/> 3. دعای اسم اعظم: سید علیخان شیرازی درکتاب کلم طیب نقل فرموده: اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او الله و اختتام او هو است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار بدهد، هرآینه هر امر مهم جزئی و کلی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره ی مبارکه ی بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آنها
فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ". 3 نساء، 157، و گفتارشان که: "ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!" در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می کنند و قطعاً او را نکشتند 4 محمد، 7. 5 طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوی همدانی
آیاتی مثل آیه 74 سوره انفال "وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الَّذینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا” برخورد می کنیم که به حق در رأس همه اینها جناب حمزه سیدالشهداء هستند که در آن وضعیت سخت که همه مشرکان و دشمنان بر علیه رسول خدا بسیج شده بودند، هم جهاد کرد، هم در راه خدا هجرت کرد و هم بعنوان یک مومن واقعی به دنبال این بود که به تعبیر قرآن که در
کشته شود. انی لا ازی الموت الا السعاده و لا الحیاه مع الظالمین الا برما. قرآن کریم می فرماید : هرکس به شما حمله کرد، همانند حمله وی بر او حمله کنید و ازمخالفت فرمان خدا بپرهیزید و زیاده روی ننمایید و بدانید خدا با پرهیزگاران است . فمن اعتدی علیکم فاعتدوا بمثل ما اعتدی علیکم و تقوا الله . ( سوره بفره آیه 194 ) و اضافه می کند: با مشرکان و متجاوز گران به طور دسته جمعی پیکار کنید
، زیرا ما اهل بیت و به آن شایسته تر از شما هستیم. (41) در جای دیگر فرمود: نحن آل الرسول و احق بالامر (42) و در بیان دیگری آن حضرت اشاره کرد: به درستی که پیشوایان از قریش هستند که در نسل هاشم قرار داده شده است و امامت بر غیر ایشان سزاوار نیست و خلفای غیر آنان شایستگی ندارند. (43) همچنین در نامه ای به معاویه با استناد به آیات و روایات، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نوشتند: ما اگر حق خود را می خواهیم
خواند و مراد او دنیای پس از مرگ است، رحمانیت و عدل خدا معنا ندارد. او می گوید: ما به هستی معنا دادیم! ما نباشیم هستی نیست! با دقت در مطالب طاهری، باطل بودن آن مشخص می شود؛ چراکه طریق مشترک برای کافر و مؤمن، آن هم بدون مقدمه و خودسازی در مسیر کمال، اجتماع نقیضین است، وی از یک سو عرفان خود را همان صراط مستقیم می داند. از سوی دیگر، هیچ ملاک ایمانی یا عمل صالح برای این اتصال قائل نیست
، آنگاه پروای از ناپسندی محتمل نزد عقل و دین در نظر گرفت و در مرتبه سوم پروای از هر آنچه غیر حق و غیر خداست دانست. خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ[10] ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا آن گونه که حق پرواکردن است، پرواپیشه کنید. قاعدتا تحقق مجموعه مراتب تقوا باید حق تقوا باشد و بالاترین حد عصمت است. خداوند متعال خطاب به اهل فهم و شعور