سایر منابع:
سایر خبرها
پزشکی که بیمارانش را مجانی درمان می کند +تصاویر
بسیج مسجد مصطفی خمینی(ره) می رسانم آنجاست که متوجه می شوم آگهی دیوار "سرکاری" نیست. خانم دکتر دباغیان با مهربانی نشسته است توی یک اتاق و بیماران سالمند، یتیم و شاید مستمند را مداوا می کند.آن لحظه است که مهربانی را زیر پوست شهرم می بینم. بیماری دختر سه ساله ام را از من گرفت خانم دکتر الهام دباغیان در شهر قم به دنیا آمده و روزهای زندگی اش را در جوار حرم عمه سادات می گذراند. مگر
برنامه های ویژه شب های قدر رادیو اعلام شد
کارشناس مجری، حجت الاسلام حمید احمدی مدیرکال آموزش و نماینده مقام معظم رهبری در حج و زیارت و نیز حجت الاسلام سید حسن پور موسوی استاد حوزه و دانشگاه و مداح اهل بیت(ع) به موضوع شهادت حضرت علی(ع) می پردازد.ویژه برنامه های "شهید عدالت" کاری از گروه کسب و کار به تهیه کنندگی محمد جوادی نژاد در دو قسمت روز چهارشنبه ساعت 22:00 به مدت 120 دقیقه روز جمعه ساعت 10:00 به مدت 115 دقیقه از رادیو اقتصاد پخش می شود
آخرین میخ ها بر تابوت صنایع دستی قم
شود. وی بیان کرد: من به صورت حضوری مشکل نبود مکانی برای عرضه صنایع دستی را به سه رییس میراث فرهنگی آقایان مهدی متقیان، علیرضا ارجمند و عیسی رضایی و دو معاونت این سازمان آقایان مهدی نصر و بحرینی و آقای سید مهدی صادقی استاندار فعلی و معاونت سابق وی آقای محرری مطرح کردم که هنرمندان این رشته مکانی برای عرضه تولیداتی که در خانه غباری از خاک بر روی آن ها نشسته را ندارند اما هیچ کس اقدامی نکرد
از تلاشی شدن باند جعل اسکناس تا نجات از دست گروگانگیران
هدف بهبود وضعیت بهداشت محیط مراکز و رعایت بهداشت فردی و مواد غذایی بازدید می شود. نجات طلبه خاشی از دست گروگانگیران سه سارق دیگر نیز تحت تعقیب نیروهای انتظامی قرار دارند طلبه خاشی خود را از دست گروگانگیران نجات داد . نذیراحمد ریگی استاد حوزه علمیه اهل سنت مخزن العلوم خاش گفت : طلبه مخزن العلوم خاش (جان محمد حیدری) که مدت 20 روز پیش بدست افراد شرور، با هدف اخاذی به
قالیباف واقعا یک سیاستمرد نیست؛ این بنده خدا بازی خورد / نمی توان احمدی نژاد را غیراصولگرا دانست / باهنر ...
نوع امنیت پایدار دست یافته و احساس آرامش می کند . بخصوص بعد از تلاطمات و آشفته بازاری که در دوره آقای احمدی نژاد بود این هم برای مردم دستاورد مهمی محسوب می شود. اینکه دولت موفق شده قدرت خرید مردم را در حد بضاعت ثابت نگه دارد ، به این معنا که هر روز دچار دست انداز روحی و نگرانی نباشند که توان خریدشان 10 تا 20 درصد کاهش پیدا کند. یا اگر در جایی افزایش قیمتی بوده، پا به پای آن بخصوص نزد طبقات حقوق
چند خبر از صدا و سیما
روایت اولین روحانی شهید مدافع حرم در مستند در امتداد فلق در مستند امروز در امتداد فلق به کارگردانی قاسم خدابندلو، زندگی نخستین روحانی مدافع حرم که قبل از شهادت بعنوان روحانی مستقر در مناطق محروم کشور به هموطنان خدمت می کرده را به تصویر می کشد. به گزارش روابط عمومی شبکه یک، شهید حجت الاسلام محمد مهدی مالامیری روحانیون 30 ساله و جوان حوزه علمیه قم بود که برای خدمت به مردم به
اسامی که افراد از داشتن آن خجالت می کشند
امان از وقتی که قرار باشد فرزندی که در راه است اولین و آخرین فرزند باشد. اینجاست که مساله انتخاب اسم مشکل ساز خواهد شد؛ زیرا این مساله مربوط به اختلاف سلیقه والدین در انتخاب اسم برای تنها فرزندشان است. البته این روزها کمی این مساله تعدیل شده، اما هنوز می توان آن را بین خانواده ها و فامیل ها مشاهده کرد، گاهی برای پیش نیامدن این دلخوری ها پدر و مادر مجبور می شوند دل همه را به دست بیاورند
استاد ادبیات:نتیجه سخت گیری تحصیلی پرورش شخصیت هایی چون زرین کوب است
/> * آقای دکتر لطفاً از سابقه آشناییتان با مرحوم استاد ریاحی بفرمایید. – واقعیت این است که من با اسم دکتر ریاحی، مثل اسم بسیاری از بزرگان دیگر، از طریق مجله یغما آشنا شدم. اول باری هم که ایشان را حضوری ملاقات کردم، در دفتر مجله یغما بود. دکتر ریاحی آمده بود به دیدار مرحوم استاد حبیب یغمایی که مدیر مجله بود و با هم دوست بودند. آن دو نشسته بودند و با هم حرف می زدند و من که در اتاق مجاور نشسته بودم
روایت جداگانه دو شهروند مهابادی از جریان روز حادثه
روز چهارشنبه 17 خرداد ماه در پی حمله تروریستی داعش به مجلس شورای اسلامی و مرقد امام (ره) 18 نفر از هم وطنان بی گناه شهید و تعدادی نیز زخمی شدند. روز حادثه چند شهروند مهابادی نیز جهت حل پاره ای از مشکلاتشان بوسیله نماینده شهرستان در میان مراجعه کنندگان به مجلس حضور داشتند و یکی از آنان جان مادر و کودکی را از چنگال داعش نجات داد که بعدها عکس همان کودک در زاویه ای دیگر و حال امداد و نجات توسط
بندگی زیباترین جلوه انسانی است
/> محمد میثم میثمی، مدیر آفرینش و اجرای سازمان فرهنگی هنری و رییس فرهنگ سرای بندگی با عرض خیر مقدم به رییس سازمان و مدیران حاضر در مراسم گفت: از همه عزیزانی که به برگزاری فرهنگ سرای بندگی کمک کردند، تشکر می کنم. از مجموعه مصلای امام خمینی (ره) که نهایت همکاری را با ما داشته اند نیز سپاسگزارم. وی ادامه داد: فرهنگ سرای بندگی این امید را به ارمغان آورد که رضایت مراجعه کنندگان به فرهنگ سرا
نقش بازی کردم که پسرانم به جنگ بروند
برای مجاهدت در راهش را به آن ها داد. روزی که متوجه شهادت بچه هایم شدم، به یاد حرف مجتبی افتادم که می گفت من زن نمی گیرم، حوری می گیرم. با توجه به اینکه بچه ها به عنوان تبعه افغان از کشور خارج شده بودند، بعد از شهادت به سراغ آدرس هایی می روند که اصلاً وجود نداشت. بچه ها آدرس روستایی در قم را داده بودند اما زمانی که متوجه می شوند چنین آدرسی وجود ندارد، آن ها را به عنوان شهدای گمنام در حرم حضرت معصومه(س
40 روز پس از حادثه در معدنی که جان 43 معدنچی را گرفت/ کارگران زنده معدن یورت می گویند
روز نو : بچه ها گوشی موبایلی دستشان گرفته اند و توی بغل مادرشان لم داده اند؛ مجلس رسمی است؛ اما نه برای آنها. خانواده قربانیان عزادار و سیاه پوش روبه روی مسئولان نشسته اند. زن خیز برمی دارد و با گریه و صدای خش داری که دیگر نمی تواند بلند تر شود، پسربچه اش را تکان می دهد و می گوید: این پول ها که دارید می شمارید، برای من شوهر نمی شود، برای این بچه ها بابا نمی شود، کاش قبل عید اومده
بانوی مجتهده ای که امام(ره) جویای حالش بود
؛ و آیت الله حاج میر سید علی نجف آبادی استاد وی که برای تدریس به خانه بانو امین می رفت، تصمیم می گیرد کلاس درس را برای سه روز تعطیل کند، سیده نصرت بیگم امین علت این تعطیلی کلاس را جویا می شود و استاد می گوید: من شرمم می شود که بچه تان تازه از دنیا رفته برای درس بیایم و وی پاسخ می دهد: من پیش خدا شرمم می شود که سه روز است چیزی نخوانده ام. خدا یک چیزی به من داد خودش هم گرفت اخذ در اجتهاد
ابهامات فنی درباره حادثه ریزش معدن یورت/ کارگران از روز حادثه می گویند
موبایلی دستشان گرفته اند و توی بغل مادرشان لم داده اند؛ مجلس رسمی است؛ اما نه برای آنها. خانواده قربانیان عزادار و سیاه پوش روبه روی مسئولان نشسته اند. زن خیز برمی دارد و با گریه و صدای خش داری که دیگر نمی تواند بلند تر شود، پسربچه اش را تکان می دهد و می گوید: این پول ها که دارید می شمارید، برای من شوهر نمی شود، برای این بچه ها بابا نمی شود، کاش قبل عید اومده بودید، کاش همون موقع که جلو فرمانداری رفتن
هم نفس با فرشتگان
ندارد و تحقق آن افتخاری است برای کشورمان. اما متأسفانه... . در آرزوی زیارت جمله اش را نیمه تمام می گذارد و اینطور ادامه می دهد: 2 بار در عمرم خیلی غمگین شدم و تا توانستم گریه کردم. یک بار موقع فوت پدرم و دفعه دیگر وقتی بود که به خاطر مشکلات مالی ناچار به توقف پروژه لیدوما شدیم. دلم به حال معصومیت بچه های سرطانی و تلاش های دو ساله گروه مان می سوزد. شاید بعد رمضان دوباره بتوانیم
همراه با برنامه های شب های قدر رادیو
دانشگاه در این ویژه برنامه ها در خصوص اهمیت شب های قدر گفت و گو می کنند. اعمال شب های قدر، افزایش رزق و روزی در این شب ها، راه های ارتباط با امام زمان(عج) و... از جمله محورهای موضوعی این ویژه برنامه ها خواهد بود.همچنین در بخش هایی از برنامه شنونده گزارشات مردمی، سخنرانی، مداحی و ... نیز خواهید بود. ویژه برنامه های "باران رحمت" کاری از گروه کسب و کار به تهیه کنندگی محمد جوادی نژاد در دو قسمت، روز های
تعبیر خواب ببر - دیدن ببر در خواب چه معنایی دارد؟
خواب مورد نظر شما با کدام حرف شروع می شود؟ از تفسیر و تعبیر ببر در رویا در تعابیر جدید رویا بسیار شبیه به شیر می باشد با این تفاوت که تصویر ببر از خصوصیات مادینه بیشتری برخوردار است. بنابراین ببر می تواند نمایانگر زنی خشمگین، مادر فرد بیننده خواب، یک زن به مثابه حمایتگر یا ویرانگر باشد. خشم، کینه توزی، قدرت و اقتدار نیروی حیوانی رویابین، ترس و اضطراب، مانند هر حیوان دیگر ببر نیز
حاشیه نگاری دیدار شاعران انقلاب اسلامی با رهبرمعظم انقلاب
دارد. بگذار چشم غنچه به لبخند وا شود / شاید دری به سمت خداوند وا شود. از واکنش آقا پیداست بیت آخر شعر انصاری نژاد به دلش نشسته است. قزوه بعد از انصاری نژاد نام سیدحسن مبارز از افغانستان را می برد. مبارز پیش از شروع، شعرش را تقدیم به مدافعان حرم به ویژه لشگر فاطمیون می کند و از دوستان شهیدش چون شهید بخشی و شهید ملامیری نیز یاد می کند. تویی نسیم خوش راهیِ بهار شده / منم همیشۀ دور از تو، بی قرار شده
همسرم دوست داشت مدافع حرم شود
نبینید بهتر است...من همانجا که این را شنیدم زدم زیر گریه...حال هر سه نفرمان بد شد ، بعد دیگر ما را فرستادند خانه. بابا دوست داشت مدافع حرم بشود محمد حسین و زینب حالا شش روز است که معنای عملیات تروریستی را فهمیده اند، شش روز است که با داغ این حادثه زندگی می کنند، شب که می خوابند ، صبح که بیدار می شوند تصویر پدر از جلوی چشم شان دور نمی شود. تصویر صورت او که دیگر مثل همیشه نبود
با تماس مادرم پیشنهاد تیم ” پرسپولیس ” را قبول کردم ؛ همه می گفتند که می خواهند سمت چپ دفاع پرسپولیس ...
پرسپولیس به دو نفر رسید؛ (حاج محمد انصاری دیگر بازیکن پرسپولیس ). شایان مصلح -من که حاجی نیستم. در سپیدرود هم به من می گفتند شایان کربلایی ! از این به بعد هم حاج شایان کربلایی هستم (می خندد). *می گویند مداحی هم می کنی، درست است؟ شایان مصلح -نوکری اهل بیت در هر لباسی افتخار است. من برای اهل بیت (ع) شعر هم می گویم. چه شعر و چه مداحی را من از کودکی دنبال کردم، البته نه به
نسل بعدی مروجان علم فضا را در بیرجند آموزش می دهم
از نمازم چون باید صبح زود به پادگان می رفتم بساط صبحانه را آماده کردم و او را صدا زدم. معمولا بعد از نماز عادت داشت همانطور نشسته و تکیه به دیوار چرتی می زد تا من صبحانه را آماده کنم. آن روز وقتی صبحانه آماده شد او را صدا زدم اما دیدم جواب نداد. تکانش دادم و تازه متوجه شدم مرده است! جدای غم از دست دادنش، آشفته شدم که خدایا در این شهر غریب که هیچ کس را نمی شناسم حالا چکار
خیاطی که محافظ سیدحسن نصرالله و آیت الله حکیم بود
رفت از زیر قرآن ردش می کردم و پشت سرش آب می ریختم. مسافرت های طولانی، زمزمه این جمله که برمی گردد یا برنمی گردد گاهی دیوانه ام می کرد اما خوب من مادر بچه ها بودم و باید در نبود پدرشان جای خالی او را هم پر می کردم. گاهی دلم پر از غصه می شد اما در نبود همسرم کوه می شدم تا فرزندانم غصه نخورند. با اینکه خویشتن داری می کردم تا بچه ها ترس از دست دادن پدرشان را نداشته باشند اما رضا، پسرکوچکم، هر بار که
نگاهی به مجموعه داستان آه ای مامان اثر احمد حسن زاده
پایش، مثل بچه ها، وقتی راه رفتن آدمیزاد را تقلید می کنند. من هم می نشینم نگاهش می کنم. اصلا کاری به کارش ندارم. این طور مواقع است که حالت چشم هایش مثل چند سال قبل، وقتی بابا و آبجی زنده بودند و تو هم بودی می شود. وقتی سرحال بود. خیلی این نگاهش را دوست دارم. این کار خوشحالش می کند. باید ببینی اش... مجموعه داستان آه ای مامان نوشته احمد حسن زاده در 112 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به بهای 10 هزار تومان توسط نشر نون منتشر شده است.
صفای پیرحوائج
باشد. خاطرات برای حاج آقا معصومی نژاد جذاب است. می گوید خاطره زیاد دارم و پیداست دارد خاطره ها را مرور می کند که لبخندش پررنگ تر می شود. اما از یکی از خاطره ها واقعا به خنده می افتد و می گوید: این خاطره را فراموش نمی کنم. آقایی با چند تا بچه به من مراجعه کرد. کمک گرفت و رفت. مدتی بعد دوباره آمد و گفت برای قدردانی، از دام های خودم برای شما روغن حیوانی تهیه کرده و آورده ام. من گفتم بدون پرداخت هزینه
روایتی دست اول از ساده زیستی امام در نجف
و نماز هم در صحن خواندند. بعد هم منزلی گرفته بودند برایشان و ما هم آنجا رفتیم. تسنیم: منزل علمای کربلا ساکن بودند؟ خیر؛ منزلی بود که اجاره کرده بودند، بعد هم آنجا شام دادند و ما شام خوردیم. شب شنبه بود و نصف هفته درس هایمان را تعطیل کرده بودیم تا اینکه امام به نجف آمدند و استقبال شدیدی از ایشان در نجف انجام شد. دو سه روز در خانه آقا بودیم و می رفتیم و می آمدیم. یک حیاط 30
تک خوانی که رئیس بیمارستان شد+ویدئو
شده بودند و گریه می کردند. حتی آقای توکلی هم که چندبار سرود را شنیده بود مدام گریه می کرد و در کل یک فضای خاصی حکمفرما شده بود. آقای توکلی مسئول گروه سرود بچه های آباده الان در شهر یزد یک آموزشگاه موسیقی دارد. تک خوان گروه سرود بچه های آباده البته یک خاطره ویژه هم دارد: وقتی به خدمت امام رسیدیم؛ برایمان خیلی هیجان انگیز بود و یک احساس خاصی به ما دست داد که نمی توان آن را بیان کرد. در زمان اجرا در محضر امام یک حس جدیدی در ما به وجود آمد که با بقیه اجرا ها قابل قیاس نبود. هنوز هم به آن روز فکر می کنم یک احساس عجیبی به من دست می دهد. /منبع : iribnews ...
جزئیات جدید از انتحار تروریست 130 کیلویی+عکس
دبیر اول کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: آبدارچی تازه داماد و سی ساله مجلس را در عین بی گناهی در حالی که با پای مجروح در حال ترک ساختمان بود با تیراندازی به سرش او را شهادت رساندند. به گزارش وب گشت نسیم دهلران؛ با گذشت پنج روز از رخداد ددمنشانه تروریستی داعش در مجلس و حرم مطهر امام، ابعاد تازه تری از تهاجم نیروهای داعش به ساختمان اداری مجلس آشکار می گردد. محمد جواد
تاب 40 روزه
نمی کنند و دیگر دستهای مردانه سختشان، سنگ های زغال را از معدن قدیمی شان از دل بالاترین کوهی که اطرافشان دیده اند خارج نمی کنند؛ دستهای آنها 40 روز است که دست بچه ها و همسرها و پدرها و مادرهای روستایی شان را رها کرده اند و عوضش خاک مرطوب روستاهایی شبیه بهشت، سایه سرشان شده، باز هم بی هوا، در قبرهای گود، شبیه آنچه در همه سالهای کارشان، در معدن بهشان گذشت. 44 مرد کارگر روستایی در آزادشهر حالا
مصائب همسر زنی که در خیابان پاسداران غرق شد
برای پلیس و آتش نشانی تعریف کردم. هنوز هم آن صحنه جلوی چشمانم است، من و مریم محکم دست بچه ها را گرفته بودیم، من زودتر رفتم تا خودرو را روشن کنم، دیدم بچه ها دیر کردند؛ از خودرو که پیاده شدم، صدای پرهام را شنیدم که داد می زد: بابا بابا مامان افتاد توی جوی آب. با شنیدن این حرف، خشکم زد، نمی دانستم چه باید بکنم؛ سراسیمه به طرف جوی آب رفتم تا نجاتش دهم ولی شدت آب به قدری زیاد بود که نتوانستم او را بگیرم
صادق زیبا کلام ! عذرخواهی کن یک کلام
برگردیم که بچه ما گفت : آب میخوام . به اولین سوپری که رفتم و تقاضای خرید آب کردم کاغذی با هزاران امضاء جلویم گذاشت که این بیانیه برائت از زیباکلام را امضا کن تا به تو آب بفروشم . در میانه راه پدرم زنگ زد که بچه ها را بیار ببینیم . جلوی در خانه که رسیدم شخصی که تا کمر در سطل آشغال فرو رفته بود بطرفم آمد و گفت : داداچ ! شنیدم تو جرت و فرت ژیاد مینویشی . به این ژیبا بوگو دیگه