سایر منابع:
سایر خبرها
آرامشی که از آرامستان گرفته شده است
فردی را برای دریافت وجه گرفت و در پاسخ وی که گفت پول نقد ندارم و کارت دارم، از جیب خود کارت عابر بانکی درآورد و در کمال ناباوری و زیاده خواهی گفت: از کارت من عکس بگیر و برایم واریز کن. بعضی از مردم که پول نقد ندارند به این طریق برایم پول واریز می کنند. هر روز چندین مراسم در بهشت سکینه برگزار می شود و این افراد برای تک تک خانواده های داغدار این مزاحمت و نا آرامی را بر داغ از دست دادن
جزییات زندگی قاتل آتنا / اسماعیل قصد ازدواج مجدد داشت
؛ به همین خاطر بعد از قتل اول و دوم دستگیر نشد. حتی زمانی هم که در بازداشتگاه بود، به همسرش خبر رسانده بود من مواد مخدر Drugs در پارکینگ دارم تا او جسد را پیدا کند و آن را مخفی کند؛ اما همسرش همه چیز را به برادر اسماعیل گفت و آنها هم مأموران را در جریان گذاشتند. همسایه های متهم به قتل از سال های آشنایی می گویند پدر، مادر و برادران اسماعیل خانه را ترک کرده اند و کسی داخل
مرعوب عادات جاری در جامعه نشوید
ظریف، نعمت حقیقی . این جمله بسیار سخاوتمندانه و جذابی است و البته بسیار دلنشین. شما این جمله را پس از مرگ آقای حقیقی گفتید، درحالی که در سال 53 یعنی پس از 6 سال زندگی مشترک از هم جدا شده بودید. به کارگیری این کلمات برای زن امروز جامعه که از همسرش جدا شده شاید غیر قابل باور باشد. امروز اما این واقعیت اجتماعی هم دستخوش تغییر شده و نمی شود انتظار چنین اظهارنظرهایی را از دو طرفی که دیگر با هم زندگی نمی
من اصلا اصلاحات را قبول ندارم/ بعد از ماجرای خانه نشینی، رابطه ام با احمدی نژاد قطع شد
دارم می بینم حقی ضایع می شود، چه کار باید بکنم آن موقع؟ *یعنی باید اینقدر در بوق و کرنا کرد؟ حالا همه نه. ما این قانون را در مجلس داریم. باید وزیر احضار بشود به کمیسیون و در کمیسیون با او مطرح شود و او هم موضوع را حل کند اگر نکرد آن وقت در صحن علنی مطرح می شود. خود وزیر اگر بتواند نماینده یا نمایندگان سوال کننده را قانع کند خب قانع شده ولی اگر نتواند قانع کند یا نماینده ای
“پرستوها” به “آشیانه” بازگشتند؛ پایان فراغ 33 ساله 3 شهید دفاع مقدس/ بغض چندین ساله شکسته شد
دفعه ای که به مشهد برگشت همسرش را عقد کرد و بعد از 10 روز هم مجدد به جبهه رفت و دیگر برنگشت. وی در بیان خاطراتی از برادرش عنوان می کند: روز آخری که رفت؛ سرش ترکش خورده بود و هنوز آثار چسب زخم روی سرش بود؛ خودم را به حیات خانه رساندم که با او خداحافظی کنم، دست تکان داد و گفت من که هر روز در رفت و آمد هستم و بازمی گردم و آخرین دفعه ای که رفت برای خداحافظی به او نرسیدم. مجید
شکاف طبقاتی زمینه ساز پرخاشگری ها در جامعه
کاری کرد که در فضای مجازی این برخورد ایده ها دارد صورت می گیرد و در بستر این برخورد در فضای مجازی و افراد ، ایده هایی تربیت پیدا کند، ایجاد شود شاید این افراد زیاد شوند و یک تحول دوران ساز ایجاد کنند، من امیدوار هستم، همیشه خوش بین هستم. نه خوش بینانه ی حالتی که ساده لوحی باشد، نگاه خوشبینانه از این فضای مجازی که فرصت این تضارب آرا را ایجاد کرده، چون اعتقاد دارم در فضایی که تضارب آرا باشد، برخورد
هفتمین دوره هیات مدیره نظام پزشکی در سراسر ایران/همه می آییم
صورت من شخصا همدردی بیشتری با پاتولوژیست ها دارم. انتظارتان از مجموعه دوستان در وزارت بهداشت چیست؟ فاضل: همان طور که در سال های گذشته بوده، بماند. هیچ لزومی ندارد که ما به خاطر یک سری تغییرات جزئی یک گروه مهمی از همکاران خود را به شدت برنجانیم. با این محرومیتی که رزیدنت ها پیدا کردند. فاضل: من با آن هم موافق نیستم. به هر صورت این را خیلی منطقی نمی دانم. رزیدنت ها حق اعتراض
زن شوهردار نامزدم را نسبت به من سرد کرده است / پسرخاله ام با او شراکت کاری دارد ولی ...
برادری 25 ساله دارم. تقریبا 9 ماه پیش به ما گفت که دختر خاله مان را دوست دارد و ما هم به خواستگاری رفتیم و آن ها نامزد شدند. همان روزها برادرم یک مغازه شراکتی با یکی از آشناهایمان زد. همسر شریک برادرم یکی از آشنایانمان است و شوهرش تقریبا نقشی در شراکت ندارد. مشکل بزرگ این است که چنان سرگرم مغازه شده است که اصلا به نامزدش توجهی ندارد و تازگی ها می گوید که دوستش ندارم. چه کار کنیم؟ این
پدر آتنا: قاتل در ملاءعام سنگسار شود
برادرشوهرش (برادر قاتل) در میان می گذارد و آنها وقتی وارد پارکینگ می شوند، پشت وانت پارک شده بشکه ای را می بینند که درونش جسدی پنهان شده؛ برای همین سریع به دادستانی اطلاع می دهند. حجت، برادر رنگرز می گوید: وقتی وارد پارکینگ شدم، هیچ بوی بدی نمی آمد و وقتی در ساکی را که درون بشکه پشت وانت بود را باز کردم با جسد کودکی مواجه شدم، دیگر طاقت نیاوردم. برای همین سریع با همسر برادرم به دادستانی
پایان بی قراری ها پس از 31 سال
بعد از شهادت علی اکبر شبی پسر آخرم اکبر خیلی گریه می کرد، به همراه اکبر بقیه بچه ها هم گریه می کردند، خیلی خسته شده بودم، بچه را زدم گفتم: من که مُردم، بابات هم که رفت، تو چرا داری جون منو می گیری؟ خوابیدم. در عالم خواب دیدم علی اکبر به من می گه: من نرفتم، بلکه همیشه پیش شما هستم، دل بچه درد می کنه، پاشو یه نبات درست کن بچه بخوره، در همین حین احساس کردم بلند شدم و نبات درست کردم و دارم به
آبروی 33سال جانبازی ام در خطر است!
جا مراجعه می کنیم، ما را ده قدم به عقب برمی گردانند. احمد پورمحمد در ادامه می گوید: برادر من زمانی که مجروح شیمیایی شده بود، بنده در بیمارستان لبافی نژاد تهران به ملاقات ایشان رفتم و خاطره ای هم که دارم، این که زمانی که در کنار نرده های بیمارستان منتظر ماشین بودم و ماشینی نگهداشت که راننده آن جوانی با لباس بسیار ساده بود. صحبت می کردیم. گفتم: از مشهد آمده ام. گفت: برای چه؟ گفتم: برادرم
انتظار رسیدگی عادلانه داریم
پیش نویس شده است، گفت: در این زمینه بی خبر هستم .او درباره رویکرد دولت نسبت به اعطای تابعیت به فرزندان زنان ایرانی که همسر خارجی دارند نیز گفت: چنین بحثی در مجلس مطرح است که دولت هم به آن کمک می کند .نوبخت همچنین درباره سرنوشت افراد متعرض به رئیس جمهور در روز قدس گفت: اطلاع دارم این افراد شناسایی شده اند اما باید منتظر باشیم اقدام قاطع و قانونی نسبت به این افراد متخلف انجام شود و در این مورد نباید شاهد اطاله دادرسی باشیم .