سایر منابع:
سایر خبرها
هزینه ای بپردازد ایشان است (با خنده). این کنفرانس سه سال پشت سر هم برگزار شد. یکی از افتخارات من این بوده است که هر بار که به ایران می آمدم به همراه آقای چمران به جبهه های جنگ می رفتیم. آن موقع هنوز جنگ در جریان بود و من به آبادان، خرمشهر، سوسنگرد، حمیدیه، دشت آزادگان، دزفول و... رفتم و تمام این مناطق را گشتیم. در این بازدیدها وظیفه شما چه بود؟ کار من فقط مطالعه
غزل عنوان کتابی است که شعرهایی از این شاعر پیشکسوت در کنار دیگر غزل سرایان مطرح کشور در آن منتشر شده است. او مجموعه شعر در فضای شعر امروز عده ای با هوچی گری، شلوغ کردن و خرید فالوور برای صفحه های فضای مجازی، تلاش می کنند تا خودشان را در چشم مخاطب تثبیت کنند و به این شکل به دنبال به دست آوردن جایگاهی در شعر و شاعری هستند. سطرهای سکوت را در سال 84 وارد بازار نشر کرد و جدیدترین
می دونن. این نقد آیا به تو وارده و اصلا باید به اون جواب هم داد؟ اگر باید جواب داد، تو جوابت به این اتهام یا نقد چیه؟ - راستش من زیاد نظر دیگران رو در نظر نمی گیرم. من به این داستان ها توجه نمی کنم. این صحبت ها از سن و سال و دوره من گذشته. به نظرت دوره درخشان رپ در این 20 سال چه زمانی بود. - در 20 سال گذشته سال 86 خیلی خوب بود. اما به نظرم الان خیلی بهتره، چون بچه
و آمد داشته اند یکی صاحبخانه اش بود که فرانسوی بود و کس دیگری که به طور مداوم به این اتاق رفت و آمد داشت پدر من بود که وقتی می رفت پاریس شب ها آن جا می خوابید. شخص دیگری نیست که شاهد این قضیه باشد. اگر هم شخص دیگری باشد متاسفانه فوت کرده است. کسانی که خاطرات شان را در این باره نوشته اند چیزی در مورد این مطلب نگفته اند. فرزانه هم... فرزانه اصلا آن موقع وجود نداشت. فرزانه سال
اصلا چمدان نمی برم! چمدان یعنی برمی گردی، یک پرانتز است در روال رسمی زندگی روزمره؛ ولی سفر بی بازگشت یعنی قرار است از نو زندگیت را جور دیگری معنا کنی. بنابراین آن جا وسایل این جا نه لذتی دارد و نه فایده ای. مثل مرگ... بحث بعدی درباره صدایی نوستالژیک است. صدایی نوستالژیک که خیلی وقت است نشنیده اید و دوست دارید همین حالا بشنوید. صدای پدرم پشت تلفن که سال هاست فوت کرده. یک جایی
فوری گالری خود را تعطیل می کنند. در 10 سال اخیر گالری های زیادی تأسیس شدند اما خیلی ها تعطیل کردند. یک نفر از آنها به من گفت که تو من را گول زدی، گفتم: به چه علت؟ گفت: به اینجا آمدم و دیدم همه چیز عالی است، فکر کردم من هم می توانم گفتم: اشتباه کردید که فکر کردید می توانید، بنابراین من تو را گول نزدم و خودت فکر کردی می توانی و توانایی آن را داری . این کار اصلاً کار آسانی نیست، همه وقتی به اینجا می
هم ایستاده اند و گپ می زنند. می پرسم: امروز فروشتون چطور بود؟ می گوید: بدتر از همه روز. من از صبح یکی فروختم. این آقا هم دو تا. اونی هم که اونجا نشسته، سرش تو گوشیه از صبح یکی فروخته. دیگه افسرده شده دو، سه ساعته رفته اون ور تنها نشسته. پول ناهارش رو هم مهمون ما بود. این آقا هم که اومدن نصف کتاب هاش رو بردن. خودش می آید نزدیک تر. اصلا بساط نکرده بودم صبح. یه کتابخونه خریده بودم. نصفش رو
دوم راه پیدا کرد حال آنکه می شد انتخابات مرحله دوم بین آقای کروبی و آقای هاشمی برگزار شود، ولی وزارت کشور وقت نتوانست. هفته پیش روزنامه همشهری لیستی از استاندارهای دولت دوازدهم را چاپ کرد؛ در دولت دوم آقای روحانی فقط سه استاندار اصولگرا هستند. بقیه اصلاح طلب یا میانه رو و معتدلند. می خواهم بگویم آنچه الان وجود دارد، عملکرد آقای روحانی است. حتی الان در موضوع ورود زنان به عرصه های عالی مدیریتی، این