سایر منابع:
سایر خبرها
تعرض به دختری 17 ساله در مقابل چشمان همسرش
خواندن بوده و در حالی که همسرش نیز حضور داشته، از طرف این سه مرد مورد حمله و تعرض قرار گرفته است. این 3 مرد خشن بعد از اجرای نقشه شان در برابر چشمان نامزد این دختر جوان اقدام به سرقت وسایل با ارزش داخل خانه نیز کردند. به این ترتیب بازپرس محسن پورعسکر دستور ویژه برای دستگیری عاملان این اقدام شیطانی را برای ماموران پلیس آگاهی آبادان صادر کرد. کارآگاهان بعد از تحقیقات گسترده پی بردند که یکی
آزار و اذیت دختر 17 ساله در خانه مادربزرگش
دختر جوان اقدام به سرقت وسایل با ارزش داخل خانه نیز کردند. بدین ترتیب بازپرس محسن پورعسکر دستور ویژه برای دستگیری عاملان این اقدام شیطانی را برای ماموران پلیس آگاهی آبادان صادر کرد. کارآگاهان بعد از تحقیقات گسترده پی بردند که یکی از متهم ها مهدی 21 ساله نام دارد و مردم آبادان او را به خاطر خلاف هایش می شناسند. جست وجوها برای دستگیری مهدی آغاز شد تا اینکه او روز 27 خرداد ماه وقتی که قصد
مرگ مرموز دختری در میهمانی شبانه
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، جسد این دختر چندی قبل و در پی تماس تلفنی مرد ناشناسی با پلیس 110 در منطقه سوهانک پیدا شد. این مرد به مأموران گفت: در حال کوهپیمایی بودم که ناگهان متوجه شدم چیزی مانند دست انسان از خاک بیرون زده است. نزدیک تر که رفتم مطمئن شدم جسد یک زن زیر خاک است و به همین دلیل با پلیس تماس گرفتم. پس از حضور مأموران در محل مورد نظر، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت و
کودکتان را درست تنبیه کنید
خواستگاری ام آمد، پدرم مخالف بود. می گفت شغل ثابت ندارد و باید سختی های زیادی را تحمل کنم. سماجت کردم و سختی ها را به جان خریدم. خانم خانه اش که شدم احساس خوشبختی می کردم. یک جانم یا عزیزم که می گفت می شکفتم. دوستش داشتم. دوستم داشت. دیگر چه می خواستم؟ همه چیز خوب بود. تازه جشن سالگرد ازدواجمان را گرفته بودیم که آن اتفاق لعنتی افتاد. رفته بودیم خرید. توی خیابان شلوغ مرکز شهر قدم
فرجام پرونده زن جوانی که زنده به آتش کشیده شد
علت دقیق مرگ مقدور نبود اما تجمع خون در قفسه سینه زن حاکی از آن بود که وی زنده زنده و نیمه جان در آتش سوخته و به احتمال زیاد دو برادر به احتمال اینکه زن بیچاره فوت شده او را به بیابان برده و جسدش را آتش زده اند و آتش باعث شده، زن جوان کشته شود. به این ترتیب برادر وی نیز بازداشت شد تا اینکه پس از تکمیل تحقیقات جنایی، در دادگاه کیفری برای برادرشوهر مقتول به اتهام قتل عمد حکم قصاص و برای شوهرقربانی
زن تهرانی که مورد آزار قرار گرفته بود: کاش مرا کشته بودند اما!
دستور بازپرس سیفی از شعبه چهارم دادسرای امور جنایی 2 متهم برای تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران پلیس آگاهی تهران قرار دارند و تجسس های فنی نیز برای دستگیری راننده پراید که شروع این ماجرا از سوی وی صورت گرفته است در دستور کار ماموران قرار دارد. وسوسه برای رابطه شوم سیامک 34ساله که 2 سابقه کیفری در پرونده اش دارد، ادعا می کند ابتدا نیت کمک به زن جوان را داشتم اما وسوسه شدم و این
حضانت فرزند و طلاق، در قبال آزادی مرد کودک آزار
پدرم می ترسم که شاید بلایی سر ما بیاورد. بازپرس فرشته را به پزشکی قانونی فرستاد و پزشکی قانونی آثار کودک آزاری روی بدن این دختر 12ساله را تأیید کرد. با تأیید آثار آزار و اذیت روی بدن فرشته، مأموران رامین را مورد بازجویی قرار دادند. او با انکار این موضوع ادعا کرد هرگز به خانواده اش آزاری نرسانده است. در ادامه تحقیقات مأموران به محل کار رامین رفتند. همکاران رامین به مأموران
راه انداختن دعوا برای سرقت
زودتر خودم را به مهمانی برسانم که ناگهان با مرد جوانی برخورد کردم. من از او عذر خواهی کردم، اما او به من فحاشی کرد. همین موضوع باعث درگیری ما شد. در حالی که هر دو یقه همدیگر را گرفته بودیم دو مرد جوان دیگر میانجیگری کردن و به درگیری ما پایان دادند. لحظاتی بعد از درگیری متوجه شدم گوشی تلفن همراه و کیف پولم سرقت شده است. با طرح این شکایت، پرونده برای رسیدگی به دستور قاضی علی وسیله ایرد موسی
داماد برای رهایی از دست دختری که قبل از ازدواج با او رابطه داشت، دست به قتل زد
هایش را بست نوار تسمه ای که داخل خودرویم بود را دور گردنش انداخته و خفه اش کردم بعد هم جسدش را در چاله ای کنار 4 درخت سرو انداختم و به خانه برگشتم. با اعترافات تلخ مرد 30 ساله کارآگاهان ویژه قتل هشتگرد به همراه بازپرس و کارشناسان تشخیص هویت برای بررسی صحنه جنایت به همراه متهم اصلی راهی محل دفن جسد شدند. اما اثری از 4 درخت قدیمی نبود چرا که در آنجا یک گاوداری بزرگ ساخته شده بود با این حال به دستور
پسر جوان 13 سال زیر تیغ
پسر جوان که 13 سال قبل به اتهام شرکت در نزاع خیابانی مرگبار دستگیر و در دو دادگاه به قصاص محکوم شده بود سرانجام در آخرین جلسه محاکمه از مرگ گریخت. به گزارش ایران ؛این قتل شامگاه یکم اردیبهشت 83 در میدان رازی تهران مقابل باشگاه بیلیارد رخ داد که در جریان آن پسر جوانی به نام سعید با ضربه چاقو جان باخت. کارآگاهان جنایی نیز در تحقیقات پلیسی ضارب را شناسایی کردند. پسر 17 ساله که فرهاد نام
جسدی در پارک
داخل حیاط رفتند. چند وقت است اینجا زندگی می کنی؟ حدود یک سال است. تنهایی؟ نه با همسرم. چرا آقای مهران تنها زندگی می کرد؟ من نمی دانم و هیچ وقت نپرسیدم. البته آقا یک بار ازدواج کرده و از همسرشان جدا شده اند. بعد از آن هم مثل این که تصمیم می گیرند دیگر ازدواج نکنند. چه لباسی به تن داشت؟ گرمکن سفید. سروان از همسر مرد سرایدار تحقیق کرد که او هم اظهارات شوهرش را تائید کرد. کارآگاه با بررسی شواهد و سرنخ های ماجرا دستور بازداشت این زوج را به اتهام قتل صادر کرد. ...
حادثه ها
دستگاه خودرو و سرقت طلاجات آنان، رسیدگی به موضوع در دستور کار کارآگاهان این پلیس قرار گرفت. وی افزود: بلافاصله کارآگاهان تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کردند و با انجام اقدامات علمی و تخصصی ویژه دریافتند با یک باند حرفه ای در زمینه اغفال زنان سالخورده و سرقت طلاجات آنان روبه رو هستند. این مقام مسئول عنوان کرد: اعضای این باند که چهار نفر شامل یک نفر زن و سه مرد بودند، با پرسه زدن در خیابان ها، زنان
برای آگاهی و حقمان مبارزه می کنیم
. مجیب خلوتگر درعین حال، از میزان بالای خشونت علیه خبرنگاران ابراز نگرانی کرد و گفت که در سال 95، حدود 395 مورد خشونت، 54 مورد کتک کاری، هشت قتل، هشت جراحت و سه مورد بازداشت موقت ثبت شده است که تعداد جان باختگان در مقایسه با سال 94 که 12 نفر بود، کاهش یافته است. با گذشت سه ماه از سال جاری، گزارش هایی از خشونت علیه خبرنگاران وجود دارد، درهمین حال خبرنگاران زن در حال تغییر وضعیت موجود خود در
ماجرای قتل ناموسی/زوج جوان چطور مرد مزاحم را کشتند؟
مرد مزاحم، می آید سر قرار، زن و مرد چاقو می کشند، می کُشندش. این لبّ کلام بود. مفصلش در ادامه آمده. به گزارش آفتاب، سرهنگ نصرالله شفیقی رئیس پیشین اداره ویژه قتل پلیس آگاهی تهران در روزنامه ایران این طور نوشته که: حدود ساعت 11 شب، در خانه مشغول تماشای تلویزیون بودم که ناگهان تلفن زنگ زد...افسر کشیک -غلامرضا سلطانی- پشت خط بود که خبر قتل یک جوان را می داد. نشانی محل قتل
ماجرای قتل ناموسی/زوج جوان چطور مرد مزاحم را کشتند؟
به گزارش شریان نیوز ،زوج جوان از خواسته های نامشروع مرد مزاحم کلافه شده بوده اند. خودشان این طور می گویند. می گویند مرد مزاحم از زن جوان خواسته های نامشروع داشته، تماس می گرفته، کوتاه نمی آمده... تا اینکه روزی قرار می گذارند با مرد مزاحم، می آید سر قرار، زن و مرد چاقو می کشند، می کُشندش
کفاش قاتل به دار آویخته می شود
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، در این جنایت که یکم خرداد سال 91 در ساختمانی واقع در خیابان ابوذر تهران رخ داده بود، مردی در تماس تلفنی با پلیس از وقوع جنایتی هولناک در خانه اش خبر داد. همزمان با حضور مأموران و بازپرس کشیک جنایی در محل قتل، مرد صاحبخانه مصطفی - 38 ساله – که کفاش بود به پلیس گفت: چند ماهی بود که یکی از اتاق های خانه ام را به زن و مرد جوانی اجاره داده بودم. آنها یک دختر
مرد طلافروش وقتی با دعوت زن مطلقه راهی خانه اش شد ناگهان!
پژو 405 کشف کردند که مدتی قبل از مقابل خانه مردی به نام کامران سرقت شده بود. زن جوان روز گذشته به دادسرای امور جنایی منتقل شد و به قاضی منافی آذر گفت که اتهام آدم ربایی و اخاذی را قبول ندارد. او توضیح داد: مرد طلافروش وقتی متوجه شد که مطلقه هستم، مدام مزاحم می شد و درخواست دوستی می کرد. او در نهایت درخواست ازدواج داد و برای آشنایی بیشتر او را به خانه ناپدری ام دعوت کردم. آن روز هم در حال حرف زدن
مظنون به قتل محل دفن جسد را به پلیس خبر داد
اعلام این خبر تیمی از مأموران پلیس همراه بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران راهی محل مورد نظر شدند. مأموران در محل حادثه با دست بیرون آمده از خاک روبه رو نشدند، اما در بررسی های بیشتر متوجه قبری تازه شدند. مأموران به دستور بازپرس با کنار زدن خاک با جسد یک دختر مواجه شدند. تیم جنایی در بررسی ها جسد، هیچ مدرک هویتی کشف نکردند به همین دلیل جسد برای انجام آزمایش های لازم و مشخص شدن هویت و علت
قتل در خانه مجردی رمزگشایی نشد
خارج شد و فرار کرد. وقتی وارد شدم با جسد بهنام در پذیرایی مواجه شدم. با انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد، پسر جوان بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردنش فوت کرده است به همین دلیل پرونده با موضوع قتل عمد تشکیل شد. خانواده مقتول در نخستین گام از تحقیقات مأموران پلیس به آنها گفتند پسرشان با کسی خصومت نداشته است. بنابراین در شاخه دیگری از تحقیقات مأموران با رد تماس تلفن همراه مقتول دریافتند
محاکمه پسرناخلف به اتهام قتل آتشین پدر
خاموش کنم. مردم با آتش نشانی هم تماس گرفتند، اما شوهرم به خاطر شدت سوختگی فوت کرد. او در حالی که می سوخت اسم پسرم را می برد و او را مقصر می دانست . پسرم با پدرش اختلاف داشت و هنگام حادثه هم از او خبری نبود . بعد از توضیحات همسر مقتول پسر 22 ساله وی که فرامرز نام داشت، بازداشت شد و در بازجویی ها با اقرار به جرمش گفت: شغلم خیاطی است و مدتی قبل با دختری به نام لیدا آشنا شدم و به او علاقه مند شدم. در
سرنخ تازه در ماجرای قتل نگهبان خیریه
. زمانی که از شاهد او تحقیق شد همکارش گفت که روز حادثه را باهم بوده اند و در تماس یکی از همکارانشان متوجه قتل مرد نگهبان خیریه شده اند. بازداشت 2 متهم ماموران همچنان به این زن مظنون بودند، به همین خاطر با هماهنگی قضایی رفت و آمد او را زیر نظر گرفتند تا این که اطلاعات و سرنخ هایی به دست آوردند که نشان می داد، این زن با یک مرد جوان تلفنی و پیامکی در ارتباط بوده است. در ادامه
پایان خونین عشق پسر 23 ساله به زن شوهردار
؟ 23 ساله هستم. هفت سال پیش به تهران آمدم و در یک رستوران مشغول کار شدم. پسر عمویم رحیم مرا به تهران آورد.به خاطر وضعیت مالی نامناسبی که داشتم، برای کار به تهران آمدم. من سومین فرزند خانواده هستم و سوم دبیرستان ترک تحصیل کردم. دو خواهر دارم که یکی از آنها ازدواج کرده است. در ماه چقدر درآمد داشتی؟ ماهی یک میلیون تومان. نصفش را خرج خودم می کردم و بقیه اش را برای خانواده
خون را قانون می شوید، نه خون
درگیری های مسلحانه بین 2 طایفه محمد موسایی و محمدی از روستای پتک جلالی از توابع باغملک تاکنون 13 مرد، 2 زن و 2 نوجوان دختر و پسر کشته شده اند. در این میان 13 تن از آنان متأهل و بین 2 تا 8 فرزند داشته اند. به گفته ریش سفیدان هر 2 طایفه بسیاری از آدم هایی که در این درگیری ها به قتل رسیده اند بی گناه بوده اند. گفت و گو با بزرگان طایفه محمدی و محمد موسایی پیدا کردن سران طوایف کار
قانون هفتم روابط موفق - قبل از جدی شدن رابطه زیاد سوال کنید
. چند وقت پیش با یکی از دوستانم حرف میزدم. نامزد او می خواهد بعد از دو سال با او به هم بزند. به دوستم می گوید به رغم اینکه دوستش دارد اما هنوز آمادگی ازدواج با او را ندارد . نمی دانم به او چه بگویم. من مرد نیستم و نمی دانم آیا نامزدش در واقع بهانه آورده یا راست می گفته است. فکر می کنی دوستم باید چه کار کند و نامزدش چطور آدمی است؟ 6- فلسفه مذهبی و معنوی : مثال: تازگی ها فیلم بسیار
زن جوان سومین شوهر خود را کشت و در حیاط خانه پنهان کرد
در تنکابن با مردی ازدواج کردم و صاحب فرزندی شدم اما او یکباره ناپدید شد. مدتی برای پیدا کردن شوهرم تلاش کردم اما فایده ای نداشت. به همین دلیل مدتی بعد با مرد دیگری ازدواج کردم. خانواده شوهر دومم از ابتدا با ازدواج ما مخالف بودند و یک روز او گفت برای ادامه تحصیل به ترکیه می رود اما دیگر برنگشت.من هم مجبور شدم به شکل غیابی از او طلاق بگیرم. این زن ادامه داد: شوهر سومم(مقتول) مرد سختگیری
اعترافات مردی که دخترش را خفه کرد
پیادهشدن از یک خودروی سواری، به سمت دخترش که در صندلی جلوی خودرو نشسته بود رفت و او را با شالش خفه کرد.این مرد پس از قتل جسد را به کلانتری برد و خود را تسلیم کرد. با توجه به حساسیت پرونده موضوع به درخشان بازپرس دادسرای جنایی شیراز گزارش و وی نیز در محل حاضر شد.از این رو به دستور بازپرس پرونده جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت. چند ساعت بعد ساعت ها از این جنایت گذشت تا اینکه پرونده
پایان خونین عشق پسر 23 ساله به زن شوهردار
نیز بشدت مجروح کرد که پس از انتقال به بیمارستان مداوا شد. امیر به غرب کشور گریخت، اما یک ماه بعد به دام پلیس افتاد. او در گفت وگویی، جزئیات بیشتری از حادثه را بازگو کرده است. آخر عشق تو به کجا رسید؟ دارم اعدام می شوم. چند سال داری؟ از کی به تهران آمدی؟ 23 ساله هستم. هفت سال پیش به تهران آمدم و در یک رستوران مشغول کار شدم. پسر عمویم رحیم مرا به
ارابه ای شیطانی برای آزار زن مقیم دوبی در حوالی پارک چیتگر!
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، زن میانسال مقیم دوبی پس از سفر به تهران در دام پسر جوان مسافربرنما افتاد و پس از آزار و اذیت هدف سرقت میلیونی قرار گرفت. پسر تبهکار چندی پس از این ماجرا با ردیابی های پلیسی به دام افتاد. چندی پیش زن میانسالی سراسیمه خود را به یکی از کلانتری های غرب تهران رساند و به افسر نگهبان گفت: من و فرزندانم مقیم دوبی هستیم. چند روز قبل برای دیدار اقوام و انجام امور
حبس و دیه، مجازات قاتل جوان
و چاقو به او برخورد کرد. من هم خیلی ترسیده بودم. به همین خاطر نتوانستم کاری بکنم؛ به جز اینکه فرار کنم. می دانستم اگر به خانه خودمان بروم، حتما پلیس سراغم می آید؛ به همین خاطر به خانه عمه ام رفتم و آنجا مخفی شدم. چند ساعت بعد مأموران آمدند و گفتند به اتهام قتل بازداشت هستم. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. حامد پای میز محاکمه رفت و گفته
راز قتل عمدی جوان مزاحم در دل دختر مسافر بود
آوردند. به قصد فرار دوباره سوار ماشین شدم و پایم را روی گاز گذاشتم اما مقتول ناگهان خودش را جلوی ماشین انداخت و با شیشه برخورد کرد. این حادثه یک تصادف بود و من قصد قتل نداشتم. اظهارات متهم در حالی است که شاهد ماجرا، مدعی عمدی بودن قتل است. دختر جوان گفت: متهم می توانست از کنار مقتول عبور کند اما به عمد به او زد. ما دقایقی قبل از حادثه شیشه مصرف کرده بودیم. در پایان دادگاه، قضات