سایر منابع:
سایر خبرها
ناگفته های عامل جنایت هولناک خیابان شیخ بهایی/مامور ساواک در انگلیس بودم
. یعنی او را به خانه خواهرش نفرستادید که شهرام و نرگس را بکشید؟ نه، من فقط می خواستم جلوی دست آنها نباشد که اذیت نشود. آن شب هم وقتی شروع به پرخاش کردند و به پدرم فحش دادند، یک لحظه جنون گرفتم و این اتفاق افتاد. بعد از قتل چه کردید؟ جسدها را به حمام بردم و با اره برقی که مال خود شهرام بود، جسدها را تکه تکه کردم و بعد از دو روز شروع کردم به پخش کردن اجساد
ناگفته های عامل جنایت هولناک خیابان شیخ بهایی
؛ بعد که بهتر شد دوباره شروع کرد. شما با نرگس مشکلی نداشتید؟ چرا، مشکل داشتم اما به خاطر شهرام او را پذیرفتیم. او اصلا از طبقه اجتماعی ما نبود و فرهنگش با ما فرق داشت. این اواخر هم که دائم به من و همسرم فحش می داد. یعنی چه؟ مدت زیادی بود که هیچ کاری نمی کردند. دائم در اتاقشان بودند و هر وقت غذا آماده می شد، برمی داشتند می بردند، می خوردند و ظرف ها را می گذاشتند در
متهم سرهای بریده خیابان شیخ بهایی: 75 سال دارم و چیزی ندارم که مخفی کنم / کار خوبی کردم! | ساواکی بودم و ...
و نرگس کبود شده بود. یعنی او را به خانه خواهرش نفرستادید که شهرام و نرگس را بکشید؟ نه، من فقط می خواستم جلوی دست آنها نباشد که اذیت نشود، آن شب هم وقتی شروع به پرخاش کردند و به پدرم فحش دادند، یک لحظه جنون گرفتم و این اتفاق افتاد. بعد از قتل چه کردید؟ جسد ها را به حمام بردم و با اره برقی که مال خود شهرام بود، جسدها را تکه تکه کردم و بعد از دو روز شروع
تجلیل از خانواده شهید میرمحکم
می شود، شهید عباس میرمحکم متولد مرداد ماه 1336 و سومین شهید از خانواده میر محکم و از رزمندگان دفاع مقدس است که به دلیل از دست دادن کلیه ها توسط گلوله های دشمن در اردیبهشت ماه سال 1366 پس از تحمل شش سال رنج جانبازی به درجه رفیع شهادت نائل آمد. دیگر برادران وی نیز احمد و محمود، در عملیات فاو حضور داشتند. محمود در عملیات چشمش مجروح شد و احمد او را سوار قایق می کند، او را به عقب برمی گرداند و
قاتل: دو روز جسد پسر و عروسم را اره می کردم!
روز بعد طول کشید. بعد از آن تکه های بدن را در سطل زباله سمت خیابان گیشا رها کردم و سرش را به زمین بایری که کنار بزرگراه شیخ بهایی بود برده و رها کردم. بعد از آن به خانه رفتم و این بار جسد همسرش را مثله کردم، این کار هم تا ساعت 10 شب فردای آن روز یعنی 10 مرداد طول کشید و این بار هم یک شبانه روز وقت برد. من پیرم و توانم نمی کشید که این کار را با سرعت انجام دهم. چرا سر همسر شهرام را به
گذری بر مساجد تاریخی اصفهان
ناهموار ساخته شده است و ظاهراً قرار بوده با نوعی تزیین پوشیده شود. در گوشه های محراب، نغول های مستطیلی قرار دارد که در داخل آن ها، طاق نما و بالای طاق نما، سطح صاف عمودی است که در میان آن، از آجر و آجر تراش برجسته، اسامی مقدس بر زمینه آجر قرمز ساخته شده است. شکل مربع اتاق به وسیله هشت طاق نوک تیز به هشت گوش تبدیل می شود. آجرها از این قسمت به بعد کمرنگ تر و کوچک تر می شوند و آجرکاری پرکار به
عامل جنایت فجیع پایتخت:پشیمانم چرا زودتر آنها را نکشتم!
فردای آن شب سرش را در زمینی کنار بزرگراه شیخ بهایی انداخته و سر را آتش زدم. شامگاه 10 مرداد بود که به سراغ جسد همسر شهرام رفتم و جسد او را هم مثله کردم. تکه های بدن او را در خیابان های اطراف کریم خان در سطل های زباله انداختم و سرش را نیز در کنار سر شهرام آتش زدم. همسرت از این ماجرا با خبر است؟نه؛ او هنوز به خانه برنگشته. سابقه داشت زمانی که به میهمانی می رود چند هفته یا بیشتر بماند. بخصوص
راز جنایت خانوادگی مامور سابق ساواک +تصاویر
زدم و کارش تمام شد.پیرمرد 75 ساله ادامه داد: بعد از قتل جسدها را به حمام برده و به دنبال راهی برای خارج کردن آنها از خانه بودم. به فکرم رسید با اره برقی که در خانه داشتم، اجساد را تکه تکه کنم. تکه تکه کردن جسدها و انتقالشان به خارج از خانه، دو روز طول کشید. هر روز بخشی از جسد ها را با اره می بریدم و از خانه خارج می کردم. بقایای جسد را در نقاط مختلف تهران داخل سطل های زباله رها می کردم. سرها را هم
راز جنایت خانوادگی مامور سابق ساواک+تصاویر
، می برد و می فروخت تا با آن مواد بخرد. از چند روز پیش از جنایت تنش و درگیری بین ما بیشتر شد، طوری که بهرام حتی همسرم را کتک زد. به همین دلیل همسرم را روز یکشنبه 8 مرداد به خانه خواهرش فرستادم و من با بهرام و همسرش در خانه تنها شدیم. همان روز بهرام دوباره شروع به فحاشی و شکستن در کرد. از رفتارش خسته شده بودم. سلاح شکاری را که در خانه داشتم، برداشتم. او داخل آشپزخانه رفت. می خواست به اتاقش برگردد
به خاطر عذاب وجدان 3 شبانه روز نخوابیدم
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از جام جم، همایون 75 ساله، شامگاه 8 مرداد امسال با شلیک گلوله پسرخوانده اش و همسر جوان او را کشت. او اجساد را مثله کرد و سرهای سوخته آنها را در خیابان شیخ بهایی تهران رها کرد و بقایای بدن را در سطل های زباله انداخت. او بعد از 17 روز دستگیر و به جنایت اعتراف کرد. متهم به قتل دیروز برای ادامه تحقیقات به شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شد و در