سایر منابع:
سایر خبرها
سرقت برای پرداخت قسط
. این سارق طلافروشی می گوید که 10 سالی است که به تهران آمده و در این شهر زندگی می کند و در این چند ساله به هر شغلی که مشغول شده، نتوانسته است وضعیت مالی خود را بهتر کند. حسین در جواب اینکه چرا دزدی کرده است، می گوید: من مجردم و قصد ازدواج داشتم اما می خواستم قبل از ازدواج بدهی های خود را پرداخت کنم و پولی داشته باشم. پنج میلیون تومان قسط داشتم و می خواستم پول قسط ها را قبل از خواستگاری رفتن پرداخت
وقتی فهمیدم کیوان دوست صمیمی ام با خواهر شوهردارم ارتباط دارد، خشکم زد و ... + عکس
شب حادثه Incident برای حرف زدن با مقتول به خانه اش رفته بودم، اما او نقشه ای شوم در سر داشت به خاطر همین مجبور شدم دست به چاقو ببرم ؛ این اعتراف پسر جوانی است که سه سال قبل مردی را با ادعای رابطه پنهانی با خواهرش به قتل Murder رسانده است. متهم روز گذشته پای میز محاکمه قرار گرفت. پانزدهم اسفندماه سال 93، مردی به نام بهزاد خودش را به کلانتری زیباشهر رساند و پلیس را از ماجرای یک قتل باخبر کرد. او
دانش آموز دوم راهنمایی بودم که پسر همسایه مان مرا به اتاقک برد و
ادامه دادم و در رشته برق کار دانش دیپلم گرفتم و پس از پایان خدمت سربازی در رشته کاردانی دانشگاه زاهدان پذیرفته شدم. آن جا بود که با موادمخدر آشنا شدم. البته اولین بار زمانی که دوم راهنمایی بودم پسر همسایه مان در چناران مرا به داخل اتاقک منزلشان برد و آن جا مواد مصرف کردیم ولی با این وجود علاقه ای به مصرف مواد نداشتم. بعد از پایان تحصیلات در یک شرکت مشغول کار شدم و اواخر سال 79 ازدواج کردم. همسرم
عشق یک طرفه جنایت آفرید
گروه حوادث- مکانیک جوان که به خاطر دختر مورد علاقه اش، پسر جوانی را کشته بود، صبح دیروز در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. به گزارش خبرنگار حوادث ایران، در این جنایت که سحرگاه بیست و هفتم مهر سال 94 در باغ آذری تهران رخ داد پسر جوانی به نام سعید - 28 ساله – با ضربات چاقو به قتل رسید و کارآگاهان در جریان تحقیقات دریافتند ضارب، پسر 28 ساله ای به نام مهرداد بوده است که
ذره بین
پرونده ستایش قریشی روی میز کارشناسان رسمی دادگستری شهروند| پرونده قاتل ستایش قریشی برای تعیین میزان ارش البکاره و مهرالمثل با حکم قضائی به کارشناسی دادگستری فرستاده شد.امیرحسین 17ساله بیست ویکم فروردین 95 بود که دختر 6 ساله افغان به نام ستایش را در خانه پدری اش در ورامین مورد آزار و اذیت قرار داد و وی را با ضربات چاقو کشت و جسدش را با اسید سوزاند. پسر نوجوان در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک
نوجوانی که می خواست حاج قاسم رافریب بدهد
؟ دلم می خواست حاج قاسم می فهمید من فقط کمی قدم کوتاه است؛ وگرنه شانزده سال سن کمی نیست. دلم می خواست جرأت داشتم بایستم جلویش و بگویم: آقای محترم! شما اصلا می دونید من دو ماه جبهه دارم؟... اما جرأت نداشتم. با خودم فکر می کردم کاش ریش داشتم. به کنار دستی ام که هم ریش داشت و هم سبیل غبطه می خوردم! لعنت بر نوجوانی! که یقه مرا در آن هیری بیری گرفته بود. هیچ مویی روی صورتم نبود... باید صورت لعنتی
دخترِ مردم پَکَرُم کرده
/> - یعنی چی؟!!! - خوبه دیگه... چی بگم؟ از فردای آن روز بی بی در حالات و وضعیت های مختلف ترانه می خواند و به قول خودش تمرین می کرد... - دخترِ مردم پَکَرُم کرده امسال از هر سال عاشق تَرُم کرده... تو خودم مُندَم منو دوس داره یا نه؟ تو گوشش خوندم یا بوگو آره، یا نه! یا بوگو آره، یا نه!!! رفته و از خود بی خبرُم
جنایت در دوئل عاشقانه باغ آذری
شرکت کار می کردم و در آنجا به منشی مان که دختر جوانی بود علاقه مند شدم و قصد داشتم با او ازدواج کنم. ما حتی چند مرتبه با یکدیگر بیرون رفتیم و همه چیز به خوبی پیش می رفت تا اینکه او به طور ناگهانی دیگر به شرکت نیامد و به تماس های تلفنی ام پاسخی نداد. خیلی تلاش کردم تا اینکه فهمیدم پای پسر دیگری در میان است و او می خواهد با دختر مورد علاقه من ازدواج کند. چند مرتبه با پسر جوان صحبت کردم و
“فرمول یک” میزبان تهیه کننده “آژانس شیشه ای” و “مارمولک” شد
دارد. پسرم می توانست از 25 سالگی وارد سینما شود نه 40 سالگی وی درباره حضور آقازاده ها در سینما گفت: خودم دوست نداشتم پسرم وارد سینما شود. او در دانشگاه تهران حقوق خوانده و کارشناسی ارشد خود را خارج از کشور گرفته است. دوست داشتم پسرم با نوشتن شروع کند. او چند قصه و رمان نوشت و نگذاشتم وارد حیطه فیلمنامه نویسی شود. بعد از آن به نگارش فیلمنامه “طلا و مس” رسید، بعد هم که فیلم “حوض نقاشی” را
به استقلال برگشتم تا سال بعد در جام جهانی روسیه بازی کنم
انگیزه است تا دوباره خودش را نشان دهد آن هم در سالی که سال جام جهانی است. چشمی در گفت وگو با فارس، در خصوص سختی هایی که در فصل گذشته تحمل کرد صحبت هایی را انجام داده که در زیر می خوانید. * دقیقاً چقدر از میادین دور بودی؟ وقتی آن اتفاق برایم افتاد با پزشکان تیم حرف زدم که قرار بود 8 ماهه به میادین برگردم اما شد نزدیک یک سال و نیم! وقتی هم قصد برگشت داشتم اتفاقات عجیب
اعدام 2 مرد شیطان صفت به دلیل تجاوز به دختران
فرار شدند. دختر جوان که از سوی دو سرنشین پیکان مورد تجاوز قرار گرفته بود در اظهاراتش به پلیس گفت: در یکی از میادین غرب تهران سوار بر خودروی پیکان شده و قصد داشتم تا به سمت جنت آباد بروم که سرنشینان پراید با تهدید و با استفاده از چاقو مرا به جاده چالوس برده و به من تجاوز کردند. پس از این اتفاق تیمی از مأموران پلیس آگاهی برای بازداشت متهمان دست به کار شده و دو روز بعد موفق به
آدم ربایی پایان کورس خیابانی دختر و پسر پورشه سوار
تهدیدم می کرد و مرا روی زمین می کشید به سمت ماشینش برد. وی ادامه داد: او مرا به داخل ماشین انداخت و حرکت کرد. دوستانم که شوکه شده بودند، پلیس را خبر کردند. در آن لحظات وحشتزده از او می خواستم که رهایم کند اما دستبردار نبود و مرتب فحاشی می کرد. او آرام و قرار نداشت. حتی مرا کتک می زد و مدام می گفت چرا بدون هماهنگی با او، دوستانم را سوار ماشینم کرده ام. دختر جوان ادامه داد: در
توکی: نقطه ضعف اصولگرایان این است که به آزادی و نقش مردم اهمیت نمی دهند
کار معرفی کرد. بنی صدر نپذیرفت. حکمیت شد. خیلی داستان های طولانی دارد. - آقای ولایتی می خواست نخست وزیر شود. من در بهشهر در مرخصی استعلاجی بودم. شب تلویزیون اعلام کرد که این مساله می خواهد فردا در مجلس مطرح شود و نماینده های مجلس نظر غیر رسمی داشته باشند. یک جیپ استیشن گرفتم. پشت آن رختخواب انداختم. کمردرد داشتم. خوابیدم و شبانه به تهران آمدم. صبح به مجلس رفتم. عضو هیات رییسه بودم. دکتر
نقشه 3 بچه محل برای سرقت از طلا فروشی
...> چند وقت قبل خانه ای مجردی اجاره کرده بودیم. چقدر طلا سرقت کردید؟ حدود دو کیلو. طلاها چه شد؟ طلاها دست من بود اما همان موقع که از مغازه بیرون آمدم، دستگیر شدم و ساک طلاها نیز روی زمین ریخت که مردم جمع شان کردند. درادامه جلسه بازپرسی، دومتهم دیگرهم با تأیید اظهارات همدستشان ابرازپشیمانی کرده ومدعی شدند فقط به خاطررفع مشکلات مالی شان دست به سرقت زده اند.درحال حاضرهرسه سارق دربازداشت هستند وتحقیقات تخصصی ازآنها ادامه دارد. * روزنامه ایران ...
موافق نیستم موسیقی نمایش را نهاد دیگری نظارت کند
سال ها نوشته و روی صحنه رفته است. او شمس پرنده را با رومئو و ژولیت شکسپیر مقایسه کرد که همه آن را می شناسند؛ ولی باز به تماشای آن می روند و تاکید کرد تا جایی که توان داشته باشد به اجرای آن ادامه می دهد. صابری افزود: استقبال مردم مرا تشویق می کند که کار کنم. این نمایشنامه درباره تقابل شریعت و عرفان است و برای خودم هر بار که می خوا نم کشف شهودی رخ می دهد. وی در مورد
روایت های واقعی از همسرکشی و اسیدپاشی در تهران
شکسپیر با اوفلیا می کند وقتی پدر او را می کشد. کارگردان نمایش افسون معبد سوخته ادامه داد: چرا اوفلیا در نمایش شکسپیر دیوانه می شود؟ آیا دیوانگی اوفلیا صرفا به دلیل مرگ پدرش است؟ نه؛ دیوانگی اوفلیا به دلیل این است که هملت که عشق او بوده قاتل پدرش است. عشقی که قرار بود بیاید و او را در زندگی نجات دهد و سعادت را برایش بیاورد حالا برای او نگون بختی آورده. وقتی آن دختر در نمایش، در تهران با این پسر
از حل مشکل خاورمیانه با تغییر نظام ایران تا اعتراف پسر ترامپ به دیدار با طرف روس و افزایش بهای نفت
پیکر در لهستان 10 هزار نفر را آواره کرد پلیس لهستان برای خنثی کردن یک بمب مربوط به جنگ جهانی دوم از 10 هزار نفر خواست خانه هایشان را ترک کنند. داعش اعلام خبر مرگ ابوبکر البغدادی را ممنوع کرد اسناد به دست آمده در غرب موصل حاکی از آن است که گروه تروریستی داعش به سرکردگان خود دستور داده از اعلام خبر هلاکت ابوبکر البغدادی خودداری کنند. اظهارات گزاف جدید ضاحی
پسرخاله ام را با تزریق سیانور به قتل رساندم + عکس
شد چرا که این قول و قرارها نمی توانست مربوط به یک زن یا دختر باشد. عصبانی نزد همسرم بازگشته و فریاد زدم همه چیز را فهمیدم فقط بگو الهه جون کیست! او هم در نهایت وقتی خشم مرا دید همه چیز را لو داد و مدعی شد که از کارش پشیمان است. او گفت: ج (پسرخاله ام) او را اغفال کرده و هنگامی که من در خانه نبودم وارد منزلم شده است و ... شنیدن این حرف ها برایم خیلی سخت بود اما همسرم را بخشیدم تا این که چند
ترون 35 ساله شد
دیگر این است که هالیوود به خاطر این شوکه شده بود که کمپانی دیزنی داشت می گفت کامپیوترها قرار است بخشی از زندگی همه بشوند. لیزبرگر می گوید: وقتی در مورد دیزنی فکر می کنم، همیشه به این فکر می کنم که آن ها نوستالژی و یک نوع راحتی خاص فراهم می کنند که از نوستالژی می آید. جالب است که حالا می بینم چطور با گذشت چند دهه ترون هم نوستالژی خودش را کسب کرده است. از این نظر، بسیار بیشتر از آن موقع، حالا این
کارگردان دو پلان از عباس کیارستمی : سعی کردم دست خط کیارستمی را حفظ کنم /کیارستمی تکرار ناشدنی است
کارگردان فیلم کوتاه دو پلان از عباس کیارستمی که در هفته جاری برای اولین بار در خانه هنرمندان به نمایش درآمد، در گفت وگو درباره آشنایی با زنده یاد عباس کیارستمی گفت: دهه 70 دانشجوی بازیگری تئاتر بودم و هر وقت از کارگاه های استاد باخبر می شدم، در آنها شرکت می کردم. او در ادامه یادآور شد: با اتمام این دوره، درگیر مجسمه سازی شدم و از فضای تصویر دور شدم تا در سالهای 89 و 90 بود که فرید سراج
دلایل روانشناختی و جامعهشناختی افزایش تمایل جوانان به انجام تتو/ مرا هم نظاره کنید
معمولا براساس مد و تقلید از سلبریتی ها طرح هایی را روی بدن شان تتو می کنند و اغلب نیز بدون اطلاع خانواده هاست. مثلا چند وقت پیش یه دختر 16، 17 ساله رو در آرایشگاه دیدم که می خواست پشت دستش رو تتو کنه و سال تولدش رو (2000) بنویسه . نسترن می گوید چون اغلب این نوجوان ها شور و هیجان دارند، برای انجام تتو، به بهداشت و مواردی همچون قابل اعتماد بودن تتوکار توجه نمی کنند. من خودم دیدم که جاهای غیرقانونی
کرکس های کرج اعدام شدند
، خودرو حوالی دره ای متوقف شد و سرنشینان خودرو با باقی گذاشتن یک دختر جوان داخل خودرو متواری شدند. مأموران دختر جوان را برای ادامه تحقیقات به اداره جنایی پلیس آگاهی استان تهران منتقل کردند و به تحقیق از او پرداختند. دختر جوان در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: بعدازظهر قصد رفتن به خانه یکی از اقوامم را داشتم که در منطقه آریاشهر تهران، سوار خودروی مسافرکشی شدم و راننده که یک مسافر
زن آزرا سوار در دام جوان خالی بند مشهدی
" شدم. او ادامه داد: مدتی قبل و از طریق یکی از دوستانم با یک سایت همسریابی آشنا شدم و از آنجا که قصد ازدواج داشتم به عضویت آن درآمدم. کمی بعد جوانی برایم پیام فرستاد. او خودش را دندانپزشک معرفی کرد و مدعی شد که به دنبال دختری مناسب برای ازدواج می گردد. مرد جوان می گفت که با دیدن پروفایلم از من خوشش آمده و پیشنهاد ازدواج داد. من هم با توجه به اطلاعاتی که داشتم، پیش از اینکه به او جواب بدهم
نقطه ضعف اصولگرایان از نگاه آقای همیشه منتقد
معرفی کرد. بنی صدر نپذیرفت. حکمیت شد. خیلی داستان های طولانی دارد. - آقای ولایتی می خواست نخست وزیر شود. من در بهشهر در مرخصی استعلاجی بودم. شب تلویزیون اعلام کرد که این مساله می خواهد فردا در مجلس مطرح شود و نماینده های مجلس نظر غیر رسمی داشته باشند. یک جیپ استیشن گرفتم. پشت آن رختخواب انداختم. کمردرد داشتم. خوابیدم و شبانه به تهران آمدم. صبح به مجلس رفتم. عضو هیات رییسه بودم. دکتر
موزه اثرم را بیمه کرد اما پاره تحویل داد
خواهم شما را ببینم. فردا قرار شد بیاید خانه ی ما. آن آقا گفت خلبان است و در قطر زندگی می کند. فردای آن روز به خانه ام آمد و مرا با اصرار به دفتر خودش برد. آنجا که رسیدیم شروع کرد تمام دفترش را به من نشان دادن. وقتی به طبقه بالا رسیدیم، دیدم یکی از همان مجسمه های 50 سال پیشم آنجاست. من بعد از انقلاب، دیگر نفهمیدم برای آن مجسمه ها چه پیش آمد. چند تا از مجسمه هایم را دفتر مخصوص خریده بود. از مجسمه ها بی
تبدیل تریلربه اتاق جراحی سیار/رابطه ماه تولد با ویژگی های روحی وجسمی چیست؟/صندلی دوپایه برای کسانی که ...
گیتس، میلیاردر معروف در خانه ای 125میلیون دلاری زندگی می کند. خانه مجلل او کنار تپه ای مشرف به دریاچه واشنگتن قرار دارد که مالیات سالانه این خانه 991 هزار دلار است. بیل گیتس 58 ساله که اکنون ثروتمندترین فرد جهان است توانست در سال گذشته با افزایش 8/15 میلیارد دلاری سرمایه خود دوباره جایگاه اول را در میان سرمایه دارهای دنیا به دست بیاورد. کارلوس اسلیم هلو، $ 61.8 Billion محال
کمال خرازی 22 بهمن 57 مرا به صداوسیما آورد
، رادیوی جمهوری اسلامی را با جمعی راه انداختیم. وی ادامه داد: تازه ازدواج کرده بودم و در این یک هفته خانواده ام از من خبری نداشتند و فکر می کردند در هیاهوی انقلاب گم شده ام. بعد از 20 روزی خرازی که به نوعی معاون سیمای آن زمان بود، من و دوستان دیگری را دعوت کرد و گفت تلویزیون جمهوری اسلامی باید راه بیفتد. آن زمان من مسئولیت گروه جوان را بر عهده گرفتم و یک ماه بعد اولین برنامه تولیدی ام را
گزارشی از زنان بهبود یافته کارتن خواب
برای همه عادی باشد اما برای من رویایی دست نیافتنی بود. سمیه 19 ساله که بعد از 17 سال مصرف مواد امروز دو سال پاکی دارد، به تازگی خواندن و نوشتن یاد گرفته است.چشم هایش برق می زند و می گوید: امتحان املا و جمله نویسی داشتم. مطمئنم 20 میشم. باورم نمیشه، وقتی از جلوی مدرسه رد می شدم آه می کشیدم که چرا سرنوشتم شبیه بچه های دیگر نیست. امروز دارم خواندن و نوشتن یاد می گیرم. یادم هست وقتی هقت ساله بودم به
قتل به خاطر ارتباط پنهانی با خواهر
مورد ضرب و شتم قرار دادیم اما فایده ای نداشت چون مدتی بعد فهمیدم ارتباطشان هنوز ادامه دارد. او درباره روز حادثه نیز گفت: ساعت 12 شب بود. در کوچه مشروب می خوردم که حمید مرا سوار خودرویش کرد. گفت بیا برویم حرف بزنیم. با کنترل در پارکینگ خانه شان را باز کرد اما به محض این که وارد شدیم، در از پشت بسته شد. سپس حمید سراغ عمویش رفت تا خبرش کند. ترسیدم همه بریزند کتکم بزنند، برای همین چاقویم را
سرقت ناشیانه دزدان تازه کار
کرد و خودش را به رضا رساند. آنها با موتور فرار کردند، اما من که ساک طلاها دستم بود، توسط مردم دستگیر شدم. چگونه دستگیر شدی؟ من به سرعت در پیاده رو درحال فرار بودم. حسین هم با من داشت می دوید. مردم هم داد و فریاد می کردند. یک دفعه دیدم جوان تنومندی جلویم سبز شد. خواستم از دستش فرار کنم، اما او محکم مرا گرفت و به زمین زد. ساک هم از دستم افتادم و طلاها روی زمین پخش شد. وقتی طلاها