سایر منابع:
سایر خبرها
حوادث کوتاه از کشور
/> وی علت تصادف را تغییر مسیر وانت پیکان اعلام و تصریح کرد در این سانحه سرنشین پراید در دم فوت و یک نفر هم مصدوم شد. کودکان کارتن خواب له شدند مشهد - باشگاه خبرنگاران: راننده خودرو نیسان وانت هنگام عبور از جاده کلات دو کودک کارتن خواب را زیر گرفت. هر دو کودک توسط اورژانس به بیمارستان منتقل شدند و یکی از کودکان که 7 سال داشت، در اثر شدت جراحات درگذشت و کودک دیگر تحت مداوا است.
کودکان کارتن خواب زیر نیسان له شدند
عصر بانک ؛راننده یک وانت نیسان وقتی از روی یک کارتن که در گوشه خیابان افتاده بود عبور کرد صدای گریه و فریاد های کودکی توجهش را جلب کرد و بلافاصله پا روی ترمز گذاشت و خودرواش را متوقف کرد. او به سمت صدا دوید و در کمال تعجب با صحنه ای دلخراش روبه رو شد. او دو کودک مصدوم را دید که زیر کارتنی خوابیده بودند و او به خیال آن که چیزی داخل آن نیست، از روی آن عبور کرده بود. راننده نیسان به سرعت با اورژانس
کودکان کارتن خواب زیر نیسان جان باخت
راننده یک وانت نیسان وقتی از روی یک کارتن که در گوشه خیابان افتاده بود عبور کرد صدای گریه و فریاد های کودکی توجهش را جلب کرد و بلافاصله پا روی ترمز گذاشت و خودرواش را متوقف کرد. او به سمت صدا دوید و در کمال تعجب با صحنه ای دلخراش روبه رو شد. او دو کودک مصدوم را دید که زیر کارتنی خوابیده بودند و او به خیال آن که چیزی داخل آن نیست، از روی آن عبور کرده بود. راننده نیسان به سرعت با اورژانس تماس گرفت
بی مسئولیتی عامل اصلی سیل کن/ همیشه پای یک چینی در میان است
با کلاه های ایمنی شان که مشغول جمع آوری ابزارشان از زیر گل و لای هستند. حقیقت گفته های حسین طلا و حق بدری اینجا جلوی چشم های ما نمایان می شود. چینی هایی که مشغول فعالیت روی آزاد راه شمال- تهران هستند، برای سهولت در کار، بستر رودخانه را مسدود و دو کانال برای عبور آب ایجاد کرده اند. حجم آب که با بارش رگباری باران زیاد می شود و تنه هایی که از بالادست به پایین می آید، بلافاصله
آتش گرفتن کامیون گوگرد در عسلویه
شده است. در این رابطه مسعود رفیعی مدیرعامل شرکت کنگان دژ، پیمانکار حمل و نقل گوگرد در منطقه عسلویه در خصوص جزئیات این حادثه به خبرنگار ایلنا گفت: مطابق با تشخیص پلیس راه، راننده کامیون این شرکت که به قصد تخلیه گوگرد در انبار روباز واقع در شرق اتوبان کشوری در منطقه عسلویه از فاز 12 بارگیری کرده بود، بر اثر نقص در جلوبندی یا سیستم فرمان – ترمز به خارج از جاده منحرف شده و کامیون گوگرد دچار
راننده نیسان دو کودک کارتن خواب را زیر گرفت
یک راننده نیسان در مشهد بدون اطلاع از حضور کودکانی که زیر یک کارتن سر پیچ خوابیده بودند از روی آنها رد شد. راننده یک وانت نیسان وقتی از روی یک کارتن که در گوشه خیابان افتاده بود عبور کرد صدای گریه و فریاد های کودکی توجهش را جلب کرد و بلافاصله پا روی ترمز گذاشت و خودرواش را متوقف کرد. او به سمت صدا دوید و در کمال تعجب با صحنه ای دلخراش روبه رو شد. او دو کودک مصدوم را دید که زیر کارتنی
از فروغ جاویدان تا مرصاد (2)
بمباران شیمیایی نمود، که عدة زیادی کشته و مصدوم بر جای گذاشت. هواپیماهای عراق اقدام به پخش حجم زیادی اعلامیه بر فراز شهرهای مرزی، از جمله کرند غرب نمودند مبنی بر اینکه عراق در حال انجام عملیات گسترده است و از نیروهای نظامی خواسته شده بود که با در دست داشتن آن اطلاعیه خود را تسلیم نمایند و نیز از مردم منطقه تقاضای ترک منطقه شده بود. در واقع سازمان تا بالای گردنة پاطاق هیچ نیروی بازدارنده ای جلو روی خود
بر هم زدن سخنرانی باب شود سنگ روی سنگ بند نمی شود
رسیدیم و چون راننده ما از قبل چنین تصمیم داشت به محض اینکه به قبل از نرده جداسازی اتوبان از پل برسد با یک ترمز شدید و با چراغ خاموش به زیر پل رفت و اتوبان را دور زد و ماشین های دیگر همان راه خود را می رفتند و به خیال اینکه دارند دنبال هادی غفاری می روند. بعد از آن، راننده من را منزل یکی از دوستانش برد و گفت می خواهید چه کار کنید؟ من گفتم که کمک کنید تا من از شیراز خارج شوم. گفتند برویم ترمینال گفتم نه
درجا زدن در سومین عامل مرگ و میر ایرانیان
، چرا باید در ایران، این مورد، سومین عامل به حساب بیاید؟ شاید شنیدن کلام از خود مردم در این میان بتواند کمک کننده باشد. راننده ای که شاید خودش به محض دیدن عابر پیاده سعی می کند که او را دور بزند و به صورت انتقام جویانه به سرعت از کنارش عبور کند و حتی عابر پیاده ای که بدون توجه به رنگ چراغ، از میان اتومبیل هایی که حق شان عبور است، رد می شوند. محمد، 33 ساله در این مورد به خبرنگار ابتکار می گوید
ده ویژگی جالب در آئودی A4 جدید
گفته آئودی سریع تر از چشمک زدن ساده توجه دیگر رانندگان را جلب می کند. نورپردازی هوشمند محیط داخلی: نه تنها شما می توانید یک دوجین رنگ مختلف برای نورپردازی محیط داخلی خودرو انتخاب کنید بلکه شما می توانید آن را به سیستم هشداردهنده نقاط کور متصل کنید. به این ترتیب هنگامی که شما قصد باز کردن درب خودرو را داشته باشید و ماشین یا دوچرخه سواری در حال عبور از کنار ماشین شما باشد
بارانداز قزوین نیاز امروز اقتصاد استان و شمالغرب کشور
خبرگزاری مهر - گروه استانها : در واپسین ساعات نیمه شب که ماه بالای سر آبادی است و اهل آبادی در خواب، حاصل دسترنج چهره های آفتاب سوخته روستا در گوشه ای از شهر عرضه شده و رونقی برپا کرده است. در اینجا صدای کاسبی سکوت نیمه شب را در هم شکسته تا نقش واسطان حلقه تولید تا مصرف بیشتر خودنمایی کند. در جایی که یکی از شاهرگ های حیاتی اقتصاد و بازار شهر است در میان جنب وجوش و هیاهوی این میدانگاه
ترمز در آخرین روزهای ماه پررونق بورس/تغییر کانال در بازار ارز
طور که انتظار می رفت، ابتدا بازارها با شوک های قیمتی مواجه شدند، اما در ادامه به سرعت هیجانات مربوط فروکش کرد. در شرایط کنونی با حذف ابهامات اصلی مربوط به بحث فعالیت های هسته ای کشورمان به نظر می رسد از این پس آنچه تعیین کننده روند بازارها باشد مباحث واقعی اقتصاد کشور است. ترمز در آخرین روزهای ماه پررونق بورس همان طور که پیش بینی شده بود، به دنبال توافق هسته ای، بورس تهران شانس
پارس،سورن یا لیفان 620 ؟
خانوادگی که همگی در محدوده چهل میلیون تومان قرار دارند(با تلورانس5 میلیون تومان) گزینه مناسب تری برای خرید به شمار می روند. نه همین لباس زیباست... انتخاب یکی از این سه بر اساس ظاهر درست مانند این است که یک بوفالو ماده به خاطر جذابیت ظاهری جفتش را انتخاب کند. سه محصول که همگی پا به سن گذاشته اند، اما شدت و ضعف آن با یکدیگر متفاوت است. شاید بد نباشد برای بررسی ظاهر این خودروها
رنو داستر 4WD با جعبه دنده اتوماتیک در راه ایران+عکس
به سوی خود جلب کند و این مسأله از فروش بالای آن به ویژه در ماه های اخیر مشخص است. داستر تاکنون در نمونه های تک دیفرانسیل عرضه می شد که البته کاملا جوابگوی نیازهای شهری و مسافرت های خانوادگی بود و به دلیل ارتفاع بلندتر آن از سطح زمین نسبت به سدآن ها، می شد روی توانایی های آن در مسیرهای خارج از جاده نیز تا حدودی حساب کرد، اما هنوز خریدارانی بودند که یک خودروی آفرود چهار چرخ متحرک واقعی می
چند خبر اجتماعی سیاسی
باشگاه خبرنگاران جوان،راننده یک وانت نیسان وقتی از روی یک کارتن که در گوشه خیابان افتاده بود عبور کرد صدای گریه و فریاد های کودکی توجهش را جلب کرد و بلافاصله پا روی ترمز گذاشت و خودرواش را متوقف کرد . او به سمت صدا دوید و در کمال تعجب باصحنه ای دلخراش روبه رو شد. او دو کودک مصدوم را دید که زیر کارتنی خوابیده بودند و او به خیال آنکه چیزی داخل آن نیست، از روی آن عبور کرده بود .
کودکان کارتن خواب زیر نیسان له شدند/ شباهت فوق العاده دو بازیگر زن ایرانی معروف/ زنی که به خون آشام ...
به گزارش باشگاه شبانه (باشگاه خبرنگاران جوان) امشب از طریق ( این لینک ) ماجرای راننده یک وانت نیسان را بخوانید وقتی از روی یک کارتن که در گوشه خیابان افتاده بود عبور کرد صدای گریه و فریاد های کودکی توجهش را جلب کرد و بلافاصله پا روی ترمز گذاشت و خودرواش را متوقف کرد و همچنین از زن 49 ساله ای بخوانید که به دلیل داشتن بیماری خاص به یک خون آشام در خبرگزاری ها مشهور شده است و ... انتهای پیام/
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
خاطراتی از حسن روحانی :روحانی توسط چه کسی با امام خمینی آشنا شد /پیش بینی رئیس جمهور شدن روحانی
دره برسانم . وقتی به بالای دره رسیدم و از کنار جاده به ماشین خودم نگاه کردم ، تازه متوجه خطر شدم و بدنم شروع به لرزیدن کرد و دیدم نه کفشی به پا دارم و نه عمامه ای بر سر . کنار جاده نشستم و بلافاصله چند اتومبیل ، توقف کردند و همه از وضع ماشین و زنده ماندن من دچار حیرت شده بودند . خاطرات دکتر حسن روحانی ؛ انقلاب اسلامی (1357-1341) – صفحه346 یکی از مسائل مورد بحث و مناقشه اوایل انقلاب
چه کسی علائم جاده ها را نصب می کند ؟؟
کثیف شدن تابلوها کلیه تابلوها در طول مسیر گاه چند صد کیلومتری باید شستشو و تمیز شود ؟!بروز خرابی در هر کدام از تجهیزات روشنایی راهها حتی سوختن یک لامپ در هر نقطه ای نیاز به تجهیزات و نیروی انسانی برای تعمیر یا تعویض آن دارد ؟ کوچکترین خرابی آسفالت یا دیگر اجزای راه بلافاصله می بایست مرمت و تعمیر شود ؟ هر کدام از این تابلوها و علائم یا سایر تجهیزات اگر دچار اشکال شود ممکن است راننده را گمراه کند
خاطرات دکتر حسن روحانی ازعلمای نجف وسیاست های شاه و مواضع آیت الله بروجردی وتثبیت مرجعیت امام/وضعیت صدا ...
می رفتیم ، خیلی ساده و بی تکلف می نشست و صحبت می کرد و سیگار هم زیاد می کشید. وقتی یک نخ سیگار را تمام می کرد، بلافاصله سیگار بعدی را روشن می کرد. آقای خویی حافظه ای قوی داشت و بر احکام فقهی کاملاً مسلط بود. وقتی در محضر ایشان یکی از فروع فقهی مطرح می شد، با تسلط کامل درباره ی آن بحث و استدلال می کرد. برای ما بسیار شگفت آور بود که یک فقیه تا این اندازه در مباحث فقهی و اصولی ، حاضرالذّهن و پا به