سایر خبرها
خندوانه پرچم صلح را بالا برد
تدبیر24 : خندوانه شب گذشته میزبان مهمانی از جنس صلح بود، کسی که روزها و لحظه های عمرش را صرف آرامش این کشور و گسترش صلح کرده است. ابتدای این برنامه جوان به رسیدن آمار شرکت کنندگان قطره قطره به یک میلیون نفر خبر داد و اعلا م کرد که با کمک این افراد و استفادهٔ آن ها از همان سامانه حامی خندوانه تصمیم دارند تا یک منطقهٔ کشاورزی را به سیستم آبیاری قطره ای مجهز کنند. وی همچنین به
سروش صحت در خندوانه از بی استعدادی اش در تست بازیگری گفت!
در ابتدای برنامه و بعد از پخش تصاویری از این جشن، سروش صحت با ظاهری جدید و بدون داشتن ریش و سبیل همیشگی اش به عنوان کمدین به روی صحنه آمد و با این درخواست از حاضران که به خاطره هایم حتی اگر بی مزه بود، بخندید، دو خاطره از زمان جوانی و تستی که به درخواست مهران مدیری برای بازیگری داده بود تعریف کرد. او گفت : سالها پیش روزی برای تست بازیگری خدمت آقای مدیری رفتم . ایشان گفتند فرض کن گوینده خبر هستی و
سوگندنامه ای از جنس آب در خندوانه
جوان؛ شب گذشته برگی دیگر از دفتر خندوانه به همرا ه مهمانان و اتفاقات خاص خودش ورق خورد، شبی که این بار در آن پر بود از حرف های قشنگ و دلنشین... . جوان ابتدا شادی برنامه را به همه ی کسانی که با داشتن یک عالمه مشکل هنوز بلدند که لبخند بزنند و مثبت فکر کنند تقدیم کردو بعد از 20 ثانیه خنداه ای که که همراه با حاضران انجام شد گفت:ما دیدیم که واقعا خنده ی مصنوعی وقتی ادامه پیدا کند منجر به
گلایه ریما رامین فر از امیر جعفری در برنامه خندوانه!
رامبد جوان در آغاز برنامه خندوانه در شب گذشته ، به معرفی مهمان برنامه پرداخت و گفت: زن هایی هستند که می توانند رئیس شورای شهر خانواده شان باشند و می توانند به بهترین شکل آن را مدیریت کنند ، مهمان امشب ما هم کسی است که هم دوستش داریم، هم بازیگر و هنرمند خیلی خوبی است که برای همسرش و آیین زندگی اش می تواند همای سعادت باشد. او سپس از ریما رامین فر دعوت کرد که وارد شود و بعد از تشکر از
روایت رامین فر و غفوریان از مجازی های دروغین! + فیلم
به گزارش خبرنگار حوزه رادیو تلویزیون گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ خندوانه در سومین روز از مردادماه با حرف ها و تلاش هایی برای آوردن لبخند روی لب های تماشاگرانش، بازهم مهمان خانه های آن ها شد. در ابتدای برنامه جوان شادی این قسمت را به همهٔ زن های ایرانی تقدیم کرد و بعد از خواندن آهنگ جیکو جیکو که همهٔ حاضران از پیر گرفته تا جوان را همیشه درگیر خود می کند به سراغ دعوت از مهمانش
خداداد: همه می گفتند موقع خنده چشمانم بسته می شود
چرا هاشمی نسب جلوی دوربین خندوانه حاضر نشد؟ مهدی روحیات خاص خودش را دارد. هر قدر به او اصرار کردند، امتناع کرد. چقدر از صحبت های شما سانسور شد؟ فکر کنم خنده دارترین خاطره من پخش نشد. من سناریوی آن خاطره را در زمان بازیگری نوشتم و اگر این سناریو جلوی دوربین برود، مثل بمب می ترکد (خنده). همان سناریویی که بازیکن معروف پاس و تیم ملی را به پمپ بنزین ولنجک کشاند و همه
خداداد عزیزی: 98درصد فوتبالیست ها قلیان می کشند، آن 2 درصد هم دنبال سیگار و پیپ هستند!
خندوانه راضی بود. جناب خان لطف دارد و همان طور که دیدید خاطره های عجیب و غریبی در مورد من تعریف می کرد.(خنده) چند تا خاطره و ماجرای اساسی از ما تعریف کرد که کلی خوشم آمد. البته شنیدیم که بعضی از صحبت های شما را در خندوانه سانسور کرده بودند. بله بعضی از صحبت های من سانسور شده بود و شنیدم که آنها را بریده اند تا مردم نبینند... نامردها! (خنده) چطور؟ به طور مثال خاطره ای را
الیکا عبدالرزاقی استندآپ کمدین خندوانه
و همچنین حضورش به عنوان استندآپ کمدین در برنامه خندوانه به گفتگو نشستیم. چند قسمتی از بازی شما در سریال گاهی به پشت سر نگاه کن گذشت، به وضوح انرژی خاصی پشت آن دیده می شد. آن هم درست در چند قسمتی که شما محور داستان نبودید و مسیر قصه به سمت کاراکتر امین تارخ بود. پیش از آن که به بحث کلیشه ای حضور بازیگر کمدی در نقش جدی برسیم، درباره این انرژی صحبت کنیم که چقدر نقش فریبا (به رغم یک نبودن
جناب خان ناجی مشکلات فوتبال شد!
، کارگر روز مزد و... را اجرا کردند. این بار تبلیغات برای حامی مالی به صورت مثلا بداهه توسط بنفشه خواه اینطور انجام شد که هنگام رفتنش رو به رامبد گفت:راستس یک سوال، این درست است که حامی برنامه یک اتومبیل 200 میلیونی جایزه می دهد؟ جوان هم پاسخ داد بله و بعد دوباره توضیحاتش را عنوان کرد. گفتگو با نماینده ی ایتالیا و ژاپن در خندوانه کمدین بعدی شب گذشته جناب خان بود
نصف صحبت های خداداد در خندوانه سانسور شد!
پخش نشده است. درست می گوییم؟ نمی دانم چرا! نصف صحبت های خداداد هم پخش نشد و چرا این قدر سانسور شد! یک خاطره ای هم درباره یکی از همبازیان قدیمی تعریف کرد که جالب بود و پخش نشد. همان ماجرای سر کار گذاشتن طرف و رفتن سر قرار؟! بگذریم! جوان بودیم و سر به سر دوستان خوب مان گذاشتیم! چیز خاصی هم نبود اما به هر حال تشخیص دادند که پخش نشود. برنامه خندوانه را چطور
شهرام قائدی یک پدر پر مشغله
سال ها با صبر کارش را جلو ببرد. بهترین دوستان هم شهرام: من درباره خیلی از مسائل با سارینا صحبت می کنم. سارینا بهترین دوست من است. آنقدر با هم دوست هستیم که مثلا اگر در مدرسه مشکلی داشته باشد اولین نفر به من می گوید و از این بابت خیلی خوشحالم. سارینا: با بابا مثل دو تا دوست هستیم و هیچ وقت بین خودش و من فاصله ایجاد نکرده. هیچ وقت طوری با من صحبت نکرده که من اذیت شوم
متن عاشقانه الهام پاوه نژاد/ محسن افشانی نیم وجبی/ رضا صادقی و دختر بابا/ رژیم 26 کیلویی آقای بازیگر
به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ با توجه به رواج استفاده از شبکه های اجتماعی در سراسر دنیا و تب داغ این نرم افزارها در ایران هنرمندان هم از این امر مستثنی نیستند و حضور چشمگیری در فضای مجازی به خصوص اینستاگرام دارند. اینستاگردی باشگاه خبرنگاران جوان در این گزارش قصد دارد تا شما را در جریان فعالیت های ساعات گذشته چهره های آشنای کشورمان در اینستاگرام
مکالمه تلفنی وزیر ارتباطات با هنرپیشه معروف درباره زباله های فضای مجازی
به گزارش فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل ازگرداب، وزیر ارتباطات در صفحه شخصی خود در کلوب نوشت: "چند شب قبل آقای امین زندگانی از هنرمندان و بازیگران محبوب و مردمی کشورمان در برنامه خندوانه شرکت کردند و به موضوع مهمی اشاره نمودند. پیشنهاد ایشان سالم سازی محیط زیست مجازی و دفع زباله های آن بود که در این خصوص از همه چهره های مردمی و رسانه ای خواستار تشکیل کمپینی شدند تا اخلاق و منش انسانی
واکنش کفاشیان به صحبت های مهدی رحمتی در برنامه خندوانه
ای زدند تا محرومیت شان کاهش یابد؟ خیر، هنوز هیچ نامه ای از این دو بازیکن و یا استقلال و پرسپولیس برای کاهش محرومیت شان به دست من نرسیده است. **: از آخرین اظهارات سیدمهدی رحمتی دروازه بان استقلال که در برنامه خندوانه اعلام کرد که از دست شما ناراحت است باخبرید؟ من زیاد وقت نکردم که این برنامه را تماشا کنم و خبر نداشتم که رحمتی واقعا همچنان از دست من ناراحت است اما
یادگاران حاج آقا ابوترابی منتشر شد
به گزارش خبرگزاری تسنیم ، بیست و هفتمین جلد از مجموعه یادگاران انتشارات روایت فتح شامل خاطراتی از سید علی اکبر ابوترابی منتشر شد. این کتاب شامل یکصد خاطره کوتاه درباره حاج آقا ابوترابی از دوران کودکی تا زمان شهادت است. بیشتر داستان های کتاب درباره 10 سال اسارت این مجاهد نوشته شده اند و به جنبه های سلوکی مرحوم ابوترابی در این کتاب اشاره شده است. یادگاران عنوان کتاب هایی است که
اگر من ممنوع التصور هستم خل ها باد ممنوع النفس شوند
نشین نبود این کار را نمی کرد. صحبت های محمدزاده و حضور خداداد در برنامه خندوانه سوژه ای شد تا با او صحبت کنیم. هنوز هم عشق مجتبی محرمی هستی؟ مجتبی اسطوره دوران بچگی من است. مگر ایرادی دارد که می گویم مجتبی بهترین بازیکن ایران است. رنگ عوض نمی کند و بازهم می گویم رو دست مجتبی نیامده. حاشیه ها را هم از او الگوبرداری کردی؟ همه چی را از او یاد گرفتم! مگر من
خندوانه به دست به نقد می رسد
رخ می دهد و هر شب چند قسمت با موضوعات مختلف در بخش های 5 دقیقه ای به نمایش در می آید و نکته ای که خالی از لطف نیست، حضور سیاوش مفیدی به عنوان کارگردان در کنار شهاب عباسی است که به روند این مجموعه کمک می کند. انتظاری در خصوص لوکیشن وطراحی دکورها اظهار داشت: بعد از مجموعه شکرآباد که در شهرک سینمایی غزالی تصویربرداری می شد، برای اولین انتخاب هم در دست به نقد شهرک سینمایی رفتیم که چون سوله
اینجا زن و کودکی بی صدا می نالند+عکس
می خوردم و می گوید: 7 سال پیش پسرم به دام اعتیاد افتاد و در همان دوران هم عاشق دختری شد که از بد روزگار او هم معتاد بود، آن دختر خانواده درستی نداشت و از ازدواج قبلی اش صاحب 4 فرزند شده بود که یکی شان را مادر دختر فروخت و 3 تای دیگر هم به بهزیستی سپرده شدند. وی ادامه داد: هرکاری کردم حریف پسرم نشدم، آنقدر از من دور شد که دیگر هیچ خبری از او نداشتم تا اینکه چند وقت بعد فهمیدم با همان
افسانه وامی که به همه کسونش ندادند
/> مراد گفت: آهان یعنی همین من و تو. شغال گفت: نخیر یعنی همین تو با یه دختر خانم. مراد که حسابی خجالت کشیده بود موضوع صحبت را عوض کرد. روزها گذشت و گذشت تا اینکه یک روز وقتی مراد از کوه بر می گشت در دامنه کوه دخترکی را دید که انگشتش توی بینی اش بود و داشت گوسفند می چرانید. وقتی چشم مراد به دخترک افتاد یک مرتبه قلبش بنا کرد به تند زدن و دست و پایش شل شد. (نگارنده نیز در
کودک خیابانی چقدر درآمد دارد؟
روزنامه ایران: مریم 7ساله جزو کودکان خیابانی است. او را مدتی است سرچهارراه مطهری- سهروردی می بینم. گل می فروشد. صبح ساعت 8 می آید و شب ساعت10می رود. البته تنها نیست؛ مرد سن و سال داری با سبیل های پت و پهن، پیراهن سفید آستین بلند و یقه باز و شلوار قهوه ای و کفش های پاشنه خوابانده او را می رساند و شب ها هم دنبالش می آید و اول از همه پول ها را می گیرد. چند روزی صبح ها کمین می
سال های سوخته
گذشته بود و او دیگر اختیار همه چیز را در دست گرفته بود. وقتی مسئله ازدواجم مطرح شد به خاطر اینکه از دست پدرم راحت شوم به سرعت قبول کردم. مرجان خیلی با مزه صحبت می کند. از آنهایی است که وقتی پای صحبت هایش می نشینی ناخودآگاه هر چند دقیقه یک بار مجبور به لبخند می شوی. او درباره ازدواجش می گوید: باور کنید انگار که این کتک خوردن و ظلم دیدن در خون من بود و مثل سایه همه جا دنبالم می کرد. از
شوهرم هیچ وقت مرا غافلگیر نمی کند
مرا شاد کند. او حتی یک بار هم برای خوشحال کردن من کاری را انجام نداده که من دوست داشته باشم. تمام دوستان و آشنایانمان مرتب از اینکه شوهرشان برای شان کادو خریده یا آنها را غافلگیر کرده است، می گویند، اما من هیچ وقت چیزی برای گفتن ندارم. وی افزود: شوهرم در این مدت یک بار هم مرا به مسافرتی که دوست دارم نبرده است. آروز به دلم ماند که یک شب او به خانه بیاید و به من بگوید که حاضر شو با هم به
راز سرقت میلیونی در پیام وایبری
بود و وضع مالی خوبی داشتند. از طرفی در مدت آشنایی مان می دانستم که جای طلاهای مادرش و خودروی مدل بالای او کجاست. آنها 3دستگاه ماشین داشتند که ماشین مادرش در طبقه دیگری پارک می شد و برای همین کمتر به آن سر می زدند. شب تولد، خواستگار سابقم را به عنوان یکی از آشنایانم دعوت کردم و او در فرصتی مناسب با اطلاعاتی که من در اختیارش قرار دادم سرقت را انجام داد. پس از آن هم طلاها و ماشین را فروخت و زمانی که می خواست مرا در جریان فروش آنها قرار دهد، شاکی پیام وایبری را خواند و همه چیز فاش شد و ما گیر افتادیم. اخبار حوادث - همشهری ...
راز لبخند شهید در زیارت عاشورا
شما دختر می دهد که آقا رسول با قاطعیت گفت: مادر من باید ازدواج کنم و برای این ازدواج دو شرط دارم اول اینکه همسرم خواهرشهید باشد و دوم، ایشان نیز باید به همراه من به اهواز بیاید. بالاخره آقا رسول پس ازموافقت مرحوم حاج جعفر زحمتکش داماد این خانواده شده و پس از یک هفته به همراه همسرش عازم اهواز شد. یکسال پس از ازدواج به شهادت رسید و از ایشان یک فرزند پسر که آن موقع 6 ماهه بود به یادگار
گردان تک نفره زرین 3هزار شلیک موفق داشت
نکند و پا در رکاب لشکریان امام حسین(ع) ماند. پیشتر درباره چاپ کتاب گردان تک نفره زرین صحبت کردید، مایلیم در این باره بیشتر برایمان توضیح دهید. پدر مدت ها پیش به خواب من آمدند که من این همه برای شما خاطره تعریف کردم چرا آنها را مکتوب نمی کنید؟ بر ای همین من دست به کار شدم و کتابی از صحبت های خود شهید آماده کردم. در روند آماده سازی کتاب بودم که خواب شهید خرازی را دیدم. حاج حسین با
راهنمای ورود به دنیای بزرگ علوی
شدند. یه ره نچکا اما یک فرق مهم با همه این داستان ها دارد؛ نه خبری از قتل هست و نه کارآگاه قرار است راز قتلی را کشف کند. او یک شب که در تب می سوزد ناگهان در اتاقش دختری لهستانی را می بیند که قرار است تا چند ساعت دیگر برای همیشه از ایران بود. دختر، تن رنجور و مرد را که می یابد، او را در دوش می کشد تا تبش فروکش کند و همین موضوع باعث می شود که نتواند سر موعد به قطاری که زنام لهستانی را با
به جک استراو پس گردنی زدم!
دوران تصدی وزارت امور خارجه بود؛ علت این علاقه هم این بود که عنان انسان متعادلی بود. وی که در ابتدای این برنامه عنوان کرد علاقه ای برای صحبت در خصوص مسائل سیاسی را ندارد، با نقل خاطره ای از دیدار با جک استراو (وزیر خارجه اسبق انگلیس) در مذاکرات سعدآباد، افزود: در مذاکرات سعدآباد تعدادی از بسیجیان جلوی کاخ سعدآباد جمع شده بودند و علیه مذکرات شعار می دادند؛ جک استراو در خصوص این تجمع گفت
دوست داشتم مشهدی صحبت کنم
کنم اما گروه نویسندگان مان اعتقاد داشتند که برای اینکه کار طنز شود بهتر است لهجه نداشته باشم؛ از سویی سوسن یک دختر مدرن و امروزی بود که چون مدت ها در تهران بود لهجه نداشت. - اما در بعضی از صحنه ها با اوس موسی با لهجه صحبت می کرد. بله- آن به خاطر بار کمدی کار بود که لهجه سوسن بعضی وقت ها به چشم بیاید. - بعد از بازی در نقش سوسن چه باز خورد هایی دریافت کردید؟
آخرین وضعیت گوینده پیشکسوت خبر بعد از تصادف
ناهید تاج نیا - گوینده ی باسابقه خبر در رادیو - که اواسط هفته گذشته دچار سانحه رانندگی شده بود، شنبه - سوم مرداد ماه - جراحی شد و حال عمومی اش را نسبت به چند روز اخیر خوب توصیف کرد. این گوینده باسابقه رادیو که به سختی می توانست صحبت کند، به خبرنگار ایسنا گفت: خدا هیچ وقت به بنده هایش بد نمی دهد ولی این سرعت بالای رانندگی جوانان است که همیشه دردسر درست می کند. خدا را شکر حالم نسبت به
زندگی زیرزمینی، بیخ گوش ما
تعدادی دختر و پسر جوان مشغول بسته بندی غذا هستند و قرار است تا ساعاتی دیگر تعدادی غذا در ظروف یک بار مصرف به دست افرادی در سطح شهر برسد؛ افرادی که چشمانشان منتظر است که هر سه شنبه شب این کمک ها را دریافت کنند؛ افرادی که بنا به دلایل مختلف اعم از فقر و اعتیاد در خیابان، جاهایی که به فکر کسی هم خطور نمی کند، زندگی می کنند. آنها فقط به دروازه غار و یاخچی آباد نمی روند، خیلی از کارتن خواب ها همین