سایر منابع:
سایر خبرها
خندوانه میزبان حماسه ساز ملبورن شد/خداداد عزیزی و جبار سینگ شعله در کنار هم
افتاد. در همین حین صدای جواد خیابانی که لحظهٔ گل ایران به استرالیا را اعلام کرد در استودیو پخش شد و سپس خداداد عزیزی وارد شد. در ابتدای صحبت ها بعد از سلام و علیک عزیزی در خصوص اخلاقش گفت: در زمین خیلی خوش اخلاق نیستم ولی بیرون فکر می کنم با اطرافیانم خوب هستم چون به نظرم ما فوتبالست ها نباید خیلی خوش اخلاق باشیم! اگر اخلاق می خواستید الهی قمشه ای را دعوت می کردید
ثروتمندترین مرد دنیا هستم/ بهترین ها را دارم، قهرمانی آسیا و سومی جهان
تان؟ جیم: روزی که پدرم فوت کرد. سین: بهترین روز زندگی تان؟ جیم: روز تولد دخترم بهترین روز زندگی ام است که خدا را به خاطر این نعمت شاکرم. سین: موسیقی گوش می دهید؟ جیم: بله، بیشتر آهنگ های آرام گوش می دهم و در کل آهنگ هایی را دوست دارم که به آدم آرامش بدهد و موافق آهنگ های تند نیستم. سین جیم // من ثروتمندترین مرد دنیا هستم/ من بهترین
چطور اختلافات با خانواده همسر را حل کنیم؟
پدرم مشورت کنم، مگر خودت عاقل و بالغ نیستی مگر استقلال فکری نداری... . هر خانواده ای به نوبه خود یک دولت کوچک است با روش خاص خود، با قوانین منحصربه فرد، با شیوه های تربیتی و شیوه های مقابله ای ویژه در برخورد با مشکلات. به یقین طبیعی است وقتی اعضای دو خانواده ای که قوانین شان از زمین تا آسمان با هم متضاد و متفاوت است بخواهند با هم وصلت کنند، مشکلاتی ایجاد شود؛ مثلا در خانواده ای که حمایت و
اگر وضع مالی ام خوب بود،مادرم فوت نمی کرد | در سرعین شغال تیزپای فوتبال آسیا شدم | به ایرانی بودنم ...
،فوتبال ما چیزی نداشته است که مرتب از آن بازی می گوییم.کاش در فوتبال ما اتفاقی افتاده بود. عزیزی درباره اینکه فرد صریحی است بگوید چه نظری درباره رامبد جوان و خندوانه دارد بیان داشت:من همیشه حرف هایم را صریح می زنم.این را هم بگویم که رک بودن را از پدرم گرفتم.به طور کلی یکی دو برنامه شما را دیدم و متوجه شدم شما باعث خنده می شوید و این مهم است.آدم ها هزینه می کنند که بخندند.برنامه شما هم
10 راز از زندگی عطاران که نمی دانستید!
غریبی می شوم که اصلا قشنگ نیست. بعد آن ریش پروفسوری را پیدا کردم و فکر کردم جالب تر است. ازدواج سوم پدرم وقتی مادرم فوت کرد؛ پدرم باز هم ازدواج کرد. همسر دوم شان هم فوت کرد و برای بار سوم ازدواج کرد و با ایشان در مشهد زندگی می کند. نمی توانم سیگار را ترک کنم سیگار کشیدن به نوشتن کارهایم کمک می کند. دو سال آن را کنار گذاشتم اما باز به سراغش رفتم. البته
تصادف عجیبی که زندگی راننده را زیرورو کرد
کشیده بودند به این نام معروف بود. وقتی منزلمان را خراب کردند ما رفتیم کوچه دراز یا کوچه کربلا. من سه روزه بودم که آن حیاط را هم خراب کردند. بعد از 27 روز از تخریب خانه مان یعنی وقتی که 30 روزه بودم، ادامه خیابان تهران را کشیدند و با این کار، قبرستان عیدگاه که در مسیر خیابان کشی بود، تخریب شد. پس کودکی شما در آنجا گذشته است؟ بله، در زمان روس ها پنج - شش ساله بودم که داخل حرم توپ
رابطه نزدیک شهرام قائدی و دخترش سارینا
خاندان سارینا: دوست نداشتم مادرم هم بازیگر بود. من از وقتی که فهمیدم بابام چه کاری انجام می دهد و بازیگری چیست همیشه این حرف مادرم که می گفت برای هر خانواده ای یک نفر بازیگر باشد، برای یک خاندان کفایت می کند. پز بابای معروف سارینا: از همان بچگی متوجه شدم که پدرم معروف است. مثلا به مهمانی ها می رفتیم مدام به من توجه می کردند یا در مراسمی شرکت می کردیم، همه به بابا
مقتول نامردی کرده بود!
ندادی؟ از همان زمان کار کردم تا کمک خرج خانواده ام باشم. خانواده برایم خیلی مهم است و برای راحتی آنها همه کار کردم؛ حتی دور درس و ازدواج خط قرمز کشیدم. چرا مرتکب قتل شدی؟ مقتول نامردی کرد.خواهرم را اذیت کرده بود.اول به او قول ازدواج داده بود و بعد از اذیت و آزار او گم و گور شد. چگونه متوجه شدی خواهرت مورد اذیت و آزار قرار گرفته است؟ یک روز به خانه آمدم و
598 یعنی اینکه جنگ تمام شد
فهمیده بودم. چند روز بعد، سهیلا و رحمان توی حیاط بازی می کردند و می خندیدند. صدای تراکتور که آمد، در را باز کردم و نگاه به بیرون انداختم. علیمردان، سوار بر تراکتور می آمد. تراکتور، پر بود از گونی های گندم. از دیدن آن همه محصول، خندیدم و بلند گفتم: خرمن زیاد... می بینم بارت سنگین است. خدا را شکر. علیمردان، با سرو روی خاکی پایین آمد. دستمال سرش را تکان داد و روی طناب گذاشت
فدراسیون قبلی به قهرمانان بی توجه بود
خودش حرکت نمی کرد. چرا محمد نصیری باید چند سال خانه نشین باشد؟ چرا به نوجوانان و جوانان بها داده نمی شود؟ چرا به هیات های استانی توجهی نمی شود؟ چرا شان و جایگاه قهرمانان ما حفظ نمی شود؟ آیا این بحث ها شخصی است؟ اینها همه اش برای ارتقای ورزش وزنه برداری مطرح می شد، اما آقایان شخصی به قضایا نگاه می کردند و به سادگی از کنار همه این مسائل می گذشتند. باور کنید به زبان آوردن این مسائل نه در جهت حاشیه سازی
اعدام 9 مجرم در زندان رجایی شهر کرج
گفت: او دوستم بود و با هم به سمت چالوس می رفتیم. او چند بار به دختر جوانم حرف هایی زده بود که از او کینه به دل داشتم. در میانه راه با او سر این موضوع درگیر شدم و پس از کشتن وی جسدش را در جاده رها کردم. مهراب در ادامه به قتل دوست دیگرش در آذر سال77 اعتراف کرد و گفت: با حسن اختلاف مالی داشتم. روز حادثه او را به هشتگرد بردم و با ضربات چوب به قتل رسانده و جسدش را همان حوالی خاک کردم.
آغاز دور جدید پیش فروش خودروی جدید لیفان X50 + شرایط فروش محصولات کرمان موتور – مرداد 94
آزمایش جک JAC یا جی ای سی J5 اتوماتیک به نمایندگی کرمان موتور در جاده مخصوص رفتم اما هنگام ورود شکل و شمایل یک کراس اوور توجهم را به سوی خود جلب کرد. از آنجا که خودرو پشت به محوطه باز پارک شده بود ابتدا تصور کردم یک کراس اوور آلمانی و متعلق به یکی از مدیران کرمان موتور است اما وقتی نزدیک شدم خود را در برابر یک شاسی بلند چینی جدید با نام S5 دیدم. خواسته ما مبنی بر تست فنی این خودرو در آن روز به
زوج عاشق در دادگاه خانواده
او از تهران راهی شهرستان ما شد تا به ملاقات من بیاید. آن روز با هم به پارک و رستورانی در نزدیکی خانه مان رفتیم و بعد از آن داوود به تهران رفت. از آن روز به بعد احساس کردم که دلباخته داوود شدم تا این که او بعد از مدتی همراه خانواده اش به خواستگاری من آمدند. اما خانواده هایمان با این ازدواج مخالفت کردند پدرم می گفت نمی توانی برای ادامه زندگی به تهران بروی و با این خانواده زندگی کنی.
برنامه های آخر هفته تلویزیون
روند تا کمی تفریح کنند، ولی مردی را در خانه می بینند و پا به فرار می گذارند. إوا هدفون اش را که پدرش به او هدیه داده در حین فرار جا می گذارد و به خانه می رود. اما در روز بعد که به دنبال هدفون می رود شاهد یک قتل می شود. مرد قاتل اوا را می بیند و به او می گوید که پدر اوا قاتل است و با آنها همکاری می کند و اگر اوا راجع به این اتفاق چیزی به کسی یا به پلیس بگوید پدرش به زندان افتاده و مرد تبهکار در آنجا
ناگفته هایی از زندگی طلبگی آیت الله عراقچی از زبان خودش
خدمت به مکتب اهل بیت(ع) و نشر معارف و آموزه های دینی است. آنچه در ادامه می آید، برش هایی خواندنی از گفت وگوی خبرگزاری حوزه با این استاد اخلاق حوزه علمیه قم است. * آشنایی با یک طلبه و آغاز یک راه مقدس علی عراقچی همدانی هستم و سال تولد بنده به تاریخ شمسی، بیست و دوم بهمن ماه 1306 می باشد. در شهرستان همدان و در محله معروف امام زاده یحیی متولد شدم که در حال حاضر همان خانه
مردانی که برای خوشبختی زنانشان در زندان آب خنک می خورند/ مهریه بهانه ای برای تجارت
کردم.البته خانواده ام مخالفت کردند ولی گفتم من و فاطمه همدیگر را دوست داریم.مهریه را چه کسی داده و چه کسی گرفته. وی با آه و افسوسی که در نگاه و صدایش پیدا بود، اظهار کرد: در سن 21 سالگی من و فاطمه در خانه ای کوچک و اجاره ای زندگی خود را آغاز کردیم. ابتدا همه چیز خوب بود. به او قول داده بودم بعد از اتمام تحصیلات زندگی رویایی برایش بسازم. مدتی گذشت، روز به روز اخلاق فاطمه عوض می شد و درباره ی
نقش حزب توده در افشای عملیات طبس
عملیات، یا یک روز قبل از آن که ما جلسه مشترک داشتیم، کیانوری به چند انبار بزرگ در جاده ساوه اشاره کرد که مرکز تجمع و ترابری و تدارکات کودتا بود. این انبارها متعلق به ارتش و احتمالا چند تاجر بزرگ بازار تهران بود که از آن ها به عنوان بارانداز تا رسیدن کالاها به توزیع در بازار استفاده می کردند. جرئیات بیشتر را همان روز اعلام خبر بمباران هلیکوپترهای آمریکایی و یا شاید روز بعد کیانوری گفت. در این
گفتگویی خواندنی با عمو برات خوش سلیقه ترین کارگر دنیا ! + تصاویر
و اینجا گذاشتم. اما چون درو دیوار را مجبورم با مواد شیمیایی بشورم گل های طبیعی نمی مانند و از بین می روند. برای همین با گل های مصنوعی تزیین شان کردم. ورود با کفش ممنوع! هزینه تمام گل ها و تزیینات دستشویی را خود عموبرات از جیب خودش داده است. از این بابت هم هیچ نگران نیست چون خودش دوست دارد این کارها را انجام بدهد. روزهای اول خانواده هم خیلی باکارش موافق نبودند اما بعد از آنکه
مشهورترین تاجر ایران چگونه از هیچ به همه چیز رسید؟ + عکس
که سال 1327 رقم خورد. تا سال 1334 کارمند بودم و در یک شرکتی کار می کردم که فعالیتش در زمینه صادرات بود. به صادرات علاقه مند شدم اما پول نداشتم. تنها دارایی ام خانه ای بود که در خیابان شهید مصطفی خمینی به مبلغ 5600 تومان خریده بودم. در آن خانه من و دو خواهر و پدر و مادرم زندگی می کردیم. اولین ماشینم که در سال 1333 خریدم یک فولکس به مبلغ 5900 تومان بود که با همین ماشین چند کیسه خواربار از بازار می
برخورد نزدیک با بی ام و i8
اینکه کدام رنگش را انتخاب کنم حسابی سردرگم می شدم! همین حس و حال عجیب و غریب بود که من را برای پرس و جو درباره این خودرو مجاب کرد که بخواهم به هر شکلی شده وارد نمایشگاه شوم و درباره خریدار آن سوال کنم که چه کسی برای داشتن این ماشین وارد نمایشگاه می شود؟ قصد اینکه به روش نفوذی معمول خبرنگارها خود را به عنوان خریدار ماشین جا بزنم نداشتم و دوست داشتم از نزدیک با خود واقعی خریدار روبرو شوم
هنر وارد می شود
تدبیر24 : فاطمه شهدوست؛ وقتی از گرمای هوا به ستوه می آیی و از این روز های بی سر و ته تابستانی خسته می شوی، وقتی مدام به دنبال راهی برای گذراندن این ایام می گردی و دلت برای یک تفریح درست پر می زند ولی باز می مانی که چه کار کنی، اگر کمی به هنر علاقه داشته باشی نگار خانه ها و گالری ها جای مناسبی برای گذراندن یک بعد از ظهر طولانی تابستانی هستند. این مکان ها هر هفته با کلی آثار جدید و جذاب در عرصه های
انقلاب اسلامی؛ انقلابی متفاوت
بودید. کسانی که سن شان بیشتر است، از آن روزها خاطراتی دارند. از این رو، اشاره ای به آن روزها می کنم تا جوانانی که درست موقعیت این نظام و این کشور را به طور شایسته نشناخته اند، بکوشند بهتر آن را بشناسند. نگاهی گذرا به پیشینه انقلاب ها در دنیا تقریباً به یاد دارم که در زمان نوجوانی ما، زمان اوج انقلاب ها در دنیا بود و هر روز در یک کشوری، به خصوص در کشورهای افریقایی، امریکای
عروسی 30 میلیارد دلاری ماه در خیابان های تهران! + تصاویر
و حتی نقطه نظرات مردم کوچه و بازار که با هیجان اخبار آن روزهای به واقع تاریخی را دنبال می کردند غافل نشده بود خالی از لطف نیست. فضانوردان، کتیبه ای به امضای خود و پرزیدنت نیکسون در ماه باقی می گذارند چهارشنبه 11 تیر: 18 روز دیگر اولین انسان قدم در ماه می گذارد. این انسان، نیل آرمسترانگ است و اولین وظیفه او بعد از قدم گذاردن در ماه، نصب پرچم آمریکا در سطح ماه است. چوب این پرچم 2.5
شب هایی که روی کارتن صبح می شود
/> 12ساله بودم که شوهرم دادند و او معتادم کرد. به خاطر دردهایی که ماهی یکبار به سراغم می آمد. اول با تریاک، بعد هروئین، الان هم شیشه. تازه رسیده بودم به سنی که اول عاشق شدنم بود... مطلقه شدم... در 17 سالگی. تو را خدا عکس نگیر آقا! چی می گفتم؟! آهان در خانواده ما حتی یک سیگاری هم وجود ندارد اما من به خاطر شوهرم، معتاد شدم. چرا از خانه فرار کردی؟ من! فرار نکردم
چرا توافق بازار مسکن را هیجان زده نکرد؟
معاوضه انواع وسایل برقی ومصالح ساختمانی و خودرو وغیره میباشند که خود گویای افت قیمت شهرهای بزرک وکوچک رابیشتر از تهران بزرگ را نشان میدهد تخلیه حبابشان فرایند تندتری بخود گرفته است و روز های بی امید وپر از استرس را برای ملاکین ودلالان متوهم افزایش بوجود آورده است وظاهرا" این حضرات به جدی بودن نزول قیمتهای پی در پی بیشتر وبهتر واقف شده اند این اطلاع رسانی واقعی تا بند آمدن آخرین نفسهای متوهمین افزایش
دوبلور برنامه دیدنی ها کجاست و چه می کند؟
مجله زندگی ایده آل - الناز دیمان : صدای گرم و زیبای جلال مقامی برای چند نسل از مردم این سرزمین به یادماندنی و نوستالژیک است؛ نسل هایی که سال های اول زندگی شان مقارن شد با دوران دفاع مقدس؛ دورانی که تلویزیون محدود می شد به دو شبکه تلویزیونی که تنها چند ساعت در روز برنامه داشتند وتقریبا از برنامه های سرگرم کننده و سریال های جذاب خبری نبود. در این دوران جلال مقامی و غلامحسین میرزاده دست به کار شدند
هویت تهران نابود شده است؟
می بینیم، دیگر کمتر از خانه های قدیمی که نشان از معماری و تاریخ شهر تهران در دورهای گذشته است، خبری است. وقتی تهران را از بالا نگاه کنی نوعی در هم ریختگی در شهر کاملا مشهود است در حالیکه نمای ساختمانها اولین منظره ای است که در ذهن و روح شهروندان یک شهر رسوخ می کند و همواره در ذهن باقی می ماند. از طرف دیگر مناطق تاریخی آن مانند منطقه 12 هر روز بیشتر درحال نابودی هستند و کمتر کسی هم نسبت
یک وعده همنشینی با کودکان سرطانی
درمان کودک بیمارشان کنند تا ساعتی بیشتر نفس بکشد. در چنین شرایطی چگونه می توان به آرزوی کوچک کودکی بیمار که نمی داند چند سال، چند روز یا حتی چند ساعت دیگر زنده است، فکر کرد. تلخی ماجرا زمانی از انسان بودن شرمسارت می کند که پای درد دل مادری می نشینی که ترجیح می دهد پول ناچیز حاصل از کارگری در خانه مردم را برای خرید داروی جگر گوشه اش صرف کند و بی صدا برای آرزوی کوچک دست نیافتنی فرزندش خون بگرید
یکی از میان ما
معلول. به قول خودش از زیر صفر شروع کرده. حالا شوهرش کارگاه دارد و خودش آموزشگاه. عشق و علاقه ی عجیبی به خانواده اش دارد و هر حرفی که می زند، ته اش می خندد و می گوید من و شوهرم خیلی همدیگر را دوست داریم. داستان زندگی شما از کجا شروع می شود؟ من بچه ی سین هستم نزدیک های گز و برخوار. ما ده تا بچه بودیم. مادرم ما را ول می کرد و می رفت خانه ی فامیل هایش و اصلاً به فکر ما نبود برای همین من مسئولیت بچه های
بوسه جالب صالحی بر بازوی لاریجانی/ اگر زنان در قدرت بودند شاهد داعش نبودیم/ گزینه نهایی اصلاح طلبان برای ...
در ارقام و اعداد به تعاریف مختلف افراد از این پول ها مربوط است. ذخایر ما در خارج از کشور ممکن است نزدیک به 100میلیارد دلار باشد. علی طیب نیا، در نشست شورای وزیران صندوق اوپک در وین درباره پول های بلوکه شده ایران گفت: آنچه قابل استفاده و دسترسی است، رقم اعلام شده از سویرییس کل بانک مرکزی است ،حدود 35 میلیارد دلار از منابع ارزی بانک مرکزی نزد شرکت نیکو وابسته به شرکت ملی نفت ایران در گذشته سپرده