منصرف نموده است، سکوت را جایز نمی بیند و با قطع سخنان مؤمن آل فرعون رو به آن جمع نموده و می گوید: قال َفِرْعَوْنُ مَا أُرِیکُمْ إِلَّا مَا أَرَی [135] مطلب همان است که من گفتم و من جز آن چه را که معتقدم به شما دستور نمی دهم (و راهی جز کشتن موسی باقی نمانده است).آری چنین است حال همه ی جبّاران و طاغوت ها در طول تاریخ که همیشه رأی صواب را رأی خود می پندارند و به احدی اجازه اظهارنظر در
خانه خواهرش. از لحنش معلوم بود خیلی بیقرار است. مادرش اصرار کرد بگویم بچه دارد به دنیا می آید. گفتم: نه. ممکن است بلند شود این همه راه را بیاید، بچه هم به دنیا نیاید. آن وقت باز باید نگران برگردد. مدام می گفت: من مطمئن باشم حالت خوب است؟ زنده ای هنوز؟ بچه هم زنده است؟ گفتم: خیالت راحت همه چیز مثل قبل است. همان روز، عصر مهدی به دنیا آمد و چهار روز بعد ابراهیم آمد. بدون این که سراغ بچه برود، آمد پیش من
خانواده های جلیلی و ولایتی از حضور در برنامه تلویزیونی خانواده های کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری که قرار بود برای اولین بار از شبکه 2 سیما پخش شود استقبال نکردند. البته نام صاحبه عربی بعد از پیروزی روحانی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بیش از گذشته مطرح شد. او به اقتضای همسر رئیس جمهور بودن در برخی مراسم رسمی حضور پیدا می کند . خانم عربی در بهمن ماه سال 92 به همراه جمعی از همسران
سریال را گذاشتیم. آقای احمدی نژاد همیشه از اینجور پیشنهادها استقبال می کرد. بله، گفت این ها را بنویس. این طور نمی شود شما یک چیز بگویی من یادم برود. باید یک شورا تشکیل شود. اصلاً باید به سینما نگاه تازه ای شود. یک سال و نیم بعد دکتر حسینی به من زنگ زد گفت شما به عنوان یکی از اعضای شورای عالی سینما انتخاب شده ای نظرت چیست، گفتم من را می شناسی و نظریاتم را می شناسی! اگر واقعاً
سرافکنده نکردم. بعد از هر کار و هر فیلمی که پخش می شود از او می پرسم : مصطفی از بازی من راضی هستی؟ می گوید: بله. همین حرف برای من اهمیت بیشتری دارد، بقیه حرفها برای من اهمیتی ندارند. آن چیزی که برای من اهمیت دارد این است که جواب اطمینان برادرم را بدهم. به همان اندازه که گرفتن جواب اطمینان از طرف بهروز شعیبی هم برایم اهمیت دارد. پس از سریال پرده نشین به زنگ زدم به بهروز گفتم بهروز جان من تمام تلاشم را
کردیم و صاحب دو فرزند شدیم. مرتضی متولد دی ماه 69 است. مصطفی هم متولد آبان 71 است. *ابتدای زندگی مشترک چقدر درگیر فعالیت های موشکی بود؟ شما چقدر در جریان کارهای ایشان بودید؟ بعد از ازدواج ما به ماموریت های زیادی می رفت و در هفته دو تا سه روز را در ماموریت بود. در همین ایام یادم هست وقتی به او خبر پدر شدنش را دادم بسیار خوشحال شد. موقع تولد فرزندمان در بیمارستان آنقدر شاد بود و