سایر خبرها
هاش باعث شد یاد پهلو شکسته افتادی ضربه هاشان به پهلویت میخورد دردهایت یکی دو تا که نبود چقدر زود دوره ات کردند کوفه گودالِ کربلا که نبود با غرور شکسته آقا جان سر ِدارالاماره ات بردند باورم نیست با تنی بی سر سمت میخ قناره ات بردند آب در حسرت لبانت سوخت لب پاره مُعَذَّبی آقا گریه هایت به کوفیان فهماند فکر
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ به نقل از پیام جغتای ، محسن جان! از جان ما چی می خواهی؟ تن بی سرت را با اهل خاک چه صنمی افتاده است؟ آن از اسارت و شهادتت، این هم از آمدنت! حالمان را گرفته ای و قرارمان را از دستمان خارج کرده ای، این رسمش نیست. تو یک تنه با تن بی سرت و ما این همه با سرهای برافراشته، کُنتراست ماندگار و خیره کننده خلقت بشری را در قرن تجدد و آهن رقم زده ای، همه جا ولوله
/ سلام نور مطهرم/ سلام شهید سر بلند/ سلام مدافع حرم /سلام ماه منورم/ سلام یل دلاورم/ سلام مسافر بهشت/ سلام مدافع حرم/ اینجا برا همه دعا کن /که هیچکی از تو جا نمونه/ حسرت مردن برا ارباب/ رو دل عاشقا نمونه تو زنده ای برای اینکه/ سرت رو دامن حسینه/ چشم ماها با دیدن تو/ تشنه دیدن حسینه... حاج سعید حدادیان نیز از جمله مادحینی بود که در فاصله ای اندک از شهادت شهید حججی ، همراه با محمدحسین
تو هستم تقدیر بوده اینکه حیران تو هستم من مرده بوی گریبان تو هستم پس کی غم تو می کشد بر روی دارم امشب تفأل می زنم بر چشمهایت مثل مزارت مانده خلوت روضه هایت عیبی ندارد روضه می گیرم برایت جانی که دارم جان من آقا فدایت آتش زده زهر جفا بر دست و پایت ای کاش پای غصه هایت جان سپارم ای سوز آه سینه تو آسمان سوز بر ما عطا فرما کمی
، سال درگذشت امام زین العابدین (ع) آغاز و تا سال 114 هجری به مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است. حضرت امام محمد باقر (ع) 19 سال و 10 ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین (ع) زندگی کرد و در تمام این مدت به انجام وظایف خطیر امامت، نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامی، تعلیم شاگردان، رهبری اصحاب و مردم، اجرا کردن سنت های جد بزرگوارش در میان خلق، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبری و
/> از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت یا رب ز پای تا سرم آتش گرفت و سوخت مسمومم و زبانه کشد شعله از تنم از این شراره بسترم آتش گرفت و سوخت من یادگار کرب و بلایم که روز و شب با روضه هاش خاطرم آتش گرفت و سوخت می سوخت بین تب تن بابا به خیمه ها صد بار قلب مضطرم آتش گرفت و سوخت هنگامه غروب که غارت شروع شد هرکس که بود در حرم آتش گرفت
الله دست ها را بالا کن. امام حسین امام معصوم است و من به او متوسل می شوم. می گویم: خدایا به آبروی امام حسین این دعا را مستجاب کن. اما برای یا حسین من دستم را بلند نمی کنم. این آقای مداح هم زور می زند آقای قرائتی دست ها را بالا کن. نمی خواهم. حرفت منطقی نیست. یک آقایی روضه می خواند و همه مردم هم سرهایشان پایین بود و گریه می کردند. یکی پای منبر همینطور نگاه می کرد. این آقا از روی منبر دید که او
/> دستهایی که رو به پایین است مهدی مقیمی نقل چهار سالگی ات نقلِ کربلاست این جمله خود به خود به خدا ختمِ روضه هاست ای که امامِ پنجمِ مظلومِ شیعه ای ذکر توسلِ به تو مشکل گشای ماست باید که طولِ عمر تورا غرق غم نوشت بس که به قابِ چشمِ تو تصویر نیزه هاست تو کشتۀ مصائب کرببلا شدی گر که شهیدِ زهر بخوانم تو را خطاست ده سال
را شنیدند دیدم سر جد غریبم را بریدند من دیده ام در وقت تشییع جنازه اسبان دشمن را که خوزده نعل تازه من با خبر هستم ز باغی بی شکوفه خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه گرچه کنون مسموم از زهر هشامم من کشته ویران ای در شهر شامم من روضه خوانی در منا بر پا نمودم خود روضه خوان قتل آن مظلوم بودم من
/> ❆❆ متن تسلیت شهادت امام محمد باقر ❆❆ هر چند زهر، قلب تو را پاره پاره کرد اما به یاد کرب و بلا گریه می کنی اصلا خود تو کرب و بلای مجسمی وقتی برای خون خدا گریه می کنی . شهادت جانگداز امام محمدباقر (ع) تسلیت و تعزیت باد. ❆❆❆❆❆❆❆❆ بقیع حالا سومین گوهر بی بدیل خود را در آغوش می گیرد. گوهری که نور سینه اش راه