سایر منابع:
سایر خبرها
مهدوی کیا: مربیگری غیراصولی را دوست ندارم
باید مدرک B را بگیرم. بعد از آن هم باید مدرک A را بگیرم و آخرین مدرک هم مدرک معلمی فوتبال است. البته الان قانون عوض شده و نمی توانم این کلاس های را به صورت متوالی پشت سر بگذارم. برای گرفتن هر مدرک باید یک سال در یک تیم فعالیت کنم. آخرین مدرک همان مدرکی است که وحید هاشمیان مدتی پیش گرفت. در انتخاب هامبورگ مسائل مالی چقدر برایتان اهمیت داشت؟ اصلاً اهمیت نداشت چون من دوست دارم چیزهای
استقلال، همیشه استقلال است و مدعی
پنجشنبه 1 مرداد 1394 0 آقافیروز، کجا هستید؟ این روزها چه می کنید؟ کرج، مشغول رسیدگی به امور درمانی ام هستم. خدا بد ندهد، چی شده؟ من از چند سال پیش که در تبریز دچار عفونت ریوی شدم و کارم به بیمارستان کشید، ناراحتی هایی در قسمت های مختلف بدنم دارم و هر از گاهی یکی از آنها کارم را به بیمارستان می کشاند. الان هم به خاطر یک مشکل گوارشی تحت درمان هستم و شنبه باید زیر تیغ جراح بروم. ان شاءا... که هرچه زودتر س
آتیلا حجازی: سکوت من به خاطر پرویز مظلومی است
باشگاه استقلال را خیلی صاف و صادقانه ندیدم. آدم هایی داخل باشگاه هستند که خواهان موفقیت مظلومی نیستند! می شود بگویی چه کسانی؟! دشمنان قسم خورده مظلومی و حجازی در باشگاه حضور دارند و خط و خط بازی آقایان هنوز وجود دارد. تمام دلایل تو برای پاسخ منفی به استقلال همین بود؟ نه، 2 دلیل دیگر هم دارم که به خاطر مظلومی اجازه بدهید عنوان نکنم. متأسفانه بوقچی و بوقچی بازی حرف
برانکو باید گزارش بدهد و پاسخگوی نتایج باشد
هیأت مدیره می رفت و چند بازیکن بسیار خوب و قدرتمند را نه تنها به برانکو که اصلاً به پرسپولیس هدیه می داد. در این صورت هم هواداران خوشحال می شدند و هم شخصِ برانکو! هیأت مدیره به دنبال این مسائل نبود. ما لیست مربی را تا آنجا که می شد، پیگیری کردیم و بازیکنانش را به تیم آوردیم. پرسپولیس تعلیق شده، شرایط تان از این به بعد چه خواهد شد؟ این مسائل در هر سال وجود دارد اما به اعتقاد
کاهش قیمت بازیکنان نامی لیگ برتر
یکی از بازیکنان مطرح لیگ برتر، با نگرانی می گوید: رفته بودم مذاکره با یک باشگاه. می دانستند من فصل قبل بالای یک میلیارد گرفته ام. با خودم گفتم رقم پیشنهادی شان حداقل یک میلیارد تومان خواهد بود اما گفتند ما 300 میلیون بیشتر نمی دهیم! این رقمی است که یک باشگاه صنعتی به آن بازیکن معروف پشنهاد داده، باشگاهی که در سال های گذشته اتفاق پول بدی به بازیکنان نمی داد. به نظر می رسد بعد از چند سال بریز و
بنیتس: دوست دارم تمام بازیکنانم مانند رونالدو باشند
مادرید خواهد بود. راموس بازیکن ماست و یک مهره کلیدی برای تیم. راموس کاپیتان تیم است. من دوست دارم در ابتدای فصل آینده او را در تیمم ببینم، چون فکر می کنم در فصل پیش رو برای ما مهره ای کلیدی خواهد بود. تأکید می کنم که هم برای باشگاه و هم بر من کاملاً روشن است که سرخیو می ماند. فوتبال دنیای عجیب است، اما در مورد راموس می توانم بگویم که او در رئال می ماند. سرمربی کهکشانی ها در واکنش به اظهارات اخیر لوئیز فن خال، سرمربی منچستریونایتد که گفته است انتقال سرخیو راموس به اولدترافورد هنوز امکان پذیر است، عنوان کرد: من برای فن خال احترام فراوانی قائلم، اما سرخیو با ما خواهد ماند. ...
امید فوتبال به این ستاره های بی ادعاست!
نیم فصل دوم رکن ثابت خط دفاع ملوان شود. کنعانی که فصل را روی سکوهای پرسپولیس شروع کرده بود.، در بازی با ازبکستان یکی از سه بازیکنی بود که اولین بازی ملی اش را تجربه می کرد. پرسپولیسی ها قطعا در فصل بعد حسرت از دست دادن مدافع 21 ساله شان را خواهندخورد. میلاد محمدی رقم قرارداد: 50/000/000 سن: 22 سال در شروع تمرینات فصل قبل لیگ برتر وقتی حمید استیلی مشغول تمرینات تیمش
چطور اختلافات با خانواده همسر را حل کنیم؟
حقایقی می کنند که شاید بیان آنها و دانستن آنها چندان لازم و ضروری نیست و به این ترتیب با ذهنیتی از پیش تعیین شده فرد جدید را با خانواده اش آشنا می کنند. اگرچه عکس این حالت نیز ممکن است، عضو جدید به گونه ای به خانواده معرفی می شود که چندان مناسب و مساعد نیست و اینچنین است که بذر کاشته در دوران آشنایی چند سال بعد بارور و تنومند می شود و بستری برای جنگ پایان ناپذیر فراهم می کند، جنگی که
یکی از میان ما
شروع کنی؟ وقتی خانه ی مادر شوهرم زندگی می کردم چون مشکلات مان زیاد بود رفتم خیاطی یاد گرفتم. هزینه ی آموزشگاه را نداشتم اما با مربی مان حرف زدم و اوضاعم را گفتم او هم قبول کرد که به من یاد بدهد. چند سال خیاطی کردم حالا هم می خواهم کارگاه بزنم. چندتا چرخ سفارش دادم. الان هم سفارش مانتو و شلوار مدرسه گرفتم. با همه این حال ته اش دیدم اگر از خدا بخواهم همه چیز درست می شود. برای بهتر شدن مشکلات زندگی
بوسه جالب صالحی بر بازوی لاریجانی/ اگر زنان در قدرت بودند شاهد داعش نبودیم/ گزینه نهایی اصلاح طلبان برای ...
گریه کردند و بعضی ها هم چیزهایی گفتند. آقای دکتر حسن روحانی هم که کنار من نشسته بود، وقتی به این جمله رسید که حاج احمد آقا از قول حضرت امام گفتند من جام زهر را سر می کشم و قطعنامه را می پذیرم، به شوخی به من گفت: “حاج محسن! بساطت را جمع کن و برو. تو به درد زمان جنگ می خوردی و به درد زمان آتش بس نمی خوری!” [1] [1] – تاریخ شفاهی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، گفت وگو با محسن رفیق دوست، به
مهدی طارمی، پدیده سال فوتبال ایران
باقیمانده از مطالباتش را به پنج هدف نیکوکارانه تقدیم کرد تا نشان دهد راه جوانمردی و همنوع دوستی مسیری است که می توانی در ابتدای شکوفایی ات هم از آن عبور کنی. اصلا لازم نیست مثل بعضی ها بعد از کلی اروپاگردی و ثروت اندوزی آخر دوران فوتبالت به یاد دوتا پیشکسوت بیفتی و تازه با کلی سروصدا بخشی از هزینه های درمانشان را تقبل کنی تا بگویی ما هم کار خیر کردیم! آنچه پیش روی شماست ماحصل
مهمان ناخوانده در خندوانه
کردیم؛ من از اینکه حدود 200 آدم را یک جا جمع کرده بودم احساس غرور می کردم برای همین در جواب آتش نشانی که پرسید این کار کی بوده من با افتخار گفتم من و سیلی مفصلی از او خوردم که هنوز به خوبی آن را به یاد دارم . وی در پاسخ رامبد که گفت تو چرا إنقدر با مزه ای وهرکاری که می کنی مردم می خندند اظهار کرد: شاید فقط حالت صورت من این طور است چون خودم خیلی اینگونه نیستم ولی به طور کل در کارهایم
90/ با جلالی روبوسی کردم، نه دلخور بود نه سر سنگین
) می توانید از باقر صادقی، ثابتی، فلاح زاده، رحمان احمدی و سوشا مکانی در مورد من بپرسید. با همه آنها ارتباط خوبی داشتم و حالا هم همین رویه را دنبال می کنم. 90: شماره پیراهن بازیکنان مشخص شده. تو یک می پوشی؟ بله. البته هنوز رسمی نشده و تا زمانی که شماره در کارت بازی ثبت نشود نمی توانم بگویم این شماره مال من است. البته زود است در مورد این مسائل پیش پا افتاده حرف بزنم. هدف من این است که
اضافات تشریفیه (2)/ جلوه هایی از یاری پروردگار
معنا می دهد و آن را شیرین می کند. مدرس یک شیر بهش حمله کرد، (ببینید تو را به خدا! گاهی اوقات من خواب دیده ام گرگ به من حمله کرده است و زبانم به لکنت افتاده و نتوانسته ام حرف بزنم!) یک وقت به ذهن این مدرس بزرگوار می رسد که چوب در دستش را به گلوی گرگ فشار دهد. این کار را می کند و گرگ خفه می شود و می میرد. اینکه آدم در چنین لحظه ای این تصمیم را بگیرد دست خودش نیست، کار خداست که به ذهن انسان می اندازد
مهدوی کیا دلیل حضورش در هامبورگ را گفت
از چند ماه پیش با باشگاه هامبورگ صحبت کرده بودم و این صحبت ها نیز مربوط به سال گذشته بود. بالاخره این صحبت ها عملی شد و از امسال کار مربیگری را در جایی آغاز کردم که دوست داشتم کار کنم و از این اتفاق هم خوشحالم. امیدوارم بتوانم در کنار مربیگری در باشگاه هامبورگ دوره های مربیگری را هم با موفقیت پشت سر بگذارم. دلیل این انتخاب چه بود؟ علاقه زیادی به کار کردن در فوتبال پایه دارم و
آب پاکی باهنر روی دست احمدی نژاد
بعد از فوت آقای عسگراولادی موقعیت ممتازتری هم در این جریان پیدا کرده اید، فکر می کنید چه موانعی نگذاشته اند که اصولگرایان به وحدت برسند؟ من برمی گردم به اینکه اگر ارتباطات ضابطه مند نباشد در دراز مدت نمی توان روی آن ارتباطات حساب کرد. من یک مثال ساده بزنم. در همین انتخابات مجلس در همین هشت یا نه دوره گذشته، ما متعدد داشتیم مواردی که در یک حوزه انتخابیه یک نفر باید انتخاب می شده اما دو یا چند نفر
دایی: باید به سایپا می باختیم
. اگر چند سال پیش خیلی محکم مقابل بدهکاران می ایستادند اکنون به این اندازه طلبکار نداشتیم. به نظر من چنین چیزی امکان ندارد و لیگ به تعویق نمی افتد. وی در پاسخ به این سؤال که آیا لیگ پانزدهم با حضور دوباره او در صبا و جوانگرایی اکثر تیم ها جذاب می شود یا نه، تصریح کرد: نمی توان آینده را پیش بینی کرد و نمی توانم بگویم لیگ جذاب می شود یا نه، می بینید که چند باشگاه کار خود را دیر شروع کرده
ریوالدو: بازیکن خوبی ام، رزومه ام را ببینید
است که زمانی که پیشنهاد باشگاه استقلال به دست من رسید، هیچ شناختی از فوتبال ایران نداشتم. از دوستانم پرسیدم که چطور می توانم در مورد استقلال و البته فوتبال ایران تحقیق کنم که آنها رافائل داسیلوا را به من پیشنهاد دادند. او فصل گذشته دروازه بان استقلال بود و من زمانی که صحبت کردم به من گفت که استقلال تیم پرطرفداری است و بازیکنان باکیفیتی در آن بازی می کنند. من هم همه جوانب را سنجیدم و تصمیم گرفتم با
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
بوسه جالب صالحی بر بازوی لاریجانی/ اگر زنان در قدرت بودند شاهد داعش نبودیم/ گزینه نهایی اصلاح طلبان برای ...
مقطع زمانی چنین را ایجاب می کرد. بعضی ها گریه کردند و بعضی ها هم چیزهایی گفتند. آقای دکتر حسن روحانی هم که کنار من نشسته بود، وقتی به این جمله رسید که حاج احمد آقا از قول حضرت امام گفتند من جام زهر را سر می کشم و قطعنامه را می پذیرم، به شوخی به من گفت: "حاج محسن! بساطت را جمع کن و برو. تو به درد زمان جنگ می خوردی و به درد زمان آتش بس نمی خوری!" [1] [1] - تاریخ شفاهی سیاست خارجی جمهوری اسلامی
90/ به من گفتند با پرسپولیس تبانی کردی ذوب آهن ببازد!
موضوع را با گل محمدی در میان گذاشتم و او هم گفت اصلا ناراحت نباش و مدیرعامل از روی عصبانیت یک حرفی زده است . پس از این ماجرا من در تمرینات شرکت نکردم و یک اتفاق ناگوار برای همسر برادرم افتاد که رفتم مشهد. پس از چند روز برگشتم که آقای آذری به دفتر باشگاه دعوتم کرد و فیلم بازی را گذاشت و گفت عملکردت را نگاه کن! چرا پس از 70 پاس تو توپ را گل نکردی و پاس اشتباه دادی؟ من هم گفتم مسائل فنی به کادرفنی
بسته خبری متافوتبال دات کام / مهمترین خبرهای ورزشی امروز چهارشنبه 31 تیر 94 چه بودند؟
بازداشت شد اتفاق روز | بکی همون اولین مربی زن در تاریخ NBA که جام برد اتفاق بی سابقه در انزلی / چک 4 میلیاردی در دستان ژنرال! تاتنهام آماده ارائه پیشنهاد به چیچاریتو نقل و انتقالات | سرگی پاشنکو با قرارداد یک ساله به ملوان پیوست یورنته، مهاجم احتمالی جدید منچستریونایتد هافبک گرگ ها جایگزین کوئنترائو در رئال مادرید می شود بوفون سهام فوتبالی اش را فروخت امیرحسین صادقی و معمای جدا نشدنش از استقلال
ازدواج شهربانو با امام حسین (ع) و فیلم رستاخیز
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از شفاف؛ این روزها بحث در باره محتوای فیلم رستاخیز به طور مستمر جریان داشته و ماجرای حذف این فیلم از اکران سینماها، آن هم بعد از آن که از همه صافی ها گذشته، مجوز اکران گرفته و حتی زمان اکران مشخص شده، زبانزد رسانه ها و اصحاب هنر و فرهنگ شده است. شاید عمده ترین بدشانسی این فیلم این بود که اکران آن همزمان با بحث توافق ایران و کشورهای 1
نحوه آشنایی خواننده خلاق خنداونه با رامبد جوان!
، یعنی من که هیچ، بچه های خود خندوانه از جمله رامبد جوان هم اصلا فکر نمی کردند اینقدر فراگیر شود. بعد از پخش موزیک شما در خندوانه ارتباط مردم با شما چطور بود؟ - اصلا نمی توانم در موردش حرف بزنم چون گروه کلم چه به لحاظ اینکه در تئاتر فعالیت می کرد، چه به لحاظ اجراهای کافه ای و کوچک یا پژوهشی، یک مقدار معروفیت داشت ولی این سطح که بعد از خندوانه با آن مواجه شدم، خیلی جامع و خیلی
نکونام: سایپا انتخاب درستی بود / نگفتم به تیم ملی باز می گردم
فوتبالش را در سایپا تمام کند، گفت: هیچ کسی از آینده خبر ندارد. فکر می کنم وقت زیادی برای بازی کردن ندارم. چند سال دیگر می توانم ادامه دهم. دوست داشتم در سال های آخر فوتبالم به تیمی بیایم که بدون حاشیه باشد و فکر می کنم انتخاب درستی داشته ام. بعد از این هم خداحافظی خواهم کرد.
زندی: اگر شرایط خوب باشد، دوست دارم دوباره در لیگ ایران بازی کنم
. هافبک پیشین تیم ملی فوتبال کشورمان افزود: حدود 2-3 هفته به صورت انفرادی با انصاری فرد و نکونام تمرین کردم اما حالا همه بازیکنان با باشگاه هایشان قرارداد بستند و این تمرین ما هم تعطیل شده است. زندی در پاسخ به سوال تسنیم مبنی بر اینکه آیا از لیگ ایران پیشنهادی برای بازی دارد یا خیر؟ گفت: مسلماً اگر شرایط خوب باشد، دوست دارم به فوتبال بازگردم. من مصدوم شدم اما با تلاش و زحمت
سلنا گومز، از خوانندگی تا فعالیت های خیرخواهانه/عکس
خانه های مد بزرگ کار کرده اند.) همکاری داشته است. وی دربارهٔ این همکاری گفت: "وقتی تونی و سندرا را ملاقات کردم، از همان اول با آن ها احساس راحتی کردم و الان آن ها مثل خانواده ام می مانند. آن ها خیلی خلاق اند و من این را که می توانم هر وقت که خواستم به آن ها زنگ بزنم و دربارهٔ همه چیز با آن ها حرف بزنم را دوست دارم. آن ها خیلی باحال اند!" فعالیت در یونیسف سلنا گومز در سال 2008 میلادی سفیر یونیسف شد. او جوان ترین سفیر یونیسف است. در اولین کار او در یونیسف برای کمک کردن به کودکان به غنا سفر کرد. وی در یونیسف برنامه ها و کنسرت های خیریه اجرا کرده است. ...
مظلومی: ریوالدو را در ایران خوش اخلاق می کنیم
سرمربی استقلال می گوید در صورتی که باشگاه استقلال نتواند با امیرحسین صادقی و هاشم بیک زاده جهت فسخ قرارداد به توافق برسد این دو بازیکن به صورت قانونی در استقلال حضور خواهند داشت. پرویز مظلومی در گفت وگو با خبرنگار ایسنا، درباره مسائل مختلفی صحبت کرد. این گفت وگو به شرح زیر است: * اگر اجازه دهید صحبت مان را از حضورتان در استقلال شروع کنیم. جو استقلال چقدر با سه سال پیش متفاوت
نمی خواهم با پیراهن استقلال از فوتبال خداحافظی کنم
. البته نظر کادرفنی هم بسیار مهم است و من نمی توانم در مورد آن صحبتی کنم. تسنیم: درباره بازوبند کاپیتانی سایپا هم مجید جلالی اعلام کرد اجازه ندادی در این خصوص با تو صحبتی شود. بله، همین طور است. به هیچ وجه در خصوص بازوبند کاپیتانی سایپا با مجید جلالی و مسئولان این تیم صحبتی نداشتم و صحبتی هم در این خصوص نخواهم کرد. تسنیم: بارها گفته بودی می خواهی با پیراهن استقلال از
دست راست کی روش چی شد؟
همان طور که انتظار می رفت سرانجام جواد نکونام رسما به باشگاه سایپا پیوست تا در لیگ پانزدهم برای نارنجی پوشان توپ بزند. این انتقال طبیعتا از جنبه های مختلف می تواند حایز اهمیت باشد؛ اینکه جواد بعد از آن اتفاقاتی که در استقلال برایش رخ داد حالا بار دیگر تصمیم گرفته در لیگ ایران به میدان برود یا اینکه او با 36 سال سن، در کنار غلامرضا رضایی و رضا نوروزی، سومین خرید تابستانی مسن مجید جلالی محسوب می