سایر منابع:
سایر خبرها
سفره های خالی، کوچه های بن بست
هم می دوخت که مدام یا حامله باشم یا بچه شیر بدهم. بچه تو بغلم خواب بود، نصف شب. یکهو می دیدم زیر گلویم دارد می سوزد. چشم باز می کردم. می دیدم خدای من، چاقو گذاشته روی گردنم. زار می زدم که چه شده عارف. باز کی از کوچه رد شده؟ بابا ساعت سه صبح است. ولم کن. دست از سرم بردار. می گفت من بمیرم، زن کی می شوی. دیوانه بود. شکاک بود. اوایل انقلاب بستنش به گلوله. تمام روزنامه ها نوشتند
داستان سیل ماتم در یک کوچه تهران
درمیارن، پیداست که چندتاشون هم چینی هستن. هانیه ، همسر محمد هم اینجاست. او صدایش در نمی آید. دست هایش را توی هم گره کرده و پاهایش را تکان می دهد، سندروم پاهای بی قرار . آن قدر در چند روز گذشته جیغ زده که حالا صدایش به زور از گلویش در می آید. دو ماه بود که عقد کرده بودیم. اون شب قرار بود شام بیاد خونه ما. قبل رفتنش به من زنگ زد، گفت من یکی دو ساعت دیگه میام. بعد یکی دو ساعت دیدم
مرگ مرموز یک زن در شعله های آتش
به خاطر سوختگی در بیمارستان مطهری بستری است و خواست به ملاقاتش برویم چون تا حالا چند بار برای آزار ما گفته بود زهرا خودش را کشته یا مرده است باور نکردیم تا اینکه یک ساعت بعد دوباره زنگ زد و گفت به بیمارستان نروید زهرا را به سردخانه برده اند.بعد از قطع شدن تلفن با بیمارستان شهید مطهری تماس گرفتیم و متوجه شدیم که او این بار راست گفته است.فوراً خودم را به بیمارستان رساندم، با ورود به پرستار بخش گفتم
تا درب اتاق رییس جمهور رفتم / دلبسته میرحسین موسوی نیستم / اگر رد صلاحیت شوم صبر پیشه میکنم / خطری را از ...
دانشگاه بالغ بر 12 سال در همین دانشگاه خدمت کردندبخش آموزشی مدیون هنر و زحمت ایشان است لزوما اختلاف نگاه مدیریت داشتن دلالت بر تضاد و تنازعی نیست، ولی اختلاف مشی هست آدم ها که کپی هم نیستند، من یک تربیتی دارم ، فرهنگ و مدیریت خاص خودم ، ایشان نیز نگاه دیگری به مفهوم مدیریتی دارد . هراز نو : نظرتان در خصوص مشکل پیش آمده در خصوص حق وحقوق کارکنان دانشگاه شمال چه بود آیا این مشکل حل شد
وحید قلیچ: پرسپولیس کاروانسرا شده!
بیای تیم ما؟ گفتم: آره علی آقا. گفت: ببین اینجا از پول خبری نیستا! 15 تومن برات وام می گیرم. قسطاشو خودم می دم. برو یه ماشین بردار. یک پیکان مدل 52 بهم داد. سال 59 بود. ماشین رو گرفتم بعد خود علی آقا من را به یک آژانس کرایه ماشین معرفی کرد و از همون روز رفتم آژانس کار کردم. وقتی من رفتم پرسپولیس، صفریان و عسگرخانی از پرسپولیس رفتند. چند سال من و یک گلر از تیم جوانان تنها دروازه بانان
گفته های تکان دهنده بازماندگان سیل
شریان نیوز: از محله جیحون که وارد خیابان 16 متری امیری می شوی، با حجله های جوانان و مردم سیاه پوشی رو به رو می شوی که فضای محله را غم انگیز کرده است. وقتی از چند روز قبل شنیده ای که حدود10 نفر فقط از این محله در منطقه سولقان حضور داشتند و سیل و کشته شدن تعداد زیادی از مردم و از همه اسفبارتر پرپر شدن رفقای نزدیکشان را جلوی چشمشان دیده اند، تصمیم می گیری برای شنیدن دیده ها و اتفاقاتی که گذرانده اند به سراغشان بروی. محمد یکی از جوانانی است که تصمیم می گیرد چند روز قبل از مراسم ازدواجش آخرین روزه ...
امیدواریم شهرستان ادب ذخیره قبر و قیامت ما باشد
که در سی و چند سال پس از پیروزی انقلاب در حوزه فرهنگ انجام شده است، گفت: طرح های مختلفی در این سالیان ارائه شده که عمدتاً به نتیجه نرسیده است. وی از فعالیت موسسه شهرستان ادب به عنوان موفقیتی نام برد که به عنوان یک طرح اساسی در حوزه فرهنگ مطرح و به سرانجام رسید. شهرستان ادب از آزمون و خطاها و تجربیات گذشته بهره گرفته است محدثی نقطه مثبت فعالیت شهرستان ادب در حوزه
زندگینامه حسنعلی نخودکی اصفهانی
حاج شیخ حسنعلی از دوازده تا پانزده سالگی، تمام سال، شبها را تا صبح بیدار می ماندند و روزها همه روز، بجز ایّام محّرمه، با ترک حیوانی روزه می گرفتند و از پانزده سالگی تا پایان عمر پر برکتش، هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان و ایام البیض هر ماه را صائم و روزه دار بودند و شبها تا به صبح نمی آرمیدند . هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود
کار شبانه روزی حقوق 350هزار تومانی!
حالش خوب باشد. اگر او نباشد چه اتفاقی برای من می افتد؟ کار شبانه روزی برای حقوق 350هزار تومانی فرنگیس برای پرداخت اقساط وام ها باید ماهانه 500هزار تومان پرداخت می کرد هزینه ای که حدودا 2 برابر حقوق ماهانه اش بود؛ پول اقساطم خیلی بیشتر از حقوقم بود، من مجبور بودم یک ماه در میان، یکی از قسط ها را پرداخت کنم. تمام روز کار می کنم تا بتوانم همین مقدار پول را به دست آورم. صبح ساعت 7
اینجا دیگر صدای دلاک و مشتری نمی آید
به انتظار می نشستند تا حمام خالی شود. حاج نداف همان گونه که بخش های مختلف حمام را نشانم می دهد، می گوید: در آن زمان 26 کارگر و کیسه کش مجبور بودند از صبح تا شب یکسره کار کنند تا امور مشتری ها رتق و فتق شود، اما الان نه از آن مشتری ها خبری است نه از این کیسه کش ها. وی روزگاری را به خاطر دارد که هر ساعت حمام 15 قران نمره و یک تومان عمومی بود، اما الان عمومی به هزار و 500 تومان
زنبیلت را در صف شیمی درمانی بگذار!
کرد. کلی پرستار را صدا زدم تا بالاخره آمد. بس که سرشان شلوغ است. آدم از صبح که می آید اینجا کلی معطل می شود. یکی دو ساعت باید معطل بمانیم تا نوبتمان شود. داخل اتاق که بروی، دیگر خودت هستی و خودت. اینجا قبلاً تمیز نبود. حتی این صندلی های انتظار هم نبود. بازسازی که کردند بهتر شد. نگاهش می رود سمت یکی از پرستارها و می گوید: اما پرسنل اش انصافاً برخوردشان خوب است. با آدم شوخی می کنند و می
از این به بعد شب ها غذای پختنی نمی خوریم
پروفسور منوچهر جعفریان، متخصص و پژوهشگر برجسته علوم تغذیه بعد از 45 سال دوری، به وطن بازگشته و حاصل یافته های علمی و آزمایشگاهی این محقق که نتیجه 25 سال تلاش مستمر اوست با خود آورده. یافته هایی که در ظاهر آنقدر ساده اند که عمل کردن به آنها شوخی به نظر می رسد. او می گوید تغذیه صحیح عامل اصلی سلامت و عادت غذایی غلط که در میان ایرانیان تبدیل به یک فرهنگ شده علت اصلی بیماری هاست.
اکبرآقا آمده تا مازندران را لیگ برتری کند !
هم مذاکراتمان بیشتر طول نکشید که توافق کردیم و قرار شد فردای آن روز از نوشهر برگردم و قرارداد ببندیم و شروع کنیم که همین هم شد. این اتفاق مثل یک کتاب داستان است. (با خنده) *بعد از چند سال اکبر میثاقیان به مازندران برمی گردد؟ از همان سال شموشک نوشهر که فکر کنم 12، 13سالی می شود که از مازندران دور بودم اما خدا خواست که دوباره برگردم. این تیم خونه به خونه که یک آدم عاشق از جیب شخصی اش خرج
جیب های خالی و دل های پاک/ پاروهای افتخار علیه موج های منفی
به گزاش خبرنگار حوزه پایه و آبی گروه ورزش باشگاه خبرنگاران جوان شب گذشته همین طور که توی فضای مجازی داشتم خبرها رو بررسی می کردم با مبالغ هنگفتی از قراردادهای فوتبالی واقعاً به فکر فرو رفتم ... 2 میلیارد ... یک میلیارد ... 500 میلیون ... اینها مبالغی است که یک فوتبالیست میتونه توی یک فصل فوتبال یعنی 8 الی 9 ماه به دست بیاره ... یاد روزهایی افتادم که یکی از
مبارزه با قاچاق دارو متولی مشخص ندارد!
/> زن ناگهان سرش را به طرف او چرخاند و گفت: راست می گویید؟ مطمئنی همین دارو است؟ تورو خدا تقلبی نباشد. پسر جوان که ظاهری نه چندان آراسته داشت گفت: خانم من کارم همین است. مطمئن باشید اصل جنس است، شما پول و آدرس بدهید تا چند ساعت دیگر دارو را دم در خانه تحویلتان می دهم.زن بلافاصله مبلغی پول به پسر جوان داد و از آنجا دور شد. به گزارش شفاآنلاین ، شاید نمونه این اتفاق برای شما هم پیش آمده
ذهن تان را برای خرید نکردن برنامه ریزی کنید!
خواهم: کالای مورد نیاز شما نیست اما می خواهید که آن را داشته باشید. کمی فکر کنید هر کس به اقتضای زندگی خود مواردی از این دست را می تواند طبقه بندی کند. غیر ضروری: شما دلیل خوب و کافی برای داشتن این اقلام در منزل ندارید. در کمد اغلب خانم ها لباس هایی هست که هرگز پوشیده نشده اند و البته با این منوال هرگز هم پوشیده نخواهند شد و مواردی از این دست. اقلامی که نیاز روزانه شما هستند
نشریه خبر روز جامعه مدرسین مورخ 1394/05/05
و فیصل مقداد معاون وزیر خارجه این کشور گفت که ترکیه طی سال های گذشته مبارزه با تروریسم را بهانه کرده تا به تجاوز علیه سوریه دست بزند. * ادامه حملات ترکیه علیه داعش و پ. ک.ک ارتش ترکیه که عملیات گسترده ای را علیه داعش و شبه نظامیان پ.ک.ک آغاز کرده، شب گذشته نیز مواضع این دو گروه را در عراق و سوریه بمباران کرد. این در حالی است که اقدامات ترکیه باعث واکنش مسئولان عراقی شده است.
اجیر شدن آدمکش از سوی یک زن توطئه گر
مرد آدمکش که از سوی زنی برای قتل شوهرش اجیر شده بود به قصاص نفس - اعدام - محکوم شد. در جلسه دادگاه، این قاتل سعی کرد داستان تازه ای را شرح دهد و این در حالی بود که در تحقیقات پلیسی و قضایی اقرار کرده بود از سوی همسر قربانی و در ازای دو میلیون تومان دستور قتل را گرفته بود. ساعت 10 صبح دیروز رسیدگی به سناریوی جنایت زنانه در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی باقری
چشم هایم غمگین است، اما در زندگی می خندیدم و شاد بودم / یک مرور خاطرات خواندنی از عمر شریف، در روزگار ...
هرچه پول دارم برایش بدهم. من به حرف های منجمان و کف بین ها اعتقادی ندارم. ولی یادم می آید زمانی که بچه بودم یک روز نزد یک کف بین یونانی رفتیم. من به همراه دوستان مدرسه ای خودم بودم. به کف دست من بادقت نگاه کرد و بعد گفت: تو مرد مشهور و مهمی خواهی شد. من حرف هایش را آن وقت جدی نگرفتم. چون خیلی بازیگوش بودم. منبع: الاهرام
هم شانسه هم تلاش
داشتم. سین : چند ساعت درس می خوندی؟ جیم: میانگین روزانه 7 ساعت مفید که ماه اخر به 13 ساعت هم رسید. سین : رتبه ات در آزمون های آزمایشی هم تک رقمی بود؟ جیم : نه همیشه، ولی ترازم هشت هزار و خورده ای بود همیشه. سین : در بین دوستانت رقیب هم داشتی؟ جیم : بله آقای فرهادخانی و ایشون هم رتبه عالی ای رو کسب کردن 22 شد. فکر بی رقیب بودن خیلی بد
اسیر دست این زن شده ام!
را بردار! خودش هم توی انباری گوشه حیاط رفت. اول چاقویی را که همیشه روی طاقچه می گذاشتم، برداشت و زیر لباسم گذاشتم. بعد به طرف گنجه وسایلمان رفتم کمی پول و مدارکی که بود برداشتم بعد یک گونی دست گرفتم و شروع کردم به جمع آوری لباس های بچه ها. چند تکه لباس توی گونی انداختم از پنجره بیرون را نگاه کردم همه جا ساکت بود علیمردان آن وسط ایستاده بود چوبی توی دستش بود به گونی های گندم خیره بود
عبدالوهاب شهیدی:خواننده های کنونی به سمت پول کشیده شده اند
شب های دو سال از عمرم را به یاد دارم که با صدای عبدالوهاب شهیدی و تصنیف خموشی چرای عارف قزوینی عجین شده بود. از روزی که در مراسم سی و یکمین سالگرد مرحوم اسماعیل مهرتاش توانستم استاد عبدالوهاب شهیدی را ملاقات کنم چند سالی هست که در فکر مصاحبه با او هستم و این اواخر سوال هایی دارم که حتما باید از او بپرسم. سوال هایی درباره اختلاف هنرمندان شاخص برنامه گلها با استاد سایه یا ساز عود و نواخته های او
در این افتخار بازیکنان سپاهان شریکم هستند
کنند، استقبال کنند. حقیقتاً سفر سختی بود آن هم با این شرایط جسمانی. بعد از اتمام مراسم برگشتم منزل و تا 3 صبح با نوه هایم همکلام و همبازی بودم، ساعت 5 هم باید می رفتم فرودگاه و کلاً نخوابیدم. صبح رسیدم اصفهان و تازه خوابیدم و الان ساعت 18 در مسیر منزل تا محل تمرین هستم. همین چند دقیقه قبل دیدم چقدر تماس ناموفق روی گوشی ام حک شده و چقدر پیامک رسیده است. هنوز نمی دانم کدام یک از دوستان تماس گرفته و
گفتند بمان اما صلاح نبود در استقلال بمانم
استقلال جدا شد! دیروز صبح بهرام افشارزاده در مصاحبه ای اعلام کرد بیک زاده را می خواهیم و او در استقلال می ماند اما درست پس از چند ساعت از این گفت وگو، ملی پوش آبی پوشان به ملاقات بهرام امیری رفت و در نهایت طرفین به توافق رسیدند تا قرارداد این بازیکن فسخ شود و او رضایتنامه اش را برای حضور در تیم های دیگر بگیرد. البته از اردوگاه آبی پوشان خبر می رسد بیک زاده که از استقلال طلب یک میلیاردی داشت، 400 میلیون آن را بخشیده و در نهایت قرار شد ظرف دو هفته آینده 600 میلیون از طلب او داده شود. هاشم بیک زاده ...
یک حمام، یک عالم تاریخ
و بزرگ، سنگ پا، لنگ، روشول، لیف و کیسه های رنگارنگ. همانطوری که در ورودی حمام نوشته شده، پول خرید هر یک از این وسایل جداگانه محاسبه می شود. روی تابلوی کوچکی بغل دست صاحب حمام نوشته شده: افراد کم درآمد به هر مبلغ می توانند در این گرمابه استحمام کنند . او یک جدول زیر دستش دارد که ساعت ورود و خروج افراد را در آن ثبت می کند و وقتی مشتری رفت، جدول مربوط به آن مشتری را خط خطی می کند. روبه روی جایی که او
آقایان مسئول، هفت کشته امروز را هم به آمارهایتان اضافه کنید!
بود و وعده چهاربانده کردن آن را داد؛ وعده ای که مدیران قبلی اداره کل راه نیز بارها داده بودند. منوچهر رحمانی که در سال 91 مدیرکل راه و ترابری خوزستان بود هم در همان سال در مصاحبه ای وعده حل مشکل این جاده و احداث جاده جدید را داده بود. البته این درد دیرینه است و صرفا به دولت تدبیر و امید محدود نمی شود و پیشتر و در سایر دوره های مدیریتی نیز شاهد این کم توجهی بوده ایم اما این روند همچنان
کافه داری یک طلبه در اصفهان
. در دانشگاه، رشته اقتصاد خواندم و بعد از آن به حوزه علمیه رفتم. بخشی از دوران طلبگی ام را در قم بودم و بخشی را در اصفهان، اما چون همسرم اهل اصفهان بود، آخر به اصفهان برگشتم و فعلا در این شهر تحصیل، کار و زندگی می کنم. خب! طلبگی کجا و کافی شاپ کجا؟ چه شد که کافه دار شدید؟ تقریبا در تمام دوران درس خواندنم، چه آن وقت که دانشجو بودم و چه حالا که طلبه هستم، کار کرده ام! از
جایگاه اقتدار علمی در اندیشه سیاسی اسلام
، یکی از انواع جهاد با نفس هم این است که شما شب تا صبح را روی یک پروژه تحقیقاتی صرف کنید و گذر ساعات را نفهمید. جهاد با نفس این است که از تفریحتان بزنید، از آسایش جسمانیتان بزنید، از فلان کار پرپول و پردرآمد به قول فرنگی ها پول ساز بزنید و تو این محیط علمی و تحقیقی و پژوهشی صرف وقت کنید تا یک حقیقت زنده علمی را به دست بیاورید و مثل دسته گل به جامعه تان تقدیم کنید؛ جهاد با نفس این است. (بیانات مقام
آثار ادوارد براون درباره فرقه های منسوب به مهدویت
برادر رقیب؛ یعنی میرزا یحیی نوری، معروف به صبح ازل و حسینعلی نوری، معروف به بهاء الله) به جزیره قبرس و شهر عکا سفر کند. او سال 1307ق برای دیدن میرزا یحیی، حدود پانزده روز در قبرس اقامت گزید و سپس از آنجا برای دیدن حسینعلی نوری، به عکا رفت. 35 وی در قبرس، هر روز، چند ساعت به دیدار میرزا یحیی می رفت و درباره مسائل متفاوت مذهب، تاریخ، آثار بابیه و مسائل متفرقه از او سخنانی می شنید. ادوارد براون
تحلیل سلحشور از رستاخیز، بدون دیدن فیلم/ افشای نقشه عربستان برای محاصره کامل ایران/ ذوق زدگی خواننده لس ...
بردیم و پس از 6 ساعت مرخص و به خوابگاه برگشت . وی با بیان اینکه پزشک بهداری معتقد بود که غلامرضا اسلامی مسمومیت دارویی پیدا کرده است، افزود: پس از مرخصی باز هم حالت تهوع شدید داشت و نزدیک صبح به خواب رفت، سپس در خواب دوباره به او تشنج دست داد که تا رساندن به بیمارستان فوت شد . غلامرضا اسلامی اهل مسجد سلیمان بود. هاشمی رفسجانی: دولت قبل برای صهیونیست ها نعمت بود پایگاه اطلاع