سایر منابع:
سایر خبرها
اغراق در مناسب بودن زایمان طبیعی
دسته خانم هایی را که با اصرار تقاضا دارند حتما سزارین شوند، به هیچ وجه تایید نمی کنم. ناهید شفایی می افزاید: درد به هر صورت دوست مادر است. در زایمان طبیعی قبل و در سزارین پس از تولد نوزاد مجبور است درد را تحمل کند. با توجه به مشکلات بیهوشی در سزارین، احتمال عفونت رحم و زخم سزارین وجود دارد و شیردهی نیز پس از چند ساعت آغاز خواهد شد. در زایمان طبیعی بلافاصله پس از تولد رابطه عاطفی، در آغوش گرفتن و
ناگفته های یک مامور اطلاعاتی
نداشتیم. بعد از پیروزی خرمشهر تدریجاً همه افتادند به این فکر که اتاق ها را تجهیز کنند و تجهیزات جدید بیاوند. وقتی سید آمد، به جای استفاده از این فضا، رفت و اتاقی را انتخاب کرد که در حالت ارتشی به آن اتاق بچه می گفتند. یک میز و فایل گذاشت و جلسات دو نفره ما هم دائماً در آنجا برگزار می شد. اگر با کسی می خواست خصوصی صحبت کند، در آنجا مستقر بود. این حالت یک پیام داشت که با اوضاع توجه به ظواهر مسأله
اتفاق خوب برای سه والیبالیست و آب پاکی برانکو روی دست هواداران!
وجود پیروزی برابر روسیه در دیدار اول و به خاطر شکست خوردن آمریکا مقابل لهستان رقم خورد. البته بودند رشته ها و ورزشکارانی که این هفت روز برای شان خیلی خوب تمام شد مثل بسکتبال که بالاخره پس از ماه ها وضعیت سرمربی آن مشخص شد، شمشیربازی که برای نخستین بار در طول تاریخ در جمع 10 تیم برتر جهان قرار گرفت، مهدوی کیا که سرمربی تیم جوانان هامبورگ شد، آندرانیک تیموریان که با قطری ها به توافق رسید
لطفا آویزان مردگان نشوید!
نشست. بعد استاد اجازه می دادن که ما شعر بخونیم. یادمه اول همیشه مرحوم منزوی شعر می خوند و بعدش من! بعد از فوت استاد رفتم به اون خونه سر بزنم که دیدم افتاده توی فضای سبز و خرابش کردن... استاد با خودش همه چیز ما رو برد. دو- خاطره دزدی خاطره دزدی به رفتاری گفته می شود که اغلب در افراد کم استعدادتر، بی حوصله تر و کمی آگاه تر از گروه قبلی دیده می شود. این افراد خاطره ای را از شخصی
یکساله شدن درد غزه در میان وعده های پوچ
جریان است. انسا معمر 16 ساله یکی از نوجوانانی بود که بر اثر حملات سال گذشته کشته شد. محمد حسین معمر، پدر او که کارمند سابق وزارت امور مذهبی است در این مورد می گوید: ساعت دو بامداد بود. به خاطر این که تصور می کردیم خانه مان ناامن است، در محل دیگری خوابیده بودیم. ناگهان صدای مهیبی به گوش رسید. انسا از خواب بیدار شد و به بالکن رفت تا ببیند چه اتفاقی افتاده است. چند دقیقه بعد بازگشت که
بیکاری، فقر و اعتیاد؛ دلایل اصلی طردشدگی در ایران
اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. سارا شریعتی ، جامعه شناس در ابتدای این نشست با بیان این که علوم اجتماعی از سیاست رهایی ندارد، گفت: هرچه اجتماع را کاوش می کنیم، باز هم به سیاست می رسیم و با توجه به این که در چند سال اخیر تعداد طردشدگان رو به افزایش است، به نظر می رسد یک سیاست طردشدگی وجود دارد و باید دید چه کسانی از طردشدگی سود می برند و درنتیجه به بقای این شرایط کمک می کنند. شریعتی در پاسخ به
آموزش کامل کار با تلگرام – Telegram+گروه تلگرام+معرفی گروه های تلگرام
/> mohammad mohammad پنج شنبه ، 24 اردیبهشت در 9:53 ق.ظ مرحله ثبت نامو دوباره باید انجام بدید ولی به همون اکانت قبلی منتقل میشید سارا چهارشنبه ، 23 اردیبهشت در 5:16 ب.ظ سلام، در تلگرام این ویژگی وجود داره که میتونیم ای دی مونو عوض کنیم، اگر با کسی فقط با ای دی چت کرده باشیم و بعد از اون ای دی رو عوض کنیم ، باز امکان پیدا کردنمون توسط اون شخص هست یا نه
درد را از هر طرف بنویسی درد است+عکس
#کارهای_بزرگتر انجام دادیم طرحی به اسم #محسنین هست که شما رو #بدون_هیچ_واسطه_ای به طور #مستقیم به این بچه ها وصل می کنه! هرکس هر چند نفر که دوست داشت! #نیت کنید و عدد دو رو به سی هزار سی و سه - سی و سه بفرستید، یا از طریق سایت محسنین دات آی آر ثبت نام کنید. 2→30003333 یا http://mohsenin.ir فقط بجنبیم، هر یه روزی که پدری #شرمنده بچه هاش بشه دنیا هزار سال پیرتر میشه! به داد دنیا برسیم #کمک_کنیم #درد_را_از_هر_طرف_بنویسی_درد_است #کمک_را_از_هر_طرف_بنویسی_کمک_است #کمک ...
ماجرای سرقت لجام مرکب علی(ع)
زندگی مان پُر رونق تر می شود بنده دست هنرمندان مانی را می بوسم که بتوانند زیبایی پذیرش محدودیت های به جا را برای بچه های ما جا بیندازند و به زیبایی نشان دهند که اگر ما محدودیت های به جا را بپذیریم زندگی مان پُر رونق تر می شود. ما بعد از سی و پنج سال که از انقلاب مان گذشته، هنوز نتوانسته ایم زیبایی پذیرش محدودیتی که حجاب ایجاد می کند، یا محدودیتی که برای نگاه مردها وجود دارد، را
شهیدی که باعث رواج چفیه شد
واخر سال 60 بود و ابراهیم به مرخصی آمده بود. با او رفتیم بازار ؛ از چند دالان و مغازه رد شدیم تا به مغازه مورد نظر ابراهیم رسیدیم. مغازه بزرگی بود. پیرمرد صاحب مغازه و شاگردش با ابراهیم روبوسی کردند ؛ مشخص بود قبلا همدیگر را می شناسند. بعد از کمی صحبت ابراهیم گفت: حاجی من فردا ان شا الله عازم گیلان غرب هستم و کاغذی را به پیرمرد داد و گفت برای بچه ها احتیاج به تعداد
گلایه های رهبری فرد از وضعیت پرسپولیس + عکس
PNEWS را به شماره 8282 ارسال کنید نظرات 1 2 +20 [28] تاجیک هیئت مدیره پرسپولیس : هدایتی،دادگان،انصاریفرد،عابدینی،نژاد فلاح مدیر عامل : سردار رویانیان کادر فنی هم به انتخاب خودشون. اون موقعس که پرسپولیس جهانی رو میبینیم ایا حق انتخاب داریم یا نه ؟؟؟؟ فدراسیون!!! شما را به خدا حال هوادار را درک کنید نقل
داستان فرار شاه در زمان مصدق از ایران
جوان و تاریخ نوشت: ثریا اسفندیاری همسر دوم محمدرضا شاه پهلوی بود. آنچه وی در خاطراتش گفته است به وسیله اشرف پهلوی به شاه شناسانده شد و بعد از چند سال با مطرح شدن موضوع بچه دار شدن آنها و پافشاری مادر محمدرضا پهلوی این مساله به جدایی آنها ختم شد. داستان جدایی این دو به این طریق است که گفته می شود شاه از ثریا خواست تا به سن مورتیز برود و روز 24 بهمن 1336 با تشریفات رسمی تهران را ترک گفت
شهلا انتظاریان: امروز بزرگترین مشکل در ترجمه وجود ترجمه های موازی است
زیادی برای کتاب دارند. *در این رابطه مشکلی هم وجود دارد؟ این کتاب ها زیادند اما به دست مخاطب هم به درستی می رسند؟ نه متاسفانه، معتقدم با وجود اینکه کتاب های زیادی برای مخاطب کودک و نوجوان هست، اما آنها پشت ویترین ها می مانند و خاک می خورند. و این به خاطر این است که آن طور که باید معرفی نمی شوند. امروز کتاب هایی را والدین برای بچه ها بیشتر می خرند که رنگ و لعابی دارند و بچه ها را
ماجرای معبری که بازشد تا مهران آزاد شود + عکس
بود از زمین بلند شدم . دیدم میتونم راه برم. مشغول هدایت رزمنده ها داخل معبر بودیم که دو تا گلوله خمپاره اومد رو برانکارد ها و داخل سیم خاردارهای فرشی به زمین خورد . همه بچه ها توی معبر دراز کشیدند . من برگشتم و نگاهم افتاد به محل انفجار که با من چند متری بیشتر فاصله نداشت دیدم یکی دونفر روی برانکارد دارن میسوزند. یکی از اونها آرپی جی زن بود که خرج گلوله های آرپی جی اش آتیش گرفته بود. بلند شدم و
یادگاران متوسلیان سردار جاوید الاثر
کشید کناری. گوش ایستادم. من اگه زدم توی گوشت، تو ببخش. اون دنیا جلوی مارو نگیر. اما سختگیری تنها ویژگی متوسلیان نیست، انعطاف از دیگر خصوصیات اوست: زخمی شده بود. پایش را گچ گرفته بودند و توی بیمارستان مریوان بستری بود. بچه ها لباس هایش را شسته بودند. خبردار که شد، بلند شد برود لباس های آنها را بشوید، گفتم: برادر احمد، پات رو تازه گچ گرفتن. اگه گچ خیس بشه، پات عفونت میکنه. گفت: هیچی نمیشه. رفت توی
ماجراهای ساینا ؛ رمانی فلسفی برای دبستانی ها
! بچه ها اعتراض کردند: اما صندلی کنار شما که خالیه! آقای پرتو: گفتم تصور کنید این صندلی خالی نیست؛ یکی که همین چند ثانیه پیش به وجود اومده اینجا نشسته و به ما نگاه می کنه، یک مرد، که حرف می زنه و معنی همه ی کلمه هایی که ما به کار می بریم برای حرف زدن رو می فهمه! اون همین الان به وجود اومده، پس خاطره ای یا تصوری از قبل ترها و گذشته نداره! چیستا پرسید: اسم این آقا چیه؟ حتما اسم
قانون درباره رحم اجاره ای چه می گوید
کار بسیار دشواری است برای همین هم همین که بانویی پیدا شد و جواب آزمایشات مناسب بود دیگر همه سعی در پریدن از مراحل مختلف اداری و... میکنند و دوست دارند تا هر چه زودتر دست به کار شوند و به فرزندشان برسند. اما فراموش نکنید که در چنین فعالیتهایی وجود قرارداد قانونی و درست وحسابی از نان شب هم واجبتر است: وجود قرارداد برای تشخیص اشخاصی که از نظر ژنتیکی با بچه ارتباط دارند، تعیین پدر و مادر قانونی طفل
ناآرامی های یک عاشقانه !
هزینه های خود و نیز کشیدن بار هزینه های سالن، به کشاندن هرچه بیشتر تماشاگران به سالن رو خواهد کرد و گیشه و فروش هر چه بیشتر آن اصل حیات تئاتر قرار خواهد گرفت. امری که آسیب های آن بی شمارند و در نهایت از هنر تئاتر چیزی جز یک فعالیت اجرایی پرزرق و برق و درآمدزا باقی نخواهد گذاشت. پس از این انتقادهای شدید اما جلالیان از سایقه حضورش در تئاتر دافع کرد و از مردم خواست تا با نگاهی منصفانه به
کوهنوردی که قله شهادت را فتح کرد
فتح کند. کاری که از دست هر کسی ساخته نبود و تنها کوهنوردان حرفه ای توانایی فتح این دیواره صخره ای را داشتند. بعدها که محسن وارد سپاه شد و مسیر جهاد را در پیش گرفت، به بچه های سپاه و بسیج آموزش کوهنوردی می داد و آنها را به کوه های اطراف اراک می برد. آن زمان برادرم یا کوهنوردی می رفت یا در سپاه بود یا در جبهه حضور داشت و با دشمن می جنگید. جالب است که حدود 20 روز بعد از شهادت محسن، حکم مربیگری درجه یک
حکایت پر رمز و راز "سردار راز 21" + عکس
خدا پایین آمد و سیب در دهانش قرار گرفت و سید علی یک گاز محکمی به آن زد. حتی سیب را هم از شاخه نکند. بعد شاخه رفت بالا، گفت: مامان الان می گویم انگور. انگور که از بالا آویزان شده بود با شاخه آمد جلوی دهانش و سید علی از این انگور هم خورد. بعد همینطور که با سید علی راه می رفتیم، از خواب بیدار شدم و خیلی سبک تر شده بودم. خیالم راحت شد. بعد کمی گذشت و به خودم گفتم: نگاه کن! این پسر از آن سیب و انگور هم
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (71)
. انقدری که بابام آهنگِ بی کلام گوش میده توی خونه؛ همش حس میکنم توی آسانسورم. 23. یارو داداشش فوت میکنه نمیدونه چطوری به زن داداشش خبر بده، میره بهش میگه داداشم رفته زن گرفته! زن داداشه قاطی میکنه میگه ای خدا، الهی جز جگیر بزنه، الهی تیکه تیکه شه، الهی جنازشو بیارن خونه!! یارو میگه : بچه ها حله سریع جنازه رو بیارید! 24. یه روز یه نفر میره پرنده فروشی میگه
زری خوشکام: نمی توانستم از سینما دور باشم
فیلم برای شما چه طور بود؟ بسیار عالی. بسیار راحت. بسیار خوب. شانس بزرگ من این بود که با علی مصفا هم بازی شدم. معیارهای شما برای پذیرفتن یک نقش چیست؟ فیلم نامه خوب، کارگردان کاربلد که بتوانم به او اعتماد کنم و دوستش داشته باشم و گروه خوب؛ چه از نظر اخلاقی و چه از نظر کاری و سایر بازیگرانی که حضور دارند. پس از این به بعد شما را بیشتر در فیلم ها خواهیم دید
واکنش احمدزاده به خبر معاوضه اش با مسلمان
یه دونه ای نقل قول 2015-07-08 12:33 +32 [15] mp1277 بیخود کردن تورو معاوضه کنند مگه عقلمون کمه تمام استعدادهامون رو مفت بدیم به تیمهای دیگه بازیکن پیر بگیریم اونهم قرضی بعد استعداد خودمون رو چندبرابر بخریم نقل قول 2015-07-08 12:29 +29 [14] کاکا آراد عشق است فرشاد جون ایشالله خاطرات فرشاد پیوس تداعی کنیم . عشقمی موشک . نقل قول 2015-07
چه نیازی است به علی؟
شخصیتهای دیگر، الگوهای دیگر، و رهبران دیگر بروند. عشق و محبت علی بعد از شناختن او است که به عنوان عامل نجات انسانیت میتواند نقش خود را بازی کند. گر چه باز هم عده ای شایع خواهند کرد که "فلانی گفته عشق به علی و محبت مولی بی نتیجه است"، و دنباله سخن مرا حذف میکنند، چنان که در کتابی نوشته بودم که: "اگر علی نمی بود و حکومت علی نمی بود، رژیم سیاسی و اجتماعی ابوبکر و عُمر در مقایسه با رژیم
خرید معجزه....
پایگاه خبری تحلیلی بویرنیوز (BoyerNews.com) : وقتی سارا دخترک هشت ساله ای بود ، شنید که پدر و مادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می کنند. فهمید که برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت : فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد سارا
کجا برویم که بخندیم؟
که ما مردم شادی نیستیم. هر روز بیشتر از قبل در خودمان فرو می رویم و آدم ها را بیشتر از خود دور می کنیم. برای این شاد نبودن های مان هم تا جایی که بتوانیم دلیل می تراشیم و بهانه می آوریم. آنقدر بهانه برای نخندیدن و شاد نبودن داریم که جایی برای بهانه های شاد بودن مان نمی ماند. در تاکسی وقتی مسافری با لبخند وارد می شود و با انرژی سلام می دهد، مسافران دیگر این جمله در ذهن شان می
بیمارانی که پوستشان بی صدا نازک می شود!
می شود. می گوید: آزمایش ژنتیک و سونوگرافی هم در زمان بارداری سلامت بچه ها را تائید کرده بود و بعد از به دنیا آمدن متوجه این بیماری شدیم. علی می گوید: به خاطر وضعیت ظاهری اش هیچ کس با او دوست نمی شود. از خانه بیرون نمی رود و از وقتی بزرگ تر شده کمتر به مهمانی می رود. اشک در چشمانش حلقه می زند و با صدایی بغض آلود می گوید: از دکتر هاشمی و همه کسانی که می توانند به ما کمک کنند
شهیار قنبری: اول آرتیست شوید، بعد ترانه بنویسید
اسپانیایی روبه رو می شود که برای دخترها و پسرها گیتار می زده. پسر اسپانیایی به کوهن می گوید دوست داری ساز بزنی؟ کوهن جواب می دهد بلد نیستم. جوان هم می گوید کاری ندارد، من به ت یاد می دهم. چند روز قرار می گذارند در خانه ای جایی و جوان چند کورد به کوهن یاد می دهد که کوهن تا همین پارسال که در مراسم معروفی در اسپانیا جایزه گرفت، چند بار این قضیه را تعریف کرده و گفته ریشه ی تمام کارهای من، همان کوردهایی
زمانی که یکی از والدین شما سرطان دارد!
می روند. ممکن است دیگر به اندازة قبل وجه اشتراک با آنها نداشته باشید. اما خبر خوب این است که می توانید دوستان جدیدی پیدا کنید. بچه هایی که قبلاً فقط در راهرو آنها را می دیدید ممکن است حالا از شما بپرسند که در چه حالید. بچه هایی که قبلاً با آنها دوست بودید ممکن است دوباره وارد زندگی شما شوند. از دوستی های جدید با آغوش باز استقبال کنید. رفتن به گروه های حمایتی بیمارستان یا درمانگاه راه
ابوذرها و سلمان ها در جامعه غیر از امیرالمومنین(ع) خانه نشین می شوند
یا خود خدایش کردند در مورد امیرالمؤمنین (ع) هم این قصه را می بینیم. اتفاقا پیغمبر اکرم(ص) هم این پیش بینی را در مورد حضرت امیر المؤمنین(ع) داشته اند و لذا در جنگ خیبر وقتی آن حماسه را حضرت می آفرینند، رسول خدا(ص) فرمودند: فردا بیرق را به دست کسی خواهم داد که خدا و رسول او را دوست دارند و او هم خدا و رسول را دوست خواهد داشت میرباقری همچنین در مورد ضرورت تبعیت از فرد عالم می گوید