سایر منابع:
سایر خبرها
انعطافِ قلوب
نجات دهد. آیا بهتر و رئوف تر از ایشان سراغ داریم؟! مگر نشنیده ای امام کاظم فرمودند: همانا خداوند بر شیعیان غضب کرد و مرا مخیر کرد که من به زندان هارون الرشید بروم یا آنان مورد غضب الهی قرار بگیرند به خدا سوگند که من سپر بلای آنان شدم. و این است معنای انعطاف قلوب.... . ابراهیم راستیان پژوهشگر مرکز رشد
جزئیات تازه از پرونده تجاوز هولناک به کیمیا
دوست ناپدری اش نیز قرار می گرفت. این کودک همه صحنه های هولناک جنایت های سیاه را بخوبی به یاد دارد. حال آنکه مادرش که از اختلالات هیجانی و اعتیاد رنج می برد از ماجرای تجاوز به دخترکوچولویش اظهار بی اطلاعی می کند. این کودک که پس از افشای راز سیاه ناپدری اش تحت چند عمل جراحی در یکی از بیمارستان های تهران قرار گرفته است به گفته مددکاران، نیاز به دوره های روان درمانی دارد. کیمیا
مجازات سنگین برای زورگیران دلسوز
سعادت آباد منتظر تاکسی بودم تا اینکه یک پراید توقف کرد و من هم سوار شدم. هنوز چند لحظه نگذشته بود که یکی از 2مردی که سوار خودرو بودند چاقویی به طرفم گرفت و شروع به تهدید کرد. من هم از ترس جانم هرچه داشتم ازجمله ساعتی گرانقیمت را که حدود 30میلیون تومان ارزش داشت به آنها دادم. وی ادامه داد: لحظات سخت و دلهره آوری بود اما سرانجام دقایقی بعد آنها که همه اموالم را گرفته بودند من را در خیابانی خلوت رها
یخ نقدینگی آب شود، تورم به 70 درصد می رسد
استخدام رسمی شوند. تا روزی که من بودم در جاهای مختلف اعم از اصفهان اینها را با خانواده مستقر کردم. س: در زمان وزارت خود با آقای نجفی دیدار داشتید؟ حاجی بابائی: بله. س: چه گذشت؟ حاجی بابائی: یک زمانی در وزارت خانه توسط یکی از دوستان به من گفتند علاقه مند به دیدار ما بود و ما هم خوشحال می شدیم چون زمانی که ایشان وزیر بودند ما در جاهای مختلف مشغول بودیم و در
هیچ فردی حق ندارد سینمای ایران را دوپارچه کند/انتقاد از خط بندی های سیاسی در سینما
کاسه ساز را فدای انقلاب کرد. همه خانواده کاسه ساز در خدمت انقلاب و اسلام بودند. او به سینمای انقلاب و دفاع مقدس به عنوان یک دستاورد و یک معجزه نگاه می کرد و آنچه شاخص حبیب الله کاسه ساز بود، مدیریت درست او در تولید فیلم بود. سینمای ما امروز نیاز به افرادی مانند حبیب الله کاسه ساز و مدیرانی مانند او دارد و این راه و این مسیر و هنر انقلاب ادامه دارد و زنده است زیرا که انقلاب ما زنده است.
سفر دزدان برای سرقت از خانه ها
. راه های ورود به خانه مردم سارق دیگر درمورد ورود به خانه و سرقت گفت: گاهی با عنوان مامور برق یا آب زنگ همسایه را می زدیم و وارد خانه می شدیم. وقتی به در واحد خالی می رسیدیم آن را با دیلم و جسم سخت باز می کردیم، اما اگر قفل در معمولی بود کار هم برای ما راحت تر می شد. اگر همسایه ها متوجه سر و صدا می شدند و واکنش نشان می دادند خیلی زودتر کار را تمام می کردیم، اما اگر واکنشی از
چه کسانی به غائله 30 تیر پایان دادند؟
و هر یک از او سوال می کردند. راشد گفت: تقاضا می کنم از آقایان که این نظر مرا در روزنامه درج کنند. من از دو ماه پیش احساس کردم در مجلس و در خارج از مجلس جریان هایی بر خلاف تمایلات عمومی مردم وجود دارد، به این جهت در جلسه 18 خرداد از راه نصیحت گفتم که نباید در مجلس یا خارج از مجلس کارهایی بشود که مردم آن ها را به عنوان سد راه نهضت خروشان تعبیر کنند و متاسف هستم که آنچه در آن روز گفتم و شنیده ام
شهادت امام صادق(ع)؛ فریاد مظلومیت مردم قهدریجان
بیت و مجری بنام شهرستان دقیقا شب وفات حضرت زینب برای آنکه کمی مبلغ تالار ارزان تر شود مجلس عروسی می گیرد. دیروز روز شهادت امام صادق علیه السلام بود و با چرخی در شهرستان که زدیم متوجه شدیم هیچ برنامه ای در هیچ منطقه ای ویژه شهادت ششمین امام شیعیان وکسی که ما هرچه داریم در مذهب مان از رشادت های آن والا مقام بوده است؛ نداشتیم و در شهرها و روستاهای مان سکوت روز تعطیل حکم فرما بود تا اینکه در
با ده سندرم روانی عجیب و غریب مغز آشنا شوید
بدهند. بعد ها یکی از سارقین با یکی از خانم های کارمند ازدواج کرد.از مشهور ترین مثال های سندرم استکهلم، ربوده شدن پتی هرست دختر یک فرد میلیونر است. او پس از ربوده شدن با آدم ربا سمپاتی و دل بستگی پیدا کرد و حتی بعد ها در یکی از دزدی هایش با او همکاری کرد!اما مورد دیگری برای ما آشنایی بیشتری دارد، داستان ربوده شدن ناتاشا کامپوش، دختر ده ساله ی اتریشی است. وی به مدت 8 سال در اسارت سارق خود بود تا اینکه
برای سند 2030 باید از مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی گله کرد/ مجلس پنجم از سایر مجالس کارآمدتر بود
خانه نرفتم و مستقیم به ارومیه رفتم. در آنجا بچه ها را دیدم. در آن دولت مصوب کردیم که دولت موظف است تمام هزینه های اینها را بدهد. مصوب کردیم اینها در هر سنی رسیدند و شرایط داشتند استخدام رسمی شوند. تا روزی که من بودم در جاهای مختلف اعم از اصفهان اینها را با خانواده مستقر کردم. سوال: در زمان وزارت خود با آقای نجفی دیدار داشتید؟ حاجی بابائی: بله. سوال: چه گذشت؟
لاله اسکندری: زنان در هر جایگاهی در جامعه ما آسیب پذیرترند
سختی می تواند در اجرا و یا پیچیدگی شخصیت باشد. اصولا نقش های که بار روانشناختی اش قوی تر است این چالش را برای بازیگر ایجاد می کند و این پیچیدگی برای من در نقش شیرین جذاب بود. برداشت من به عنوان مخاطب بعد از تماشای مالیخولیا این بود که ویژگی مالیخولیایی در روایت کارگردان از قصه هم دیده می شود و ما آشفتگی را در فضای دراماتیک قصه هم می بینم. در واقع قصه یک بستر خطی صرف را دنبال نمی کند. از
مراسم وداع با پیکر شهدای احراز هویت شده
چشم خود می بینی برای یک مادر نبودن فرزند بزرگ ترین غم دنیاست و درست در همینجا معنای ایستادگی و صبوری را، معنای عاشقان ایستاده می میرند را خواهی فهمید. برگردیم سر ماجرای خودمان؛ زمانی که وارد سالنی شدم که در آن تابوت های بسیاری منظم چیده شده بود و تعداد اندکی از خانواده ها برای چشم روشنی آمده بودند، لبخند زدم که این توفیق قسمت من شده تا از نزدیک شاهد حضورتان باشم. به سراغ تابوت
جزئیات اخاذی 700 هزار تومانی و مرگ دختر زورگیر +عکس
به خانه اش رسید، آنها از خودرو پیاده شده و با سرقت کیف او، از من خواستند حرکت کنم. بهرام می گفت باید از این مرد اخاذی کنیم. قصد اخاذی 700 هزار تومانی داشتیم که گشت پلیس سر رسید و ما از ترس فرار کردیم. در جریان فرار با اتوبوس و بعد با خودروی پژویی که در حرکت بود تصادف کردیم. ماموران به ما شلیک کردند و با اخطار می خواستند توقف کنیم. بعد از توقف خودرو متوجه شدم دختر همراهمان گلوله خورده و فوت شده و
طعنه و زخم زبان، دستمزد جانبازی که برای امرار معاش روی ویلچر، دستفروشی می کند!
در جبهه و شرکت در بسیاری از عملیات جنگی آن دوران، این روزها حال و روز خوبی از نظر گذران امورات زندگی ندارد و به ناچار برای تأمین معاش خانواده دستفروشی می کند. وی که از ناحیه دو پا دچار مصدومیت شدید است و بناچار برای تردد از ویلچر استفاده می کند، در مورد جزئیات زندگی خود به خبرنگار تابناک گفت: بنده متولد سال 1337 هستم و اکنون در حالی شصت ساله می شوم که با داشتن شش فرزند، هنوز خانه ای از
اسدالله علم که بود؟
وزیر قرار داد. بعد از سرکوبی قیام 15 خرداد، علم ظاهراً بر اوضاع مسلط شد، با این حال بعد ها در خاطرات خود نوشت: خارجی (آمریکایی ها) می خواست مرا هم در 15 خرداد 42 از نخست وزیری بیندازد؛ اما بعد از طریق دیگری آمدند، حسنعلی منصور را به عنوان لیدر روشنفکران تراشیدند و به شاهنشاه قبولاندند که این شخص و این روشنفکران، ایران را گلستان خواهند کرد. انتخابات مجلس بیست و یکم بر خلاف میل
مسعود جهانی: بیش از 40 قطعه مگاهیت دارم که ایران را تکان داده است
! ورود تو به این عرصه چگونه بود؟ خانواده من با موسیقی مخالف بودند. من هم از کودکی درس خوان بودم و می خواستم وارد دانشگاه شوم و بعد از آن خودم موسیقی را ادامه دهم. درسم را خواندم و سال 85 دکترای داروسازی در اصفهان قبول شدم. از خانواده جدا شدم و به اصفهان رفتم و درس نخواندم! بعد ازدواج کردم و یک گروه موسیقی در دانشگاه تشکیل دادم. یک روز به من گفتند برای اینکه بتوانی در دانشگاه اجرا کنی، باید فیلم
ابراهیم سعیدی: جرقه اولیه فیلمنامه ماندوو از اردوگاه آلتاش عراق شکل گرفت/ سحر عصرآزاد: حرف ماندوو یک حرف ...
، با حضور ابراهیم سعیدی کارگردان، بایرام فضلی مدیر فیلمبرداری، حسین قورچیان صدابردار، علیرضا جوادپور طراح چهره پردازی، سحر عصرآزاد منتقد سینما و همچنین تعدادی از علاقه مندان به سینمای هنر و تجربه بعد از اکران این فیلم در خانه هنرمندان ایران در تهران برگزار شد که سحر عصرآزاد نشست را با صحبت درباره اکران فیلم سینمایی ماندوو پس از هفت سال آغاز کرد: خوشحالم که برای نمایش و نقد و بررسی فیلمی آمده ایم که
آرامشی که از آرامستان گرفته شده است
و کذایی مانند سرقت، روسپی گری، واسطه گری، اعتیاد، و...) هر روز رایج تر می شود. اما ظاهرا” تکدی گری در آرامستان ها و در کنار گورها به مذاق متکدیان خوش آمده چرا که مدتی است آرامستانها را مامنی برای خود کرده و البته باعث سلب آرامش از خانه مرده ها و خانواده های متوفیان شده اند. از دورزمانی که در ذهن ها مانده، در آرامستان ها افرادی به عنوان قرآن خوان برای اهل قبورهمیشه حضور داشتند
رفع یک شبهه از نامه ای تاریخی
.... خودتان بهتر از هر کسی می دانید که تمام هم و غمم در نگهداری دولت جنابعالی است که خودتان به بقای آن مایل نیستید از تجربیات روی کار آمدن قوام و لجبازی های اخیر بر من مسلم است که می خواهید مانند سی ام تیر کذائی یکبار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه بروید. حرف اینجانب را درخصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندم نشنیدید مرا لکه حیض کردید خانه ام را سنگ باران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید و مجلس را
آثار علمی امام صادق برای سراسر گیتی ضمانت دارد
مرا به خاطرت بسپار، زیرا اگر آن را حفظ کردی در دنیا به سعادت زیست می نمائی و با نام جمیل از دنیا رخت بر می بندی . ای نور دیده پسرم! کسی که راضی شود به آنچه که برای او مقدَّر گردیده است بی نیاز می شود، و کسی که دیدگانش را به آنچه در دست دیگری است خیره نماید با فقر و تنگدستی خواهد مرد، و کسی که راضی نشود به آن مقداری که خداوند برای او تقدیر نموده است خدا را در قضا و حکمش مُتَّهَم ساخته
ازدواج مانع موفقیت خانم ها نمی شود / مادر شدن با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست
باشد، به نظر من همسر شدن و مادر بودن بر هر زنی واجب است. به نکته خوبی اشاره کردید مساله مادر شدن این روزها خیلی از زوج های جوان تمایلی به فرزند دار شدن ندارند و معمولا از مسئولیت های داشتن فرزند هراس دارند، نظر شما به عنوان یک مادر در مورد این پدیده اجتماعی چیست؟ اتفاقا این مساله همیشه برای من سوال برانگیز بود که چطور اهالی سینمای ما این همه از ازدواج و بچه دار شدن دوری می
کاسه ساز در عرصه تولید، علی حاتمی سینمای ایران بود
فدای انقلاب کرد. همه خانواده کاسه ساز در خدمت انقلاب و اسلام بودند. او به سینمای انقلاب و دفاع مقدس به عنوان یک دستاورد و یک معجزه نگاه می کرد و آنچه شاخص حبیب الله کاسه ساز بود، مدیریت درست او در تولید فیلم بود. سینمای ما امروز نیاز به افرادی مانند حبیب الله کاسه ساز و مدیرانی مانند او دارد و این راه و این مسیر و هنر انقلاب ادامه دارد و زنده است زیرا که انقلاب ما زنده است. چرا امروز خط
شهیدی که اخلاص را در عمل معنا کرد
همسر شما جانباز و یا اسیر شده باشه، می خواست از نگرانی درم بیاره اما .. بعد از چند روز شهید ابراهیمی و فرجی دو تن از شهدای روستای ما رو آوردند و من همچنان منتظر محمد حسین بودم و کسی از او خبر نداشت ،پدر همسرم برای شناسایی جنازه شهید راهی اهواز شد و با نشانه ای که در پای شهید بود او را شناخت و بعد برای تشیع، جنازه مطهرش را به بندرگز آوردند. حضور در نماز جمعه حتی در جبهه
یدا... محبی: کمیل قاسمی، پهلوانی را در حق من تمام کرد
کرمانشاه هم حضور داشتی. آنجا اولین تورنمنت تو بود؟ من قبلا در چند تورنمنت دیگر هم شرکت کرده بودم اما جام جهانی اولین تورنمنت مهمی بود که در آن شرکت داشتم. اتفاقا در آن مسابقات هم خیلی تو را تشویق کردند. مردم کرمانشاه خیلی به خانواده ما لطف دارند. ضمن این که در این شهر علاقه مندان به کشتی بسیار زیاد هستند و خیلی مردم پهلوان دوست، کشتی فهم و کشتی بلد هستند که در آن مسابقات هم برای
پول زیر سنگ
، لیسانس حسابداری دارد. چند سال پیش وقتی عمه اش را برای شستن به مرده شورخانه آورده بودند به فکر افتاد برای رهایی از بیکاری، خودش هم وارد شغل مرده شوری شود. می گوید: روزهای اول می ترسیدم به جنازه ها دست بزنم. همان موقع سرکارگر مرا فرستاد جنازه یک تصادفی را بشورم. بدنش تکه تکه شده بود و اصلا نمی توانستم به آن نزدیک شوم اما به خاطر اینکه شغلم را از دست ندهم، مجبور شدم. الان عادت کرده ام. با مرده ها حرف می
زن جوان مطلقه گرفتار زورگیری و آزار وحشیانه ی خواستگار شد
مادرم به خانه اش بروم. از سوی دیگر پدرم نیز مرا فراموش کرده و همیشه با دوستانش درحال خوشگذرانی بود. زمانی که وارد 17 سالگی شدم با پسر جوانی در محل زندگی عمویم ازدواج کردم اما زندگی من و قربان محمد چند ماه بیشتر طول نکشید چرا که او به دلیل اعتیاد شدیدی که داشت همواره بیکار بود و مدام پس از مصرف مواد مخدر دچار توهم می شد و مرا به باد کتک می گرفت. یک روز که دیگر از رفتارهای او به ستوه آمده
مرحوم دولابی: دل یکی، دلبر هم یکی
برای امام زمان(عج) دوم فلان چیز! نه! اصلا بگو ببینم آمادگی دائمی چطور است؟ دائماً آماده شدم، خبری نشد. گفت خود این که آماده شدی کم است؟ لاکردارها! چطور شد که این جور شدی؟ از بس که مرتبا در را باز کرد، همین طور چهار شاخ، دم در ماند! بلکه او را داخل برده اند اما از بس که ایستاده بود، متوجه نشده است. قربان این ملکات خوب! سلمان را که داخل بردند به خیالت تکبّر گرفت؟ نه! تواضعش چند برابر
حضور هنرمندان و مدیران فرهنگی در مراسم تشییع پیکر حاج حبیب سینمای ایران
از یادم نمی رود. سیروس الوند کارگردان سینمای ایران اظهار کرد: آقای کاسه ساز را برای اولین بار به عنوان بازیگر دیدم . وقتی با او صحبت می کردم متوجه شدم که ارادتی که او به بچه های رزمنده دارد بسیار زیاد است و این موضوع باعث می شد که با جان دل برای آنها کار کند. آقای عسگرپور زمانی که از من پرسید به نظرت چه کسی برای مدیرعاملی خانه سینما مناسب می دانی گفتم حبیب کاسه ساز. حبیب همه سینمای ایران
حیله دختر و پسر جوان برای سرقت از مادربزرگ ها
پدرم کار می کردم. من آنجا ماهانه 800 هزار تومان پول می گرفتم. به خاطر خرید خودرو 50میلیون تومان بدهکار بودم. باید هر ماه دو میلیون تومان قسط می دادم که بعد از چند ماه نتوانستم اقساطم را بدهم. به همین خاطر تصمیم گرفتم از راه دزدی پول موردنیاز را جمع کنم. قبلا دزدی کرده بودی؟ شیوه دزدی را از دوستم علی که سارقی سابقه دار بود و مدتی به اتهام سرقت طلای زنان به زندان افتاده بود، یاد
زن شوهردار ناچار بود هر 10 روز یک بار برای ارتباط شوم به خانه ناصر برود!
: شش ماه پیش در شبکۀ اجتماعی بی تاک با آقایی جوان آشنا شدم و ای کاش آن روز دستم می شکست و با او چت نمی کردم. آن اوایل، مرد باحجب وحیایی به نظر می آمد و ادعا می کرد که به دنبال زن زندگی است. از من خواست با او ازدواج کنم اما وقتی متوجه شد که من ازدواج کرده ام گفت، اگر شخصی را می شناسم، به او معرفی کنم. من هم چند مورد را معرفی کردم و به او گفتم، اگر مصمم به ازدواج است، باید موضوع را از طریق خانواده اش