد باقی مانده و اختلافی را برشمرد. همه آنها بر باقی ماندن چند موضوع اختلافی پافشاری می کنند که حاضرند برای رفع آنها بدون توجه به زمان، مذاکره را ادامه دهند. بیش از
از گردان حبیب تا عشاق الحسین(ع)
در لشکر 27 محمدرسول الله(ص) حضور داشتم. نه صرفا برای تبلیغ بلکه در کارهای زرهی و رزمی فعال بودم. جوّ خاص جبهه و جنگ ما را خواه ناخواه به این وادی می کشاند. "حاج علی قربانی در دوران دفاع مقدس" در مجموع علاقه خاصی به مناجات دارم. البته به نظرمن روضه و مناجات وجه تکامل دهنده دارند؛ یعنی نمی توانیم بگوییم مناجات از مداحی و روضه خوانی مستقل است. برخی اعتقاد دارند مناجات و مداحی
100 نهاد دولتی طعمه خبرنگاران قلابی!
خیلی زود تحت بازجویی قرار گرفتند و به جرم خود اعتراف کردند. یکی از متهمان در بازجویی ها به پلیس گفت: نزدیک به شش ماه با نهادها و سازمان ها مکاتبه و تماس تلفنی داشتیم و در این مدت نزدیک به 140 میلیون به دست آوردیم. ما معمولاً با دفاتر مدیران کل تماس می گرفتیم و آنها هم این موضوع را به روابط عمومی ها اطلاع می دادند. بعد از آن در کمتر از 12 ساعت پولی که مطالبه کرده بودیم به حساب ما واریز می
تصویری که در کودکی از ناکازاکی داشتم فقط یک قارچ هسته ای بود
نقش بسته بود. بعد از تماشای آن عکس احساس عجییی داشتم. کاملاً عجیب و غریب. برایم عجیب بود که در دانشنامه مدرسه، ناکازاکی به شهری که بمب اتمی در آن منفجر شده، خلاصه شده است. اما در آنِ واحد احساس غرور کردم از اینکه زادگاهم به یک شهر بسیار مهم تبدیل شده بود. * آیا این اتفاق تاثیری بر نوشتن شما گذاشت؟ در تمام این مدت در غرب در حال بزرگ شدن بودم و البته در این سال ها ترس زیادی از
از شایعات چشم چپ کیگایی ها تا کمبود اکسیژن در روستا
سلامانه : گذری در راه آسفالت نه چندان هموار این روستا، به تکاپوی دریافت نام رئیس شورای شهر آنجا وامی دارد. از روبروی در خانه بهداشت کیگا که عبور می کنید، شلوغی آنجا شما را به تعجب نمی اندازد. بلکه بسته بودن در این مرکز بهداشتی است که نظرتان را جلب می کند. هر چه هم کسی را صدا می زنید، فریادتان به جایی نمی رسد. سوءتغذیه اهالی روستا رئیس شورای شهر به خبرنگار فارس می گوید: روستای ما 500 نفر جمعیت ثابت و 2000 نفر شناور دارد. چون ر
پایان خونین یک رابطه خیابانی و خیانت
خانه بیرون رفته بود. سمت آنان رفتم دیدم تلفنی ماجرای من و اکرم را برای دیگری تعریف می کند! به او گفتم چرا به اکرم زنگ زدی؟ چرا آینده ام را خراب کردی؟ در جواب گفت خوشم آمد! به وی التماس کردم که با اکرم تماس گرفته و حرف هایش را پس بگیرد اما اعتنایی نکرد. خیلی عصبانی بودم با چاقویی که همراه داشتم سه ضربه به زهره زدم. همزمان چند ضربه نیز به خودم زدم، می خواستم به زندگی خودم هم پایان دهم
توزیع کوپنی تریاک در دولت بازرگان
پیش از امام خمینی (ره) من از هیچیک از علمای اسلام، هیچ حکم فقهی در خصوص قاچاق مواد مخدر ندیده بودم ولی امام خمینی با درک صحیح موضوع، حکم به افساد فی الارض قاچاقچیان مواد مخدر دادند و با تاکید بر ضرورت نجات معتادان از اعتیاد، آن را معادل نجات اسلام خواندند. این سخنان به شکلی بود که مسیر برخورد با قاچاقچیان و معتادان را کاملاً روشن می کرد؛ مسیری که به برخورد قاطع با قاچاقچیان می بایست منجر شود و راه
جانبازی که با فروش رب به جبهه رفت
و راهی جبهه شدم و حتی آنقدر خانواده ضعیفی داشتم که پول رفتن به جبهه را هم نداشتیم و مادرم رب گوجه فرنگی پخت و با فروش آن پول جبهه رفتن فراهم گردید. وی ادامه داد: مدتی به عنوان بسیجی در جبهه بودم و بعد از آن هم از ارتش وارد جنگ شدم و 3 بار هم مجروح شدم که ترکش ها هنوز هم مرا اذیت می کند اما بنیاد شهید و امور ایثارگران تا سال 88 جانبازی مرا مورد تایید قرار نداد و چون مدارک کافی نداشتم
ناگفته های رضا رویگری 66 ساله و همسرش 25 ساله اش! (+عکس)
مصاحبه های دیگری از آنها نخوانده اید. پاسخ همه کنجکاوی های شما در دل این چند صفحه با جواب های رک، صادقانه و بی رودربایستی رویگری و همسرش داده شده است. مرام رفقا این روزها بیشتر از همه از چه چیزی دلگیر هستید؟ رضا: از اینکه سلامتی ندارم چون آدمی پرجنب و جوش بودم و این وضعیت خیلی آزارم می دهد. البته خدا را شکر حالا حالم بهتر است و خوب هم خواهم شد. گاهی شده دعوت به کار
از استقلال پیشنهاد داشتم اما چون پرسپولیسی دوآتیشه هستم به آن ها جواب رد دادم
پرسپولیس هم چنین کاری کردی؟ یک بار نیم ساعت ایستادم و تمرین کردم. حالا فصل بدنسازی که تمام شد، مطمئناً بیشتر کار خواهم کرد. الگوی تو در زدن ضربات ایستگاهی چه کسی است؟ هر بازیکنی یک روشی دارد. رونالدو یک جور می زند. داوید لوییز یک شکل دیگر و... تو شبیه کدام یک از این بازیکنان ضربه می زنی؟ من که خودم را با این ها مقایسه نمی کنم. بیشتر با شست پا و بغل
شبی با کارتن خواب های بی خواب
ها بود یک وعده غذا را جز از پشت ویترین رستوران ها یا در دست مشتریان این مغازه ها جایی ندیده بودند؛ افرادی که دلشان پر می کشید برای یک وعده غذای گرم و از آن مهم تر یک نگاه پر از مهربانی. قدمی در راه خیر خیابان ها بعد از اذان مغرب خلوت شده و اهالی شهر به خانه هایشان پناه برده اند تا در کنار خانواده شبی را در آرامش سر کنند. اتوبوس بدون هیچ ترافیکی از خیابان های جنوب شهر عبور می
پیروز ارجمند: اتوبوسی به دفتر موسیقی نیامدم
بانوان ثبت شد که کنسرت می دهند. تعامل با نیروی انتظامی خیلی موثر بود. برگزاری جشنواره ی موسیقی نواحی در کرمان. در نهایت همه ی این کارها با بودجه ی ناچیز انجام شد. امروز که پیروز ارجمند از دفتر موسیقی می رود، از کسی دلگیر است؟ ذاتا اهل گله نیستم. ته قلبم به عنوان هنرمند خرسندم؛ اما اگر می خواهید صادقانه بگویم، در جایگاه یک مدیر هنوز کارهای انجام نشده داشتم. می خواستم این درخت را به بار برسانم، اما شرایط فراهم نبود که بمانم. انتظار انصاف و عدالت بیشتری داشتم. چیزی که خودم در این اتاق همیشه رعایت کردم. ...
نخستین زنان موتورسوار در ایران
خطرناک است و ممکن است دچار آسیب شوی اما کم کم با مشاهده اینکه تمام خانواده ما اصول ایمنی را رعایت می کنند از شدت نگرانی هایش کم شد. آسیب دیدگی هم در این راه داشتید؟ نظیفی: فقط یک بار به حرف مربی ام گوش نکردم و همین باعث شد که دستم بشکند اما خدا رو شکر مشکل جدی برایم ایجاد نشد. گفته بودید که شما نخستین بانوی موتورسوار ایرانی هستید. نظیفی: بله، البته چند وقت
محسن رضایی می گفت قوی تر از متوسلیان نداشتیم
روز رفتم و آرم تاج آن را کندم و از پایه آن جدا کردم. دیدیم چند نفر از مردم آمدند، تشکر کردند و گفتند تا قبل از این که شما بیایید، شبی 10 هزار گلوله این جا شلیک می شد. اما دیشب ما راحت خوابیدیم. روز بعد برادران گردان دو سپاه پادگان ولیعصر(عج) را دیدم که تفنگ بر دوش در چهار راه اصلی کامیاران جاروی سوپوری به دست گرفته بودند و داشتند خیابان ها را جارو می کردند. می توان گفت که این شروع
کویتی پور: دردهایم را فریاد زده ام
این غم من را به معرفت سوق داد. من به همه سبک های موسیقی در سراسر دنیا اعتقاد دارم و هر گاه قطعه ای می شنوم، وظیفه خودم می دانم که تا پایان آن قطعه را بشنوم. در تمام این سال ها وقتی کسی خبری از ما می گرفت، می گفتیم: هر چی عشق داشتم را از من گرفتند . متاسفانه در دنیای هنر ما، مافیا حرف اول را می زند و دیگر نه سلیقه ای مانده و نه کسی دل می سوزاند. با این سکوت می خواستم به نوعی از همه فاصله
داستان جالب خواننده شدن یک ستاره
تا به خانه اش بروم. بعد رو به من کرد و گفت می بینم که مشکل داری... تو الآن به کمک نیازمندی. خیلی استرس داری. عصبی هستی و من فقط می خواهم به تو کمک کنم بفهمی که می توانی تنها روی یک چیز تمرکز کنی و آن چیز، صدای تو و خواندن توست. حرفهای او تاثیر زیادی داشت. من فقط نشسته بودم و نصایح او را یادداشت می کردم. ارتباط ما ادامه پیدا کرد و هر چند سال یک بار به او می گفتم خانم پرایس آیا ممکن است یک جلسه دیگر مشاوره داشته باشم؟“ منبع: یورو نیوز