سایر منابع:
سایر خبرها
فرهنگ چیست؟/ مناظره تری ایگلتون و راجر اسکروتن
چند دهه بعد، شاید در دهه 70 میلادی سده بیستم، دورانی که پست مدرنیسم نامیده می شود، نه تنها خود فرهنگ صنعت بزرگی است و به شدت سودزا، بلکه دیگر صنعت ها و دیگر بخش های جامعه آنرا همانند سازی می کنند و با آن یکی می شوند، به عبارتی صنعت فرهنگی می شود یا زیبا و هنری جلوه داده می شود. در سبک، طراحی، بسته بندی، تبلیغات و غیره. آنچه اتفاق می افتد در هم تنیدگی شدید فرهنگ و دیگر عملهای اجتماعی است
آقای علیخانی! ماهت عسل نیست این روزها
برنامه های تلویزیونی می گوید: در یک برنامه تلویزیونی موفق و معروف در حقیقت مجری و عنوانش به صورت لوگو و امضاء کار باقی می مانند. اما ساختار برنامه مرتب به روز می شود و اکیپی از کارشناسان متعدد در حوزه جامعه شناسی، مردم شناسی و روانشناسی در حال سر پا نگاه داشتن برنامه هستند... و اما در ایران، برنامه های موفق تلویزیونی که ماه عسل یکی از پرمخاطب ترین آنهاست به کدام یک از نظرها و نظریه های
ارزش های خانوادگی و روش های تحقق آن از دیدگاه اسلام
، پس خدای با عزت و جلال به او وحی فرمود که همانا مثل زن همچون استخوان پهلو و دنده است که کج است، اگر بخواهی آن را راست کنی می شکنی و اگر به حال خودش واگذاری به آن بهره مند می گردی، بر بدی اخلاق ساره صبر و شکیبایی نما (آشتیانی و شاگردان، 1362، ج2، ص400)، تشبیه شده اند که اگر تحت فشار قرار گیرند، می شکنند. شوهر از سوی دیگر، شوهران برای همسران خود اینگونه تشبیه شده اند: از آن رو
سوری ها گفتند فاطمیون نباشند عملیات نمی کنیم
می کرد که قبلاً طی حادثه ای در کما رفته بود و ماجرایی همچون سیاحت غرب برایش اتفاق می افتد. تعریف می کرد که با شهید هادی باغبانی گشت وگذار می کردند به جایی می رسند و شهدایی را می بینند که یک سر و گردن از شهدای دیگر بالاتر ایستاده اند و افتخار هم می کردند. می پرسند اینها چه کسانی هستند؟ می گویند اینها شهدای شعبانیه هستند که در ماه شعبان شهید می شوند و رو می کند به هادی و می گویند تو هم در ماه شعبان
عفاف و حجاب و هزارتوی اما و اگرهای فرهنگی و اجتماعی ما
بین رفتند و سرمایه های داخلی، به جای تولید، مجبور به واردات شده و سرمایه داران استعماری هم درآمدهای سرشاری را به جیب زدند. رضا شاه بعد از مسافرت ترکیه، در اغلب اوقات، ضمن صحبت از پیشرفت سریع کشور ترکیه، از تغییر لباس مردان و رفع حجاب خانم ها سخن می گفت و این مسأله را تشویق می کرد. او یک روز اوایل خرداد 1314، هیأت دولت را احضار کرد و گفت: ما باید صورتا و سنتا غربی شویم و باید در قدم اول
هشتاد سال پیش در چنین روز هایی
در یاد دارند. پدرم را تبعید کردند! منصوره نجات پدرم روحانی بود و در واقعه مسجد گوهرشاد دستگیر شد. آن 3روز را در مسجد بود و بعد دستگیر شد. خیلی اذیتش کردند و شکنجه اش دادند. 3 ماه در زندان بود و بعد به سمنان تبعیدش کردند. هر روز باید می رفت خودش را به شهربانی معرفی می کرد. آنجا خلع لباسش کرده و کلاه پهلوی سرش کردند. از سمنان یک کاغذ به دست مادرم رسید که رویش نوشته شده
رامبد جوان: پای اعتقاداتم ایستاده ام
ایستادیم تا الان. ظاهرا خیلی انرژی از شما می گیرد. جوان: خیلی. سخت ترین کاری است که تا به حال کردم. چون بعد از تجربه اکران موفق ورود آقایان ممنوع همه گمان می کردند به زودی فیلم بعدی تان را کلید می زنید و حالا ظاهرا خندوانه همه را تعطیل کرده است. جوان: بله و واقعا نمی دانم کی بخواهم دوباره سراغ سینما بروم تنها قراری که با خودم دارم این است که تا پایان سال جاری
اندر احوالات حجاب و عفاف و معضلی بنام دوگانگی فرهنگی
است. 21 تیر روزی که فقط در تقویم ها اعتبار دارد امروز را به عنوان روز حجاب و عفاف در تقویم نامگذاری کرده اند، 80 سال پیش در چنین روزی رضا شاه می خواست به اجبار حجاب را از سر زنان و دختران کشور بردارد و جامعه ی مترقی را با بی حیایی و بی عفتی زنان رقم بزند. نقشه ی شومی که با ریخته شدن خون هزاران نفر از مومنین واقعی نقش بر آب شد و این روز به عنوان روز صیانت از حجاب در صفحه ی
پنج دستورالعمل اخلاقی از سید محمد جواد صدر عاملی اصفهانی
خود را ادامه دهد. * سفارش به دو امر مهم اول: حضور قلب در نمازهای واجب و نوافل و بکوش خدا را آن گونه عبادت کنی که گویی اورا می بینی که هرچقدر حضور قلب تو بیشتر باشد نزدیکی تو به خدا بیشتر است. دوم: گریه هنگامی که بیاید پس در هر حالی که هستی گریه کن و آن را از دست مده و تلاش کن گریه تو بیشتر شود تا اعضایت از کار بیفتد و از حال بروی که این موجب سلامت بدن تو و رسیدن به
خاندان گیلویه و نقش سیاسی- اجتماعی آنان در عصر عباسیان
شهرنشینان باز شناخته می شدند. مقصود از کردان نیز، همان عشایر و قبایل بودند که در نواحی مختلف فارس – خاصه رموم – می زیستند و شغل اصلی آنها دامداری بود و سردسیر و گرمسیر داشتند. یکی از مناطق مهم کرد نشین (=عشایری)و قبیله های معروف فارس، منطقه و قبیله گیلویه بود که در وقایع سیاسی و اجتماعی عصر خود نقش برجسته ایفا کردند. رم جیلویه ؛ محیط زندگانی و قلمرو حکمرانی خاندان گیلویه از فحوای
داستانی از خیانت زنان به مردان/ خیانت جهان شمول است
شدن خانواده و بالارفتن آمار طلاق کنجکاو کرد. در سال 90 زمانی که در حال تحقیق برای فیلم گس بودم بالاترین آمار طلاق و فروپاشی خانواده حکایت از خیانت زوجین یا یکی از زوج ها داشت. براساس این آمار 60 درصد طلاق ها به دلیل خیانت انجام می شد درحالی که دلیل اصلی طلاق در سال 88 و 89 اعتیاد و مصرف مواد مخدر بود. البته در سال 90 مردها بیشتر خیانت می کردند اما امسال گفته شد رواج خیانت بین زنان و مردان برابر
احسان علیخانی در ممنوع التصویریم بی تقصیر است/ رقص و پایکوبی در هتل کوبورگ
در قوانین عادی مشخص و تبیین کند تا مشخص شود چه اعمال و رفتاری جرم سیاسی یا مطبوعاتی است تا در نهایت تفکیکی میان جرائم سیاسی و امنیتی ایجاد شود. البته قرار بود یک ماه بعد از تصویب ماده 19 قانون احزاب، لایحه جرم سیاسی تهیه و تدوین و به مجلس شورای اسلامی ارسال شود اما ازتاریخ تصویب این قانون یعنی درهفتم شهریور1360 تا امروز، قانون جرائم سیاسی مصوب نشده است و فقط لایحه ای نه چندان قوی و مملو از ابهام
کامیابی نیا: پیراهن شماره 11 پرسپولیس نزد من امانت است/ دوست دارم در دربی گل بزنم
تهران و با شماره 11 که من قبلا می پوشیدم موفق شود و به اوج باز گردد چون پتانسیل آن را دارد. * تو به پیام زنگ زده بودی تا برای پوشیدن شماره 11 به قول معروف رخصت بگیری؟ نه، من با امین حاج محمدی دوست مشترکمان که بازیکن استقلال است صحبت کردم و به صادقیان پیغام دادم. بعد از آن پیام لطف کرد، با من تماس گرفت و دقایقی صحبت کردیم. * چه حرف هایی بین تو و صادقیان رد و بدل شد؟
ناگفته های باقری از مرگ 48 دقیقه ای
به گزارش فرهنگ نیوز ، اگر درباره وزنه برداری بخواهید صحبت کنیم، حرفی ندارم. این دیالوگی بود که بعد از تماس تلفنی با کوروش باقری شنیدم. قرار شد گفت وگویی با وی داشته باشیم که این روزها چه می کند و به هیچ وجه از وزنه برداری حرف نزنیم اما از همان ابتدا روند مصاحبه برعکس قرارمان شد. از وزنه برداری شروع شد و حواشی و حرف هایی که پشت سرش بود تا از لحظاتی که با مرگ روبه رو شد و به مبارزه به آن پرداخت
زائری درباره حجاب چه می گوید؟/ نقد و بررسی
بیروت دارد و در حال گذراندن دوره دکتری علوم ادیان در همین دانشگاه است. او مدیر مجموعه فرهنگی سرچشمه و مدیر مسئول نشر خیمه بوده و در فضای مجازی نیز فعال است. ازاین رو به راحتی نمی توان از کنار نظرات و حرف های او گذشت؛ خصوصاً وقتی این حرف ها در حوزه زنان، آن هم موضوع مهم و مبتلابهی مانند حجاب است. این روزها صحبت ها، سخنرانی ها، یادداشت ها، نوشته ها، کامنت ها، پست ها و مصاحبه های زائری، بیش از هر چیز
دانشجویان در دیدار با رهبری چه گفتند؟
باید به این مساله پاسخ دهند که چرا در ازای دریافت پول از جیب ملت ایران برای توسعه کمپانی های غربی تلاش می کنند. حسینی در بخش دیگری از صحبت های خود مشکل اصلی مبارزه با فساد را در حال حاضر انتقال فساد از دستگاه های اجرایی و دولتی به دستگاه های نظارتی اعلام کرد و گفت: در این میان قوه قضائیه نقش اساسی داشته و این قوه با نظارت بر عملکرد خود می تواند مهمترین تاثیر را در مبارزه با فساد ایفا کند
از جانب خدای تعالی گزین شدی/ آیینه دار حسن خدا آفرین شدی
آورده ام را تقدیم کنم. اولی را که فکر می کنم بیش دوست دارند به دستشان می دهم. می گویم: کار بچه های رزمنده دزفول است. دارم توضیح می دهم که... می فرمایند: یزله که نوشته اید صحیحش یزله (سکون ز) است و ادامه دهد: یزله رو عربها هوسه می گویند... می گویم هم در این کتاب شعارها آورده شده و هم در انتهای کتاب سی دی صدای رزمندگان گذاشته شده است، بعد هم کتاب دزفول در جنگ (حماسه ماندگار) از احمد لطیف پور را تقدیم
توافق هسته ای خانه را گران می کند؟
هست ولی مبلغ اقساط ارزشش رو در طول پرداخت وام از دست میده الان اشخاصی هستن که ده یا 15 سال قبل وام گرفتن اقساطش 80 هزار تومنه اون وقت شارژ واحد 60 هزار تومن شده کلی هم اجاره گرفتن تو این سالها ولی قسط 80 هزار تومنی براشون 12 سال پیش خیلی سنگین بوده ...... حالا افزایش قیمت واحد تو این سالها به کنار اما اگه پولشون رو بانک میزاشتن فقط یه چیزی سر ماه میگرفتن و اصل پولشون هم الان بی ارزش شده پس معطلش نکن
گفتگوی “محمد جعفر محمد زاده” با “مهدی نژاد” امام جمعه سابق کوهدشت
به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری [...] به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری با قرار قبلی راهی گرمسار شدم .از سالهایی که جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی مهدی نژاد کوهدشت بوده تا الان ارتباط مستمر و البته خانوادگی ام با ایشان قطع نشده است. بار چهارمی است که به گرمسار می آیم ، سه بارش جمعه بوده و توفیق شرکت در نماز جمعه را هم یافته ام. واین بار به قصد دیگری آمدم ،چهارمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله مروجی نزدیک است و قصد دارم برای سالگردش مجموعه مختصری منتشر کنم .بعد از نماز جمعه به منزل آمدیم و آقای مهدی نژاد با همان صمیمیت قدیم و قبلی گرم پذیرایی و صحبت شد. اجازه خواستم بحث را روی موضوع اصلی متمرکز کنم ضبط را روشن کردم وبحث آغاز شد. بحث کوهدشت که به میان می آید آقای مهدی نژاد گل از گلش می شکفد و با لذت خاطرات کوهدشت را تعریف میکند.صحبتها از مرحوم اقای مروجی شروع شد و به دوران دفاع مقدس و ویژگی های مردم کوهدشت وبرخی تلخ وشیرین های کوهدشت کشیده شد.وقتی از کوهدشت و مردمش به اسم یاد می کند تو گویی که زاده کوهدشت و دهها سال در میان مردم بوده است.هنوز هم ارتباطش را با برخی اهالی کوهدشت قطع نشده و بعضی ها استخاره و مسایل شرعی شان را تلفنی با وی در میان می گذارند.سال 65 که در میان استقبال مردم وارد کوهدشت شد 28-29 سال بیشتر نداشت وده سال در میان مردم ماند وعلیرغم خواست مردم و علاقه قلبی اش به شهرستان الیگودرز رفت و حدود 8 سال هم آنجا ماند و پس از آن به گرمسار که استان زادگاهش هست آمده است. اکنون هم فعال و با نشاط علاوه بر کار امامت جمعه مسئولیت اداره حوزه های علمیه استان را بر عهده دارد و به همین جهت است که غالبا هفته ای سه روز را در سمنان و یا سایر شهرستانها برای رسیدگی به امور حوزه می گذراند.در این سفر سید حسن پسر ارشدشان که تا اوایل دوره راهنمایی را در کوهدشت درس خوانده بود دیدم و متوجه شدم که پس از ده سال درس و بحث مستمر حوزوی در قم به گرمسار آمده و کمک کار پدر شده است ودر غیاب او نماز جماعات را به جا می آورد و نایب پدر است.و چقدر شبیه روزهایی است که پدرش به کوهدشت آمده بود. پدری که امروز دانه های موی سیاه در سر وصورتش نایاب شده است. با تشکر از جنابعالی که فرصت دادید و مجالی فراهم فرمودید تا در باره موضوعاتی که قطعا مورد علاقه شما هم هست گفتگو کنیم.شما ده سال از بهترین سالهارا در کوهدشت سپری کردید ،بهترین که می گویم از چند جهت ،یکی اینکه دوره ای به کوهدشت آمدید که تجربه قبلی امامت جمعه در دو شهر را داشتید وامام جمعه با تجربه ای محسوب می شدید و دیگراینکه حدود یک دهه از انقلاب اسلامی گذشته بود و مردم کوهدشت هم به بلوغ سیاسی اجتماعی خوبی رسیده بودند و دوران شور و شعور دفاع مقدس هم بود و بعد هم از جهت میزان اثر گذاری حضور ده ساله شما که واقعا دوره ای ماندگار و به یاد ماندنی و پر خاطره است، به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت الله مروجی بحث را از ایشان شروع می کنیم و از جنابعالی میخواهم هر طور صلاح می دانید آغاز بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر و قدردانی از شما به خاطر ایده خوب و خیری که در زمینه کارهای فرهنگی دارید به ویژه این که در باره آیت الله مروجی می خواهید کاری انجام دهید. زمانی که کوهدشت بودم هر موقع مهمانی برای ما می رسید به ویژه مهمانانی که مقداری به طرف دنیا متمایل شده بودند تلاش می کردیم هرجور شده ترتیب ملاقات آنها را با آقای مروجی بدهیم ومعمولا این اشخاص وقتی می رفتند و بر می گشتند خیلی تحت تاثیر قرار می گرفتند وخود شان به زبان می آوردند که ما بد جوری در مسایل دنیا گرفتار شده ایم و باید برویم تغییری در خودمان ایجاد کنیم.ایشان دو تا اتاق کوچک داشت که خود من چند بار به ایشان گفتم که اجازه بدهید دستی به سر و روی این دو اتاق بکشیم و حد اقل سفیدشان کنیم و او می گفت نه نیازی نیست، تا به حال عمر من اینگونه گذشته است . در هر صورت تا آنجا بودیم حتی اجازه سفید کردن آن دو اتاق را ندادند.همه مردم کوهدشت هم معتقد بودند از منزل ایشان تا مسجد جامع، مردم مسیر از برکت وجودشان متاثر شده اند.اهل ذکر بودنش و ذکر گفتن و تواضعش و سلوک و راه رفتنش و نحوه برخوردش با مردم به نحوی بود که همه مردم را تحت تاثیر قرار داده بود. بالاخره ایشان تقریبا تنها روحانی مقیم شهر بودند و شما هم امام جمعه شهر ،قطعا به واسطه دغدغه های مشترک و از جمله حوزه علمیه ارتباطات شما در آن ده سال با ایشان زیاد بود و می دانستید که مرحوم آقای مروجی نسبت به حوزه علمیه باقر العلوم که خودش بنا نهاده بود حساسیت ویژه داشت.نگاه ایشان به حوزه و تربیت طلاب چگونه بود؟ گاهی اوقات راجع به حوزه باهم صحبت می کردیم که خوب است مقداری بیشتر به طلبه ها برسیم واز جهت امکانات و شهریه قدری توجه بیشتری بکنیم.ایشان می گفت:طلبه اگر سختی نبیند در آینده نمی تواند فرد مفیدی باشد باید در شرایط سخت با زی طلبگی درس بخوانند تا بتوانند رشد معنوی کنند.در هر صورت ایشان به همان اندازه ای که برای خودشان چیزی نمی خواستند در نقطه مقابل دغدغه حوزه و طلبه ها را داشتند. به نظر شما راز محبوبیت ایشان و جایگاهشان در دلهای مردم چه چیز می تواند باشد؟ ایشان در رفتار شخصی شان بسیار اهل مراقبت بودند، روزی به ایشان تعارف کردم که از چای و امکان پذیرایی که بود میل بفرمایند ،گفت نذر کرده ام اگر بیشتر از مقدار معین و مورد نیاز مثلا بیشتر از یک چای بخورم روزه فردا بر من واجب شود وخودم را عادت داده ام که کم غذا بخورم و کم استفاده کنم. کارهایش روی حساب و کتاب بود،در خوردن و آشامیدن در سخن گفتن وخیلی چیز های دیگر اهل رعایت و مراقبت بود.مردم هم واقعا چون می دیدند ایشان عالم عامل است و خودش اهل عمل است خیلی متوجه ایشان بودند و احترام می گذاشتند و در دل مردم جای گرفته بود . ارتباط کاری شما با ایشان در بحث مراجعات مردم و پاسخگویی به نیاز های دینی مردم چگونه بود؟در هر صورت شما امام جمعه شهر بودید و ایشان روحانی قدیمی، شما جوان و پر انرژی بودید وایشان دوران کهولت و پیریشان را می گذراندند. در طول ده سالی که در کوهدشت بودم ارتباط من با ایشان بسیار گرم و صمیمی بود.اواخر صحبت شده بود که بعد از ده سال از کوهدشت به الیگودرز بروم خوب مردم آن زمان خیلی لطف داشتند وایشان با اینکه اهل فضل و دانش بود و من هیچ گاه خودم را طلبه ای بیشتر در مقابل شان نمی دانستم دیدم با جمعی از معتمدین شهر آمدند منزل ما و تعبیراتی به کار بردند که باعث شرمندگی من شد، این روحانی پیرمرد با آن اوصاف معنوی و شان و جایگاه معنوی که داشتند گفتند:امام جمعه در یک شهر حکم پدر را دارد و پدر هیچ موقع بچه هایش را رها نمی کند برود،الان اگر شما این شهر را رها کنید و بروید این شهر بی صاحب میشود وامروز که در کوهدشت یک وحدتی ایجاد شده است وجود شما ضروری است . خلاصه اینکه ایشان وقتی بنا بود برای خودشان قدمی بر دارند هیچگاه جلو نمی افتاد اما وقتی می دید موضوعی برای عموم است پیش قدم میشد .ضمن اینکه واقعا پشتوانه بزرگی برای فعالیتهای دینی و مذهبی امام جمعه در شهر بودند. یکی دیگر از ویژگی های مرحوم آیت الله مروجی عزت نفس ایشان بودکه من در ده سالی که در کوهدشت بودم یک بار ندیدم که یک جمله ای مبنی بر احتیاج و نیاز شخصی خودشان بر زبان بیاورند و تا جایی که بیاد دارم ندیدم از کسی یا جایی چیزی بخواهد و اظهار نیازی بکند،عزت نفس ایشان به اندازه ای بود که هیچ موقع نه به خودش و نه به دیگران اجازه نداد برای او چیزی بخواهند مستغنی مستغنی بود.با حد اقل ممکن زندگی می کرد و زندگی ایشان هم برای ما و هم برای همه کسانی که می آمدند و می دیدند باعث عبرت بود.روزی یکی از آقایان روحانی که در تهران برای خودش زندگی مرفهی درست کرده بود به دیدن من آمد،من دیدم بهترین راه برای اینکه ایشان مقداری متنبه شوند این است که ببرمشان پیش آقای مروجی ،وقتی برگشتیم دیدم که ایشان بسیار متاثر شده و با خود می گفت:خدایا ایشان دارد زندگی می کند ما هم داریم زندگی می کنیم،او به چه فکر می کند و ما در چه افکاری هستیم وبه چه صورت دارد حرکت می کند وچه کسی را الگوی خود قرار داده است.به این جهات بود که مردم به او علاقمند شده بودند وهمیشه هم این مطلب را داشت و می گفت:باید اول خدا را راضی کرد بعد مابقی چیزها خودشان درست می شوند. او به این حد از اطمینان قلبی رسیده بود. خدمات مرحوم آیت الله مروجی و مشخصا خدمت ماندگار ایشان یعنی تاسیس وتداوم حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع) حایز اهمیت است،از آنجایی که شما به حسب مسئولیتتان در شهر در جریان کار حوزه و نقش مرحوم ایشان بوده اید در این زمینه اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید. حوزه علمیه در هر جایی چراغ دین در آن جا محسوب می شود.آقای مروجی برای حوزه علمیه خیلی زحمت کشیدند و خیلی تلاش کردند.علیرغم اینکه آقای مروجی اهل هیچ درخواستی نبود ولی ایشان برای ارتقا حوزه از هیچ کوششی فر گذار نبودند برای پیشرفت حوزه هر گاه موقعیتی پیش می آمد مثلا مسئولی می آمد و یا خودشان در زمینه جمع آوری زکات، با زحمت فراوان اقدام می کردند.بلاخره حوزه ای را که خودشان سالها پیش با جمع محدودی طلبه پایه گذاری کرده بودند ، بنای ساختمانی اش هم با همت خودش آغاز شده بود وتا بود تمام توانش این بود که حوزه را به نحواحسن اداره کند و البته به اداره حوزه بر اساس روش سنتی حوزه هم اعتقاد داشت.همانطور که امام فرموده بودند به فقه جواهری اعتقاد دارند ایشان هم بر این روال معتقد بود وبرای تربیت طلاب با زی طلبگی، از ظاهر گرفته تا درس و بحث بسیار کوشا و جدی بودند والحمد لله امروز حوزه کوهدشت از حوزه های خوب و فعال استان لرستان محسوب می شودکه طلاب خوبی تربیت کرده و آینده درخشانی هم دارد که جزو باقیات الصالحات ایشان محسوب میشود. شما ده سال یعنی از سال 65 تا 75 در کوهدشت بودید.قبل از آن هم تجربه امامت جمعه در رامشیر و رامهرمز را هم داشتید از سال 75 هم تا کنون در شهرهای الیگودرز و گرمسار مشغول اداره این جایگاه اجتماعی و معنوی هستید .کوهدشت را در مقایسه با جاهای دیگر چطور دیدید؟ بنده تقریبا 31 سال است که امام جمعه هستم. در کوهدشت یکی از ویژگی های مردم این بود که ظاهر و باطن مردم یکی بود،در این مدتی که من کوهدشت بودم مردم اعتماد خاصی پیدا کرده بودند که من این اعتماد را نه قبل دیده بودم و نه بعد که تا این اندازه به یک طلبه اطمینان شود. مثلا در نماز وقتی برای باران دعا می کردیم مردم اعتقاد داشتند که حتما باران می آید واصل هم برای استجابت دعا هم همین اعتقاد است، لذا به خاطر همین اعتقاد خداوند هم تفضل می کرد و باران رحمتش را نازل می نمود.ویژگی دیگر مردم کوهدشت این بود که زیاد سخت گیر نبودند که همه چیز را از لحاظ قانونی حل وفصل کنند سعی می کردند کمتر دادگاه بروند و راضی بودند مشکلاتشان را پیش یک طلبه مطرح کنند تا بروند دادگاه پیش قاضی و این هم نشانه اعتمادشان به روحانیت بود شما آن زمان را به یاد بیاورید یک شهرستان بود و یک قاضی به نام آقای عبداللهی که به همه امور می رسید برای اینکه مردم قسمت عمده مسایلشان را در بین خودشان و یا در دفتر امام جمعه رفع و رجوع می کردند.ویژگی دیگر مردم کوهدشت سخاوتمندی آنها بود علیرغم اینکه وضع مالی آنجا خیلی خوب نبود ولی با این وجود مردم بسیار سخی بودند و خدا هم بر همین اساس خیر و برکتش را بر مردم نازل می کرد .خصوصیت دیگر مردم پافشاریشان بر حق بود معمولا مردم اگر به مطلب حقی می رسیدند دیگر رها نمی کردند.ما اول که آمدیم مردم خیلی روی خوش نشان ندادند 150 نفر بیشتر نماز جمعه نمی آمدند بعد وقتی دیدند راهی که ما دنبال می کنیم راه حقی است و دنبال خط و جناح نیستیم دیگر رها نکردند و از این رو تا روزهای آخر که آنجا بودیم همیشه نماز جمعه با شکوهی داشتیم ولذا وقتی آقای موسوی دامغانی معاون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه برای معرفی امام جمعه بعدی رفته بودند تعریف می کرد می گفت من اولین باری است که برای معرفی امام جمعه ای می روم می بینم مردم برای امام جمعه قبلی گریه می کنند.و لذا این را که گفتم فقط برای این بود که بگویم مردم کوهدشت وقتی حقی و یا راه درستی را تشخیص می دهند پای کار می ایستند و در حمایت از مسیر درست هم همواره حساب شده و با اعتقاد هستند. مردم کوهدشت در شجاعت هم کم نظیرند. آیت الله نعیم آبادی امام جمعه ونماینده فعلی ولی فقیه در بندر عباس، آن زمان آمده بود کوهدشت و رشادت رزمندگان کوهدشت را که دیده و شنیده بود می گفت نظام به جای اینکه برود در برخی جاها برای جنگ سرمایگذاری کند بهتراست قدری بیشتر به کوهدشت توجه کند و توانش را اینجا بگذارد همین جوانان تکلیف جنگ را روشن می کنند. در عملیات مرصاد هفت هزار نفر از مردم کوهدشت رفتند و سینه سپر کردند جلوی دشمن ایستادند واین در حالی بود که خیلی از شهرها ی اطراف تخلیه کرده و رفته بودند در هر صورت در کنار سایر صفات خوب مردم کوهدشت شجاعت،سخاوت و یک رنگی از مشاهدات عینی من در آنجا بود. شما در طول مدتی که در کوهدشت بودید منشا برکات و خدمات خوبی شدید با وجود اینکه می فرمایید در ابتدا کار سخت بود اما به سرعت توانستید در دل مردم جا باز کنید از روزهای آغاز کار و کلا فضای کارهای فرهنگی کوهدشت حتما گفتنی های فراوانی دارید که البته باید در مجال جداگانه ای به آن پرداخت ولی مایلم از این فرصت پیش آمده قدری خاطرات شما را مرور کنیم. از همان ابتدا در کوهدشت احساس می کردم اگر سخنی می گویم هدر نمی رود. مثلا یک روز همان اوایل رفتم مجلس ختمی در مسجد دیدم از شدت دود داخل مسجد پیدا نیست گفتم این جا چه خبر است؟گفتند در فاتحه خوانی رسم است که تا پایان چند بار سینی پر از سیگار را می چرخانند ومردم هم سیگار بر می دارند و می کشند. من دیدم عجب چیز بدی است، یک اطلاعیه ای دادم و در آن پیشنهادهایی نوشتم که در مراسم ختم و فاتحه چه بشود و چه نشود،خیلی زود مردم همراهی کردند ،خادم مسجد آمد گفت که در اولین مجلس سیگار آورده اند و من گفته ام که امام جمعه ممنوع کرده است و صاحب عزا بدون هیچ مقاومتی پذیرفته است . یا مثلا دیدم در کوهدشت تا چهل روز در منزل صاحب عزا خرج می دهند ، اطلاعیه دادم که برای اموات، مستحب چیست و واجب کدام است و توصیه دین چیست،دیدم خیلی زود جا افتاد و مقاومتی هم نشد. همان طور که گفتم در حل و فصل دعوا ها و اختلافات مردم بیشتر حکمیت یک طلبه را می پذیرفتند تا محکمه و قاضی و دادگاه واین را شما در خیلی از جاها نمی دیدید.الان هم من در جاهای دیگر وقت می گذارم و صحبت می کنم ولی تاثیری که در کوهدشت می دیدم نمی بینم. از ویژگی های کوهدشت خیلی می توان گفت.من وقتی از سفر مکه برگشتم به آقای هادیان گفتم که برای نزدیکان و مسئولین شهر یک نوبت شام بدهیم شما خودتان هم در جریان بودید ،دیدم مردم به اندازه ای لطف کردند ومحبت نمودندکه ما چندین شبانه روزشام و نهار درست کردیم و مهمانی دادیم. البته مایه اش هم خیرات خود مردم بود که هدیه می آوردند وما هم فقط درست می کردیم وتبدیل به غذا می کردیم و پذیرایی می کردیم تا جایی که من دیگر توان سر پا ایستادن نداشتم.محبت مردم به گونه ای بود که امام جمعه را متعلق به خودشان می دانستند به نحوی که من احساس می کردم مهمان مردم هستم. سالهای اول حضور شما در کوهدشت مصادف بود با سالهای اوج دفاع مقدس که دوران افتخار آمیزی برای تاریخ کوهدشت است و شما خیلی از شهدای گرانقدر که سرمایه های ابدی مردم کوهدشت هستند و خانواده های آنها را می شناسید به نظر شما مناسبات مردم با دفاع مقدس چگونه بود؟ گذشته از گردانهای رزمی جوانان کوهدشتی و دلاوری هایشان ،مردم عادی در کمک به جبهه و جنگ با اینکه وضع مالی مناسبی هم نداشتند در بحث کمک به جبهه بسیار فعال و سخاوتمند بودند. به خاطره دارم که یک روز سردار حاج نوری فرمانده لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) تماس گرفتند وگفتند که رزمندگان در کردستان با کمبود آذوقه به ویژه گوشت و مواد پروتئینی مواجه اند.با اینکه شهر بمباران می شد ومردم در شهر نبودند همان موقع در دفتر امام جمعه جلسه ای تشکیل دادم و گفتم از جبهه این پیغام رسیده است.در مدت یک هفته 13 کامیون گوسفند جمع آوری شد و من خودم و نماینده وقت و چند نفر از مسئولین شهرستان رفتیم منطقه عملیاتی “گمو”و” گرد رش” هدایای مردم را به رزمندگان رساندیم و برگشتیم. شما میدانید که موشکهایی که به عراق اصابت میکرد بخشی از مناطق اطراف کوهدشت پرتاب می شد اما من نشنیدم که کسی پیدا شود و علیه نظام قدمی بردارد و اسرار نظام را افشا کند.مردم واقعا در شرایط سخت جنگ همراهی شان با نظام در سطح عالی بود در برخی جاها می شنیدیم مردم به خاطر کمبود آذوقه اعتصاب و یا اظهار نارضایتی می کردند اما در کوهدشت در آن شرایط سخت نانوایی ها نانشان می ماند ،علتش هم این بود که روستاییان که میزبان مردم جنگ زده بودند خودشان آذوقه مردم را تامین میکردند وکمبودی احساس نمی شد حتی در قم از این دست مشکلات وجود داشت و البته ما وقتی تعریف می کردیم خیلی ها باورشان نمی شد. رابطه مردم کوهدشت را در کل با روحانیت چگونه ارزیابی می کنید؟ روحانیت در کوهدشت علیرغم تعداد کم، خوب عمل کرده است و به همین جهت مردم هم خوب برخورد می کردند حتی اگر شخصی عملکرد بدی هم داشت مردم رازداری می کردند.مثلا طلبه ای رفته بود جایی و بد عمل کرده بود ولی مردم به من منتقل نکردند بعد گفتم چر نگفته اید گفتند ما سعی کردیم که پنهان کنیم که هم شما را ناراحت نکنیم هم آسیبی به آبروی روحانیت وارد نشود.در کل روحانیت نزد مردم کوهدشت احترام داشت و رابطه حسنه ای وجود داشت که البته احترام و رابطه دو طرفه ومتقابل بود. در مدتی که در کوهدشت بودید حتما به این نکته التفات فرمودید که مردم کوهدشت و به ویژه جوانان آن از هوش سیاسی سرشاری بهره مند هستند و قطعا خاطرات خوبی هم دارید. بله واقعا کوهدشتی ها دارای اطلاعات و معلومات عمیق سیاسی هستند.شش ماه قبل از اینکه آقای منتظری برکنار شوند آن موقع در دبیرستان امام جعفر صادق(ع) که من رفته بودم برای سخنرانی برخی آمدند و به من گفتند این شیخ هم که خراب کرده است و این نشان میداد که مردم و به ویژه جوانان نسبت به موضوعات سیاسی حساس وپیگیر هستند واز مسایل سیاسی پشت پرده هم با اطلاعند، لذا همانطور است که می گوئید مردم کوهدشت دارای بینش سیاسی دقیق و عمیقی هستند و فکر می کنم از قبل هم چنین بوده اند. دوره ای که شما کوهدشت بودید حوادث تلخ و شیرین سیاسی زیادی مخصوصا در جریان انتخابات کوهدشت رخ می داد، حتما خاطراتی هم از آن دوره دارید.مخصوصا آن واقعه تلخی که چند نفر بی گناه کشته شدند و درگیریهایی در اطراف فرمانداری رخ داد. انتخابات(سال68) را به آرامی پیش برده بودیم، ولی معاون سیاسی و فرماندار وقت مقداری کار شکنی کردند ونگذاشتند. همان روز ها رییس اداره اطلاعات وقت کوهدشت آمد و گفت اگر شما ورود نکنی اینها نمی توانند هیات اجرایی تشکیل بدهند. البته آنها نمی خواستند امام جمعه در کارشان دخالت کند بعد دیدند ظاهرا چاره ای ندارند ،بعد از نماز مغرب و عشاء بود که فرماندار آمد پیش من و گفت خوب است امشب شما هم سری بزنید فرمانداری. من هم رفتم و با وساطت من و صحبتی که با عقلای هر دو طرف کردم لیست هشت نفر را به 30 نفر مدعو دادم و گفتم لطفا به اینها رای بدهید تا غائله بخوابد با اینکه برخی معترض بودند ولی با رای زنی با اشخاصی مثل مرحوم حاج سید علی رضا هاشمی،ابراهیم باقری وعلی تیموری به نتیجه رسیدیم تا اینکه ساعت 11 شب قبل از اتمام مهلت قانونی هیات اجرایی تشکیل شد. در کل مسئولین سیاسی شهر و استان به علت محاسبات غلطی که داشتند دچار اشتباه شدند و بعد ازانتخابات مردم متاسفانه به خیابانها ریختند و بعد چند نفر بی گناه هم کشته شدند. اگر به محض وقوع هم من در جریان قرار می گرفتم شاید می شد مانع از آن اتفاق ناگوار شد ولی چون نمی خواستند من در مسائلشان دخالت کنم مرا در جریان نگذاشتند . بعد هم وقتی رییس اطلاعات گفته بود برویم فلانی را بیاوریم گفته بودند که در شهرستان نیست در حالی که بودم و اگر در بین مردم حاضر می شدم مردم به حسب تجربه در موقعیت های دیگر حرف مرا گوش می کردند و متفرق می شدند . بعد هم وارد ماجرا شدیم و با کمک معتمدین، شهر آرام شد وجالب که همان کارهایی که در دفتر من مکتوب و به توافق وامضای طرفین رسید تا شهر آرام گرفت را در شورای تامین استان بدون اینکه نامی ببرند به عنوان کار خودشان معرفی کردند . البته خاطرات شیرین کوهدشت بیش از تلخی هاست . مجددا از شما سپاسگزارم که وقت دادید و این مجال فراهم شد. برای بنده هم فرصت مغتنمی بود تا هم امروز در نماز جمعه با شکوه گرمسار شرکت کنم و تداعی خاطرات 20-25 سال پیش بشود و هم از سخنان ارزشمند شما در باره مرحوم آیت الله مروجی وسایر موضوعاتی که مطرح شد بهره ببرم. من هم برای شما توفیق آرزو می کنم و امیدوارم در مسیر فعالیتهای فرهنگی تان خداوند شما را یاری بدهد . کانون فرهنگی سبحان تصاویر : اختصاصی میرملاس درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
سوء پیشینه شرط استخدام در کارخانه!
بخشش خداوند حال همه ما را خوب کرده است. دیشب که از حرم امام رضا(ع) بیرون می آمدم احساس می کردم حال همه خوب است، همه به هم لبخند می زدند، چون مطمئن بودند که بخشیده شده اند. علیخانی با اشاره به این که تا کنون حدود 80 مهمان ماه عسل از مشهد مقدس بودند،گفت: کاملا مشخص است که امسال اسپانسر و حامی ماه عسل امام رضا(ع) بودند. وی همچنین ضمن تأیید سخنان دکتر نبی گفت: این سبکی و طراوتی که شما از آن می گویید
آرزوی شریعتمداری برای مذاکرات /سلفی دبیر و بچه محل ها/خیس شدن احمدی نژاد
دارد در پست اخیر خود عکس سلفی از افطاری خود در محله قدیمی و با بچه محل های قدیمی را منتشر کرد. به یاد تمام اون سال هایی که کوچیک و بزرگ تو حسینیه امام حسن مجتبی دور یک سفره می نشستیم و حاج آقا می خوندن: اللهم ارزقنا رزقاً حلالً طیباً طاهرا و همه ی آدمهایی که نون از راه کارگری و زحمت بدست می آوردن، با تمام وجود این دعای پرازمعنا رو تکرار می کردند. پی نوشت: یه شب پرخاطره ، یه
مرجع تقلیدی که پدرش اورا وقف امام زمان کرد
به درگاه خداوند دراز کنند.آن چه بعد از نماز باقی مانده بود دلهای پر از اضطراب و دلهره جمعیت بود که اکنون در خانه و کاشانه خود به انتظار نشسته بودند. آنان با چشمانی نگران و رو به آسمان، لحظات را در حال امید به درهای رحمت خداوندی می گذراندند. لحظات انتظار، هر چند برای آن جمع همچون سالها گذشت اما بالاخره بسر رسید و در اوایل شب شنبه و شامگاه روزی که در آن نماز باران برگزار شد، رعد و برق
کاسکو امین زندگانی/ ژیان جواد عزتی/ رفاقت رامبد و احسان/مرغ پخته جواد رضویان+تصاویر
خیر دستی دارد و سرپرستی فرزندانی را به عهده گرفته. بهنوش خانم، در پست جدید اینستاگرام خودش تصویری از سه دختر عزیزش را به اشتراک گذاشت. علی لهراسبی هم از قافله سلفی در کابین خلبان پرواز جا نموند و تصویر خودش را به اشتراک گذاشت. علی اوجی مدیر برنامه های رضا یزدانی با انتشار عکسی از خودش و این خواننده، از انتشار آلبوم تصویری نوستالژی خبر داد. طبق همه مدیربرنامه ها، علی خان معتقده این آلبوم موج جدیدی را در موسیقی ایجاد می کنه. و در آخر علی دایی عکسی از دوران جوانی اش رو به اشتراک گذاشت. گزارش از: فاطمه باقری انتهای پیام/ ...
شرط استخدام داشتنِ سوءسابقه است!
تسنیم: شب های احیا تمام شد و هر کسی به نوعی دست به درگاه خدا برداشت تا بار گناهانش را کم کند و شاید بخشیده شود. آری بخشیده شدن از سوی پروردگاری که بخشنده و مهربان است. اما تا کنون از خودمان پرسیده ایم که؛ ما چقدر دیگران را می بخشیم؟ و تا کنون چقدر از تقصیر دیگران گذشت کرده ایم؟ آری بخشیدن موضوع برنامه ماه عسل با اجرای احسان علیخانی بود. علیخانی در این برنامه شخصی را به بینندگان معرفی
چرا دولت بی خیال جمع کردن خودروهای فرسوده شده است؟/ مشکل در پرداخت وام ازدواج دانشجویی
بیماری اسبرکر است جالب اینکه از بنده بازنشسه یارانه نیز قطع شده است أأأأأأأأ باسلام بنده دانشجوی دانشگاه آزاد هستم و تازه ازدواج کرده ام. دانشگاه به دانشجویان خودش که بعد از شهریور سال گذشته ازدواج کرده باشند متعهد شده مبلغ 100/000/000 ریال وام ازدواج بده و طبق گفته معاونت محترم دانشجویی، زمان ثبت نام تا اخذ وام بیش از 30 روز به طول نخواهد انجامید بنده قریب به 5 ماه است که در پست بانک
کلش آو کلنز و حسین ماهینی!
:05 +31 [12] یووه-پرسپولیس چرا کولیدری ؟؟ لیدری برازندته خدا قسمت کنه یه وار با هم باشیم جات تو تیم خیلی خالیه نقل قول 2015-07-11 16:02 +57 [11] mostafa عجب خدمت سربازی خوبی ه،مجازی رفته سربازی بعد من رو دکل تو دمای 50 درجه باید پست میدادم نقل قول 2015-07-11 15:07 1 2 تازه کردن لیست نظرات RSS
حدادیان: رامبد جوان مجاهد راه خداست
به بعضی از جاهای برنامه ایشان هم نقدی وارد باشد. * به رامبد جوان گفتم تو مجاهدی در راه خدا حدادیان ادامه داد: همین آقای رامبد جوان چند سال پیش یک روز در دهه محرم اینجا بود و با ما عزاداری کرد و از دوستان بنده است. من حدود یک ماه پیش با ایشان تماس گرفتم و گفتم به نظر من تو مجاهدی در راه خدا. من چون برنامه ات را کامل ندیدم نمی توانم راجع به همه اش اظهارنظر کنم اما اینکه یک نفر
محسن چاوشی بالاخره به حرف آمد (3)
/> نشستم تا پاساژ باز شود و این آقا بیاید. با ترس و لرز رفتم توی مغازه و رو به روی طرف ایستادم و گفتم: عمو من می خواهم یک چیزی بگویم گفت: بگو پسرم. سرم را انداخته بودم پایین من این تفنگ ترقه ای را دزدیدم. منتظر بودم سیلی اش بخوابد توی گوش یا پس گردنم. از ترس اینقدر چشمهایم را بهم فشار دادم که نزدیک بود منفجر شوند. دیدم نمی زند. دستم را گرفت و ده تا ترقه گذاشت روی همان تفنگی که توی دستم بود. مانده بودم
انتخاب های سخت (14)
9 شب، تماسی را از سوی میچلتی دریافت کردم. به او هشدار دادم: احساس ناامیدی و کلافگی رو به رشدی در واشنگتن و جاهای دیگر وجود دارد. میچلتی تلاش کرد توجیه کند که آنها در حال انجام دادن هرآنچه در توانشان است برای حصول توافق با آقای زلایا هستند. حدود یک ساعت بعد با زلایا تماس گرفتم که هنوز در سفارت برزیل پناهنده بود. او را مطلع کردم که تام به زودی برای کمک به حل مسئله به آنجا خواهد آمد. وعده
احمدی نژادوجلیلی به هتل کوبورگ می روند(طنز)
: نه؛ من می دونم اختلاف دارین. از قیافه هاتون پیداست. کری (با ترس): نه به جان تو ... جلیلی: حاشا نکن. اختلاف از چشم سیات می ریزه. دو وزیر خارجه به هم می گویند زودتر تمومش کنیم بریم. غرب از زیاده خواهی دست می کشد و با بسته پیشنهادی چهارشنبه موافقت می کند و توافقنامه حاضر شده و همه چیز تمام می شود. حاضرین در جلسه هم کاغذ و دفتر و سایر وسایل را جمع می کنند و عزم رفتن می کنند.