سایر منابع:
سایر خبرها
آخرین اخبار نقل و انتقالات استقلال!
سلیمان فلاح جدا نمی شوند؟ دیروز خبری روی خروجی رسانه ها قرار گرفت که از مشکل استقلالی ها برای فسخ قرارداد با سه بازیکن خود خبر می داد. بر اساس این خبر و طبق آیین نامه جدید نقل و انتقالات، باشگاه استقلال برای آنکه قرارداد 3 بازیکن مازاد خود یعنی محسن فروزان، امیرحسین صادقی و میلاد سلیمان فلاح را فسخ کند باید رضایت آنها را جلب کند و باشگاه مثل فصل گذشته نمی تواند قرارداد بازیکنان مازاد را به
تیموریان؛دلم خیلی پر است اما نمی خواهم هواداران استقلال ناراحت شوند!
است. دوست ندارم درباره دلایلش حرفی بزنم اما تاکید می کنم که این دوری برای من لازم بود. * گفته می شد ابتدای فصل چهاردهم از لیگ قطر پیشنهاد داشتی اما با استقلال تمدید کردی. چرا آن فصل از لیگ ایران جدا نشدی؟ - درست است. من ابتدای فصل چهاردهم از قطر پیشنهاد داشتم. یک تیم قطری بود که من را می خواست. حتی مدیر برنامه هایم با این تیم صحبت کرد و به لحاظ مالی هم به توافق رسیدیم اما به
زشت است به اسم پرسپولیس بازارگرمی کنید!!
پرسپولیسی ها در به در دنبال یک دفاع چپ برای تیم شان هستند. بعد از ناکامی در جذب مهرداد جماعتی ، امید آنها به گرفتن ضرغام اسماعیل بود اما هزینه 700 هزار دلاری این انتقال به هیچ وجه امکان پذیر نبود. پس گزینه سوم آنها حبیب گردانی بود. بازیکنی 31 ساله که در لیست مازاد تراکتورسازی و تونی قرار داشت. آنها بعد از این می خواستند به هاشم بیک زاده فکر کنند که حتی او هم از رفتن به جمع قرمزها منصرف
تراکتوری ها بدانند اشتباه کردند مرا از دست دادند
رقابت می کنم و از این کار نمی ترسم .چون به خودم اعتماد دارم. در مورد رفتن به سپاهان هم تقدیر این گونه رقم زد. وی افزود: می دانم برای برخی سو تفاهم شده است ولی به زور نمی توان در تیمی ماند من با مدیران مربیان تراکتور صحبت کردم .آنها متفق القول مرا نخواستند و من هم باید تیم دیگری را انتخاب می کردم.امیدوارم اصول حرفه ای را درک کننند. قطعا توقع نداشتند بی تیم بمانم و شرمنده زن و بچه شوم.
فردا تکلیف نهایی کرار را مشخص می کنیم
بازیکنان مورد نیاز مرا جذب کردند. یک هافبک و مهاجم برزیلی را هم جذب می کنیم و بدین صورت نقل و انتقالات ما پایان می یابد. وی درباره شرایط روزبه چشمی خاطرنشان کرد: چشمی قرارداد دارد و بازیکن استقلال است. مالک باشگاه صبای قم تغییر کرده و عرف این است که باید با مدیرعامل باشگاه صحبت کنند. ما نمی گذاریم حق استقلال تضعیف شود. مظلومی با اشاره به وضعیت بهنام برزای گفت: من مخالف انتقال
چرا سعید معروف ریش می گذارد؟
تلویزیونی و به طور ویژه برنامه های ورزشی را نگاه می کند. یکی از آرزوهایش زیارت خانه خدا است. دوپینگ سعید معروف در ورزش توکل به خداوند است؛ البته به بیان خودش تلاش می کند همواره قبل از مسابقه، اگر شده حتی چند ثانیه با مادرش صحبت کند تا انرژی بگیرد. به گفته خودش صدای مادرش به او آرامش و انرژی می دهد. یک خواهر مهربان و یک خواهر زاده کوچک هم دارد. خانواده دوست است و تلاش می کند بیشتر وقتش را با
برگشتم اما خانه ای باقی نمانده بود
در غزه زندگی می کند. او با خانواده اش زندگی می کرد. البته یکی از خواهرانش وقتی که هواپیماهای جنگی اسرائیلی بدون هیچ اطلاع قبلی در هفته اول حملات سال 2014 خانه آنها را هدف قرار دادند، جدا از آنها در رفح با همسرش بود. با این شرایط بجز تمام خانواده ، یاسر و خواهرش که در شهر دیگری بوده ، زنده مانده اند. پدر و مادر یاسر، محمود اطفی الحاج و باسمه عبدالقادرالحاج و 6 برادر و خواهرش (نجله، 28
گلایه بازیکنان استقلال/چرا مظلومی ناز کرار را می کشد؟
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛قرار نیست دعواهای کرار و استقلال پایانی داشته باشد. او که مدیربرنامه هایش با رقم پیشنهادی باشگاه به توافق رسیده بود ، دوباره زیر همه چیز زده است. بازیکن عراقی که به تهران آمده باز بهانه پولش را می گیرد. او که از فصل قبلش تا به حالا 700 میلیون تومان گرفته باقی پولش را طلب می کند ، یعنی حدود 400 میلیون دیگر اما استقلالی ها می گویند کرار برای رفتارهای بعد فصل قبلش 230
حضور پرشور و باصلابت ملت ایران در راهپیمایی روز جهانی قدس
شرکت کرده است. وی با بیان اینکه تصاویر دلخراش جنایات اسرائیل، دل هر انسان منصفی را به درد می آورد، می گوید: به نظر من در ابتدا باید برای مهار رژیم صهیونیستی، حامیان آن را مورد بازخواست قرار داد. این شهروند ادامه می دهد: مردم کردستان از کوچک و بزرگ و پیر و جوان در این روز جمع شده اند تا با محکوم کردن حملات اسرائیلی ها از مجامع بین المللی بخواهند فکری برای توقف این جنایات بکنند
رویانیان:بان کی مون و خانم اشتون هم می دانند این ها 10 میلیون دلار برای پرسپولیس بدهی به بار آوردند!
. باشگاه های مقابل مثل سپاهان و استقلال می ترکاندند بازیکن می گرفتند و همین را کری می کردند. هوادارها با یک نگرانی و فشار روحی و استرس و افسردگی طرف بودند. حرف 30میلیون آدم بود. من آن افسردگی را برطرف کردم و اگر قیمتش را برای هر آدم هزار تومان حساب کنیم، من 30میلیارد می توانستم هزینه کنم که اینها را از افسردگی خارج کردم. این یعنی ارزش مدیریت. شما می گویی پول خرج کردی، اینطور نیست. من و فتح الله زاده
90/ استفاده تراکتوری ها از رابطه صمیمانه دو دوست پرتغالی
وقتی رحمتی از پل پرتغالی بازگشت از تیم ملی چشم پوشی کرد تونی با لیست کی روش سرباز گرفت! بی تردید اگر تراکتور نمی توانست با استفاده از امتیاز ویژه جذب بازیکنان سرباز، چهار ملی پوش را به خدمت بگیرد حالا یکی از ناکامان بزرگ فصل نقل و انتقالات بود. همین حالا هم اگر بازیکنان جدید سرباز را کنار بگذاریم این تیم هنوز یک بازیکن جدید به خدمت نگرفته است! فکرش را بکنید. مدیران باشگاه
چندبار از مدیران باشگاه خواستم کیانی و گردانی بمانند | همه بازیکنان تراکتورسازی را قلبا دوست دارم | با ...
شود باشگاه تراکتورسازی با بازیکنان قدیمی این تیم رفتار خوبی نداشته عنوان کرد: من یکی از آنهایی بودم که واقعا دوست داشتم بازیکنان قدیمی تیم نظیر کیانی، گردانی و کامدار در تراکتورسازی بمانند، حتی چند بار با مدیران باشگاه در این خصوص صحبت کردم و خواستار این شدم که آنها در تیم باقی بمانند اما به هر حال تصمیم باشگاه چیز دیگری بود. نسبت به این عزیزان ارادت خاصی دارم و همیشه می گویم جزو بهترین دوستانم بوده و هستند. امیدوارم در ادامه راه شان موفق باشند.
اظهارات مداح معروف درباره علیخانی و تنابنده
) دو ساعت برای ما صحبت کردند و کلی خندیدیم اما آ خرش در مورد مریضی دخترشان و عشق پدر به دختر صحبت کردند. ایشان گریه کردند و ما هم گریه کردیم و من هم برایش روضه خواندم. پس آقای اکبر عبدی که کمدین هست از اولین امام حسینی ها است نمی توان به سادگی گفت از دومی هاست. امام حسین (ع) را نمی شود به نفع من حدادیان مصادره کرد چه شبهای احیا که بازیگران و هنرمندان پشت این در (در این جلسه) آمدند و با ما قرآن سر
از استقلال و پرسپولیس هیچ پیشنهادی نداشتم | نفت و 5 تیم دیگر مدعی قهرمانی اند | از الان نمی شود گفت قوی ...
سال خوبی هم برای باشگاه نفت و هم برای خودم خواهد بود. *با توجه به اینکه بعد از پایان رقابت های لیگ به خارج از کشور رفتی، اصلا درباره این موضوع صحبت نشد که آیا امسال فقط از نفت پیشنهاد داشتی یا پیشنهادات دیگری هم برایت بود؟ همیشه بازیکنی که آزاد است و با تیمی قرارداد ندارد با پیشنهادات زیادی روبه رو است. من خیلی دوست نداشتم صحبت هایی که انجام می دادم و پیشنهاداتی که به من می شد
من استقلالی ام و به پرسپولیس نمی روم
به گزارش گروه ورزش رویکرد، بیک زاده که در لیست مازاد استقلال قرار گرفت، مورد توجه تیم پرسپولیس قرار گرفته است. پرسپولیسی ها با مدیربرنامه های بیک زاده صحبت های ابتدایی را انجام داده اند. هاشم در این باره توضیح می دهد: من یک استقلالی هستم و به پرسپولیس نمی روم. این را همه می دانند. به خاطر همین ترجیح می دهم دیگر بیشتر از این درباره اتفاقاتی که افتاده حرف بزنم. او درباره تیم
رسانه ملی فوتبال دوست دارد یا پول؟
کرده روشن می شود یا خیر. ماجرا از این قرار است که چندین سال قبل سازمان صداوسیما تصمیم گرفت به فریادهای منطقی فوتبالی ها گوش بسپارد و بخشی از حق پخش مسابقات فوتبال را به صاحبانش بپردازد. هر چند رقم پرداختی از آن چه باید داده می شد به مراتب کمتر و بسیار ناچیز بود اما همین که بالاخره سازمان عریض و طویل صداوسیما تصمیم گرفت روند اشتباه و ناحقی را که دنبال می کرد، تغییر دهد جای امیدواری داشت
آقازاده های فوتبالی بر چه مرکبی سوارند؟/ از بنز احسان کفاشیان تا پراید حسن رویانیان
او کسی خبری ندارد. می گویند هوتن که پیش از این بیشتر تحت نفوذ مادرش و تربیت او بود، به تازگی پدر را در محافل فوتبالی همراهی می کند. فصل قبل او بارها در رختکن استقلال دیده شد و در بعضی از سفرها هم همراه تیم بود. علی فتح ا... زاده در تربیت پسرش خیلی تلاش می کند. نزدیکان به این خانواده می گویند او پول زیادی در دسترس پسرش نمی گذارد. البته هرچه او برای ورزش و درس خواسته پدر نه نگفته
شش درسی که نوابغ به ما یاد داده اند
فهمیدم، اصلا نمی توانستم غذا بخورم یا حتی بخوابم؛ تنها کاری که دوست داشتم انجام دهم این بود که کار را پیش ببرم. یک وقت هایی خیلی خسته می شدم. اما وقتی از شخصی که به شدت در بحران گیر افتاده و حتی نمی توان صورت بچه خود را ببیند یک ایمیل دریافت می کنم، بسیار مشتاق می شوم که بیشتر تلاش کنم. درس چهارم: جواب همیشه مطابق انتظار شما نیست دهه ها است که سیلویا ایرل تلاش می کند اقیانوس
یک حقیقت تلخ از روزهایی که محسن چاوشی سیگار می فروخت!
/> از نیشابور که برگشتم همین که خواستم پایم را بگذارم توی خانه متوجه سنگینی فضای خانه شدم. نرفته برگشتم. سوار دوچرخه فضایی و تک ترمزم شدم و از شدت ترس تصمیم گرفتم از خانه فرار کنم. خلاصه با دوچرخه محبوبم کلی توی شهر چرخیدم تا شب شد و رفتم ترمینال. اما ماشینی نبود که مرا فراری بدهد. آن شب هوای مشهد هم کمی سرد بود و من فقط یک تی شرت آستین کوتاه تنم بود. قصد داشتم بروم کرمانشاه و از آنجا هم بروم یک جای
در انتظار افت ستاره فصل قبل پرسپولیس
مشروط داشت از این رو نتوانست برای جدا شدن از پرسپولیس، مدیران این باشگاه را راضی کند. اگرچه نسبت به سال قبل تقریبا رقم قراردادش به گفته یکی از خبرنگاران نزدیک به باشگاه پرسپولیس، افزایش 700 درصدی داشت! ابتدا از محمد نوری کاپیتان پرسپولیس شروع کنیم؛ این بازیکن در روزهای پایانی لیگ چهاردهم در یک مصاحبه با دوربین تلویزیونی نود ، افشا کرد چند پیشنهاد از کشورهای عربی دارد که باید در مورد آنها
در زندگی مشترک خودتان را نادیده نگیرید
به من ترجیح داده است. به کارهایی که من در خانه برای او و فرزندانم انجام می دهم بی توجه است ولی از کارهایی که دیگران در حق همسرانشان انجام می دهند خیلی تعریف می کند. در این سال ها خیلی به او محبت کرده ام ولی هیچ گاه این محبت ها را نمی بیند. با او در این زمینه خیلی صحبت کرده ام اما اصلا مرا درک نکرده و کار خودش را انجام می دهد. بنده هم دیگر نسبت به او دلسرد شد ه ام و تصمیم گرفتم به او هیچ محبتی
ترتیل جزء بیست و سوم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
سُلَیْمَانَ وَأَلْقَیْنَا عَلَی کُرْسِیِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ ﴿34﴾ گفت پروردگارا مرا ببخش و ملکی به من ارزانی دار که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد در حقیقت تویی که خود بسیار بخشنده ای (35) قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لَّا یَنبَغِی لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ ﴿35﴾ پس باد را در اختیار او قرار دادیم که هر جا تصمیم می گرفت به
آقازاده های ورزشی چه ماشینی سوار می شوند؟
سنگینی فامیلی پروین، هیچ وقت نتوانست در فوتبال به جایی برسد که می توانست. حسن رویانیان ؛ پرایدسوار از وقتی که محمد رویانیان به ورزش آمد، او هم همراه پدر بود اما کمتر در باشگاه پرسپولیس دیده شده بود. رویانیان پدر در محله فرمانیه دفتری داشت که بیشتر قرار ملاقات ها با بازیکنان، مربیان و.. را آنجا برگزار می کرد. رویانیان که می خواست این دیدارها دور از چشم خبرنگاران انجام
قرآن از نگاه دانشمندان و بزرگان جهان
منزلشان رفتم و دیدم قرآن بزرگ و زیبایی خریده گفتم هدیه آن چند؟ گفت 150000 تومان. گفتم: آخر شما با این وضع... حرفم را قطع کرد و گفت: باشه! علی ای حال قرآن خواندن نباید قطع شود برای اینکه بتوانم قرآن بخوانم مجبور شدم یک کتاب بزرگ با کاغذ گلاسه بگیرم. – همکاری داشتم که در اثر بیماری به عمل سنگینی نیاز داشت. می گفت: خیلی استرس داشتم لذا به قرآن پناه بردم. خواندن قرآن به من آرامش داد. هنگام جراحی پزشک معالج متوجه می شود که در تشخیص اشتباه کرده و دستور داد 4000000 تومان وسائل مورد نیاز عمل را که خریده بودم برگردانند. بحمدالله با یک عمل ساده مشکل من برطرف شد اما بعد از آن دیگر هرگز از قرآن جدا نشدم. ...
اضافات تشریفیه/ منسوبین به خدا چه کسانی هستند؟
آوردم ان لله عمالا ، خداوند کارگزارانی دارد، خب چطور؟ مردی محضر پیغمبر می رسد و می گوید: یا رسول الله بنده خانمی دارم که هروقت از خانه بیرون می روم چند قدمی مرا بدرقه می کند، وقتی هم به خانه می آیم به استقبالم می آید. بعد هم اگر غم و اندوهی داشته باشم می گوید: اگر غم و اندوهت برای دنیاست، خدا رزاق است اما اگر برای آخرت است خدا غمت را زیاد کند! خیلی عالی است که چه زن و چه مرد افق فکرش
امام موسی صدر هیچ گاه کسی را طرد نمی کرد/ خواننده لبنانی چطورمحجبه شد؟
لفظ می توان چنین حرفی زد اما کار اخوی به تمام و کمال با نگاه اسلامی صورت می گرفت. او هیچ وقت کاری شرعی و فقهی خارج از اسلام نکرد اما قدرت شرح و بیانی که داشت باعث می شد که حتی بانوانی که ظاهر مناسبی نداشتند هم گرد او جمع شوند و رفته رفته تغییر کنند. او بسیار زیبا صحبت می کرد و تمامی نکات بهداشتی و اخلاقی و انسانی مورد زنان را به آنها گوشزد می کرد به شکلی که هر مخاطب او اثر رفتارهایش در جامع را
سراج: برای مردم آبادان باخت صنعت نفت آزار دهنده تر از گرد و خاک و خوردن آب شور است
همین راستا مذاکراتی با چند بازیکن انجام دادیم که امیدواریم به نتیجه برسد. دو مرحله با بعثت به اردو خواهیم رفت تا شرایط بهتری را از لحاظ بدنی کسب کنیم. وی در انتها گفت: جا دارد از مسئولان باشگاه که دست مرا باز گذاشتند تا بازیکنان و امکانات لازم را فراهم کنیم تشکر کنم. اینجا همه امکانات در شرایط نسبتاً خوبی قرار دارد که امیدواریم تمام این امکانات و ابزارها را با تلاش و کوشش منجر به موفقیت کنیم. انتهای پیام/
رییس جمهوری که می خواست برنامه هسته ای اسراییل را کنترل کند...
در ایران حتی اراده و تصمیم ساخت سلاح اتمی هم وجود ندارد. این درحالی است که در طول 36 سال برپایی نظام جمهوری اسلامی ، هیچگونه تجاوزی از سوی ایران به کشور یا سرزمین دیگری انجام نشده (در حالی که خود مورد تجاوز قرار گرفته)، هیچ عملیات تروریستی از سوی ایران انجام نشده، هیچ ایرانی در هیچ عملیات تروریستی حضور نداشته است و این درحالی است که علاوه بر حمایت های بی چون و چرای سران کشورهای غربی از تروریست ها
نمایش کمدی موزیکال ” کی داماد میشه ” بزودی در کوهدشت / سریال “هویت گمشده” با بازیگری هنرمند کوهدشتی در ...
به گزارش میرملاس ؛ سریال هویت گمشده با حضور مسعود قاسمی و عاطفه دهداریان در حال پخس از شبکه شما می باشد . مسعود قاسمی فرزند سید سعید قاسمی نویسنده و کارگردان کوهدشتی است که هم اکنون در کرمانشاه ساکن است وی همچنبن فیلم سینمایی” نبرد سلمان” را با بازی پژمان بازغی لاله اسکندری [...] به گزارش میرملاس ؛ سریال هویت گمشده با حضور مسعود قاسمی و عاطفه دهداریان در حال پخس از شبکه شما می باشد . مسعود قاسمی فرزند سید سعید قاسمی نویسنده و کارگردان کوهدشتی است که هم اکنون در کرمانشاه ساکن است وی همچنبن فیلم سینمایی” نبرد سلمان” را با بازی پژمان بازغی لاله اسکندری و مریم کاویانی در نوبت پخش دارد، دیگر بازیگر این سریال عاطفه دهداریان است ایشان هم از بازیگران سینما وتلویزیون است که علاوه بر سریال هوبت گمشده ، دو تله فیلم سینمایی را در کار نامه خود دارد .شنیده های ما حکایت ازآن دارد سید سعید قاسمی در حال تهیه وتولید نمایشی کمدی موزیکال به نام ” کی داماد میشه ” است که علاوه بر حضور این دو بازیگر از حسبن رضاییان ، ماشالله وروایی ، فریبا صادقیان و سعید آدرسبنا استفاده خواهد کرد .نکته قابل ملاحظه در خصوص این نمایش اینست که اولین اجرای خود را بزودی در کوهدشت خواهد داشت . قاسمی ضمن اعلام این خبر گفت انشالله خبر تکمیلی را در اولین فرصت در اختیار میر ملاس به عنوان پر مخاطب ترین رسانه استان قرار خواهم داد. در ادامه مسعود قاسمی و عاطفه دهداریان بازیگران جوان سریال هویت گمشده در گفتگو با مرصاد، از اولین تجریه حضور خود در یک مجموعه بلند تلویزیونی گفتند : هویت گمشده نام مجموعه ای تلویزیونی است که در ایام ماه مبارک رمضان از سیمای مرکز کرمانشاه پخش شد. به گفته مدیران شبکه استانی کرمانشاه این مجموعه همچنین در شبکه شما پخش می شود. هویت گمشده جدای از اینکه نقاط ضعف و قوتی در ساخت و تولید و همچنین پخش آن داشت، چندین چهره جدید را معرفی کرد که برای اولین بار جلوی دوربین رفته بودند. سید مسعود قاسمی و عاطفه دهداریان برای اولین بار بازی در یک مجموعه تلویزیونی را تجربه کردند و توانسته نسبتا از عهده این نقش ها به خوبی بربیایند. این دو نابازیگر جوان اینک تجربه مجموعه ای 26 قسمتی را در پرونده خود دارند و اما خود را در اول راه و هویت گمشده را تجربه جدید و جالبی برای خود می دانند. خبرنگار سرویس فرهنگ و هنر پایگاه خبری تحلیلی مرصاد با این دو بازیگر جوان گفتگویی را انجام داده است که مشروح آن در ذیل می آید: اگر مایل باشید از اینجا شروع کنیم که مجموعه هویت گم شده پخش شد و شما هم اولین حضور خود را تجربه کردید. اولین حضور شما چگونه بود؟ قاسمی: خب بدون شک حس خوبی داشت، اما به نظر من یک مقداری هم سخت بود. سختی اش این است که حالا تو دیگر بین مردم شناخته شده هستی و نگاه ها تغییر کرده است. هم حس خوبی است و هم حس.. دهداریان: بااجازه من ادامه بدهم. راستش من قبلاً فکر نمی کردم پخش یک سریال تا این حد می تواند در نگاه مردم به یک نفر تغییر ایجاد کند.، حالا فرقی نمی کند چه دوستان این نگاه را داشته باشند و چه غریبه ها. قاسمی: به نظر من از یک جنبه دیگه هم میشود به این موضوع نگاه کرد و آن هم این است که ما باید به این دلیل که دیده شده ایم بیشتر مواظب رفتار و اخلاق خودمان باشیم چرا که مردم حالا به گونه دیگری به ما نگاه می کنند و این کمی هم سخت است. آقای قاسمی! این اولین کار بود؟ قاسمی: بله، البته پیش از این در چند کار کوتاه که به کارگردانی برادر بزرگم که هم اکنون در رشته کارگردانی در دانشگاه مشغول تحصیل است بازی کرده بودم. همچنین در کاری از پدرم هم حضور داشتم. ولی این اولین کار جدی و حرفه ای ام بود که اینجا لازم است از حسن توجه و اعتمادی که آقای حمید لوافی برای این انتخاب تشکر کنم. ایشان در واقع با انتخاب من و سرکار خانم دهداریان به نوعی ریسک کردند و دو نقش از نقش های تقریباً اصلی قصه را به ما واگذار کردند. و شما خانم دهداریان؟ دهداریان: بله من هم همانطور که آقای قاسمی گفتند اولین حضورم در جلوی دوربین بود و پیش از این هیچگونه سابقه ای در زمینه بازیگری نداشته ام. من هم بابت اعتمادی که کارگردان مجموعه، جناب لوافی داشته تشکر می کنم. البته می خواهم این موضوع را اینگونه ادامه بدهم که برای من این مجموعه یک کلاس عملی فوق العاده بود. راستش رو بخواهید در ابتدای امر من با استرس زیاد جلوی دوربین قرار می گرفتم، گاهی از خودم نا امید می شدم و از بازیها راضی نبودم و اما این سعه صدر کارگردان و عوامل پشت دوربین بود که به من قوت قلب می داد و باعث شد در اواسط کار من خودم را پیدا کنم و با اعتماد به نفس بیشتری نقشم را ایفا کنم. نقشی که به شما واگذار شد چقدر به شخصیت شما نزدیک بود؟ دهداریان: من دانشجوی مهندسی معماری هستم و نوع کار من شخصیت خاصی را از من بوجود آورده است و راستش رو بخواهید کمی هم شیطنت دارم؛ ولی در این مجموعه قرار بود من نقش یک وکیل را ایفاء کنم که کمی هم آرام است و متفکر. این کلی با من و شخصیت واقعی خودم فاصله داشت، به علاوه اینکه در این کار قرار بود من به لهجه فارسی کرمانشاهی صحبت کنم که باتوجه به اینکه من لهجه ام بیشتر تهرانی است کمی کار را سخت می کرد. البته این مسئله با تمرین حل شد و بجز روز های اول در ادامه مشکلی در این زمینه نداشتیم. آقای قاسمی شما؟ قاسمی: نقشی که من بازی کردم شخصیت دو گانه ای داشت. من سینای روشن واقعی نبودم و بر اساس داستان من 23 سال بدون پدری که وجود داشت و من از او خبری نداشتم سر کرده بودم و حالا همین پدر برای اجرای نقشه هایش مرا وارد برنامه های خود کرده بود. من اعتراض های این نقش را به وضعیت موجود خیلی دوست داشتم. این بخش از نقش خیلی به شخصیت خودم نزدیک بود. پس از این کار نگاه شما به بازیگری تغییری کرده است؟ قاسمی: بدون شک. واقعیت مطلب این است که من فکر می کردم با توجه به فیلم های زیادی که دیده ام می توانم هر نقشی را ایفا کنم ولی وقتی عملا در جلوی دوربین قرار گرفتم، متوجه شدم که آنگونه که من فکر می کردم نیست و بازیگری نیاز به تجربه ها و فنونی دارد که من آنها را بلد نیستم. امروز بعد از ایفای این نقش خود را ملزم می دانم که به صورت آکادمیک و تحت نظر اساتید فن به فرا گیری این هنر اقدام کنم. همچنین اعتقاد دارم برای شناخت بیشتر نقش باید جامعه شناس خوبی هم بود یعنی در احوالات و رفتار افراد محتلف جامعه دقت کرد تا اگر نقشی پیشنهاد شد بتوان به خوبی از پس آن بر آمد. دهداریان: من هم فکر می کنم باید جدی تر به مقوله بازیگری نگاه کنم. مبالغه نباشد خیلی ها از بازی من تعریف و تمجید کردند اما راستش را بخواهید خودم راضی نیستم و این اواخر که راحت تر جلوی دوربین ظاهر می شدم حسرت پلان ها و سکانس هایی را می خوردم که پیش از این بازی کرده بودم. این یعنی من نگاهم به مقوله بازیگری جدی تر شده است. با توجه به اینکه گفتید نگاهتان جدی تر شده، قصد داریم که به این کار ادامه می دهید؟ دهداریان: همانطوری که گفتم من دانشجوی مهندسی معماری هستم و برای این کار هم زحمت کشیده ام؛ باید در این زمینه توان اصلی ام را بکارگیرم اما در کنار کارم اگر پیشنهاد خوبی باشد و همچنین فیلمنامه خوبی پیشنهاد شود به بازیگری هم ادامه خواهم داد. قصدم این است که مطالعاتی هم در این زمینه داشته باشم تا بهتر بتوانم نقش های پیشنهادی را ایفا کنم. قاسمی: ببنید من در خانواده ای به دنیا آمده که هنر و بحث فیلمسازی بحث های روزانه آن است. همانطوری که می دانید پدرم یکی از کارگردان های صدا و سیماست و برادرم هم اکنون در رشته کارگردانی در حال تحصل در دانشگاه است. اینها فضایی را به وجود آورده که من نیز به این مقوله علاقمند شوم. همانطوری که گفتم من پیش از این و بواسطه همین فضایی که در خانواده حاکم است تجربه چندین بار حضور در جلوی دوربین را دارم. واقعیت این است که من به بازیگری علاقه خاصی دارم و همین علاقه باعث می گردد این کار را با علاقه مندی بیشتری ادامه بدهم. خب البته این منوط به این است که کارهایی در استان تولید شود. ضمن اینکه سعی من بر این است در تهران نیز پیگر کار بازیگری باشم. حرف آخر؟ قاسمی: بر خودم لازم میدانم باردیگر از همه کسانی که زمینه حضورم در این مجموعه را فراهم کردند از جمله خانم یاری میانه به عنوان تهیه کننده، آقای حمید لوافی به عنوان کارگردان آن مجموعه که با سعه صدر برای ما به مثابه استادی که شاگردانش در اول راه بودند عمل کرد و مهدی سلیمانی که با صبوری برداشت های متعدد ما را تحمل کرد تا پخته شویم و همه دوستانی که به نوعی همراه و همیار ما بودند، تشکر و قدر دانی بکنم. دهداریان: من هم از همه تشکر می کنم. همه که را می گویم مقصودم حتی تدارکات فیلم هم هست که با آوردن یک چای خستگی کار رو از تن ما خارج می کرد و به نظرم حضور اون هم در ساخت فیلم تاثیر گذار بود. امیدوارم این تجربه به من و آقای قاسمی کمک کند که تا اکنون که در ابتدای راه هستیم موفق باشیم. تشکر از زمانی که در اختیار ما گذاشتید. ____________________________________ تصاویری از تمرین (دیالوگ خوانی ) نمایش کمدی موزیکال ” کی داماد میشه” به کارگردانی “سید سعید قاسمی ” از هنرمندان شایسته ی کوهدشتی : مسعود قاسمی – سعید قاسمی ( کارگردان ) - عاطفه دهداریان درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
شهید والامقام حسن احمدپور / با تشکر از دکتر ایرج سرتیپ نیا
امام خمینی ( ره ) : ملتی که شهادت را آرزو دارد پیروز است. وصیتنامه مداح دلسوخته شهید حسن احمد پور بسمه تعالی “متن ذیل فرازهایی از وصیت نامه های مختلف عارف شهید ،مداح اهل بیت ،(ع) پاسدار اسلام ،شهید حسن احمد پور می باشد ،که متأسفانه به علت نداشتن تاریخ [...] امام خمینی ( ره ) : ملتی که شهادت را آرزو دارد پیروز است. وصیتنامه مداح دلسوخته شهید حسن احمد پور بسمه تعالی “متن ذیل فرازهایی از وصیت نامه های مختلف عارف شهید ،مداح اهل بیت ،(ع) پاسدار اسلام ،شهید حسن احمد پور می باشد ،که متأسفانه به علت نداشتن تاریخ نوشتن وصیت نامه توسط شهید، دارای نظم و ترتیب خاصی نمی باشد.” بسم الله الرحمن الرحیم این است وصایای حقیر مسکین بی بضاعت ،حسن احمد پور: و امریست حتمی ،که آدمی آفریده شد ه برای آخرت پس چه باک از مردن ،و چرا که آدمی با * مردنی اولی است که در ره حق باشد و غلطیدن در خون به عشق غایت الآمال العارفین، پس چه خوش، جوارحق را زمانی است طولانی که آمال عظیم ماست که بر اثرات خود مرقوم و از دعاهای صلاة یومیه مابه شمار می رود. 29/2/65 به صدق بخواهید چنین بگویم، که مردن معمولی و نیندیشیدن به شهادت برای ماها ننگ است و این شهادت است که عین سعادت است و اگر عاشق کربلایید باید خون در گرو بگذارید و بدانید که کربلا به خون آزاد می گردد و آن کس که عاشق حسین است به مثل حسین(ع) باید وارد در بلاگاه بشود و تن خویش به خون خویش رنگین کند، در طریق عشق بازی امن و آسایش خطاست و نیک بدان که عاشقان واقعی امام حسین (ع) کسانیند که قدم در خطوط (مقدم)جبهه ها می دارند وبه عشق حسین(ع) حماسه آفرینی می کنند، عاشق واقعی امام حسین(ع) را باید در خطوط مقدم جبهه یافت، ورنه هر نیرنگ باز، نکبت بار که به کذب دم ازحسین زند ولی قدم صدق در ره حسین بر ندارد، حسینی واقعی نیست، و عاشق دلباخته نیست،کسی که به زمین و تعلقات دنیوی چسبید ،عاشق واقعی باری تعالی نیست، و عاشق آن است؛ که سر در پیش نهد، وهردم عشق بازی کند؛ پشت پای به نفس بزنید و مخالف خواسته های نفس باشید. همان نفسی که امر به بدی می کند و باعث هلاکت انسان می شود، اگر روحیه ای ضعیف دارید، بدانید که ساخته نشده اید، به فکر قیامت و مرگ باشید. آخر چطور می توانید در برابر عذاب الهی مقاومت بکنید، به فرموده قرآن ،کتاب مکتبمان عمل کنید، که شما را سفارش به تقوی، و عمل صالح ،و صبر و استقامت و یاری حق می کند، خود را از تعلقات مادی دور کنید، و همانا بدانید جبهه دانشگاهی است که انسان می تواند نفس اماره را به زیر سلطه و حکومت عشق و عقل در آورد، و وقت را غنیمت بشمارید وبه خود بپردازید و اگرتا به حال باخدا بیگانه بوده ایم با خدا آشتی کنیم. هر لحظه، مرگ درکمین است، و هرلحظه شیطان نیز در کمین است، مرگ را به یاد داشته باشید، که باعث سعادت است ،و بهتر است که با توبه بمیریم. 29/4/62 چراغ خوب همراه داشته باشید ،که راه تاریک است، خواب برادر مرگ است. شب باید تدارک مردن و مرگ را ببینید، چه بسا همین خواب مرگ تو باشد. چرا که افرادی بودند که خوابیدند ولی بیدار نشدند. 8/7/62 و امّا تا در دنیا بودیم غماض بودیم ،و از سر انجام کار خود فارغ بودیم و کارهایی که شایسته بود در پیش نبردیم، منزل تاریک و ظلمانی بود، نوری همراه نبردیم، منزل پر ازمار و مور بود، تریاقی نبردیم، منزل حظرناک بود، دانستیم ،و توانستیم، ولی نکردیم و نتوانستن از غفلت. از معذوریت ما ،و از فریفته شدن ما به دنیا بود ،حالا که دست ما کوتاه مانده است برشماست؛ که در حق ماکوتاهی نکنید، دل همی خواست که خونش در سرزمین کرببلا بریزد، اما مثل اینکه باید در حاج عمران بریزد ،ولی باکی نیست اینجا نیز همجوار کربلاست ،واینجا نیز به خاطر کربلاست، خواستم که بدن در ره دوست تکه پاره کنم، با تنی بی سر، ولی آنچه خواست حضرت حق است همان است، راضی به رضا و قضای اویم، وآنچه او می خواهد. محل دفن؛ چه در این سرزمین یا که وطن باشد، یا هرجاییکه؛ حاج آقاهای عزیزم “ولی” و “حبیب “و “حسین” و “ام البنین” و عزیزان، ودوستانم بخواهند باشد، حرفی نیست ،چرا که اگر سعید باشم رفیق هم هرجا که باشم ورنه که شقی باشم، چنانچه بر دوستان و شهیدان باشم همی که جوار شقیانم. 29/2/65 سخنی بادوستان: فدایتان شوم، عزیز دوستانم که همیشه با نصایح و غیرتتان یاریم کردید، و پشت و پناه من بودید، به معنویات بچسبید ،و از معنویات دور نشوید، و در حال خود سازی باشید ،شما را به خدا می سپارم. دوستان قصوراً یا عمداً فرائضی انجا م نداده ام؛ که اگر در توان داشتید انجام دهید (نماز آیات نماز یومیه و روزه...) مدتی من خادم مردم رومشگان بودم، اگر نارضایتی از من دیده اند ،که درجمع آن ها اعلام کنید ،که این حقیر مسکین را ببخشند. من علاقه بسیار شدیدی به مسجد صاحب الزمان داشتم و وقتی که ناراحت می شدم داخل می آمدم و مسرور و شاد می شدم. ای مردم مسجد را خالی نکنید و مسجد را تنها نگذارید حتی وقتی که ناراحتی برایتان پیش می آید و ضو بگیرد، بیایید داخل مسجد اگر دعا دارید، بیایید داخل مسجد صاحب الزمان (عج) به خدا دعاهایتان زود مستجاب می شود. و حال آری رفقا ؛دیگر بعد از این صدای مرا نخواهید شنید مرا نخواهید دید، دیگر درمیان شما نیستنم. آری رفقا چند روزی است احساس می کنم مرگم نزدیک است وبا یک شور و شوقی دارم این وصیت نامه را می نویسم، از شمامی خواهم وقتی که بنده را در غسلخانه غسل می دهید ،به خودتان و مردم بگویید که حرف بیهوده نگویید، و به جای آن حرف ها ،ذکر قرآن بخوانید، و طلب مغفرت برای من بکنید. مؤمنین حالا که دستم ازدنیا کوتاه شده است، نسبت به من حسن ظن داشته باشید، و کفن مرا به خوبی امضاء کنید ،وبه تقاضای کسی که دستش از دنیا و انجام فرائض ،و اعمال صالحه کوتاه است توجه وعمل کنید از عموم مردم در خصوص حق النّاس حلالیت طلبیده. والسّلام حقیر مسکین حسن احمد پور انشاالله بزودی صوت زیبا و حزین دعای کمیل آن دو سبکبال عاشق که در منطقه عملیاتی دربندیخان عراق تلاوت نموده اند در سایت گردان کمیل قرار خواهد گرفت. باشد، که از دعای خیرتان محروم نشویم شادی ارواح پاکشان ،رحمه الله من یقرء فاتحه مع الصلوات ******************************* دیدار “حسن” در بیمارستان خرمشهر، مقر گردان کمیل قبل از عزیمت به شلمچه و شرکت در عملیات کربلا پنج چند روزی از شهادت “حجت و فیروز” گذشته بود، در محوطه مقر سرودهای جشن انقلاب پخش میشد شاید اوایل دهه فجر بود، برای کاری از خط شلمچه وجزیره بوارین و گردان نصفه و نیمه شده امان” کمیل”، به بیمارستان خرمشهر آمدم . (((گردانی که حال اکثر فرماندهانش شهید شده بودند، فرمانده و معاون گردان، معاون دوم گردان،فرمانده گروهان دو (شهید بالفکه) ،فرمانده و معاون دوم گروهان یک به ترتیب، مجروح و شهید(فیض الله اکبری از سپاه نور آباد) و آنچه از آن صحنه شهادت حجت و فیروز به یاد مانده درکنار سینه شکافته و خونین حجت، سه یا چهار شهید دیگر بدنهای پاره پاره اشان بر خاک افتاده بود.ضمن اینکه فیروز ، مجروح به عقب برده شد و این امیدواری و قوت قلب همچنان وجود داشت که بعد از حجت فیروز هست ! و قبل از دیدار خانواده در زادگاهمان که به دلیل بمباران به آنجا رفته بودند در بدو ورود به روستا زنده یاد مرحوم خسروی مسول تدارکات گردان با مقدمه ای شهادت فیروز را یادآور شد خبری که حقیقتا باورش سخت بود ،تا دیدن پلاکاردهای روی دیوار...)))) “حسن” آنجا بود با دیدنش تمام بغض های تلنبار شده، بار دیگر با اشک جاری شد، دیکلمه ای در فراق حجت نوشته بود و همچنانکه در راهرو و اتاقهای نیمه ویران بیمارستان قدم میزدیم او میخواند و اشکی که همزمان صورتهایمان را خیس میکرد. از آن دیکله زیبا که با در دانه های اشک حسن همراه بود چند جمله ای در ذهن ماندگار شد “”” حقت را نشناختند و مظلوم بودی و مظلومانه به شهادت رسیدی . آرزویت پوشیدن لباس سبز سپاه بود و آنگاه رسیدن به معشوقت و لیک آنرا از تو دریغ نمودند . شمس را در پشت میغ پنهان داشتند””” در آخر گفت شهرام ( محمد علیم ) را دیدم و پس از شنیدن خبر شهادت حجت ناله ها کرد و در میان اشک و آه جمله ای گفت : ای.....شهیدم. و “علیم” هم چند روز بعد به حجت پیوست در وارستگی شهید محمدعلیم عباسی این نکته کافیست که به نقل از مرحوم آیت الله علوی “ محمد علیم از اولیای خدا بود”. پس از آن دیدار به یاد ماندنی با “حسن “در آن بیمارستان نیمه ویران خرمشهر با تعقیب و گریزی نفس گیر با “اصغر رضایی” بسختی موفق به برگشت مجدد به گردان کمیل وجزیره بوارین شدم چند روز بعد در بازگشت از جزیره بوارین و در حاشیه نخلهای اکثرا سوخته و بی سرش ، گردان کمیل که همچنان به ستون ایستاده بود! نیرویی بود به استعداد کمتر از گروهان! که جای آنرا نیروهای تازه نفس گردان محبین به فرماندهی سرداران شهید علی محمد کوشکی و علی مروت طرهانی پر کرد که هر دو با هم شب بعد در همان خط به شهادت رسیدند شادی ارواح پاک و طیبشان فاتحه مع الصلوات ما را از دعای خیرتان در این ماه پر برکت محروم نفرمایید ******************************* تنهایی شهید والامقام حسن احمدپور بعد از شهید والمقام حجت سرتیپ نیا بعد از حجت تنها مانده بود، دوست دوران مدرسه و جنگ و انیس و همنشین شیرین خود به ظاهر از دست داده بود و این فراق و جدایی دردمندانه را به سختی تحمل میکرد اما تاب و توانش نبود. گاها به منزل ما می آمد، همانجا که جای جایش، خاطره های حجت را برایش تداعی میکرد دقیقا یادم هست یکی از همان ایام نزدیک عروج ملکوتیش آمد و بالای همان اتاق خاطرات ، پشتش تکیه به دیوار زد و به فکری عمیق فرو رفت و لحظاتی بعد، پس از بیرون آمدن از آن خلسه غریب دستی محکم به زانو زد و گفت(عین جمله): “فکر حجت آدم را ذوب میکند” یکی از دوستان حجت و حسن همان ایام در رویایی صادقه حجت او را خطاب قرار داده میگوید :” سه کار با تو دارم اول سلامم را به حسن برسان !دوم......” بعد از آن سلام که با رویایی صادقه به او رسید : دایم این جمله ذکر کلامش بود ” بعد از آن سلام حجت، احساس مستی میکنم ،یا که مست مستم” و البته این سلام در حقیقت بشارت وصلی بود برای حسن از جانب حجت که به زودی در آسمانها جشن وصال و دیدارمان محیا خواهد شد . و اینگونه شد و فراق آن دو کبوتر عاشق چند صباحی بیش زمان نبرد! مست بگذشتیو از خلوتیانو ملکوت به تماشای تو آشوب قیامت برخاست بیتی که آن عارف دلسوخته گه گاه ذکر مداحی هایش بود : دل غریب من از گردش زمانه گرفت به هوای غربت حجت بسی بهانه گرفت آنچه از آن عبد مخلص خدا باید گفت : در اکثر اوقاتیکه رفت و آمدی به منزل ما داشت، اکثر روزهای پنجشنبه و جمعه ر ا روزه بود در باب تهجد و شب زنده داریهای آن عارف وارسته نقل دوستان بسیار است و باید گفت حسن با آن حیات نورانی و کوتاهش یکی از اولیا مخلص خدا بود. سخن همینجا کوتاه کرده و التماس دعای خیر از تک تک دوستانی دارم که این نکات را مطالعه فرمودند شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر باشد که خدای شهیدان همه ما را عاقبت بخیر فرماید. شهادت حجت: 28/10/1365 شهادت حسن:23/3/66 ******************************* شهیدان والامقام محمدعلیم عباسی و فیروز سرتیپ نیا ************************** با تشکر از دکتر ایرج سرتیپ نیا / سایت گردان کمیل http://www.gordankomeil.ir/ درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo. ...