سایر منابع:
سایر خبرها
همسرکشی به دلیل توهم شیشه
تأثیر مخدر قرار می گرفتم. در حالت عادی می دانستم مریم زنی پاکدامن است، اما بعد از مصرف مواد دچار توهم می شدم . متهم به قتل، درباره چگونگی ارتکاب قتل نیز توضیح داد: صبح روز حادثه مواد مصرف کردم و باز دچار توهم شدم. با همسرم دعوا کردم و به او گفتم به من خیانت می کند. مریم این موضوع را تکذیب کرد. به این ترتیب، مشاجره ای میان ما درگرفت و من که عصبانی شده بودم به آشپزخانه رفتم، چاقویی
قتل شوهر، شرط زن خیانتکار برای ازدواج
شدن ارتباط میان میثم و مریم همسر بیست و نه ساله مقتول، میثم که در برابر دلایل ارائه شده از سوی کارآگاهان چاره ای جز اعتراف و بیان حقیقت نداشت، به ارتکاب جنایت اعتراف و عنوان کردکه جنایت را به درخواست همسر مقتول و برای ازدواج با وی انجام داده است. میثم در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: حدود سه ماه پیش بود که با همسر مقتول آشنا شدم. پس از گذشت مدتی، مریم به من پیشنهاد داد تا همسرش را به قتل
قتل همسر برادر به دلیل سوء تفاهم
من ربطی به ماندانا نداشت و چون شوهرم خیلی کتکم می زد از او جدا شدم. شوهرم می گفت در کودکی از برادرانش خیلی کتک خورده و به همین دلیل هم بچه های آنها را اذیت می کرد . متهم در شعبه 74 دادگاه وقت کیفری استان تهران محاکمه و با درخواست اولیای دم به اتهام قتل ماندانا به قصاص نفس و درخصوص ازبین رفتن جنین پنج ماهه به پرداخت دیه محکوم شد. هرچند رأی صادرشده مورد تایید قرار گرفت، اما اولیای دم ماندانا با مراجعه به دادسرای جنایی تهران اعلام رضایت کردند و خواستار دیه شدند که به این دلیل پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه چهار دادگاه کیفری شماره یک ارسال شده و متهم یک بار دیگر پای میز محاکمه می رود. ...
ناگفته های قاتل خلبان تهرانی و همسرش
دیروز بعد از آنکه قاضی حسین اصغر زاده، رئیس شعبه 113دادگاه کیفری رسمیت جلسه را اعلام کرد نماینده دادستان تهران در جایگاه ایستاد و کیفرخواست را قرائت کرد. او اتهام مرتضی را مباشرت در 2فقره قتل عمدی، جنایت بر میت و سرقت اعلام کرد و گفت: مطابق محتویات پرونده مرتضی، 38ساله متهم است منصور شهرکی و همسرش را در خانه شان با ضربات چاقو به قتل رسانده است. او همچنین کیف حاوی مدارک خودروی خلبان و عابربانک او را
اخبار حوادث
این که کسی متوجه ماجرا شود، دو نفری از خانه فرار کردیم. او به خانه اش بازگشت و من بعد از دقایقی به محل آتش سوزی بازگشتم تا کسی به من مشکوک نشود. قصد داشتم، وقتی ماجرای مرگ همسرم فراموش شد اموال او را به نام خودم منتقل کرده و با محمدجواد ازدواج کنم. با اعتراف های همسر مقتول، همدست او نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت تا این که مخفیگاه او را در شهرستان ری شناسایی کرده و متهم روز گذشته دستگیر شد. او
متهم به قتل: به دوئل دعوت شده بودم
، مادرم گفت که دامادمان خواهرم را کتک زده و او را همراه بچه اش از خانه بیرون انداخته است. مریم به مادرم گفته بود که اول به خانه پدر شوهرش رفته اما آنها هم او را به خانه راه نداده بودند. وقتی ماجرا را شنیدم ناراحت شدم. همان لحظه با مهران تماس گرفتم اما گوشی را برنداشت. بعد از آن به اتاقم رفتم و خوابیدم. صبح که بیدار شدم دیدم که مهران چند پیامک تهدیدآمیز برایم فرستاده و گفته است که من را هم ادب می
اسرار قتل پیرمرد پرنده فروش
شرقی کشور به صورت غیرمجاز از ایران خارج شده است. مأموران چندی پیش در شرایطی که رسیدگی به پرونده قتل پیرمرد پرنده فروش همچنان در دستور کار قرار داشت، اطلاع پیدا کردند جمشید به تازگی به صورت غیرقانونی به ایران بازگشته و در تولیدی مانتو در محدوده میدان شهدای هفتم تیر به عنوان خیاط مشغول به کار شده است. به این ترتیب، متهم روز جمعه گذشته بازداشت شد. جمشید در تحقیقات اولیه منکر ارتکاب جنایت شده اما
قتل داماد در دفاع از خواهر
. ماموران او را دستگیر و جسد را نیز به پزشکی قانونی منتقل کردند. علت مرگ اصابت ضربه چاقو به اعضای حیاتی بدن اعلام شده بود و مهدی نیز در بازجویی ها انگیزه وقوع قتل را بدرفتاری مقتول با خواهرش اعلام کرده و به کارآگاهان گفته بود: شب حادثه خواهرم با مادرم تماس گرفت و گفت علی او را از خانه بیرون انداخته و در خیابان آواره شده است. خیلی عصبانی شدم. با علی تماس گرفتم اما هرچه زنگ زدم گوشی اش را برنداشت
اسرار قتل پیرمرد پرنده فروش
همین علت تصمیم گرفتم با کشتن او هم خودم را از پس دادن پول خلاص کنم و هم از مقتول انتقام بگیرم . متهم درباره نحوه ارتکاب جنایت نیز به کارآگاهان گفت: با توجه به اطلاع دقیقی که از زمان حضور مقتول در تهران و همچنین محل سکونتش در منطقه مولوی داشتم، تصمیم به کشتنش گرفتم. قربان حدود ساعت چهار هر شنبه از تهران به کرج بازمی گشت تا در محل کارش حاضر شود. روز حادثه بیرون از خانه مقتول
سیاه ، سفید ، خاکستری !!
من یاد بدهد . سعید هم با خنده به من گفت اگر جگر داشته باشی راحت به هر چه که دوست داری می رسی . کم کم با سعید همراه شدم و قدم به دوران خوش زندگی و به قولی سفید بختی گذاشتم . در اوایل خبر نداشتم که داخل اجناسی که به اسم لوازم آرایشی در شهر جابجا می کنم چیزی جز مواد مخدر جاساز نیست ، ولی وقتی که با خبر شدم برایم فرقی نداشت چون چنان مزه پولداری و درآمد بالای آن کار برایم خوش نشین بود که
نبش قبر یاسر عرفات!
همسر یاسرعرفات خواستار تحقیق بین المللی درباره ترور همسرش شد.به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از شبکه تلویزیونی الجزیره انگلیسی ؛ سها عرفات در گفتگو با این شبکه تلویزیونی در پاسخ به این پرسش که تصمیم وی برای درخواست نبش قبر یاسر عرفات به چه علت گرفته شد گفت: من چنین تصمیمی را گرفتم چون همسر وی بودم چون مادر دختر او هستم . من چنین تصمیمی را گرفتم چون 20 سال شریک زندگی این مرد بزرگ بودم. من این
ماجرای یک قتل خانوادگی هولناک
و در میان زباله ها رها کردم. متهم درباره نقشه آدم ربایی نیز گفت: برای فرار کردن از اتهام قتل، با خانواده سلیمان تماس گرفتم و ادعا کردم او را دزدیده ام. درخواست 300 میلیون تومان پول کردم تا به این شکل بتوانم پول لازم برای متواری شدن را تامین کنم اما توسط پلیس دستگیر شدم. با ثبت اعترافات متهم، پرونده برای رسیدگی به شعبه 4 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عبداللهی ارسال شد
اعتراف دروغین به قتل برای فرار از بیمارستان روانی
زمانی معتاد شدی؟ 23 سالم بود که اولین بار شیشه کشیدم و معتاد شدم. در این چند سال همیشه برای ترک اقدام کردم اما دو سال قبل کامل ترک کردم. دراین مدت وسوسه نشدی دوباره مواد بکشی؟ چرا، چند وقت پیش شیشه گرفتم تا دوباره بکشم اما به جای مواد به من جوش شیرین دادند. بعد از مصرف مواد دچار توهم می شدی؟ همیشه فکر می کردم از درز دیوار مار به داخل خانه می آید
مجازات 9 قاتل در زندان رجایی شهر
اعتراف کرد و گفت: چند روز قبل از حادثه هنگام ورق بازی با پسر خاله ام درگیر شدم. روز حادثه دوباره او با چاقو به من حمله کرد که من آن را از دستش گرفتم و چند ضربه به بدنش زدم. قتل در خانه شیشه ای متهم این پرونده مرد 35 ساله ای به نام بهرام است. وی روز 10 بهمن ماه سال 89 یکی از دوستانش به نام پژمان را در شهرستان شهریار هنگام مصرف مواد مخدر به قتل رساند. متهم بعد از دستگیری با اقرار به قتل
عاقبت تلخ رابطه پنهانی زن با مردی که پیش از ازدواج دوست اش بود
همگی داشتیم با ماشین مهبد برمی گشتیم، شوهرم از ماشین پیاده شد. مهبد او را ندید و همین هم باعث شد با او برخورد کند اما چون ما با هم رابطه داشتیم، ترسیدیم واقعیت را بگوییم. جسد را رها کردیم و برگشتیم . مهبد نیز بعد از حضور در جایگاه همین مسئله را مطرح کرد و مدعی شد مرگ کریم یک حادثه بوده اما هر دو متهم در بیان آخرین دفاع، خواستار بخشش از سوی اولیای دم شدند. با پایان جلسه رسیدگی، هیأت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.
مادربزرگ، قربانی نوه معتاد شد
به گزارش جام جم، رسیدگی به این پرونده 16 تیر امسال در تماس فردی با مرکز فوریت های پلیسی 110 شهرستان محلات در دستور کار ماموران جنایی پلیس آگاهی این شهر قرار گرفت. کارآگاهان با ورود به محل قتل، با جسد زن 92 ساله ای در اتاق نشیمن مواجه شدند. همه جا به هم ریخته بود و به نظر می رسید او شب گذشته کشته شده است. ماموران از طریق تحقیقات محلی متوجه شدند زن سالخورده تنها در این خانه زندگی می کرده
تشرف بانوی ژاپنی به دین اسلام، بعد از حادثه 11 سپتامبر / نماز که می خواندم مادرم فکر می کرد جن زده شده ام
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس به نقل از شاخه طوبی ، آتسوکو(فاطمه) هوشینو بانوی تازه مسلمان شده ژاپنی در 13 سال پس از واقعه 11سپتامبر وقتی رسانه های مختلف نسبت به اسلام و مسلمانان می تاختند، مانند بسیاری حس کنجکاویش در مورد حقیقت اسلام برانگیخته شد و بعد ازتحقیق و مطالعات زیاد به دین اسلام گرایش پیدا کرد. وی که قبلا بودایی بوده پس از شش ماه مطالعه و تحقیق در مورد اسلام و مطالعه
ماجرای تلخ زنی با دو ازدواج بی سرانجام
شد بدون آن که پدر و مادرم درباره خواستگارم تحقیقی انجام بدهند. پس از ازدواج و به خواست همسرم به مشهد آمدیم و او در یک قالیشویی مشغول کار شد اما خیلی زود متوجه شدم عرفان به من دروغ گفته و من همسر دوم او هستم او با یک شناسنامه المثنی سرم را کلاه گذاشت و تازه فهمیدم که او به خاطر دور شدن از همسر اولش مشهد را برای زندگی انتخاب کرده است این گونه بود که مشکلات من روز به روز بیشتر شد اگرچه 6
قاتل: من را اعدام کنید
روز داخل سرویس محل کارم در حال برگشت به خانه بودم که پشت چراغ قرمز یکی از خیابان ها متوجه شدم، همسرم داخل خودروی تویوتای کمری در حال رانندگی است و در کنارش مردی 60 ساله نشسته است. وقتی بیشتر دقت کردم، دختر و پسرم را در صندلی عقب خودرو دیدم که در حال شادی کردن بودند. از آن روز به بعد به خانواده ام بدبین شدم و به خاطر نفرتی که وجودم را گرفته بود، هر سه عضو خانواده ام را به قتل رساندم.
مادر سنگدل دختر 5 ساله اش را 3 روز بدون آب و غذا شکنجه داد
فرصتی مناسب برای ناپدید کردن چمدان پیدا کرد و آنها را به سطل زباله انداخت . پلیس در طی یک جستجوی 96 روزه با به کار گرفتن صدها نیروی پلیس در میان 9/500 تن زباله در منطقه دفع زباله را گشته ولی هرگز اثری از چمدان و یا بقایای جسد "جسی" را پیدا نکردند . این مادر که در دادگاه اظهار بی گناهی کرد در ابتدای شروع جلسه از قاضی پرونده در خواست ارفاق در محاکمه اش را داشت. وی گفت
مرد شیشه ای: می خواهم از دست مادرم به زندان بروم!
گاهی مصرف می کنم. چند بار هم به خاطر افسردگی مادرم مرا در بیمارستان بستری کرده است. واقعاً دوستت را کشته ای؟ نه! چرا پس ادعای قتل کردی؟ چون می خواستم از خانه فرار کنم و با مادرم زندگی نکنم. با مادرت اختلاف داری؟ چند سال است که پدرم فوت کرده من از مادرم خواستم تا سهم ارث مرا بدهد اما او نداد. چند روز قبل هم به او گفتم که می خواهم ازدواج کنم و از مادرم خواستم تا برای من زن بگیرد اما او گفت که باید بروم کار کنم. به همین خاطر رفتم به کلانتری و ادعا کردم که قاتل هستم تا مرا به زندان بفرستند. ...
قتل زن جوان با روسری
او به اتهام مباشرت در قتل عمد و سرقت گوشی تلفن همراه صادر و به شعبه اول کیفری استان البرز به ریاست قاضی رنجبر فرستاده شد.در جلسه دادگاه ابتدا نماینده دادستان در جایگاه ویژه ایستاد و با دفاع از کیفرخواست برای متهم در خواست مجازات قانونی کرد. بعد از آنکه اولیای دم تقاضای قصاص کردند، قاضی رنجبر، متهم را به جایگاه دعوت کرد.محمود با انکار اظهارات گذشته اش به هیئت قضایی گفت: من به هیچ عنوان اتهام قتل را قبول ندارم. قاضی رنجبر بعد از شنیدن آخرین اظهارات متهم برای شنیدن صحبتهای همسر و بچه های کوچک مقتول که در جلسه غایب بودند دادگاه را تجدید کرد. ...
قتل دوست صمیمی بخاطر یک بطری الکل
باشگاه خبرنگاران نوشت: یک مرد جوان اهل استرالیا بهترین دوسش را در حالت مستی به قتل رساند . آقای " متیو بیتی " 28 ساله در دعوایی بین او و دوسش آقای " دنیز اوبرن " که هر دو مست بودند ،باعث کشتن او شد. بر اساس گزارش پلیس در 30 ژوئن 2013 این دو که در حالت مست بعد از نوشیدن بیش از حد مشروبات الکلی به خانه "بیتی " رفته و وقتی " بیتی " با همسرش بخاطر گرفتن بطری الکل شروع
اعدام جنایتکار 20 میلیونی و 10 قاتل
شدن شوهرش پرده برداشت . وی گفت : همسر 32 ساله ام به نام رضا یاوری از مدت ها پیش قصد خرید یک کامیون را داشت . با پسری به نام امیر در اسلامشهر قرار ملاقات گذاشت . شوهرم در حالی که 20 میلیون تومان پول از حسابش برداشته بود به نمایشگاهی که امیر در آن کار می کرد رفت تا کامیون های فروشی را ببیند و یکی از آنها را بخرد اما از ظهر هر چه با او تماس گرفتم، تلفن همراهش خاموش بود . نگران شدم و مطمئنم
فرار جاده ای به سوی نابودی
/> پدرم برخورد بسیار محترمانه ای با آنها داشت اما این فضای صمیمی زیاد طول نکشید چون نیم ساعت بعد زن پدرم وارد خانه شد و با دیدن پروانه و مادرش چنان برخورد توهین آمیزی با من کرد که دلم می خواست همان لحظه زمین دهن باز کند و مرا به کام خود بکشد. پدرم برای اولین بار به دفاع از من برخاست ولی افسوس که چند سالی برای این کار دیر شده بود. پروانه و مادرش مات و مبهوت مانده بودند. برای پروانه با
رکورددار زندانم!
/> سال 1353 دخل یک مغازه را زدم و آن زمان مبلغ کمی پول از این دزدی دستم را گرفت. آن موقع نوزده ساله و کم تجربه بودم و در دومین سرقت دستگیر شدم. بعد چه شد؟ در زندان با چند سارق سابقه دار که در زمینه جیب بری فعالیت داشتند و به زندان افتاده بودند هم سلول شدم و از هر کدام شیوه جدیدی از دزدی را آموزش دیدم. با گذشت چند ماه، دل شاکی به حال من سوخت و با حاضر شدن در دادگاه به من رضایت داد و
روایت همسر شهید لشگری از18 سال اسارت
را در آمریکا در سطوح بالا گذرانده و نمی داند که خانواده اش در چه شرایطی است، آیا منتظر او مانده اند یا نه، برایم جالب بود. جعفریان یادآور شد: شهید لشگری در بیست و هشت سالگی به اسارت در آمد. بعد از 18 سال اسارت، هشت سال دیگر با همسرش زندگی کرد و سرانجام در 48 سالگی شهید شد. بدین ترتیب باز هم این زن تنها ماند. ببینید چگونه همسر شهید لشگری این کش و قوس ها را در زندگی تحمل می کند. از این جهت
598 یعنی اینکه جنگ تمام شد
رفت روی تانک و لیلا را از آن تو کشید بیرون. بعد از لیلا، ستار و جبار و سیما را هم بیرون کشید و آخرین نفر مادرم بود. کمک کرد که همه شان از روی تانک پایین بیایند. مادرم و بچه ها را بغل کردم. تانک را گل گرفته بودند آن قدر بدنه اش داغ بود که احساس می کردی دستت می سوزد. پدرم همراهشان نبود. وقتی پرسیدم، مادرم گفت ایستاده تا گوسنفدها را جای امنی بگذارد و احتمالاً توی راه است. دایی
اعدام 9 مجرم در زندان رجایی شهر کرج
شناسایی کنند. متهم به نام مهراب به قتل مرد 47 ساله اعتراف کرد.با ارسال پرونده به دادگاه کیفری، وی در جلسه دادگاه در مورد قتل گفت: او دوستم بود و با هم به سمت چالوس می رفتیم. او چند بار به دختر جوانم حرف هایی زده بود که از او کینه به دل داشتم. در میانه راه با او سر این موضوع درگیر شدم و پس از کشتن وی جسدش را در جاده رها کردم. مهراب در ادامه به قتل دوست دیگرش در آذر سال77 اعتراف کرد و گفت: با حسن
حکم اعدام برای مردی که همه خانواده خود را قتل عام کرد
رفتم و چوب دستی را که آن جا بود برداشتم و داخل خانه آمدم. چندین ضربه به سر همسرم وارد کردم که روی زمین افتاد. تصمیم گرفتم که بچه هایم را هم بکشم به همین دلیل، زمانی که محمدرضا به خانه آمد از من پرسید که چرا مادرش خوابیده و خواست که پتو را بردارد که با چوبدستی از پشت سر، چندین ضربه به سر او وارد کردم که او نیز روی زمین افتاد. بعد از آن به پریسا زنگ زدم و از او خواستم تا سریع به خانه بیاید. وقتی