سایر منابع:
سایر خبرها
گفتند کتاب ها فمینیستی است خمیرشان کردند
زنان تکرار می شد. ما به آقایان می گفتیم چرا از مدیر زن استفاده نمی کنید و آنها می گفتند زنان تجربه ندارند. چرا تجربه ندارند؟ چون مدیر نبوده اند. برای اینکه از این دور باطل خارج شویم 300نفر را تربیت کردیم تا در بخش دولتی مشغول شوند. به آنها آموزش لازم ارایه شد تا دیگر در مورد مدیریت زنان این حرف تکرار نشود. دوره دیگری هم تحت عنوان ملیکا برگزار کردیم. چون این طرح در نیمه شعبان اجرا شد نام
چه کسی عامل وقوع سیلاب های اخیر است ؟
جاری در رودها و انهار طبیعی و دره ها و هر مسیر طبیعی دیگر اعم از سطحی و زیرزمینی، سیلابها، فاضلابها، دریاچه ها، مرداب ها، برکه های طبیعی، چشمه سارها و آبهای معدنی و منابع آبهای زیرزمینی از مشترکات بوده و در اختیار حکومت اسلامی است و طبق مصالح عامه از آنها بهره برداری می شود. مسئولیت حفظ و اجازه و نظارت بر بهره برداری از آنها به دولت محول می شود. همچنین هر رودخانه ای برای خود بستر و حریمی مخصوص
25 ترفند در آیفون اپل که آرزو می کردید همیشه می دانستید!
با نوشتن یک عدد بزرگ، ناگهان یک عدد اشتباه تایپ شود و شما قصد کنید تنها همان آخرین عدد نوشته شده را پاک کنید، برای انجام اینکار تنها لازم است دست خود را در محل اعداد تایپ شده از چپ به راست بکشید (سوایپ کنید). 23. توقف موزیک با تایمر مخصوص زمان های زیادی قبل از خواب برخی از ما علاقه داریم که با گوش دادن به موسیقی ها به خواب برویم، اما مشکلی که خیلی در این مواقع پیش می آید پخش
تصادف عجیبی که زندگی راننده را زیرورو کرد
معاف شدن من به آن دو نفر 35 تومان پول داده بود. یک روز که پشت دستگاه تراشکاری مشغول کار بودم مأموران آمدند و من را بردند. گویا اشتباهی رخ داده بود و آقامیرزا هم برای مسافرت در یزد بود. ماجرا این طور بود که وقتی فامیلی من را پرسیده بودند به اشتباه روغن فروش ثبت کرده بودند. خلاصه یک سال از دامادی من گذشته بود که گفتند روغن فروش معاف شده و شما باید بیایید خدمت. این طور شد که سال های 1336 تا 1338 را در
جنیفر لوپز، از بازیگری تا خوانندگی
هنرمند آمریکایی، سلنا، ساخته شده بود. فیلم بعدی اش که بر شهرت وی افزود، خارج از دید بود که بابت بازی در آن دستمزدی معادل یک میلیون دلار دریافت کرد. جنیفر لوپز با این درآمد یک میلیون دلاری تبدیل به اولین بازیگر زن لاتین تبار تاریخ سینما شد که تا آن سال چنین دستمزد بالایی را برای بازیگری دریافت کرده بود. وی در سال 1999 فعالیت در دنیای موسیقی را شروع کرده و اولین آلبوم خود را با نام آن د سیکس روانه
قبل و بعد از بدترین فاجعه های اتمی تاریخ
ارتش شوروی را انجام دهد و جایی بود که اولین بمب هسته ای شوروی در آن ساخته شد. این کارخانه جایی بود که نقش مهمی در جنگ سرد بازی کرد و این منطقه را می توان یکی از معدود ناحیه های کره زمین دانست که خطرناک ترین تشعشعات هسته ای تاریخ را به خود دیده. زمانی که این اتفاق رخ داد، نام نزدیک ترین روستا روی این واقعه نهاده شده: کیشتیم. چه رخ داد؟ از آنجایی که این نظام ارزش
ویژگی های دوست داشتنی نسخه جدید اندروید
لمس ممکن، به برنامه های محبوب و موردعلاقه تان دست پیدا کنید. 2- کاربر می تواند Google Now را با صدا خود در لاک اسکرین، فعال نماید: در نسخه جدید اندروید شاهد یک اتفاق تازه هستیم؛ دسترسی به Google Now نسبت به گذشته ساده تر شده است. کافی است در صفحه لاک اسکرین با سوایپ کردن در پایین گوشه سمت چپ دستگاه تان، گوگل Now را باز نمایید. 3- حذف برنامه ها نسبت به گذشته، ساده
بنفش خواری بی بی سی به سلامتی توافق!/ واکنش سردار سلیمانی به توافقنامه هسته ای
توضیحاتی بود که این منبع آگاه اعلام کرد ه است. پس با این تفاسیر باید با گم شد ن مجسمه ها د ر شهر کنار بیاییم! از یک تیر مجازات های جایگزین حبس در کشور اجرا خواهند شد. قانون با تیتر "جمع آوری زباله جایگزین مجازات زند ان "، این خبر را پوشش داده است: کاهش ورودی زندان ها از مهم ترین اهداف دستگاه قضایی طی سال های اخیر بوده است. کاربردی ترین راهکار برای کاهش زندانیان استفاده ازمجازات های جایگزین
انوشیروان روحانی آهنگساز خاطره ها از سلطان قلبها تا تولدت مبارک
، در یک مکالمه ی تلفنی گفت که: می خواهم آهنگ تازه ای بسازم و آن را جانشین آهنگ خارجی هپی برث دی کنم که این روزها در جشن تولد بچه های ایرانی مرتبا خوانده می شود و بعد اضافه کرد که با یک کمپانی ژاپنی صحبت کرده ام تا این آهنگ را در دستگاه های مخصوص ضبط کند، دستگاهی که به در یخچال وصل می شود و هنگام باز شدن در، صاحبخانه آهنگ تولد جدید را می شنود. شعر مورد نظر انوش را دو سه روز بعد
علل دیابت کودکان!!
.خود درمانی نکنید اگر قندش تا حد زیادی پایین آمد، طوری که هشیار نبود- مثلا در خواب بود یا دور از دسترس تان بود- به زور شیرینی جات را در دهانش نگذارید که ممکن است به آسپره دچار شود. در این مواقع والدینی که کودک دیابتی دارند حتما آمپول مخصوص این زمان که هورمون آلفا را بالا می برد در منزل دارند. اگر تزریق هم نتوانست حال کودک را جا بیاورد سریعا به پزشک مراجعه کنید. 3. نیم ساعت یک بار چک
70 سال با شورای امنیت؛ از شکایت تقی زاده تا توافق ظریف
المللی یعنی آمریکایی، روسی و اروپایی بیایند بر این آتش بس نظارت کنند، شبیه نظارتی که تاکنون در جنوب لبنان می کردند و بعد جمهوری اسلامی ایران و رژیم عفلقی هم سر یک میز بنشینند و اختلافات خودشان را حل کنند! ما نمی دانیم چرا شورای امنیت دو سال گذشته در خواب بوده و یکباره با آزاد شدن خرمشهر از خواب بیدار شد...اگر شورای امنیت ده قطعنامه دیگر هم صادر کند ما نمی توانیم از حقوق حقه خود دست بکشیم. رژیم
شب هایی که روی کارتن صبح می شود
مجله سرنخ - الهام مصدقی راد: اکیپ گشت شهرداری، ویژه جمع آوری متکدیان و کارتن خوابها، مدت هاست که 24 ساعته در پایتخت و به ویژه در مراکز آسیب خیز گشت زنی می کند و زنان و مردان معتاد، متکدی و کارتن خواب را جمع آوری کرده و با توجه به وضعیت و جنسیتشان به سامان سرا یا گرم خانه منتقل می کند. در یکی از این گشت زنی ها که از ساعت 10 شب آغاز شد با یکی از اکیپ ها همراه شدیم تا از نحوه جمع آوری زنان کارتن
اضافات تشریفیه (2)/ جلوه هایی از یاری پروردگار
دستگاه امام حسین (ع) باقی می مانند و امام در حد معرفتش ظرفش را پر می کند. اما اگر این سر و صدا نبود، اینگونه نمی شد. این ها دشمن شکن است بله تو می فهمی، تو متدینی و با معرفت. پسرم حرف قشنگی می زد: من اصلا شرکت در این دسته عزاداری را واجب می دانم. باید این دسته ها باشد. این نماد و شعار باید باشد، این ها دشمن شکن است. حالا آن اشتباه کاری ها بماند. آن ها را ما خودمان انتقاد داریم
پای دردل معاون امور عمرانی استانداری یزد
نشان می دهند ولی اتفاقا جواب دادن هیچ اشکالی ندارد، یک مدیر هم محکم بیاید بگوید اشتباه کردم به نظر من اشکالی ندارد. پذیرفتن اشتباه خودش شهامت می خواهد باید قبول کند که اشتباه کرده، نمی خواهم بگویم این مثال هایی که شما زدید اشتباه بوده هست، نه! ولی بالاخره شهر مثل موجود زنده می ماند. یعنی هر روز یک تحولی در آن اتفاق می افتد، قطعا یک میدان یا یک چهار راه و اصلا حتی یک پارک، هر روز به نیاز روز آن باید
ستایش نامادری
به نام پروردگار عالم که چوپان من است ستایش نامادری نویسنده:سیروس قزلباش تقدیم به بانو (میم) ستایش برای جشن تولد 7سالگی اش لحظه شماری می کرد مادرستایش پیشنهاد داده بود تا جشن را در ویلای شخصی خودشان در ده بالای یزد برقرارکنند ومقداری وسایل جشن تولد وبادکنک وتزئینات آماده کرده بودند وچون ستایش گیتار زدن را دوست داشت مادر کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود . ستایش دختری باموهای فر وجثه ای کوچک که دماغی گرد وچشمانی درشت داشت و دماغش با صورت گردش تناسب داشت وبشتر شباهت به مادر میداد. پدرستایش یک بازاری سرشناس بود که دارای چند کارگاه تولید ترمه بود که حتی به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میکرد ترمه بافی از چند نسل به او رسیده بود وی علم ترمه بافی را به روز کرده بود ودستگاهای جدید ونقش های کامپیوتری باعث شده بود که نه تنها در یزد بلکه درکشور هم به عنوان یک کارآفرین خوب وتولید کننده عالی شناخته شود. شهرتش اول ترمه باف بود که فامیلی خود را به دانافر تبدیل کرده بود.اقای دانافر مردنسبتا خوبی بود قدی تقریبا بلند با موهای صاف ولاغراندام وکمی سبزه با دماغی کشیده والبته انقدر ابروی پرپشتی داشت که ستایش گاهی به شوخی می گفت: – بابایی می خواهی ابروهاتو ببافم هاها – توکه بلد نیستی بگومامانت بیا ببافه هاهاها – شما پدرودختر چی میگن پشت سرمن. – هیچی بابا دخترت هوس کرده ابروهای بابایی را ببافه – راستی خوب گفت یادت باشه این ابروهای پرپیچ وخمو واسه جشن کوتاه کنی – باشه بابا باشه خانوم جون – البته بابایی یک روز قبل از جشن کوتاه کن چون زود دوباره در میان هاهاها – هاهاهاهاها دخترکم یکی ی دونه بابا ان خانواده خوشبخت بودند اما کسی که از فردای خودش خبر ندارد. آخرهفته بود آنها وسایل جشن تولد را در صندوق عقب ماشین شاسی بلند وسفیدخود جا دادند وبه همراه همسایه خود تصمیم گرفتند به ویلا بروند همسایه آنها اصالتا اهل شهرستان بافق بودکه سالیان سال به یزد مهاجرت کرده بودند دختر بزرگ همسایه سمیه نام داشت وهنوز ازدواج نکرده بود اما خواهرهای دیگرش ازدواج کرده وخانواده تشکیل داده بودند . قرار بود صبح زود ستایش وپدر ومادرش زودتربروند وهمسایه انها چند ساعت بعد حرکت کنند وبه ویلا بروند تا در چیدمان جشن تولد ستایش به انها کمک کنند. صبح اقای دانافر باهمسروستایش حرکت کردند وشهرستان تفت را پشت سر گذاشتند ودرحال بالا رفتن ازگردنه ده بالا بودند.ستایش عقب نشسته بود وکمربند را بسته بود پدر هم ازترس جریمه کمربندرا بسته بود اما مادر ستایش که زنی گوشت الود وچاق بود بابستن کمربند احساس خفگی میکرد بنابرین عادت نداشت کمربند را ببند. انها درحال رفتن به سمت ده بالا بودند باد نسبتا سردی در حال وزیدن بود پاییز نزدیک بود اخرهفته همیشه جاده تفت بخصوص ده بالا شلوغ واتومبیل های زیادی به ان سو در حرکت هستند وبه ندرت اتومبیلی از ده بالا می اید پلیس راهنماورانندگی هم قبل ازصبحگاه تا ساعت 9 صبح در جاده مستقر نمی شود جاده باریک وهر خودرویی سعی می کند از دیگری گوی سبقت را برهاند وپدر ستایش هم مرتب سبقت بیجا میگرفت وخوشحال می شد که با هر گاز دادنش ده ها ماشین را جا میگزارد مجری رادیو یزدگرچه لعن جدی به خود نمیگرفت اما گاهی رانندگان را به صبوری واحتیاط دعوت میکرد. اقای دانا فرباز درحال سبقت بود که کامیون خاورنارنجی رنگی که شاید متعلق به 40 سال پیش بوداز سمت ده بالا دود کنان باسرعت به سوی اتومبیل هایی که روبرویش بودند می تازاند.صدای اهنگ قدیمی راننده خاور را تا ده اتومبیل میشنید راننده درحالی که زیرشلورراهرایی برپا وزیرپوش رکابی برتن داشت یک پا روی گاز وپای دیگر جمع شده روی صندلی ودستها را در فرمان براق وبزرگ فروبرده بود وبا بازوهایش فرمان را مهار می کردهمانطور میگازاند وبالا خره بی احتیاطی وغرور راننده کامیون که دوست نداشت کسی در لاین او حرکت کند قرعه بدشانسی را برای خانواده ستایش ورق زد.در حرکتی ثانیه ای در حالی که پدر ستایش باز درحال سبقت بود وفکرمیکرد یک ماشین دیگر را هم می تواند رد کندهدف خاور تندروشد صدای برخورد دواتومبیل خرد شدن شیشه ها جاری شدن خون فریاد وجیغ وبا حسین ویا ابوالفضل در جاده میپیچید وچون کلید اربگ اتومبیل اقای دانافر در حال آف بود اربگ ها هم عمل نکرده بودندوکمربند خانم دانافرهم که بسته نبود جان ان زن مهربان گرفته شد هنوز صدای ترانه دلخراش خاور که معلوم نبود چی میخواند درحالی که اب از جلوبندیش می ریخت وبخار بالا گرفته بود در حال پخش بودوراننده خاور هم براثر دیررسیدن آمبولانس ووقانونهای دست وپاگیر که تا ساعتی طول کشید همسفر مادر ستایش شد... ستایش شوکه شد واز ترس بیهوش شده بود وپدرش حتی حس بازکردن کمربند را نداشت . بیمارستان ،سردخانه ؛بازداشت اقای دانافر،ازهمه بدتر مشکلات روحی روانی ستایش را رها میکنیم وبه یک سال بعد میرویم تا خواننده هم مثل من زیاد غم ها را مرور نکند... یکسال بعد ستایش با وجود عمه ها وفامیل وبخصوص سمیه دختر همسایه قبول کرده بود مادرش فرشته شده وبه اسمان رفته .سمیه خود را به انها خیلی نزدیک کرده بود ستایش را به پارک وسینما وبازارمیبرد وعمه ستایش هم به خانه انها امده بود واز ستایش نگهداری میکرد پدر ستایش افسرده شده بود ساعت ها در اتاق به عکس زن مرحومش خیره می شد خواهر ش تا می توانست با کمک سمیه همسایه انها از ستایش وپدرش مراقبت میکردند .خانه اقای دانا فر دریکی از جاهای خوب صفائیه بود . سمیه خود را در دل ستایش جا کرده بود وعمه ستایش هم مناسب میدید که برادش با سمیه ازدواج کند پدر ستایش میلی به ازدواج دوباره نداشت اما صحبت های دوست وفامیل وخواهروبرادر واشتیاق ستایش،بالاخره پذیرفت. وازدواج ارام وبی سروصدایی انجام شد ورسما سمیه همسر اقای دانافر شد ... چند روز گذشت که پدر ستایش در خواب کابوس میدید درخواب سمیه را میدید که با چشمان خونی باچاقو ستایش رادنبال میکند وقتی از خواب میپرید زود به اتاق دخترش میرفت دختر را که سالم میدید اهسته کنار تختش مینشست و انگشت هایش را در موهای خودش فرو میبرد واهسته اشک میریخت زنش هم وقتی قصد همدردی داشت اورا دور میکرد امازن چیزی در اب میریخت وبه پدر ستایش میداد خیلی در کارش وارد بود معلوم نبود چه دارویی به اومیدهد که تا صبح اورا خواب میکند .گاهی هم ستایش نیمه شب بیدار میشد ونامادری را میدید که به حیاط خانه میرود ووقتی برمیگردد چشمانش سرخ است... درهرتقدیربا وجود خوابهای وحشتناک که پدرمیدید بیشترموقع که سرکاربود به بهانه مختلف سراغ ستایش را میگرفت گاهی که بیرون میرفتند انها را تعقیب میکرد وبیشتروقتها ازخواهرش میخواست انجا بیاید اما خواهرش که عمه ستایش باشد به پدرستایش میگفت چون تصادف ومرگ همسر وفوت راننده کامیون برایش سخت بوده باعث کابوس وتوهم می شود ومیگفت که فشارروحی روانی باعث خواب بد دیدن ومشکوک شدن است ... به هرحال سال مادر تمام شده بود وستایش به نامادری عادت کرده بود .جشن تولد ستایش همان روزها بود اما به دلیل سال مادر ومراسم دیگرتولد اورا کمی عقب انداختند یک هفته نشده بود که ناگهان ستایش براثردل درد شدید راهی بیمارستان شد وبستری گردید ستایش را به اتاق عمل بردند تا دکتر معالج ستایش که یکی از نزدیکان انها بود اورا عمل کند .نامادری فرصت رامناسب دید با اتومبیل مشکی رنگ هاچ بک درحالی که عینک دودی زده بود وارد حیاط بیمارستان شد قبل از پیاده شدن در ایینه ماشین نگاهی به خودش انداخت تصمیم عجببی گرفته بود باید کار ستایش را تمام میکرد اهسته از ماشین خارج شد از دری که پرستاران ودکتران وارد میشوند وارد بیمارستان شد خیلی زود به اتاق دکتری رفت روپوش پزشکی برتن کرد دستکشی پوشید تا اثری ازخون روی دستش نماند ماسکی بر صورت زد به طوری که اصلا معلوم نبود او همان نامادری است کمی استرس داشت اما درنگ نکرد وقتی متوجه شد ستایش بیهوش است کنارتختش رفت استرس عجیبی داشت پیشانیش عرق کرده بود بوی اتر والکل ومواد ضد عفونی مرتب به مشامش می رسید صدای بوق بوق دستگاه پزشکی به گوشش می رسید نفس عمیقی کشید چاقویی برداشت واصالت بافقی بودنش را نشان داد باچاقو شکم دخترک بی مادر را پاره کرد دستکش هایش به خون اغشته شد روده دختر را بیرون کشید وتکه کرد وسوی انداخت نفس درسینه حبس شده بود چهره همسرش را پشت پنجره حس می کرد گاهی به چهره دخترک نگاه میکرد اما وقتی کارش تمام شد سراسیمه از اتاق بیرون رفت دراتاق کناری دستکش را درسطل زباله انداخت روپوش را اویزان کرد سراسیمه انجا را ترک کرد وبا ماشینش به بیابان رفت کنار بیابان ایستاد بیرون امد داشت گریه میکرد ازته دل فریاد می زد وعقده های دلش را خالی میکرد گاهی چهره مادرستایش را میان ابرهای سپید حس میکرد که به اولبخند میزند معلوم نبود چرا اینقدر اسم پروردگارعالم را می اورد معلوم نبود چه چیز ازخدای مهربانش می خواهد معلوم نبود چرا چهره مادر ستایش را با خنده حس میکرد ... از سوی دیگر تیم پزشکی بیمارستان که متوجه وضعیت بیمارشده بودند اقدام لازم را بعد از ان کار انجام دادند تکنسین بیهوشی با دستگاه کار میکرد پرستاران خون شکم را پاک کردند وکارهای لازم انجام شد وشکم دختر بخیه زده شد وتیم هرکاری ازدستشان برمی امد انجام دادند وستایش با مراقبت های ویژه بهبود یافت .نامادری وقتی فهمید خطر رفع شده دیوانه وار خنده میکرد مثل ادم های روانی رقص وشادی عجیبی میکرد وخود را به بیمارستان رساند ستایش هنوز بیهوش بود اما دیگر خطری تهدیدش نمی کرد ... چند روز بعد ستایش را به خانه اوردند عمه وبچه های عمه تا چند روز کنار ستایش بودند تا اینکه ستایش کاملا خوب شد ونامادری تصمیم گرفت با اینکه یک ماه از تولدش گذشته جشن مفصلی برایش بگیرد نامادری به پدر ستایش میگفت با جشن تولد روح مادرش شاد می شود بنابراین با کمک اقوام وسایلی تهیه وچون ستایش به گیتار علاقه داشت وکلاس گیتار میرفت نامادری هم مثل مادرستایش کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود... جشن تولد در ویلای شخصی در ده بالا گرفته شد زیرا مادر ستایش خیلی انجا را دوست داشت . نامادری لباس زیبایی مثل پرنسس ها با کلایی مخروطی گرفته بود که ستایش خیلی در ان برازنده شده بود .مهمان زیادی حتی فامیل های نامادری هم از بافق برای تولد ستایش امده بودند. هشت تا شمع روی کیک گیتار را ستایش چند بارفوت کرد تا خاموش شدند این بار همه تولدت مبارک را خواندند نامادری گل های زرد فصلی را در گلدانی قرار داده بود که درعکس بسیار زیبا معلوم می شدند . هدیه ها یکی پس از دیگری باز میشد وستایش با هرهدیه لبخندی میزد بعد ازاینکه اخرین هدیه بازشد ستایش وپدر کمی درگوشی صحبت کردند وبعد ستایش جلو امد وبه نامادری گفت : – مادریک هدیه میخوام بهت بدم – عزیزم الان موقع گرفتن هدیه است نه دادن. – این فرق میکنه ی نامه هم نوشتم اگر بد خط نوشتم ببخشید – عزیزم دخترگلم مگه نمیدونی من هم خطم بده. همه خنده ای کردند وستایش پاکت را به نامادری داد وازش خواست بازش کند نامادری نگاهی به پدرستایش انداخت که با سرعلامت دادیعنی بخوان وچشمکی هم زد که ابروی شلوغش پایین بالا شدن .نامادری که ناخن بلندی داشت ولاک زرد خوش رنگی هم روی ناخن هایش برق میزد پاکت را باز کرد وگردنبندی زیبا از طلا در پاکت بود گردنبتد را در دست گرفت وشروع به خواندن نامه کرد بعد خواندن اشک سردی رد سپیدی که از ارایش صورتش تشکیل شده بود برگونه ها افتاد ارایش چشم با اشکها پاک شد نامه را کنارگذاشت دست را دراز کرد سوی ستایش واوهم خود را به بغل نامادری انداخت . مهمانان واقوام کنجکاوشدند وازپدر ستایش خواستند اگر اشکال نداره متن نامه ستایش را بخواند پدرهم جلورفت درحالی که با یک دست شانه همسرش را ماساژ میداد شروع به خواندن با صدای بلندکرد. به نام خدا مامان عزیزم .فرشته خوبم توجای خالی مادرم را که در اسمان فرشته شده را پرکردی این گردنبند مادرم است که باید به گردن تو اویزان شود راستشو بخواهی اول ازت خوشم نمی امد اما وقتی منوبا خودت همه جا میبردی وقتی در درس کمکم میکردی وقتی به مدرسه میبردیم وتا تعطیل میشدم تو حاضربودی موهاموهرروزصبح به ارامی مادرم شانه میکردی ومیبافتی .وقتی شب تو اتاقم می امدی فکرمیکردی خوابم وبوسم میکردی وهرموقع شب حیاط میرفتی ازپنجره نگاه میکردم که دستاتو بالا میگرفتی ودعا میکردی واشک می ریختی ...جای مامانمو پرکردی وازهمه مهمتر تو با مهارتی که داشتی اپاندیس مرا عمل کردی وروده عفونی مرا بریدی ومرا نجات دادی .تا ابد ازت ممنونم. توقابل ستایش هستی توهم بهترین مامان هم بهترین دکتر دنیایی .مامان دکتر.مامان خوبم... وقتی نامه تمام شد احساس مهمانان جریحه دارشد واشک ریختند .نامادری بهتربگویم خانم دکتر که چشم هایش ازاشک قرمز شده بود ستایش را به اغوش گرفت وپدرستایش هم هردو را بغل کرد واول بزرگترها بعد بچه ها شروع به دست زدن کردند .قاب عکس مادر اصلی ستایش درحال لبخند رضایت کننده روی دیوار بود . پایان ...
چرا آسیب های مردانه، زنانه شده اند؟
اعتیاد زن و مرد نمی شناسد که من مدافع تفسیر دوم هستم . تحلیل من این است که باید مشخصا آنجا که آسیب های زنان بیشتر است شناسایی و در همان نقاط برنامه ریزی شود. وقتی می گوییم زنانه شدن آسیب های اجتماعی، ممکن است سیاست گذار را به اشتباه بیاندازیم، چرا که باید در جایی که آسیب پذیری واقعی وجود دارد تمرکز داشت. در برخی موارد آسیب پذیری شاید مربوط به مردانه بودن یا زنانه بودن نیست، جنسیت نمی شناسد برای مثال
تازه ترین فتاوی رهبری درباره اینترنت، ماهواره، تحصیل در دانشگاه مختلط، خلوت با نامحرم، جادوگری، قمه زنی ...
خطا و اشتباه می شود، جایز نیست متصدی این کار شود. تقلید اعلم 7٫ در صورت تعدد فقهای جامع الشرایط و اختلاف آنان در فتوا، بنا بر احتیاط واجب باید از اعلم تقلید شود. تعریف عادل 8٫ عادل کسی است که پرهیزگاری او به حدی رسیده باشد که از روی عمد مرتکب گناه نشود. عدول به مرجع دیگر 9٫ عدول از مجتهد زنده، به دیگری بنابر احتیاط واجب جایز نیست، مگر اینکه اعلم
برخورد با مفاسد خیابانی، نخستین اولویت اهالی تهران قدیم
دارند در کنار تهدیدهایی است که در این منطقه مشاهده می کنیم. علاوه بر این 65درصد آسیب های منطقه در بافت فرسوده آن است. وی تصریح کرد که شهرداری تهران خاکریز اول 22نهاد شده و سایر نهادها و دستگاه ها خود را کنار کشیده اند و رسانه ها باید این واقعیت ها را به اطلاع مردم برسانند. به گفته این جامعه شناس 90درصد زباله دزدها، قاچاقچیان دارو، متکدیانی که کودکان را اجاره می دهند و... در منطقه12 قرار دارند.
باند مهدی هاشمی/ اعترافی که اگر صورت نمی گرفت چه می شد؟ /کالبد شکافی باند مهدی هاشمی
های سپاه راه اندازی شد. بعد از این انتصاب علمای اصفهان منجمله آیت الله خادمی طی نامه ای 4 صفحه ای به امام از دو موضوع دادگاه انقلاب که زیرنظر امید نجف آبادی به مصادره اموال مردم و انجام اعمال عجیب در کنار انتصاب قاتلی در رأس سپاه به عنوان قاتل آیت الله شمس آبادی، حشمت و فرزندانش، شیخ غلام صفری، یک زن و تعداد دیگری اعتراض کرد. مهدی هاشمی از اینجا به بعد وارد فاز جدیدی می شود چرا که با داشتن
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
یزدفردا :دفاع اقای قربانی در مورد نظرات اقای هاشمی شکست فاو به روایت سردار مرتضی قربانی با تحلیل های آبدوغ خیاری نمی توان از جنگ سخن گفت/ اگر آقای هاشمی سردار صفوی را مقصر فاو اعلام کرده اشتباه کرده است رئیس سازمان موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس گفت: خیلی از اینهایی که می آیند و جنگ را تحلیل می کنند، اصلاً توی جنگ نبودند. با نوشته و کاغذ و دروغ و شعار و غیبت و تهمت و اینها که نمی شود جنگ را
خاطرات همسر امام خمینی (ره) از زندگی خصوصی تا سیاسی
که زیر گلو سنجاق می کرد . من از 6 ماهگی رفتم پیش مادربزرگم و با او زندگی کردم. نام او خانم مخصوص بود و ما به او خانم مامانی می گفتیم. وقتی آقاجانم به قم رفت، ما با مادربزرگم دو سال یکمرتبه به قم می رفتیم. آن زمان ماشین نبود فقط دلیجان و کالسکه بود و ما همیشه با کالسکه می رفتیم. دو شب هم در راه می خوابیدیم، علی آباد و جای دیگر. آقا جانم یک خانه آبرومند در قم در کوچه آسیداسماعیل در بازار اجاره
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
که وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأخیر بیفتد. شام را سر شب می خورد و سه ساعت از شب گذشته می خوابد و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده و شبهای جمعه از سه ساعت به طلوع صبح مانده بیدار می شود و حداقل قرآنی که تلاوت می کند یک جزء است و با چه فراغت و آرامشی نماز شب می خواند. حالا تقریباً صد سال از عمرش می گذرد و هیچ وقت من نمی بینم که یک خواب ناآرامی داشته باشد. و همان لذتهای معنوی است که این چنین نگهش
بررسی دیجیاتو: تبلت Sony Xperia Z4
اپلیکیشن های دیگری نیز مجهز است که در پایان به کارکرد برخی از آنها اشاره می کنیم. Lifelog: برای ثبت خودکار فعالیت های کاربر از طریق حسگرهای دستگاه و ارائه آمار در زمینه های مختلف مثل تعداد قدم های طی شده، میزان خواب، زمان صرف شده برای گوش دادن به موسیقی، تماشای فیلم، مرور وب و... Backup & Restore: برای پشتیبان گیری خودکار و دستی اطلاعات کاربر بر روی حافظه MicroSD یا USB و سپس بازگردانی
آموزش تصویری و کامل نرم افزار بلو استکس ( شبیه ساز اندروید روی ویندوز ) BlueStacks
خوب اولین باید بدونیم این نرم افزار اصلا چی هستش Blue Stacks نام نرم افزاری فوق قدرتمند و بسیار عالی جهت نصب نرم افزارهای اندروید روی کامپیوتر هستش ، شاید بگید شبیه ساز اندروید یعنی چی ، فرض رو بر این می ذاریم که شما گوشی اندروید ندارید و یا دوست دارید یکی از نرم افزارها ، بازی ها و یا هر تم اندروید روی روی کامپیوترتون اجرا کنید ، خوب این توضیح کوچک از نرم افزار بلو استکس می ریم برای نصب این نرم
صدام چگونه سخن گفت؟
جنگ دلیلی نداشت. اعترافات صدام به گفته ی امریکایی ها بدون شکنجه صورت گرفته و قهرمان این داستان بازجوی امریکایی و جوانی است زاده ی لبنان. مستر جورج خالی صدام هر روز در زندان مردی امریکایی را می دید که او را با نام مستر جرج می شناخت. از سیزده هزار کارمند اف بی آی فقط سیزده نفر عربی حرف می زدند. شب کریسمس 2004 بود که از اف بی آی با جرج پیرو تماس گرفتند و فهمید برای بازجویی
ملتی که از حقیقت عزت برخوردار شده است اگر این نعمت را کفران کند دنیا دوباره دوزخ خواهد شد
. اینجاست که با یک مفهومی به نام پیشرفت روبه رو میشویم. باید دائم پیشرفت کنیم. این عزت ملی، این استحکام درونی، این ساخت مستحکم، بایستی دائم در حال جلو رفتن باشد و ما را به پیشرفت برساند. این دهه به دهه ی پیشرفت و عدالت نامگذاری شده است. عدالت هم در دل پیشرفت است. پیشرفت، فقط پیشرفت در مظاهر مادی نیست؛ در همه ی ابعاد وجودی انسان است؛ که درونش آزادی هم هست، عدالت هم هست، اعتلای اخلاقی و معنوی هم هست
بایدها و نبایدهای سندرم مرگ ناگهانی نوزادان
اصلی SIDS هنوز شناخته شده نیستند، برخی از عوامل مطرح در این پدیده عبارتند از : عوامل بیولوژیکی زمینه ای، بحران رشد سنی، عوامل بیرونی از قبیل تغذیه با شیشه شیر، عفونت های خفیف دستگاه تنفسی فوقانی . گاهی تشخیص SIDS از کودک آزاری و بچه کشی و بالعکس مشکل است و مراقبین نوزاد به غلط متهم و مجرم و یا تبرئه می شوند. همچنین خفگی اتفاقی ممکن است به اشتباه SIDS تشخیص داده شود. وظیفه
احساس تجربه عجیب خروج روح از بدن
حال محققان دیگری هم بودند که نتیجه این آزمایش ها را زیر سوال بردند. این مرد و زن میانسال هرگز حاضر نشدند هویت خود را فاش کنند؛ ما در این گزارش آنها را با نام های آر. ام و خانم زد معرفی می کنیم: آقای آر. ام آر. ام نام مستعار مردی انگلیسی است که ادعا می کند از 16 سالگی تجربه خارج شدن از بدن دارد. این مرد که حالا 55 ساله شده، مدعی است در زندگی اش بارها خروج از بدن را تجربه کرده
ماشین سینمای ایران هر تنوعی را له می کند
ژانر ترسناک دارد ساخته می شود و من که این ژانر را خیلی دوست دارم از این اتفاق خوشحال شدم، اما وقتی فیلم را می بینید در انتهای آن می گویند که همه آن چیزی که اتفاق افتاد، خواب بوده است! در صورتی که فیلم ترسناک به ما می گوید که این اتفاق واقعی است و ما آن را باور می کنیم. یعنی اگر بچه رزماری ترسناک است به این خاطر است که زن، بچه ای را به دنیا می آورد که به او می گویند بچه شیطان . با این وجود می بینید