سایر منابع:
سایر خبرها
چطور اختلافات با خانواده همسر را حل کنیم؟
آنها چندان لازم و ضروری نیست و به این ترتیب با ذهنیتی از پیش تعیین شده فرد جدید را با خانواده اش آشنا می کنند. اگرچه عکس این حالت نیز ممکن است، عضو جدید به گونه ای به خانواده معرفی می شود که چندان مناسب و مساعد نیست و اینچنین است که بذر کاشته در دوران آشنایی چند سال بعد بارور و تنومند می شود و بستری برای جنگ پایان ناپذیر فراهم می کند، جنگی که شاید جوان ما هرگز فکرش را هم از سر نگذرانده
مشهورترین تاجر ایران چگونه از هیچ به همه چیز رسید؟ + عکس
دارد و شکم برآمده هم مُهر حاجی بازاری بودنش است. مدل کت و شلوارش ساده با یقه های کشیده است که همیشه روی یقه سمت چپ آن یک نشان فلزی سنجاق کرده است. این نشان فلزی ممکن است در روز چند بار تغییر کند چراکه آن ها را با توجه به عنوانش در جمع ها و جلسات مختلف انتخاب می کند. حاج آقا هرچند پست دولتی ندارد اما فعالیت هایش در تشکل ها و نهادهای مدنی آنقدر زیاد است که نیمی از وقت روزانه اش را به آن اختصاص دهد
چرا در نیمه دوم دهه 90، دختران فراری زیاد می شوند؟
پروری را بدانند این مسائل حل می شود اما اگر خانواده تعارض داشته باشند و مهارت اجتماعی و ارتباط موثر نداشته باشند فرزند آنها هم مشکل پیدا می کند. در این میان مسائل اجتماعی بیرونی هم مهم هستند که آقای جانقلی اشاره کردند وما مثلا برای همین فضای مجازی آموزشی نداریم یعنی خانواده های ما سواد رسانه ای ندارند و ممکن است فرزندانشان از طریق همین گروههایی که در شبکه ها وجود دارد راه فرار از خانه را انتخاب
بنفش خواری بی بی سی به سلامتی توافق!/ واکنش سردار سلیمانی به توافقنامه هسته ای
خواهند شد. در ادامه می خوانیم: در همین حال برخی از اعضای اتاق بازرگانی درباره نحوه برنامه ریزی دیدارهای هیئت آلمانی گلایه کرده و گفته اند: دیدارها بدون حضور بخش های خصوصی بوده وتنها چند تن از اعضای اتاق ایران در آنجا حضور داشته اند. یک عضو اتاق بازرگانی که نخواست نامش برده شود، در گفت وگو با جوان می گوید: طراحی دیدارهای هیئت های خارجی به گونه ای است که نقش دولتی ها بسیار پر رنگ است
چه مدل لوستری بخریم؟
خواب را زیر سوال می برند. در عوض لوسترهایی مثل این مدل، که نور را به سمت بالا هدایت می کنند بهترین انتخاب برای چنین اتاق هایی هستند چون علاوه بر اینکه فضای اطراف تان را زیباتر می کنند به خاطر نوع طراحی شان باعث می شوند نور دریافتی شما روی تخت هم، نور کم و ملایمی باشد. حدود قیمت 80 هزار تومان تا 300 هزار تومان اگر وسایل اتاق خواب تان چوبی است می توانید از لوسترهایی
تنوع و روز آمدی در نمایشگاه مبلمان و دکوراسیون اصفهان
و مبلمان و تخت خواب کودک است. مبلمان و تخت هایی با طرح های کودکانه و جذاب که بدون تردید هر کودکی را به سمت خود متمایل می کند. تخت های سیسمونی نوزاد و کودک با طرح های پلاستیکی و در شکل خودرو نیز یکی دیگر از غرفه های تماشایی این نمایشگاه است. این محصولات همراه باعرضه میزهای تحریر کودکانه و برخی اقلام دیگر به خوبی فرصتی را برای تهیه سیسمونی و لوازم موردنیاز در اتاق نوزاد و کودک فراهم کرده است.
خاطره ای از شهید محمد باقر فتح الهی
یک روز که به فکر محمد بودم یکدفعه صدای زنگ تلفن مرا به خود آورد گوشی تلفن را برداشتم یکی از دوستان محمد بود بعد از احوال پرسی حال محمد را پرسیدم او گفت که محمد فردا به زنجان می آید صبح که از خواب بیدار شدم غذای مورد علاقه محمد را درست کردم ساعت 11 صبح بود که زنگ در زده شد رفتم و محمد را روی ویلچر دیدم بدون اینکه احوال پرسی کرده باشم پرسیدم چی شده؟ گفت چیزی نشده یک خراش کوچکه. بعد از چند دقیقه
ماجرای پاکتی که حداد عادل به ظریف داد
در زمان انحطاط قدر قدرت میرپنج، به عنوان آخرین کار زندگی خود، ایران را از طرح و برنامه انگلیسی ها برای تجزیه نجات دهد و با نشاندن محمدرضا پهلوی بر تخت پادشاهی، بقای سلسله پهلوی را برای 37 سال دیگر تضمین کند. یک سال پس از ایفای نقش در انتقال پادشاهی، درست در پنجم آذرماه 1321 در سن 65 سالگی درگذشت. کنفرانس پاریس کتاب یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس
اعتیاد اینترنتی
این کار از الگوهای قدیمی آموزش خلاص شده و جامعه، محیط های علمی و فرهنگی را به سمت خلاقیت های جدید و دنیای مدرن هدایت کنند ولی به نظر می رسد یکی از علت های مهم روند رو به رشد مشکل اعتیاد اینترنتی در ایران این است که مدیریت کلان اجتماعی برنامه ریزی مناسبی برای رفع مشکلات جوانان نظیر رفع بیکاری، شرایط مناسب ادامه تحصیل و مشکلات معیشتی جوانان ننموده، برنامه ریزان اجتماعی برنامه مناسبی ارائه نکرده اند
پای دردل معاون امور عمرانی استانداری یزد
پیگیری بودیم،اول می گفتند که باید ثابت شود برای کشور مهم هست که ثبت ملی اش کردیم ،خیلی وقت،هزینه و کار برد،حالا برای دنیا مهم بودنش 110 هکتار از هسته مرکزی تاریخی شهر را شروع کردیم. باید پرونده اش را تکمیل و یک پلان مدیریت برای آن تعریف کنیم ، یعنی بگوییم هر دستگاهی وظایفش در این بافت چیست؟ کار شاقی هم نیست مثلا می خواهند برق رسانی کنند با این مدل،گاز اینجوری،شهرداری قرار است اینگونه خدمات بدهد، نیروی
تازه ترین فتاوی رهبری درباره اینترنت، ماهواره، تحصیل در دانشگاه مختلط، خلوت با نامحرم، جادوگری، قمه زنی ...
غیر قنوت. نماز قضا ترتیب در قضای نماز 115٫ در نماز قضا رعایت ترتیب لازم نیست، آری ترتیب بین ظهر و عصر و نیز بین مغرب و عشاء از یک روز باید رعایت شود. شک در مقدار نماز و روزه قضا 116٫ قضای نمازها و روزه هایی که انسان یقین دارد پس از رسیدن به سن بلوغ شرعی نخوانده است، واجب است و نسبت به مقدار مشکوک وظیفه ای ندارد. نماز قضای پدر و مادر
درس های آموختنی از نظام سلامت کانادا
مسئول حفظ و ارتقای سلامت شهروندان کاناداست. این مقام در دولت فدرال، ماموریت خود را از طریق بازوهای اجرایی سازمان بزرگی که شامل 5 نهاد عمده است، تعقیب می کند: • سلامت کانادا (Health Canada): نهادی در دولت فدرال که مسئول اصلی تامین، حفظ و ارتقای سلامت شهروندان کشور به شیوه ای است که با انتخاب ها و وضعیت آنان همخوان باشد. • نهاد بهداشت عمومی کانادا (Public Health Agency of
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
آشنا را فراموش کرده بودم مثل فاو ، خور عبدالله و ...... پس از مراجعت به خانه احساس سردرد داشتم . به پزشکان بیت امام اطلاع دادم . دکتر [مسعود] پور مقدس آمد . معاینه کرد و گفت لازم است پزشک متخصص مغز و اعصاب بیاید . قرار شد زود بخوابم . یک قرص والیوم 5 خوردم و زود خوابیدم . دکتر [حسن] عارفی و احمد آقا هم آمدند ، ولی چون من به خواب رفته بودم به فردا موکول نمودند . منبع متن روز شمار : کتاب
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
با موفقیت انجام گرفت و در بازگشت از این سفر در اول شهریور 1326 نشستیم و یک برنامه مطالعاتی مناسب با این سفرها تنظیم کردیم و 18 نفر به گروههای سه نفری تقسیم شدند و هر گروهی یک یا دو رشته را انتخاب کردند و شروع به کار کردند. آقای مطهری ... و من سه نفری در گروه اسلام و ماتریالیسم و مادیگری در اسلام وارد مطالعه شدیم ... زمینه بحثمان کتابی بود به نام علی اطلال مذهب المادی (بر ویرانه های مادیگری ) که
صدام چگونه سخن گفت؟
کنوانسیون ژنو اشاره ی مستقیم به شکنجه هایی مثل القای حس غرق شدن، زیاد کردن گرما یا سرمای اتاق، ایجاد سروصدای زیاد و محرومیت زندانی از خواب نشده. تازه نفرت عمومی از صدام آن روزها به قدری زیاد بود که چندتایی چک ولگد به او، که هزاران کشته را روانه ی آن دنیا کرده بود، حکماً به ساحت مقدس حقوق بشر برنمی خورد اما فکر می کنم صدام مشخصاً در حیات سیاسی اش نشان داده بود که به تهدید، یا هر رویکرد ترس محور، جواب نمی
فقط برادران با غیرت بخوانند!
شود. برای انتخاب رنگ لباس و یا چادر، از او نظر خواهی کنید. دختر بچه ها لباس های چین دار و دنباله دار را بسیار دوست دارند. سعی کنید در حجاب و پوشش آنچه را که او دوست دارد انجام دهید و تنها شرط شما، پوشش اسلامی باشد. سلیقه خود را به هیچ عنوان بر او تحمیل نکنید. 6- اگر خواهرتان نوجوان است: باید اقتضائات نوجوانی را در نظر بگیرید. در این سن دختران در شرایط حساسی از نظر جسمی و روحی هستند
بایدها و نبایدهای سندرم مرگ ناگهانی نوزادان
ساخته شده از سایر مواد نرم در تختخواب او پرهیز کنید . *از گرم کردن بیش از حد کودک بپرهیزید به منظور پرهیز از گرم شدن بیش از حد کودک هنگام خواب او را بیش از حد در پتو نپوشانید و به هیچ وجه سرش را زیر پتو نگذارید، اتاقی که کودک در آن می خوابد نباید بیش از حد گرم باشد، حرارت اتاق باید برای یک فرد بالغ با لباس سبک مناسب باشد، علائمی که نشان می دهند کودک در معرض گرمای بیش از حد قرار
احساس تجربه عجیب خروج روح از بدن
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : صفحه خواندنی ها را از اینجا دنبال کنید آنها ادعا می کنند جسم خودشان را بالای سرشان دیده اند و عده ای دیگر از این آدم ها می گویند وقتی در یک جا ثابت ایستاده بوده اند، جسم خودشان را دیده اند که به سمت یک نور کشیده می شده است. به این حالت، تجربه خروج از بدن می گویند که یکی از اسرار حل نشده ای است که محققان در کشورهای مختلف درباره آن
مُد، شیک پوشی یا بیماری عصر حاضر
. فروشنده لباس مورد نظر را به مادر داد و آنها را به اتاق کوچکی که برای امتحان لباس توسط مشتریان در گوشه ای از مغازه قرار داشت، راهنمایی کرد. پس از چند دقیقه مادر لباس را به فروشنده پس داد و گفت لباس کمی تنگ است آیا سایز بزرگتری دارند، فروشنده با لبخندی که بر لب داشت، گفت مدل این لباس به همین شکل است و سایز بزرگتر آن برای کودک شما بزرگ خواهد بود. مادر با گفتن این جمله که متاسفانه نوع دوخت
خودکشی سریالی از شایعه تا واقعیت
بسیاری از نقاط دنیا حتی به صورت یک سنت یا عادت این اقدام صورت می پذیرد. در کشوری مثل ژاپن عمدتا خودکشی ها خانوادگی یا طبق یک عادت سالانه به شکل دسته جمعی انجام می گیرد و به صورت یک عادت یا سنت یاد می شود. حتی این مدل خودکشی ها برای آنها مهم و ارزشمند نیز محسوب می شود. علل به وجود آمدن این موضوعات هم برگرفته از ریشه اعتقادی یا خرافاتی است که بر فرهنگ و آموزه های برخی از مردم در این کشورها حاکم است
ماشین سینمای ایران هر تنوعی را له می کند
روشن در ارائه یک فضای تراژیک خیلی موفق بوده است و اثرگذاری خود را هم دارد. همچنین این فیلم از عناصر تصویری سینمای نوآر هم بهره می برد. موتمن: من فکر می کنم که فیلم صدا ها خیلی تراژدیک تر از شب های روشن است و حتی من شب های روشن را یک فیلم تراژیک نمی دانم. اتفاقا فکر می کنم که یک فیلم امیدوارکننده است. مهم نیست که در انتهای این فیلم آن دختر به آن مرد نمی رسد و با یک مرد دیگر می رود، مهم این
سه روایت از زندگی سه قربانی اسیدپاشی
زندگی محبوبه 35 ساله همین جا تمام نشد. نامزد سابقش بازداشت شد و 5 سال را در زندان اوین گذراند. از زندان آزاد شد و دوباره خواست با او ازدواج کند: در دادگاه گفتند ازدواج کن تا خرجت کند، فامیل ها گفتند ازدواج کن وگرنه کسی دوباره نمی گیردت. ولی برای من حرف خانواده و فامیل مهم نبود فقط با این قصد که حضورم عذابش بدهد با او ازدواج کردم. می خواستم با من توی عروسی و عزا که می آید رنج بکشد، اوایل هم خیلی اذیت
هدیه یک ایرانی از فرانکفورت برای شهدا
این روز برگزار می شود. این برنامه برای توریست ها و مهمانان خارجی نمایشگاه جذابیت زیادی دارد. به محل سرویس های داخلی نمایشگاه می رسیم، باید چند دقیقه ای برای سوارشدن منتظر بمانیم. با کمی فاصله، چند دختر و پسر ژاپنی با لباس سامورایی و شمشیرهای چوبی چهار زانو روی زمین نشسته اند. چهره های جدی آنها سن شان را بیشتر از آنچه هست، نشان می دهد. خیلی مایلم که از آن ها عکس بگیرم اما موقعیت را مناسب
چهره ها در شبکه های اجتماعی (138)
کردید محمود جان؟! فردا صبحش چی؟ صبحانه چه خوردید؟! جعفر پناهی در کنار نصرت الله وحدت و ناصر خان ملک مطیعی، دو استاد پیشکسوت سینمای کشورمان که جای هر دوی عزیزان در سینمای امروزمان خالی است. امیر عباس گلاب و سگش در حال خواب دیدن. نام سگش هم جانا است. هنگامه خانم قاضیانی در حاشیه اکران خصوصی فیلم فردا. آناهیتا درّی در کنار بچه گربه ای که از جوب پیدایش کرد و
خشونت کلام بدتر از نمایش کشته شدن کسی روی صحنه است
مخاطب تمرکز می گیرند. این همه بازیگر که متخصص تمرکزگیری هستند را کنار هم روی صحنه نگه داشتن سخت نبود؟! و اصلا چرا؟ من گاهی که می خواهم بازیگری را برای نقش های تئاترم انتخاب کنم لزوما به انطباق سن واقعی فکر نمی کنم بلکه به پختگی بازی نگاه می کنم. به نظر من گاهی پختگی بازی سن کاراکتر را نشان می دهد. این اتفاقی است که برایم مهم است و رضا بهبودی هر دوی اینها را داشت. هم از لحاظ سنی از بچه ها
آیا ازدواج موقت،درمان نیازهای جنسی جوانان است؟
است و باید برای آن فکری شود. من در کتاب "جنسیت و دوستی"، دغدغه ام این بود که با این شرایط، چه باید کرد؛ مخصوصاً با جدی گرفتن چند نکته در این موضوع؛ یکی این که در میان گزینه های پیش رو، مهم ترین و اصلی ترین گزینه ما ازدواج است، اما واقعیت اجتماعی به ما نشان می دهد که بین بلوغ جنسی و اجتماعی (یعنی زمانی که دختر و پسر، آمادگی ازدواج را دارند)، فاصله جدی ای وجود دارد که باید برای آن فکری کرد. آن چه
از حجابم خجالت می کشم
منو از دو دلی در بیارید. ممنون. خواهر ارجمند؛ از اینکه صادقانه سوال خود را با این ما در میان گذاشتید خدا را شاکریم. باید به شما تبریک بگوییم به چند دلیل : یکی به خاطر اینکه در بهترین سن ازدواج کردید لذا قدر خودتان را بدانید. دیگری بدین خاطر که با انتخاب حجاب برتر رضایت خدا و ائمه علیهم السلام و همسر و خانواده عزیزتان را بدست آوردید و مهمتر از همه اینکه موجب آرامش خود و گرمی خانواده تان
جلاد عراق از آغاز تا پایان + عکس
شرم داشت. از همه اذیت و آزار می دید. هیچ همبازی ای نداشت. بچه های هم سن و سال این پسربچه یتیم و فقیر را تحقیر و تمسخر می کردند. از این حقارت بی کران باید یک نکته را خوب آموخته باشد: در زندگی هرگز نباید ضعیف بود . خانواده مادر نه تنها کمترین عطوفت و مهربانی را از پسرک دریغ می داشت، بلکه او را برای کسب روزی هم زیر فشار می گذاشت. ناپدری او را به زور دگنک به شبانی می فرستاد. پدربزرگ او را وا می داشت
فرار جاده ای به سوی نابودی
ام می کرد. دوست داشتم کسی از خواب بیدارم می کرد و می گفت این دو سال فرار فقط یک کابوس بوده، همین و بس. ولی افسوس که همه واقعیتی است تلخ؛حالا فرشته همان کودک معصوم سال ها پیش که در پنج سالگی طعم تلخ بی مادری را چشیده و سال ها سایه سنگین نامادری را تحمل کرده بود، یک زن تنها و معتاد بود. سیر صعودی بدبختی هایم مرا شگفت زده می کرد. اما هیچ چاره ای نداشتم، حالا که این جا روی تخت بیمارستان